ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

fatima al zahra poster 1435h by hadishamsedin on DeviantArt

اقرار به رسالت پدر در شکم مادر

وقتی که کفّار از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) انشقاق قمر را خواستند، زمانی بود که حضرت خدیجه (علیهاالسّلام) به حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) حامله بود و حضرت خدیجه (علیهاالسّلام) از این سؤال کفّار ناراحت شده و گفت:
«زهی تأسّف برای کسانی که محمّد را تکذیب می کنند! در حالی که او فرستاده ی پروردگار من است.»
پس حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) از شکم مادرش صدا کرد:
«ای مادر! نترس و محزون نباش؛ زیرا خدا با پدر من می باشد.»
پس وقتی که مدّت حمل حضرت خدیجه (علیهاالسّلام) تمام شد و موقع وضع حمل رسید، حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) را به دنیا آورد و او به نور جمال خود، تمام جهان را روشن و منوّر ساخت.(5)

چرخیدن آسیای دستی به خودی خود در خانه ی حضرت زهرا (علیهاالسّلام)

جناب ابوذر می گوید:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا به دنبال علی (علیه السّلام) فرستاد. به خانه اش رفتم و او را خواندم؛ ولی پاسخ مرا نداد و آسیاب دستی را دیدم بدون اینکه کسی باشد، به خودی خود می گردد. دوباره او را خواندم. بیرون آمد و با هم نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتیم و پیامبر متوجّه علی (علیه السّلام) شد و چیزی به او گفت که من نفهمیدم.
گفتم: شگفتا از دستاسی که بدون گرداننده می گردد!


آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «خداوند قلب دخترم، فاطمه و اعضا و جوارحش را پر از ایمان و یقین کرده و چون خداوند ضعف او را دانست، پس در روزگار سختی به او کمک کرد و کفایتش نمود. مگر نمی دانی که خداوند، فرشتگانی را قرار داده تا خاندان محمّد را یاری دهند؟!»(6)

حرام بودن آتش بر حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسّلام)

روزی عایشه نزد حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) آمد؛ در حالی که آن حضرت برای امام حسن و امام حسین (علیهم السّلام) با آرد و شیر و روغن در دیگی غذای حریره درست می کرد. دیگ بر روی اجاق و آتش می جوشید و بالا می آمد و حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) آن را با دست خود هم می زد.
عایشه با اضطراب و نگرانی از نزد او بیرون آمده، نزد پدرش ابوبکر رفت و گفت:
ای پدر! من از فاطمه چیز شگفت آوری دیدم و آن اینکه دست به درون دیگی که بر روی آتش می جوشید، برده، آن را به هم می زد.


گفت:
دخترکم! این را پنهان کن که کار مهمّی است.
این خبر که به گوش پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) رسید. بر بالای منبر رفت و حمد و سپاس الهی را به جای آورد. سپس فرمود:
«همانا مردم، دیدن دیگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجّب می کنند. سوگند به آن کسی که مرا به پیامبری برگزید و به رسالت انتخاب فرمود، همانا خدای عزّ وجلّ آتش را بر گوشت، خون، موی، رگ و پیوند فاطمه حرام کرده است، فرزندان و شیعیان او را از آتش دور نمود. برخی از فرزندان فاطمه دارای رتبه و مقامی هستند که آتش و خورشید و ماه از آنها فرمانبرداری کرده در پیش رویش جنیّان شمشیر زده؛ پیامبران به پیمان و عهد خود درباره ی او وفا می کنند؛ زمین گنجینه های خودش را تسلیم او نموده، آسمان برکاتش را بر او نازل می کند.


وای، وای، وای به حال کسی که در فضیلت و برتری فاطمه شکّ و تردید به خود راه دهد! و لعنت و نفرین خدا بر کسی که شوهر او، علیّ بن ابی طالب (علیه السّلام) را دشمن داشته و به امامت فرزندان او راضی نباشد. همانا فاطمه، خود، دارای جایگاهی است و شیعیانش نیز بهترین جایگاه ها را خواهند داشت. همانا فاطمه پیش از من دعا می کند و شفاعت می نماید و شفاعتش به رغم میل کسانی که با او مخالفت می کنند، پذیرفته می شود.(7)

سخن گفتن در رحم مادر

حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) در رحم مادرش حضرت خدیجه (علیهاالسّلام) سخن می گفت و آرام بخش و تسکین خاطر او بود، حضرت خدیجه (علیهاالسّلام) در پاسخ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که پرسید با که سخن می گویی؟ گفت:
«فرزندی که در رحم دارم، با من سخن می گوید و مونس من است.
کسی که جبرئیل به دختر بودنش خبر می دهد.»(8)

برکت غذا

حضرت علی (علیه السّلام) می فرماید:
«روزی به بازار رفتم. یک درهم گوشت و یک درهم ذرّت خریدم و به خانه آوردم. فاطمه (علیهاالسّلام) مشغول پختن آن شد. وقتی که آن را آماده نمود، فرمود: ای کاش! می رفتی پدرم را دعوت می کردی.»
من رفتم و دیدم حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) خوابیده و می گوید:«از گرسنگی در حال خواب، به خدا پناه می برم.»


گفتم: یا رسول الله! نزد ما غذایی هست.
پس دستش را به من داد و آمدیم و چون به خانه رسیدیم، به فاطمه (علیهاالسّلام) فرمود: «غذا را بیاور.» فاطمه نیز غذا را در دیگی گذاشته، خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آورد. حضرت پارچه ای روی غذا کشید و فرمود: «خدایا! غذای ما را برکت ده.» سپس فرمود: «یک پیمانه به عایشه بده. فاطمه یک پیمانه برای او فرستاد.» بعد فرمود: «یک پیمانه به امّ سلمه بده.» برای او نیز فرستاد تا اینکه به هر یک از نُه همسرش یک سهم فرستاد.

درخشیدن نور از ملحفه ی حضرت زهرا (علیهاالسّلام)

روایت شده است که حضرت علی (علیه السّلام) از یک نفر یهودی، مقداری جو قرض کرد و در مقابل آن، ملحفه ی حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) را که از پشم بود، گرو گذاشت. یهودی آن را برد و در خانه اش گذاشت. هنگام شب، زن یهودی برای کاری به آن اتاقی که ملحفه در آن بود، رفت. ناگهان نوری را در حال درخشش دید که اتاق را روشن کرده بود. به سوی شوهرش برگشت و به او گفت:
در اتاق، روشنایی بزرگی را دیدم.


شوهرش نیز تعجّب کرد و فراموش کرده بود که ملحفه ی حضرت فاطمه (علیها السّلام) را در آنجا گذاشته است. سریع برخاست و وارد آن اتاق شده. دید شعاع نور ملحفه، پخش شده و مانند نور ماهی است که از نزدیک طلوع کرده باشد. از این مسئله در شگفت شد. به جایی که ملحفه را گذاشته بود، دقّت کرد و فهمید که این نور از همان ملحفه است. یهودی رفت و اقوام و خویشانش را فراخواند و همسرانش نیز اقوام و خویشان خود را حاضر ساخت. بنابراین عدّه ی زیادی از یهودیان جمع شده، همه ی آنان وقتی این امر را دیدند، مسلمان شدند.(9)

[ دوشنبه ششم آذر ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب