ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

 اهمیت نماز در اسلام/ آیا می‌شود خدا را طور دیگری عبادت کرد؟

اصول مشترک ادیان در انسان شناسی
انسان شناسی دینی عملکرد و رفتار انسان را بازتاب شخصیت درونی فرد می داند که زشت یا زیبا با انتخاب خود او، بر پایه تمایلات مادی یا گرایشهای فطری که هر دو ریشه در ذات بشر دارد ـ شکل گرفته و به ثمر می نشیند. «قل کلّ یعمل علی شاکلته فربّکم أعلم بمن هو أهدی سبیلاً» اسراء/85 هر کس بر حسب ساختار [روانی] خود عمل می کند و پروردگار شما به آن که راه یافته تر است داناتر است. «والبلد الطیب یخرج نباته بإذن ربّه و الذی خبث لایخرج إلاّ نکداً» اعراف/58 زمین پاک، گیاهش با اذن پروردگار خود می روید و زمین ناپاک، گیاهش جز اندک آن هم بی فایده بیرون نمی آید. «ألم تر کیف ضرب الله مثلاً کلمة طیبة کشجرة طیبة أصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی أکلها کل حین بإذن ربّها… و مثل کلمة خبیثة کشجرة خبیثة اجتثت من فوق الأرض مالها من قرار» ابراهیم/26 ـ 25 آیا ندیدی خدا چگونه مثل زده: سخن پاک[انسان با ایمان] مانند درختی پاک است که ریشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است، میوه اش را هر دم به اذن پروردگارش می دهد. مَثَل سخن ناپاک چون درخت ناپاک است که از روی زمین کنده شده و قراری ندارد. حقیقت یادشده را کتاب مقدس نیز با زبان تمثیل توضیح می دهد: «یا درخت را نیکو گردانید و میوه اش را نیکو، یا درخت را فاسد سازید و میوه اش را فاسد… سخن نمی گوید دهان مگر از زیادتی آنچه در دل است، مرد شایسته و نیک بیرون می آورد از گنج شایسته و نیکو صلاح و نیکویی را، و مرد بد از گنج بد بیرون می آورد بدی را.»48 «هیچ درختی نیکو میوه بد بار نمی آورد و نه درخت بد میوه نیکو آورد؛ زیرا که هر درخت از میوه اش شناخته می شود. از خاک انجیر را نمی یابند، از بوته، انگور را نمی چینند.»49 کتاب مقدس نیز پلیدی شخصیت را با منشأ درونی مرتبط دانسته است: «ایشان حق خدا را به دروغ مبدل کردند و عبادت و خدمت نمودند مخلوق را به عوض خالق که تا ابدالآباد متبارک است، از این سبب خدا ایشان را به هوسهای خباثت تسلیم نمود.»50 «آلودگان و بی ایمانان را هیچ چیز پاک نیست، بلکه فهم و ضمیر ایشان نیز ملوّث است.»51 «آنچه آدمی را نجس می کند چیزهایی است که از درونش می تراود… چون از درون دل انسان پدید می آید خیالات بد و زنا و فسق و قتل و دزدی و طمع و خباثت و مکر و شهوت پرستی و چشم بد و کفر و غرور و جهالت. تمامی این چیزهای بد از درون صادر می گردد و آدم را ناپاک می گرداند.»52 «از تکبر جز نزاع چیزی پیدا نمی شود.»53 «هر جایی که حسد و تعصّب است در آنجا فتنه و هر امر زشت موجود می باشد… میوه عدالت در سلامتی کاشته می شود.»54 ادیان پرنفوذ کهن چون بودیزم، و برهمنیزم و ادیان ابراهیمی همه دراین امر اتفاق نظر دارند. دستیابی به کمال شخصیت از کانال کنترل هوای نفس عبور می کند. در اوپانیشاد ضمن تقسیم دلها به پاک و ناپاک و تأکید بر اینکه خواهشهای نفسانی آلاینده دل و سبب گرفتاری هاست؛ آمده است: «وقتی که خواهشها از دل دور شد و دل نیلوفری را در ضبط درآورد، آن زمان می فهمد که من برهم ام و مرتبه اعلی را که منتهای مراتب است می یابد.»55 بودیزم نیز پایان دادن به بدبختی و بیچارگی و دستیابی به مقام فنا در گرو از میان برداشتن تمایلات نفسانی و هوا و هوس می شناسد.56 خود بودا می گفت: «برای فرونشاندن آتش شهوت، غضب، دشمنی و هوسرانی راهی وجود دارد؛ راه مستقیم و نورانی را فرا روی تان قرار دهید که دروازه آن پاکسازی ذهن و نهایت آن صلح و محبت نسبت به تمام جانداران است.»57 ادیان ابراهیمی ضمن همسویی با سایر ادیان در پذیرش خطر خودپرستی و هوسبازی و ضرورت مبارزه با آن، رهنمودهای تربیتی و راهکارهای عملی روشنی را نیز ارائه می دهد به گونه ای که سالک پس از دریافت تذکر، بی درنگ با بکارگیری آن هدایتها به بازسازی و بهسازی شخصیت خود بپردازد. «و أمّا من خاف مقام ربّه و نهی النفس عن الهوی. فإنّ الجنة هی المأوی» نازعات/41 ـ 40 و اما کسی که از بازخواست پروردگار خویش ترسید و نفس خود را از هوس باز داشت پس جایگاه او بی تردید بهشت خواهد بود. «و أقم الصلاة إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکر الله أکبر» عنکبوت/45 و نماز را بر پادار که نماز از کار زشت و ناپسند باز می دارد و قطعاً یاد خدا بالاتر است. در کتاب مقدس می خوانیم: «در ترس خداوند اعتمادی قوی است و فرزندان او را ملجأ خواهد بود، ترس خداوند چشمه حیات است تا از دامهای موت اجتناب نمایند.»58 «جزای تواضع و خداترسی، دولت و جلال و حیات است.» «من آمده ام تا ایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند.»59 «آن گاه تورات را برایشان بخوانید… تا بشنوند و تعلیم یابند و از خدا بترسند و در عمل به آن هوشیار باشند.»60 «هر کس که عمل می کند برای رضای پدر من که در آسمانهاست، داخل می شود در ملکوت آسمانها.»61 «هرکس نزد من آید و سخنان مرا بشنود و آنها را به جا آورد شما را نشان می دهم که به چه کسی شباهت دارد؛ مثل شخصی است که خانه می ساخت و زمین را کنده گود نمود و بنیادش را بر سنگ نهاد پس چون سیلاب آمده سیل بر آن خانه زور آورد نتوانست آن را جنبش دهد؛ زیرا که بر سنگ بنا شده بود. ولی هر که شنید و عمل نیاورد مانند شخصی است که خانه بر روی زمین بی بنیاد بناکرد که چون سیل برآن صدمه زد فوراً افتاد و خرابی آن خانه عظیم بود.»62 تفاوت تعالیم کنفوسیوس که می گوید تمام مفاسد اجتماعی به این بر می گردد که انسان به دلیل حاکمیت تمایلات فاسد و پست، نه توان ارزیابی خود را دارد و نه قدرت شناخت حقایق را، 63 با تعالیم ادیان ابراهیمی در این است که کنفوسیوس الگوی نیرومند اصلاح گر ارائه نمی دهد، ولی ادیان ابراهیمی پیرایش و پرورش شخصیت را صعود به سوی خدا و ورود به عالم ملکوت می داند که از طریق یاد خدا و بندگی او دست یافتنی است. به همین دلیل خاموشی یاد خدا در دل فراموشی از خود انسانی انسان را نیز همراه دارد: «ولاتکونوا کالذین نسوا الله فأنساهم أنفسهم أولئک هم الفاسقون» حشر/19 و چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او آنان را دچار خود فراموشی کرد، آنان نافرمانانند. یاد خدا از آن رو که یاد صفات و دادرسی خدا نیز هست آدمی را به عدالت و مهرورزی هدایت می نماید تا به تعالی دلخواه دست یافته و در روز واپسین ازعادلان و ابرار شمرده شود.

 


موضوعات مرتبط: ادیان شناسی
برچسب‌ها: ادیان شناسی
[ جمعه سی و یکم تیر ۱۴۰۱ ] [ 8:58 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب