ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

عکس نوشته آیه قرآنی برای پروفایل؛ عکس پروفایل قرآنی و آیات

۲. یهودیان مدینه، مهم‌ترین مانع ایمان:

در بخش دوم سوره با بررسى موانع گسترش دین در جامعه اسلامى به مقابله با اشکال‌تراشی‌ها و بهانه‌جویی‌هاى یهودیان مدینه مى‌پردازد. آنان مهم‌ترین مخالفان آیین توحیدى و برپایى حکومت دینى در شهر مدینه بودند. این بخش با دعوت یهویان به ایمان به پیامبر اسلام ـ که بخشى از پیمان خدا با بنى‌اسرائیل است ـ آغاز مى‌شود.

در ادامه با یادآورى نعمت‌هاى الهى به بنى‌اسراییل به یهودیان مدینه گوشزد مى‌کند که بهانه‌جویی‌ها و پیمان‌شکنی‌هاى نیاکان آن‌ها در طول تاریخ جز ذلت و خوارى هیچ ثمرى براى آن‌ها نداشته و ایشان نیز بهتر است از پیمودن این راه بپرهیزند. در انتها به بررسى بهانه‌ها و اشکالات یهودیان درباره اسلام و ‌نبوت پیامبر پرداخته به آن‌ها پاسخ مى‌دهد.

مهم‌ترین مباحثى که در این بخش از سوره مطرح مى‌گردد به شرح زیر ‌است:

الف. آیات ۴۰ ـ ۴۶ ضمن دعوت یهودیان به اسلام از آنان مى‌خواهد با ایمان به پیامبر اسلام پایبندى خود را به عهد و پیمانى که با خدا بسته‌اند نشان دهند و براى دستیابى به منافع ناچیز دنیوى حقانیت قرآن و پیامبر را انکار نکنند (آیه ۴۰ـ۴۱).

ب. آیات ۴۷ ـ ۶۱ نعمت‌هاى خدا به بنى‌اسرائیل و بهانه‌جویی‌ها و سرکشی‌هاى آن‌ها را در برابر این نعمت‌ها برمى‌شمرد تا یادآور شود که چگونه نیاکان آن‌ها بر اثر مخالفت با حق از قله برترى بر همه انسان‌هاى زمان خودشان: «اَنّى فَضَّلتُکم عَلَى العلَمین» (آیه ۴۷) به حضیض ذلت و حقارت کشانده شدند: «ضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ والمَسکنَةُ» (آیه ۶۱). در این آیات نعمت‌هایى همچون نجات بنى‌اسرائیل از شکنجه‌ها و ظلم‌هاى فرعونیان (آیه ‌۴۹)، شکافته شدن دریا و نجات حضرت موسى علیه‌السلام و همراهانش (آیه ۵۰)، نزول تورات براى هدایت بنى‌اسرائیل (آیه ۵۳)، زنده شدن گروهى از قوم بنى‌اسرائیل پس از آن که بر اثر تقاضاى رویت خدا به مرگ محکوم شده بودند (آیه ۵۶)، مهیا شدن نعمت‌هاى مادى مانند سایه ابر و آشامیدنى و خوراکیهاى لذیذ (منّ و سلوى)[۷۶] در بیابان (آیه ۵۷) و سرانجام سیراب شدن همراهان حضرت موسى از ۱۲ چشمه آب که به درخواست موسى و معجزه الهى جارى شد (آیه ۶۰) برشمرده شده است.

به گزارش این آیات، قوم بنى‌اسرائیل به جاى قدردانى از این نعمت‌ها و سپاسگزارى به درگاه الهى، از فرمان خدا سرپیچى (آیه ‌۶۱) و گوساله‌پرستى را پیشه کردند (آیه ۵۱). و غذاهاى رنگانگ از موسى درخواست کردند (آیه ۶۱) و حتى معجزات الهى را انکار کرده، پیامبران خدا را که براى هدایت آن‌ها آمده بودند کشتند (آیه ۶۱).

در ادامه، ویژگی‌هاى عمومى و شاخصه‌هاى فکرى و رفتارى بنى‌اسرائیل را برمى‌شمرد تا نشان دهد علت اصلى مخالفت آنان با تعالیم پیامبر اسلام، گمراهى و حق‌ستیزى آن‌هاست؛ نه وجود کاستى و نقصان در آیین خدایى اسلام.

به گزارش این آیات، خصلت‌هاى ناشایستى مانند پیمان شکنى (آیات ۶۴‌، ۸۳)، حیله‌گرى (آیه ۶۵)، قساوت قلب (آیه ۷۴)، باور نداشتن سخنان انبیاء و نداشتن روح تسلیم در برابر آن‌ها (آیه ۶۷)، تحریف کلام خدا (آیه ۷۵)، اعتقاد به مصونیت قوم یهود در برابر آتش غضب الهى (آیه ۸۰)، عمل کردن به برخى از وظایف دینى و رهاکردن سایر وظایف (آیه‌ ۸۵)، مخالفت با پیامبرانى که سخنى برخلاف میل آن‌ها بگویند و کشتن برخى از انبیاء (آیه‌ ۸۷) از ویژگی‌هاى قوم بنى‌اسرائیل بوده و همین خصلت‌ها مانع از ایمان یهودیان مدینه به پیامبر اسلام شده است، هر چند پیش از این در انتظار بعثت آن حضرت بودند (آیه ۸۹).

براى نشان دادن ویژگی‌ها و روحیات بنى‌اسراییل آیات مذکور داستان‌هایى از زندگى قوم یهود را در گذشته یادآور مى‌شود و در برخى موارد رفتارهاى یهودیان زمان پیامبر را با رفتار آن‌ها مقایسه مى‌کند تا نشان دهد خصلت‌هاى اساسى بنى‌اسراییل در طول تاریخ تفاوتى نکرده است.

مهم‌ترین رخدادهاى تاریخى و رفتارهایى که در این آیات به آن‌ها اشاره شده به شرح زیر است: قرار گرفتن کوه طور بر بالاى سر قوم یهود از روى اعجاز[۷۷] و گرفتن پیمان از آنان مبنى بر عمل کردن به دستورات تورات، (آیه ۶۳) داستان کسانى که حکم تعطیلى روز شنبه را با حیله‌گرى نقض کردند،(آیه ۶۵) بهانه‌جویى و مقاومت قوم یهود در برابر دستور خدا براى کشتن گاوى که قاتل فرد بی‌گناهى را مشخص مى‌کرد (آیه ۶۷ ـ ۷۱).

داستان گروهى از بنى‌اسراییل که با گوش خود فرمان خدا را شنیدند؛ اما آن را تحریف کردند و یهودیانى که در زمان پیامبر از روش آنان پیروى مى‌کنند (آیات ۷۵ ـ ۷۹) و بیان برخى دیگر از خصلت‌هاى این قوم (آیات ۸۰ ـ ۸۶) و سرانجام گزارشى از مخالفت‌هاى پى در پى بنى‌اسرائیل با انبیاى الهى و تکذیب و کشتار آن‌ها به سبب ناسازگارى تعالیم انبیا با خواهش‌هاى نفسانى آنها (آیات ۸۷ ـ ۸۸).

پس از ارائه گزارشى از خصلت‌ها و ویژگی‌هاى قوم بنى‌‌اسرائیل و یادآورى داستان‌هاى تاریخى، به بیان رفتارها و تلاش‌هاى مذبوحانه یهودیان زمان پیامبر مى‌پردازد و بهانه‌جویى و اشکال تراشی‌هاى آنان را برمى‌شمارد. یهودیان با تکیه بر این بهانه‌ها کوشش مى‌کردند، بى‌ایمانى خود و مخالفتشان را با پیامبر اسلام موجه جلوه دهند و افزون بر این از گرویدن اعراب به اسلام مانع شوند.

در این آیات پس از طرح هر ایراد با دقت ابعاد آن بررسى و پاسخ داده شده است. در آیات آغازین این قسمت به یهودیان مدینه یادآور مى‌شود که شما همان کسانى هستید که بى‌صبرانه در انتظار بعثت پیامبر بودید تا با یارى او بر اعراب کافر پیروز شوید؛ اما اکنون که هنگام یارى رساندن و ایمان آوردن به اوست با این که کاملاً وى را مى‌شناسید و همه ویژگی‌هاى او را با آنچه در تورات آمده بود هماهنگ مى‌یابید، صرفاً به سبب آن که وى از بنى‌اسرائیل نیست[۷۸] به مخالفت با او پرداخته، او را انکار مى‌کنید (آیات ۱۴۶، ۸۹ ـ ۹۰).[۷۹]

بنابراین شما هیچ دلیل قانع کننده‌اى براى مخالفت با او ندارید، آنگاه سخنان کفرآمیز و بهانه‌هاى بى‌پایه آنان را یکایک بیان مى‌کند؛ از جمله این که مى‌گفتند: ما فقط به آنچه بر بنى‌اسرائیل نازل شده است، ایمان مى‌آوریم (آیه ‌۹۱)، یا مى‌گفتند: ما با جبرئیل که آورنده وحى بر پیامبر اسلام است دشمنیم زیرا او همواره دستورات دشوار همچون جنگ و را براى بنى‌اسرائیل مى‌آورد[۸۰] (آیات ۹۷ ـ ۹۸) یا نسخ شدن برخى احکام دین یهود توسط پیامبر را نشانه غیرخدایى بودن آیین اسلام مى‌دانستند.[۸۱]

برخى از آن‌ها تقاضاهاى نامعقولى همچون رؤیت خدا را از پیامبر داشتند و مسلمانان را نیز تحریک مى‌کردند که این خواسته را تکرار کنند و در صورت اظهار عجزِ پیامبر از او روى برتابند.[۸۲]

در ادامه از قول یهودیان و مسیحیان نقل مى‌کند که هر یک از آنان تنها خود را شایسته ورود به بهشت معرفى مى‌کردند (آیات ۱۱۱ ـ ۱۱۲) و به این ادعاى بى‌اساس نیز پاسخ مى‌دهد. بهانه دیگر یهودیان این بود که به پیروى از مشرکان ناآگاه[۸۳] مى‌گفتند: چرا خدا به طور مستقیم با ما سخن نمى‌گوید یا آیه و معجزه‌اى بر خود ما نازل نمى‌شود؟ (آیه ۱۱۸) یا آنان و مسیحیان هر یک از مسلمانان را به دین خود دعوت مى‌کردند (آیه ۱۳۵) چنان که حضرت ابراهیم علیه‌السلام و پیامبرانى که از نسل او بودند همگى یهودى یا نصرانى بودند (آیه ۱۴۰).

خداوند به آنان پاسخ مى‌دهد که هدایت واقعى در پیروى از آیین حضرت ابراهیم علیه‌السلام است؛ نه کیش یهود و نصارا (آیه ۱۳۵). این پاسخ پس از آن است که در آیات ۱۲۴ ـ ۱۳۴ به تفصیل شخصیت حضرت ابراهیم و آیین او معرفى و اعلام شده است که جز سفیهان کسى از آیین و روش ابراهیم علیه‌السلام روى برنمى‌گرداند (آیه ۱۳۰) و این همان آیینى است که حضرت یعقوب علیه‌السلام ـ که بنى‌اسراییل همگى از نسل او هستند ـ به آن سفارش کرده بود (آیه ۱۳۲).

بهانه و اشکال دیگرى که یهودیان بر پیامبر و مسلمانان داشتند درباره تغییر قبله بود. یهودیان که بارها مسلمانان را به سبب نداشتن قبله مستقل مورد طعن و سرزنش قرار داده بودند،[۸۴] با تغییر قبله، بهانه دیگرى را مطرح کردند و گروهى از یهودیان سبک مغز مى‌گفتند: چرا مسلمانان از بیت المقدس که مورد توجه همه انبیاى گذشته و تاکنون نیز قبله آنها بوده به سوى کعبه بازگشتند؟!(آیه ۱۴۲) پاسخ این سوال نیز در آیات‌ ۱۴۲ـ۱۵۰ داده شده است و ضمن آن به حکمت تغییر قبله و وظایف مسلمانان پس از تغییر قبله همچون جهاد و صبر بر مصائب اشاره شده است.[۸۵]

پس از پاسخ به همه شبهات و بهانه‌هاى یهود، آیات پایانى این بخش آخرین هشدارها را به یهودیان و پیشوایان گمراهشان مى‌دهد و از آنان مى‌خواهد از کتمان حقایق بپرهیزند (آیه ۱۵۹) زیرا کسانى که آنچه را خدا نازل کرده است، کتمان مى‌کنند به عذاب دردناکى دچار خواهند شد (آیه ‌۱۷۴).


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن شناسی
[ پنجشنبه نهم آذر ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب