ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

عدالت

عدل بر چهار پایه استوار است:
الف) فکری ژرف اندیش (غایص الفهم)
ب) دانشی عمیق (غور العلم)
ج) داوری نیکو (زهرة الحکم)
د) استوار بودن در شکیبایی (رساخة الحلم)
کسی که درست اندیشه کند، به ژرفای دانش می‌رسد، کسی که به حقیقت دانش برسد، از چشمه زلال شریعت سیراب می‌گردد، کسی که شکیبا باشد، در کارش زیاده‌روی نکرده با نیکنامی در میان مردم زندگی خواهد کرد .
در این نگاه، شناخت عمیق و تفکر سالم، صبر و پایداری و داوری نیکو از عوامل مهم ایجاد و اجرای عدالت به شمار می‌رود. دو پایه نخست مربوط به تعلیم و دو پایه دیگر مربوط به تربیت است. در جامعه‌ای که تعلیم و تربیت رشد کند، اجرای عدالت نیز آسان تر و امکان‌پذیر می‌گردد.
تعلیم و تربیت کارگزاران نظام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ به‌همین سبب در اسلام و نظام امامت عدل، فرمانروایان جامعه باید از نظر علم و آگاهی در بالاترین سطح قرار داشته باشند.
پیامبر اکرم (ص) فرمود:
«من امّ قوما وفیهم من هو اعلم منه لم یزل امرهم الی السّفال الی یوم القیامة»
کسی که امامت و پیشوایی جماعتی را بر عهده گیرد، در حالی‌که در میان آنها آگاه تر از او وجود دارد، پیوسته کار آن‌ها رو به انحطاط می رود تا روز قیامت.
از ویژگی‌های بارز نظام امامت عدل، دغدغه‌ خدمت به مردم و اجرای عدالت است. این رسالت در حکومت نبوی چنان تجلی یافته است که برای همیشه می‌تواند سرمشق کارگزاران حکومتی باشد.
سیره و منش پیامبر اسلام، کارگزارانش را چنان تعلیم و تربیت کرد که سوء استفاده از مقام و موقعیت، رشوه‌گیری، منفعت‌طلبی، ‌رانت‌خواری، ستم و تبعیض، تجاوز به حریم دیگران و گذر از حریم الاهی تلقی شده و ممنوع بود. چون آن بزرگواران این حقیقت را که حکومت امانت الاهی است، با تمام وجود درک و هضم کرده بودند و این آیه قرآن را همواره فرا روی خود می‌دیدند که:
« ان الله یأمرکم أن تؤدوا الأمانات الی اهلها واذا حکمتم بین النّاس أن تحکموا بالعدل...»
خداوند به شما دستور می‌دهد که امانت‌ها را به اهلش بسپارید و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، از روی عدالت داوری کنید....
مراد از امانت در آیه شریفه، «امامت» است .
آن‌چه از سیره‌ پیامبر اسلام و حکومت نبوی به یادگار مانده است، سرمایه ارزشمندی است که نه تنها برای بازگشت مسلمانان به خویشتن و اجرای عدالت اجتماعی، بلکه برای بشر گمگشته جهان معاصر سرنوشت‌ساز و تعیین کننده است.
در این فرصت به نمونه‌ای از کارگزاران حکومت نبوی اشاره می‌کنیم:
عبد الله بن رواحه که تازه مسلمان شده بود، مامور جمع‌آوری مالیات از اهالی خیبر گردید؛ وقتی به آن‌جا رفت، یهودیان خیبر مطابق سنت جاهلی در صدد تطمیع او برآمدند و رشوه‌ای عرضه داشتند تا عبدالله در ارزیابی محصولات کشاورزی، با آن‌ها همکاری کرده و کمتر گزارش کند. عبد الله ضمن امتناع از اخذ رشوه، این رفتار یهودیان خیبر را به شدت نکوهش کرد و گفت: هرچند شما اهالی خیبر در نزد من محبوبیتی ندارید، اما این موجب نمی‌شود که در اخذ مالیات بر شما ستم کنم، ضمنا حق عموم را هرگز به خاطر رشوه پایمال نخواهم کرد. رشوه‌ای که پیش‌کش کرده‌اید، حرام است و گرفتنش نیز حرام و ما حرامخوار نیستیم.
یهودیان خیبر که از رفتار عادلانه و بی‌سابقه‌ عبدالله شگفت زده شده بودند با شادمانی فریاد برآوردند که «این» شالوده استواری آسمان‌ها و زمین است .
آری! در جامعه‌ای که قرار است مردم به سوی عدل فراگیر هدایت شوند، کارگزاران و اداره‌کنندگان باید جامعه را بر محور عدل ریاست کنند. این امر در صورتی تحقق می‌یابد که فرمانروایان در تمام مقاطع عادل باشند، نه فقط به اجرای مقررات پایبند باشند؛ بلکه ایمان، تعهد و تقوای آنان در حد عالی باشد؛
چنان‌که امام علی (ع) بر این امر تأکید کرده، فرمود:
«فاصطف لولایة اعمالک الورع والعلم والسیاسة»
کارگزاران را از میان کسانی انتخاب کن که اهل علم، ورع و سیاست باشند.
ایمان به عدالت و احترام به رعایت حقوق همگان و خوف از آلودگی به ستم و تبعیض بزرگ‌ترین عامل اجرای عدالت است. در پرتو عدالت اخلاقی، همه مردم بویژه فرمانروایان جامعه به سعه‌‌صدر و ظرفیت بزرگ روحی دست می‌یابند؛ به‌گونه‌ای‌که اعتدال در زندگی اجتماعی نماد عینی پیدا می‌کند و دوستی‌ها و دشمنی‌ها آنان را از عدالت جدا نمی‌سازد. کسانی که تربیت‌یافته مکتب قرآن باشند، همواره این آیه شریفه را نصب‌العین رفتار خویش قرار می‌دهند:
« یا ایها الّذین کونوا قوامین لله شهداء بالقسط ولا یجرمنکم شنأن قومٍ علی ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی... »
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای خدا قیام کنید و از روی عدالت گواهی دهید، دشمنی با جمعیتی شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت کنید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است...
امام علی (ع) که پرورش‌یافته مکتب قرآن است، خطاب به فرزندش می‌فرماید:
« اوصیک بتقوی الله و... و بالعدل علی الصدیق والعدوّ»
تو را توصیه می‌کنم به تقوا و ... و این که با دوست و دشمن با عدالت رفتار کنی.
حضرت در نهج البلاغه، انسان پرورش‌یافته قرآن را چنین توصیف می‌کند:
«پرهیزگار را می‌بینی که آرزویش نزدیک، لغزش‌هایش اندک، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراکش کم، کارش آسان، دینش حفظ شده، شهوتش در حرام مرده و خشمش فروخورده است. مردم به خیرش امیدوار و از آزارش در امانند ... در سختی‌ها آرام، درناگواری‌ها بردبار و در خوشی‌ها سپاسگزار است. به آن‌که دشمن دارد، ستم نکند و نسبت به آن‌که دوست دارد، به گناه آلوده نشود.»
در نظام امامت عدل که عدالت اخلاقی ملاک و میزان رفتارها قرار می‌گیرد، عدالت در حال رضا و خشم رعایت می‌شود و حق‌طلبی و عدالتخواهی به صورت یک فرهنگ تبلور می‌یابد. فرمانروایان نیز همه مردم را عیال خداوند می‌بینند و اجرای عدالت را به عنوان یک قانون عام و ارزشمند تلقی می‌کنند.
پیامبر اکرم (ص) این توفیق را یافت که در پرتو تعالیم وحی، نظامی را پایه‌گذاری و کارگزارانی را تربیت کند که در سابقه و آینده نظیر ندارد:
« کارگزارانی خداترس و بلندنظر، آن ‌هم از مردمی وحشی و تبهکار، مردمی که به تاراج ملک و تملک زن و فرزند همدیگر شتافتند و به خاطر متاعی ناچیز خون هم می‌ریختند و در این راه جان و مالشان را به باد می‌دادند، در سایه تربیت اسلام چنین شدند که با همه قدرت، دستبرد به حقوق دیگران را، چه هم‌کیش و چه ناهم‌کیش، روا نمی‌شناختند. رویه تازه‌ای که محمد (ص) در اقتصاد و سیاست پیش گرفت و پیروانش را به تبعیت از آن فرا خوانده بود، چنان در آنان مؤثر افتاد که خوی و عادات دیرینه را به کلی ترک گفتند .»
به هرنسبت که کارگزاران نظام دچار گرایش حزبی و باندی که ریشه در هوای نفس دارد، شوند و برخوردهای دوگانه با مردم داشته باشند و عدالت عمومی را رعایت نکنند، به همان نسبت از حق و عدالت فاصله می‌گیرند و در اجرای عدالت ناکام خواهند ماند.
امام علی (ع) در نامه‌ای به اسود بن قطبه، فرماندار سپاه حلوان بر این واقعیت تأکید ورزیده، می‌نویسد:
« اگر رأی و اندیشه زمامدار دچار دگرگونی شود، او را بسیار از اجرای عدالت باز می‌دارد؛ پس باید که کار مردم در آن‌چه حق است، نزد تو یکسان باشد؛ زیرا در ستمکاری بهایی برای عدالت یافت نمی‌شود .»
عدالت، شأنی ذاتی و نفسانی دارد و شأنی غیری و اجتماعی و حقیقت عدالت اجتماعی بازگشت به همان شأن ذاتی دارد. کسی که قوای درونی و افکارش حالت اعتدال یابد، قادر خواهد بود که در عرصه اجتماع عدالت را نهادینه سازد؛ در غیر این صورت به گفته شاعر:
ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش
مرحوم نراقی معتقد است:
«حقیقت عدالت، مجرد تابع بودن جنبه‌های عملی به قوه عاقله است و مانند مدیریت و برتری و سیاست نیک از لوازم آن است .»
فقدان عدالت اخلاقی باعث می‌شود که عدالت اجتماعی نیز تحقق نیابد؛ بدین ترتیب، کسانی که از لحاظ نفسانی ساخته نشوند، در اقامه عدالت اجتماعی توفیقی نخواهد یافت.
«هر فردی که قوای درونی‌اش به تعادل نرسیده باشد، قادر بر اجرای احکام عدالت در بین شریکانش نخواهد بود؛ زیرا آن‌که از اصلاح نفس خودش عاجز باشد، چگونه خواهد توانست امور دیگران را اصلاح کند؟ پس هرکه قوا و صفاتش تعادل یافته باشد و از افراط و تفریط دوری گزیده باشد و در جاده حق مستقر شده باشد، مستعد خواهد بود که این طریقه را بین فرزندان نوع خویش را طی کند. و او جانشین خدا در زمین است، و هرگاه به حکومت برسد، در میان مردم، و رهبری آنها برعهده او قرار گیرد، بلاد نورانیت می‌یابند، و امور بندگان اصلاح خواهد شد، و کشت زراعت‌ها و نسل افزایش خواهد یافت و برکت دهی آسمان و زمین ادامه خواهد داشت ... سلطان اگر عادل باشد، شریک طاعات صادره از مردم است و اگر جایر وستمگر باشد در گناه آنان شریک خواهد بود .»
4. شایسته سالاری
در نظام امامت عدل، شایسته سالاری به عنوان یک اصل مطرح است. گزینش‌ها بر مبنای ضوابط است نه روابط. نظامی که رسالتش اقامه عدالت است، تبعیض در واگذاری اختیارات را برنمی‌تابد. در جامعه‌ای که شایسته‌سالاری حاکم نباشد، عدالت قربانی می‌شود؛ زیرا از نظامی که خود بدون ملاک و معیاری روی‌کار آمده باشد، نمی‌توان انتظار اجرای عدالت داشت.
شایسته سالاری منشأ وحیانی دارد. خداوند علیم و حکیم پیامبرانش را از بهترین‌ها برگزیده است و آنان را با امکانات و تجهیزاتی مانند کتاب، میزان و آهن (ضامن اجرا) فرستاده تا انسان‌ها را به گونه‌ای تعلیم و تربیت کنند که به صورت خودجوش اقدام به برپایی عدالت کند .
هر پیامبری سرآمد روزگار خویش بوده است. ایمان، امانت، تعهد، صداقت، اخلاص، قاطعیت، نیکوکاری، محبت، خیرخواهی، شجاعت و توکل مطلق بر خداوند از ویژگی‌های عمومی پیامبران الاهی است .
در نظام امامت عدل، واگذاری اختیارات پس از ارزیابی صلاحیت انجام می‌گیرد. امام صادق (ع) می‌فرماید:
« ان الله عزّ وجلّ ادّب نبیّه فاحسن ادّبه فلما اکمل له الأدب، فقال: أنک لعلی خلق عظیم ثم فَرضَ الیه امر الدین والأمة لیسوس عباده فقال عزّ وجلّ: ما اَتاکم الرّسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا» وان رسول الله (ص) موفقا مؤیداً بروح القدس لا یزل ولا یخطیء فی شیء مما یسوس به الخلق فتأدب بآداب الله .»
همانا خداوند عزوجل پیامبرش را ادب آموخت؛ پس نیکو ادب آموخت و زمانی‌که ادب او را کامل کرد، فرمود: همانا تو خلقی بزرگ داری. پس امر دین و امت را بر او واجب گردانید تا به تدبیر بندگانش بپردازد؛ پس فرمود: آن‌چه را رسول برایتان آورد، بگیرید و از آن‌چه بازداشت، بازمانید و همانا رسول‌خدا (ص) توفیق یافته و تایید شده به روح‌القدس است. درهیچ یک از اموری که خلق را به آن تدبیر می‌کند، نمی‌لغزد و خطا نمی‌کند؛ پس به آداب خدا مودب شو.
در قرآن کریم به مواردی برمی‌خوریم که به طور صریح به شایسته سالاری اشاره می‌کند:
الف) قصه طالوت و بنی اسرائیل
آن‌گاه که حضرت طالوت از سوی «اشموئیل» پیامبر به عنوان سرپرست حکومت بنی‌اسرائیل معرفی می‌شود، مردم بنی اسرائیل بر اقدام وی خورده گرفتند و طالوت را به‌سبب نداشتن مال و ثروت و عدم انتسابش به خانواده‌های سرشناس بنی اسرائیل، شایسته این منصب ندانستند. پیامبرشان به آن‌ها گفت: او دارای دو ویژگی است: فزونی علم و توانایی (قدرت جسمی)، خداوند به خاطر این دو (علم و قدرت) او را برگزیده است .
ب) داستان حضرت یوسف
در این داستان به دو ویژگی مدیران و کارگزاران ارشد حکومت مانند وزارت دارایی اشاره می‌کند.
حضرت یوسف (به پادشاه مصر) گفت: «مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار بده که نگه‌دارنده و آگاهم.» یعنی هم در حفاظت بیت‌المال کوشا هستم و هم در مصرف آن کاملا نظارت می کنم.
ج) داستان موسی و شعیب
در این قصه، از زبان دختران شعیب، به دو صفت کارکنان شایسته اشاره شده است: یکی از دختران شعیب گفت: ای پدر! او را (حضرت موسی) استخدام کن؛ زیرا بهترین کسی را که می‌توانی استخدام کنی، آن کسی است که «قوی» و «امین» باشد .
به این ترتیب، علم و دانایی، قدرت و توانایی، امانت و درستکاری را در تمام سطوح از رئیس حکومت، وزرا و کارمندان جزء ـ با تفاوت مراتب ـ شرط می‌کند.
در آیات دیگری نیز به رعایت اصل شایستگی اشاره می‌کند: پرهیز از پیروی هوای نفس ، همکاری نکردن با نادانان و اسرافکاران ، دوری گزیدن از دروغگویان ، عدم اعتماد به گمراهان و کافران ، و ارتباط نداشتن با عیبجویان و مانعان خیر و گنهکاران متجاوز از صفاتی است که در گزینش کارگزاران نظام باید مورد اهتمام قرار گیرد.
آری! در نظام امامت عدل، مردم که ولی نعمت دولتمردان و کارگزارانند، به طور طبیعی انتظار دارند که از لحاظ قانونی، امکانات و فرصت‌ها برای همگان به طور عادلانه فراهم گردد. این مهم فقط به‌دست شایستگانی محقق خواهد شد که با علم و دانایی به آثار مطلوب عدالت و پیامدهای ناگوار و مخرّب تبعیض و بی‌عدالتی بیندیشند و با تمام توان در راستای اقامه عدالت بکوشند.
در نظامی که کار به کاردان سپرده شود، تعهد و تخصص در واگذاری مسئولیت‌ها اعتبار شود و کارگزاران و کارمندان حکومت بر اساس شایستگی و نه وابستگی‌های حزبی، طایفه‌ای و قومی انتخاب شوند، امید به اجرای عدالت در جامعه جوانه می‌زند و بر اثر تقویت مستمر به تدریج استحکام یافته و فراگیر می‌شود، تا آن‌جا که عدالت باوران را به شگفتی وا می‌دارد .
پیامبر اکرم (ص) که الگوی حسنه است، شایسته سالاری را در واگذاری مسئولیت‌ها و تفویض اختیارات کاملا رعایت می‌کرد و افرادی را بر تصدی مناصب برمی‌گزید که الگوی عملی عدالت بودند.
بدون شک، اصل واگذاری اختیارات اقتضا می‌کند که اختیار باید به کسی تفویض شود که توانایی رسیدن به اهداف مورد نظر را دارا باشد؛ چنان‌که مقتضای مطلق بودن مسئولیت، تطابق آن با اختیارات است.
گزینش عبدالله بن جحش به عنوان اولین امیر سپاه اسلام و اسامه بن زید، جوان بیست ساله، به سمت فرمانده لشکر عازم جهاد و ... بر مبنای شایسته سالاری بوده است؛ چنان‌که حضرت ضمن تأکید بر این‌که انتخاب آن‌ها از روی شایستگی بوده، همه را به اطاعت آنان فراخوانده است.
پیامبر همواره کار را به افراد با کفایت می‌سپرد؛ برای نمونه در عملیات خیبر پس از آن‌که دیگران نتوانستند خیبرگشایی کنند، فرمود: فردا پرچم را به کسی می‌سپارم که:
«کرّار غیر فرّار یحب الله ورسوله ویحبه الله ورسوله لا ینصرف حتی یفتح الله علی یده»
کسی که بسیار حمله کننده است و هرگز فرار نمی‌کند، خدا و پیامبرش را دوست می‌دارد، خدا و پیامبرش او را دوست دارد، باز نمی‌گردد تا خدا به دستان توانای او فتح نماید .
آن‌گاه که معاذ بن جبل را به یمن فرستاد، درباره خصوصیات او به ملک حمیر نوشت:
«کسی را به سوی تو فرستاده‌ام که صلاحیت دارد و مورد اعتماد من است، دیندار است و علم و تخصص دارد؛ یعنی کارشناس است.»
وقتی «عتاب بن اسید» را به عنوان فرماندار مکه انتخاب کرد، فرمود:
«ای عتاب! می‌دانی چرا تو را برای این مقام برگزیدم؟ و بر کدام قوم فرمانروا کردم؟ تو را به عنوان فرمانروای اهل حرم خدا و ساکنان مکه برگزیدم، اگر در میان مسلمانان کسی را شایسته تر از تو می‌یافتم، او را انتخاب می‌کردم.»
«عتاب» شخصی ساده‌زیست، بردبار و خردمند بود، دربرابر مؤمنان متواضع و دربرابر مفسدان بسیار قاطع و سختگیر بود. پیامبر با این انتخاب ثابت کرد که دستیابی به مقام و منصب فقط بر اثر لیاقت و شایستگی است .
براساس شواهد تاریخی و روایی، عتاب با عدل و انصاف عمل کرد، احکام خدا را جاری ساخت و مطابق اختیارات تفویض شده رفتار کرد .
پیامبر گرامی اسلام بر اساس توصیه قرآن کریم مبنی بر این‌که امانت‌ها را به اهلش بسپارید ، ‌به اصل شایسته‌سالاری عنایت ویژه داشته است.
امام علی (ع) به طور شفاف این اصل را مورد تأکید قرار داده است:
«ایها النّاس! انّ احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه واعلمهم بامر الله فیه»
ای مردم! سزاوارترین اشخاص به خلافت، آن کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر و در آگاهی از فرمان خدا داناتر باشد .
امام (ع) در این خطابه ارزشمند برای مردم چنین استدلال می‌کند که انتخاب او به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر بر مبنای شایستگی بوده است. رعایت این اصل در دوران خلافت آن حضرت تجلّی ویژه یافت و با صدور فرمان‌های متعدد به کارگزارانش، اصل شایسته‌سالاری را مورد تأکید قرار داد.
در فرمانش به مالک اشتر چنین توصیه می‌کند:
« در کار عاملان و کارگزاران خود بیندیش و آنان را پس از آزمایش به کار بگمار و هرگز به میل خود و بی‌مشورت دیگران آنان را به کارهای مختلف وادار نکن؛ زیرا این نوعی ستمگری و خیانت است .»
«در امر قضاوت، برترین فرد را انتخاب کن: کسانی که مراجعه فراوان، آن‌ها را به ستوه نیاورد برخورد مخالفان با یکدیگر او را خشمناک نسازد، در اشتباهاتش پافشاری نکند، بازگشت به حق پس از آگاهی، برای او دشوار نباشد، طمع را از دل ریشه‌کن کند، ستایش فراوان او را فریب ندهد و چرب زبانی او را منحرف نسازد که چنین کسانی بسیار اندکند .»
«در بخش نظامی، با خانواده‌های ریشه‌دار، دارای سوابق نیکو و درخشان که دلاور و بخشنده و بلندنظرند، روابط برقرار کن. برای فرماندهی سپاه کسی را برگزین که خیرخواهی او برای خدا و پیامبر و امام تو بیشتر، دامن او پاک‌تر و شکیبایی او برتر باشد، دیر به خشم می‌آید و عذر پذیرتر است، بر ناتوان رحمت آورد و با قدرتمندان با قدرت برخورد کند، درشتی او را به تجاوز نکشاند و ناتوانی او را از حرکت باز ندارد .»
امام علی (ع) پس از توصیه به رعایت اصل شایسته‌سالاری در همه عرصه‌های حکومتی، تأکید می‌کند:
« ای مالک! در دستوراتی که دادم نیک بنگر که همانا این دین در دست بدکاران اسیر گشته بود که با نام دین به هواپرستی پرداخت و دنیای خود را به دست می‌آورند .»
این توصیه نه تنها برای مالک، بلکه برای همه کارگزاران نظام در همه زمان‌ها است. شایسته‌سالاری، سلامتی و بقای نظام را تضمین می‌کند. عدم رعایت این اصل زمینه سقوط نظام را فراهم می‌سازد؛ چراکه چنین اقدامی خیانت در امانت است. خیانت از گناهانی است که بسیار سریع دامنگیر خائن می‌گردد.
پیامبر اکرم (ص) زمانی که «عتاب» را به فرمانداری مکه منصوب کرد، ضمن بیان این مسئولیت خطیر و شایستگی عتاب برای تصدی آن، اصلی را مورد تأکید قرار داد که بسیار سازنده و هشدار دهنده است، ایشان فرمود:
« اذا ضعیت الأمانة انتظر الساعة، قیل یا رسول الله وما اضاعتها؟ قال: ‌اذا وسد الأمر الی غیر اهله»
اگر امانت را ضایع کردی، منتظر ساعت (قیامت) باش؛ عرض شد یا رسول الله، ضایع کردن امانت چیست؟ فرمود: سپردن کار به غیر اهلش .
آری سپردن کار به کسی که شایستگی تصدی آن را ندارد، نظام سیاسی و تمدن اجتماعی را سرانجام به تباهی می‌کشد؛ همچنین فرمود:
« من امّ قوما وفیهم من هو اعلم منه لم یزل امرهم الی السّفال الی یوم القیامة»
کسی که امامت و پیشوایی جمعیتی را برعهده گیرد، درحالی‌که در میان آن‌ها آگاه‌تر از او وجود دارد، پیوسته کار آن‌ها رو به انحطاط می‌رود تا روز قیامت .
امام صادق (ع) فرمود:
«من دعی النّاس الی نفسه وفیهم من هو اعلم منه فهو مبدع ضالّ»
کسی که مردم را به خویشتن دعوت کند، درحالی‌که در میان آن‌ها آگاه‌تر از او وجود دارد، او بدعتگذار گمراه است .
از دیدگاه امام علی (ع) نیز عدم رعایت شایستگی در واگذاری مسئولیت‌ها، از عوامل سقوط نظام تلقی شده است:
«یستدل علی ادبار الدول باریع: تضییع الاصول، والتمسک بالغرور وتقدیم الأراذل وتأخییر الأفاضل»
چهار چیز نشانه فروپاشی دولت‌ها است: نادیده گرفتن اصول و ارزش‌ها، تمسک به غرور، تقدیم فرومایگان و تأخیر شایستگان.
5. نظارت اجتماعی
نظارت اجتماعی از مهم‌ترین و کارآمدترین راهکارهای اجرای عدالت است. در نظام امامت عدل، اصل امر به معروف و نهی از منکر در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی، جایگاه ویژه‌ای دارد. حکومت موظف است که زمینه‌های نظارت اجتماعی یا امر به معروف و نهی از منکر را فراهم سازد تا شهروندان بتوانند این وظیفه اسلامی و ملی را بدون دغدغه و نگرانی انجام دهند. هرحکومتی که هوای خدمت دارد، باید جایگاه نظارت اجتماعی را به طور شایسته تعریف کند؛ چراکه امر به معروف و نهی از منکر از احکام ضروری اسلام است که نه فقط در نصوص دینی مورد تأکید قرار گرفته، بلکه بر مبانی عقلی نیز استوار است.
به دیگر بیان، در زندگی اجتماعی هرضرر فردی امکان دارد که به صورت زیان اجتماعی درآید؛ به همین دلیل عقل و منطق به هر فردی از اعضای جامعه اجازه می‌دهد که در راستای تأمین عدالت اجتماعی و پاک نگه‌داشتن جامعه از ناروایی‌ها، ستم‌ها و تبعیض‌ها بکوشند.
امر به معروف و نهی از منکر ضامن اجرای عدالت فردی و اجتماعی و در حکم روح و جان آن است. اگر نظارت اجتماعی تعطیل شود، تمام قوانین و اصول اخلاقی اعتبار و کارآمدی خود را از دست می‌دهد.
فراهم سازی زمینه نظارت اجتماعی منشأ وحیانی دارد. قرآن کریم مسلمانان را به ترویج ارزشها و توصیه به حق ، شنیدن آراء و پیروی از بهترین آنها ، شور و مشورت در امور اجتماعی و امر به هنجارها و نهی از ناهنجاریها ، فرا خوانده است. این فراخوانی عمومیت دارد، هیچ کس حتی فرمانروایان و کارگزاران نظام بی‌نیاز از این توصیه‌ها نیستند.
پیامبر اکرم (ص) در باره جایگاه و اهمیت نظارت اجتماعی فرموده است:
«من امر بالمعروف ونهی عن المنکر فهو خلیفة الله فی ارضه وخلیفة رسوله وخلیفة کتابه »
کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، جانشین خدا، پیامبر و کتاب الاهی است.
از این حدیث نبوی استفاده می‌شود که فریضه بزرگ نظارت اجتماعی یک برنامه الاهی است که بعثت پیامبران و نزول کتاب‌های آسمانی جزئی از این برنامه است؛ یعنی همه اقدامات در راستای حاکمیت خوبی‌ها و نابودی بدی‌ها است. اجرای عدالت مصداق بارز خوبی‌ها و ستم و تبعیض مصداق آشکار بدی‌ها است.
در حدیث دیگری چنین هشدار می‌دهد: باید امر به معروف و نهی از منکر کنید (وظیفه نظارت اجتماعی را جدّی بگیرید) وگرنه خداوند ستمگری را بر شما مسلط می‌کند که نه به پیران احترام می‌گذارد و نه به خردسالان رحم می‌کند، نیکان و صالحان شما دعا می‌کنند ولی مستجاب نمی‌شود و از خداوند یاری طلب می‌کنند، اما خداوند به آن‌ها کمک نمی‌کند؛ حتی اگر توبه کنند، خدا از گناه آنان در نمی‌گذرد .
امام باقر (ع)، نظارت اجتماعی را ضامن اجرای عدالت و سامان یابی زندگی اجتماعی می‌داند. در نظام امامت عدل، همه امور باید از طریق تعاون و مشارکت عمومی اداره و نظارت شود. ایشان در فرمایشی گهربار چنین بیان می‌کند:
« أن الأمر بالمعروف والنّهی عن المنکر فریضة عظیمة تقام به الفرایض وتأمن المذاهب وتحلّ المکاسب وتردّ المظالم وتعمر الأرض وینتصف من الاعداء ویستقیم الأمر »
امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه بزرگ الاهی است که ضامن اقامه سایر فرایض است. با اعمال نظارت اجتماعی، امنیت راه‌ها تأمین می‌شود، کسب و کار مردم حلال می‌شود، حقوق افراد تأمین می‌گردد، زمین‌ها آباد می‌شود، از ظالمان انتقام گیری می‌شود و درنهایت همه امور بر اثر نظارت سامان می‌یابد.
آری! نظارت اجتماعی آثار و برکاتی دارد که اگر خردمندانه اعمال شود، ظلم و بی‌عدالتی از جامعه ریشه‌کن می‌شود و زندگی عادلانه سر و سامان می‌یابد.
نظارت اجتماعی دو مرحله دارد: یکی مرحله فردی که وظیفه عموم مردم است؛ به این معنا که در نظام امامت عدل همه آحاد مردم نسبت به رفتار اطرافیان و حتی کارگزاران نظام مسئولند. عمل به این وظیفه، هرچند شعاع محدودی دارد، اما مانع گسترش روحیه بزهکاری و رفتارهای ستمگرانه می‌شود و جامعه فارغ از ارعاب و تهدید به حیات تکاملی خود ادامه می‌دهد.
قرآن کریم داشتن روحیه نظارت را دلیل برتری یک جامعه دانسته است:
« کنتم خیر امة اخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر وتؤمنون بالله ... »
شما بهترین امت هستید؛ چراکه امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید.
تقدم نظارت برایمان در آیه شریفه بیانگر این حقیقت است که نظارت ضامن اجرای ایمان و زمینه‌ساز گسترش آن است. در عرصه سیاسی، نظارت ضامن اجرای قانون است و اجرای صحیح قانون زمینه توسعه عدالت اجتماعی را فراهم می‌سازد.
دیگری، مرحله گروهی که شعاع عملکرد آن وسیع‌تر و از وظایف حکومت است.
قرآن کریم می‌فرماید:
« ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر اولئک هم المفلحون »
باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آن‌ها همان رستگارانند.
این دو شکل از نظارت اجتماعی (فردی و گروهی) از شاهکارهای نظام امامت عدل است که در نظام حقوقی اسلام پیش‌بینی شده است که از یک سو مردم را به‌گونه‌ای تربیت می‌کند که همواره میداندار فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی باشند و از سوی دیگر، مسأله تقسیم کار در نهاد حکومت اسلامی و لزوم تشکیل گروه نظارت بر اوضاع اجتماعی و رفتار کارگزاران حکومتی را تعریف می‌کند.
در نظام امامت عدل، هیچ مقامی فرا قانونی و بی نیاز از نظارت نیست؛ تا آن‌جا که امام عدالت، از مردم چنین استمداد می‌جوید:
« شما یاران حق و برادران دینی من می‌باشید، در روز جنگ چون سپر محافظ، دورکننده ضربت‌ها و در خلوت‌ها محرم اسرار من هستید. با کمک شما پشت‌کنندگان به حق را می‌کوبم و به ره می‌آورم و فرمانبرداری استقبال کنندگان را امیدوارم؛ پس مرا با خیرخواهی خالصانه و سالم از هرگونه شک و تردید یاری کنید.»
امام خمینی (ره) نظارت را حق عمومی دانسته، می‌فرماید:
«همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور، اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن!»
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اعتقاد به نقش نظارت در اقامه عدالت می‌فرماید:
«من عرض می‌کنم هیچ کس فوق نظارت نیست، خود رهبری هم فوق نظارت نیست؛ چه برسد به دستگاه‌های مرتبط با رهبری؛ بنابراین همه باید نظارت شوند. نظارت بر آن کسانی که حکومت می‌کنند، چون حکومت به طور طبیعی به معنای تجمع قدرت و ثروت است؛ یعنی بیت المال و اقتدار اجتماعی و اقتدار سیاسی در دست بخشی از حکام است. برای این‌که امانت به خرج دهند و سوء استفاده نکنند و نفسشان طغیان نکند، یک کار واجب و لازمی است و باید هم باشد .»
اگر مردم از سرخیرخواهی نظارت کنند و محاسن و معایب امور را به یکدیگر و کارگزاران نظام گوشزد نمایند و هیچ کس خود را مصون از خطا نداند و پذیرای حق باشد، دل‌ها به یکدیگر پیوند می‌خورد و روحیه تعاون و همیاری شکوفا می‌شود و عزت و کرامت اجتماعی تأمین می‌گردد.
در جامعه‌ای که نظارت اجتماعی کمرنگ شود و مردم در انجام این وظیفه خطیر کوتاهی کنند، یا دولت نظارت بر رفتار عمال و کارگزارانش را جدی نگیرد، عزت و کرامت عمومی خدشه‌دار می‌گردد.
مرحوم نراقی (ره) پیامد ناگوار مداهنه در امر به معروف و نهی از منکر را چنین بیان می‌کند:
« سستی در کار بررسی و سازش، از مهلکاتی است که فساد و ضررش به عالم و به توده مردم سرایت خواهد کرد، چگونه؟ اگر بساط امر به معروف و نهی از منکر جمع شود، دیانت خوار و نابود می‌شود، نبوت تعطیل می‌گردد، سستی عمومیت می‌یابد، گمراهی فراگیر، جهالت و نادانی شایع و احکام دین ضایع می‌گردد؛ همچنین آثار شریعت خداوند کهنه خواهد شد و بندگان هلاک خواهند گشت و بلاد نابود می‌شوند و به خراج خواهند رفت »
اگر نظارت اجتماعی به عنوان وظیفه همگانی در جامعه اجرا شود، همه امور سامان می‌یابد.
به همین جهت می‌بینیم در هردوره‌ای که این سنت (امر به معروف و نهی از منکر و تنبیه خطا کاران) احیا شد، بدون این‌که از ملامت کسی ترسیده شود، توسط علمای متکفل آن و از ناحیه نیک بختان آمرین به معروف و سعی کنندگان در اجرا و امضای آن‌ها، مردم به انواع اطاعت‌ها و خیرها روی آورده‌اند و برکت‌های آسمان و زمین به روی آن‌ها گسترده شده است .
6. پیوند استوار حکومت و ملت
در نظام امامت عدل، حکومت و ملت نقش تعیین کننده‌ای در اجرای عدالت دارند. به همان نسبتی که کارگزاران نظام موظفند در برپایی عدالت بکوشند، مردم نیز رسالتی دارند. اقامه عدالت نیازمند تعاون و همیاری جدی حکومت و مردم است.
همان‌گونه‌که رسالت دولت فراهم‌سازی زمینه نظارت اجتماعی است، ایجاد فضای مناسب فرهنگی به منظور اقامه عدالت نیز وظیفه دولتمردان است. کارگزاران نظام امامت عدل باید به گونه‌ای زمینه‌سازی کنند که مردم به صورت خودجوش در برپایی عدالت بکوشند؛ یعنی با ایجاد تحول مثبت فرهنگی روحیه عدالتجویی را در آحاد مردم شکوفا سازند؛ چنان‌که رسالت پیامبران الاهی نیز چنین بوده است: لیقوم الناس بالقسط شرط نخست همیاری حکومت و ملت، پیوند استوار آن دو است. این ارتباط به دو صورت تجلی می‌یابد:
یکی رابطه حکومت با توده مردم و دیگری ارتباط حکومت با نخبگان و دانایان قوم. به هر نسبتی که این دو رابطه قوی و دوستانه باشد، مشارکت و اندیشه جمعی قوی‌تر تبلور می‌یابد. مشارکت مردم بویژه نخبگان، ضریب احتمال خطا و انحراف از مسیر عدالت را پایین می‌آورد؛ چراکه آنان واقعیت‌های اجتماعی نظیر ضعف‌ها، کاستی‌ها و تبعیض‌های موجود نظام را بهتر تشخیص می‌دهند. اگر فضای باز سیاسی فراهم گردد و مردم و فرزانگان ملت با جرأت و بدون دغدغه و نگرانی نظارت فنّی بر عملکردهای نظام داشته باشند و رفتارهای نظام را مورد نقد و انتقاد دلسوزانه قرار دهند، از نصیحت و خیرخواهی دریغ نمی‌کنند؛ درنتیجه زاویه انحراف نظام از مسیر عدالت کاهش می‌یابد. امام علی (ع) فرمود:
«من استقبل وجوه الارآء عرف مواقع الخطا»
کسی که از افکار و آراء گوناگون استقبال کند، صحیح را از خطا خوب می‌شناسد.
به همین دلیل امام علی (ع) به مالک اشتر فرماندار مصر چنین توصیه می‌کند:
«با دانشمندان فراوان گفت و گو کن و با حکیمان فراوان سخن در میان نه، درباره آن‌چه شهرهایت را استوار دارد.»
البته به این نکته باید توجه کرد که هرنظر و اندیشه‌ای را نمی‌توان به عنوان راهکار سازنده پذیرفت؛ چراکه ممکن است صاحبان اندیشه‌ای بدون تأمل یا به‌تبع خواسته‌های نفس نظرهایی ارائه دهند که با مصالح نظام سازگاری نداشته باشد؛ چنان‌که امام علی (ع) می‌فرماید: «اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع »
چه بسیار اندیشه‌هایی که قربانی آرزوها است.
نظر اندیشمندان از دو حال خارج نیست: اگر برخاسته از عقل و فطرت باشد، درمان است و اگر ناشی از هوا و هوس باشد، بیماری جان است؛ چنان‌که امام علی (ع) فرمود:
«انّ کلام الحکماء اذا کان صوابا کان دواءً واذا کان خطاءً کان داءً »
گفتار حکیمان اگر صحیح باشد، درمان واگر نادرست باشد، بیماری جان است.
داشتن ارتباط مستقیم با مردم و ایجاد فضای گفت و شنود دوستانه و فراهم ساختن فرصت سازمان یافته برای گفت و گو با اندیشمندان جامعه، زمینه نقد و انتقاد و نظارت عمومی را فراهم می‌سازد. چنین سیاستی نه فقط برای اصلاح رفتار کارگزاران و اجرای عدالت اجتماعی نقش راهبردی دارد که شرط بقا و ماندگاری نظام سیاسی نیز هست؛ چراکه در پرتو این سیاست، وفاق عمومی تجلی عینی می‌یابد. نظامی که متکی به آراء مردم باشد، قوی و شکست ناپذیر خواهد بود.
فاصله میان حکومت و مردم سبب می‌شود که کارگزاران حکومتی دچار غفلت شوند، بسیاری از واقعیت‌های اجتماعی بر آنان پوشیده بماند و یا به صورت غیرواقعی گزارش شود؛ درنتیجه فکر و اندیشه کارگزاران نظام در مداری بسته و پیش ساخته جریان یابد. نخستین پیامد فاصله گرفتن حکومت از مردم، محرومیت حکومت از نعمت افکار عمومی و عقل جمعی است که در اداره جامعه به شدت نیازمند آن است.
در نظام امامت عدل، زمینه برای گفت و شنود و انتقاد سازنده و مثبت همواره فراهم است.
پیامبر گرامی اسلام، چنان سیاستی را برگزید که مردم با خیال آسوده دربرابر خلیفه سخن می‌گفتند:
«خلیفه می‌پرسد، آیا من پادشاهم یا خلیفه؟
مسلمان در جواب می‌گوید: اگر یک درهم کمتر و بیشتر در غیرمورد خرج کنی، پادشاه هستی وگرنه خلیفه.»
امام علی (ع) در جایگاه خلیفه پیامبر، همواره بر این سیاست خردمندانه عنایت داشت که مردم را در عرصه‌های سیاسی ـ اجتماعی نظام امامت عدل، فعال و خلاق نگه دارد و پاسخگو بودن کارگزاران حکومت را به عنوان یک ضرورت گوشزد کند.
پس بخشی از اوقات خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز دارند تا شخصا به امور آنان رسیدگی کنی و در مجلس عمومی با آنان بنشین و دربرابر خدایی که تو را آفریده است، فروتن باش و سربازان و نگهبانان خود را از سر راه آنان دور کن تا سخنگوی آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفت و گو کند.
من از رسول خدا (ص) بارها شنیدم که می‌فرمود: «ملتی که حق ناتوانان را از زورمندان، بی اضطراب و بهانه‌ای باز نستاند، رستگار نخواهد شد.»
پس درشتی و سخنان ناهموار آنان را به خود هموار کن و تندخویی و خودبزرگ‌بینی را از خود دور ساز تا خدا درهای رحمت خود را به روی تو بگشاید و تو را پاداش اطاعت ببخشاید ... کار هر روز را در همان روز انجام ده؛ زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد .
سیره عالی پیامبر اکرم و امام علی (ع) و دیگر یاران و اصحاب، امواج انقلاب اسلامی را نخست در جامعه عرب و سپس در جهان گسترش داد. این رستاخیز بزرگ اسلامی دل‌های همه عدالت جویان جهان را تسخیر کرد. هنوز که هنوز است صدای رسای محمد و علی بر دیواره اعصار و قرون می‌خورد و فریاد عدالت و ظلم ستیزی را به جهانیان آموزش می‌دهد.
در این زمینه به داستان سوده همدانی اشاره می‌کنیم:
سوده دختر عماره همدانی پس از شهادت امام علی (ع) از ستم کارگزاران معاویه بخصوص «بسربن ارطات» که در قلمرو حکومتش ظلم و بی‌عدالتی را به نهایت رسانده بود، به معاویه شکایت برد و تهدید کرد اگر «‌بسربن ارطات» را عزل نکند، مردم قیام خواهند کرد.
معاویه او را نکوهش کرد و گفت: با قوم و عشیره‌ات مرا تهدید می‌کنی؟ تو را باز می‌گردانم تا «بسر» تو را کیفر کند.
سوده پس از لحظه‌ای سکوت اشعاری را در وصف ایمان، عدل و روح بلند امام علی (ع) خواند و سپس با معاویه حکایت ملاقاتش با امام علی را بازگو کرد. سوده گفت: روزی از کارهای خلاف کارگزارش، به حضرت شکایتی بردم، امام علی گریه کرد و از اعمال ناروای کارگزارش برائت جست؛ سپس بر قطعه پوستی دستور برکناری او را نوشت و به من داد.
معاویه پس از شنیدن سخنان سوده درباره رفتار مردم دوستانه امام علی (ع)، دستور داد آن‌گونه که سوده می‌خواهد، نامه‌ای بنویسند.
سپس گفت: آری! علی‌بن‌ابی‌ طالب شما را این گونه بار آورده است که دربرابر زمامداران، بی‌پروا سخن بگویید .
آری! ارتباط سالم حکومت با مردم، عامل عدالت و مبارزه با ستم و تبعیض است. فاصله گرفتن حکومت از مردم و سراپرده نشینی کارگزاران، فضای بی‌اعتمادی را فراهم می‌سازد که پیامد بی‌اعتمادی مردم نسبت‌به حکومت، گسترش تدریجی روحیه بی‌تفاوتی است. در جامعه‌ای بی‌تفاوت، حق و باطل جایگزین یکدیگر می‌شود و در چنین نظامی سخن از عدالتخواهی و ظلم‌ستیزی خوشایند مردم نیست تا برای اقامه آن بکوشند و امام علی (ع) چه زیبا فرمود:
«هیچ‌گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار که پنهان بودن رهبران، نمونه‌ای از تنگ‌خویی و کم اطلاعی در امور جامعه می‌باشد. نهان شدن از مردم، زمامداران را از دانستن آن‌چه بر آنان پوشیده است باز می‌دارد؛ پس کار بزرگ، کوچک و کار کوچک، بزرگ جلوه می‌کند. زیبا، زشت و زشت، زیبا می‌نماید و باطل به لباس حق در می‌آید. همانا زمامدار، آن‌چه را که مردم از او پوشیده دارند، نمی‌داند و حق را نیز نشانه‌ای نباشد تا با آن راست از دروغ شناخته شود .»
در نظام امامت عدل، پیوند استوار حکومت و مردم بیانگر حقوق و تکالیفی است که اگر به خوبی اجرا شود، یعنی هم حکومت و هم مردم در ایفای حق و انجام تکلیف خود وفادار باشند، آثار و پیامدهایش بسیار مثبت و سازنده است.
عزت یافتن حق، پدیداری راه‌های دین، پایداری سنت پیامبر(ص)، اصلاح جامعه، امیدواری به بقای حکومت، ناامیدی دشمنان نظام و حاکمیت عدالت، از آن‌جمله است .
برعکس، فاصله میان حکومت و ملت به گونه‌ای که کارگزاران حکومت نسبت‌به مردم و مردم نسبت‌به نظام بی‌اعتنایی پیشه کنند و به وظایف خود چنان‌که شایسته و بایسته است عمل نکنند، آثار ویرانگری دارد: تفرقه و اختلاف، نیرنگ بازی در دین، فراموش شدن سنّت، تعطیلی احکام دین، حاکمیت هوا و هوس، گسترش بیماری‌های روانی، بی‌اعتنایی به حق، رواج یافتن باطل، ذلیل شدن نیکان، عزیز شدن بدکاران و در یک کلام پدیداری نشانه‌های ستم از جمله این آثار است .
7. زی مردمی داشتن کارگزاران نظام
ارتباط حکومت و مردم در روش و منش حاکمان تأثیرگذار است و موجب می‌گردد که آنان زی مردمی پیدا کنند. همسان‌زیستی آنان با مردم بخصوص اقشار محروم، اعتماد و همبستگی ملی را تقویت می‌کند. تفاوت فاحش سطح زندگانی کارگزاران با سطح زندگی عامه مردم، مدیریت جامعه را با بحران مواجه ساخته و سرانجام از کارآمدی ساقط می‌سازد.
روحیه طبقاتی داشتن همواره مشکل اساسی جوامع بشری بوده است. در جامعه‌ای که اقلیتی حاکم زندگی مرفه داشته باشند و در ناز و نعمت غرق باشند، اما اکثریت مردم از ابتدایی ترین و ساده ترین وسایل و امکانات زندگی محروم باشند، چنین اجتماعی هرگز روی امنیت را نخواهد دید و ظلم و ستم و استکبار بر آن چیره خواهد شد.
بر این اساس، پیامبران الاهی که رسالت هدایت مردم برای اقامه عدالت اجتماعی را بر عهده داشته‌اند، همواره بسان توده مردم زندگی کرده‌اند؛ گویا اراده خداوند بر این تعلق گرفته که آنان در عمل، مردم را به راه راست هدایت و عدالت را از خود و اطرافیان خود شروع کنند.
آری! کسانی که رسالت اقامه عدالت را بر عهده دارند، باید ساده زیست باشند و همانند اکثریت مردم زندگی کنند تا عزم ملی برای اقامه عدل در جامعه پدیدار گردد. به بیان کوتاه، کارگزاران نظام امامت عدل باید از جنس مردم باشند؛ هرچند مرفهان بی‌درد و افزون‌طلبان بی‌درک چنین سیاستی را برنمی‌تابند و بر کارگزاران که از جنس مردم باشند، خرده می‌گیرند. چنان‌که ثروتمندان و زورگویان معاصر پیامبران‌الاهی، نوعا چنین منطقی داشته‌اند که برگزیدن رهبران دینی را از میان محرومان و پابرهنگان بر نمی‌تابیدند و ایراد می‌گرفتند که چرا پیامبر از میان ثروتمندان و صاحبان قدرت برگزیده نشده است ؟
دربرابر این منطق، خداوند به پیامبر توصیه می‌کند که: « به مردم بگو من فقط بشری هستم مثل شما» ؛ یعنی من از جنس مردم هستم و می‌خواهم زی مردمی داشته باشم.
در قرآن کریم حشر و نشر با محرومان به پیامبر توصیه شده است:
« واصبر نفسک مع الّذین یدعون ربّهم بالغداوة والعشی یریدون وجهه ولا تعد عیناک عنهم ولا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هویه وکان امره فرطا »
با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می‌خوانند و تنها رضای او را می‌طلبند و هرگز به خاطر دنیا چشمان خود را از آن‌ها بر مگیر و از کسانی که قلب شان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن؛ همان‌ها که از هوای نفس پیروی کردند و کارهای شان افراطی است.
در جامعه جاهلی عرب همانند دیگر جوامع اشرافی، فاصله سطح زندگی حاکمیت اشراف با توده مردم فرق داشته است. در جامعه عرب آن‌روز این وضع به شدت حاکم بود، تا آن‌جا که گاه بر پیامبر اسلام خرده می‌گرفتند که چرا پابرهنگانی همانند سلمان و ابوذر گرد او را گرفته‌اند.
در شأن نزول آیه شریفه نوشته‌اند که جمعی از ثروتمندان مستکبر و اشراف از خودراضی عرب به محضر پیامبر رسیدند و گفتند: اگر اطرافیان تو (ابوذر، حبّاب و ...) نباشند و آن‌ها را از خود دور سازی، ما نزد تو خواهیم آمد و در مجلست خواهیم نشست؛ مادام که این‌ها دور تو جمع باشند، جای ما نیست؛ چون چنین مجلسی شایسته اشراف و آقازاده‌ها نیست.
در این زمان آیه مبارکه نازل شد و خداوند به پیامبر توصیه کرد که هرگز تسلیم خواسته‌های اشراف از خودراضی نشود.
پیامبر فرمود:
« سپاس خدایی را که به من فرمان داد تا با شما نشست و برخاست داشته باشم؛ زندگی و مرگ با شما خوش است.»
این باور که پیامبر (ص) همانند دیگران است و باید مانند آنان زندگی کند، در دوران حکومتش در یثرب به بار نشست.
امام خمینی (ره) می‌فرماید:
«پیغمبر وارد شد به یک آدم درجه سه‌ای و اشخاصی که دورش جمع شده بودند، یک اشخاص فقیر و بی بضاعتی و خودش هم یک منزل و اطاق (نه مثل این اطاق) یک اطاقی با ساقه خرما و ... »
ابن هشام، زندگی ساده و مردمی پیامبر را مفصل تشریح و تبیین کرده است .
پیامبر (ص) فرمود:
«اجلس کما تجلس العبید »
مانند بنده می‌نشینم.
رسول خدا همانند بنده می‌نشست و غذا می‌خورد و باور داشت که بنده است.
این روش حکیمانه و مردمی، بسیار سریع دل‌ها را شیفته خود ساخت. مردم دور پیامبر را گرفتند، یثرب مرکز مسلمانان شد، حکومت اسلامی تأسیس کردند که قوام آن عدالت اجتماعی بود و مردم در حکومت نقش داشتند و به تدریج فعالیت‌های سیاسی ـ اجتماعی مسلمانان گسترش یافت .
پیامبر از مردمان وحشی و جاهل آن‌روز، کارگزارانی خداترس و بلندهمت تربیت کرد. رویه تازه‌ای که محمد (ص) در اقتصاد و سیاست پیش گرفته بود، چنان مؤثر افتاد که آنان خوی و عادت دیرینه شان را به کلی ترک گفتند .
رویه موفقیت آمیز پیامبر در خدمت‌رسانی موجب گردید تا خداوند او را به عنوان الگوی حسنه معرفی کند .
پس از پیامبر، سیره و منش امام عدالت، تابلوی درخشانی فراروی نظام امامت عدل است. امام علی (ع) الگوی ساده زیستی است و همواره بر ساده زیستی کارگزاران نظام امامت عدل تأکید می‌ورزید.
آن‌گاه که مطلع گشت که عثمان بن حنیف فرماندار بصره (در سال 36 هجری) در دعوت یکی از سرمایه‌داران شرکت کرده است، به او نامه‌ای به این مضمون نوشت:
پس از یاد خدا و درود، ای پسر حنیف، به من گزارش دادند که مردی از سرمایه‌داران بصره تو را به مهمانی خویش فراخوانده و تو به سرعت به سوی آن شتافتی، خوردنی‌های رنگارنگ برای تو آوردند ... گمان نمی‌کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده وثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده‌اند، اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره می‌خوری؟
آگاه باش! هر پیروی را امامی است که از او پیروی می‌کند و از نور دانشش روشنی می‌گیرد. آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است. بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید؛ اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید ... من نفس خود را با پرهیزکاری می‌پرورانم تا درروز قیامت که هراسناک ترین روزها است، در امان و در لغزشگاه‌های آن ثابت قدم باشد .
ساده زیستی امام علی (ع) از روی ناتوانی نبوده، او می‌توانست از نعمت‌های دنیا به هر گونه‌ای که می‌خواست، بهره ببرد؛ اما حضرت به جامعه‌ای می‌اندیشید که همه از نعمت‌های دنیا یکسان بهره‌مند باشند. او می‌خواست در زندگی با مردم شریک باشد.
من اگر بخواهم می‌توانم از عسل پاک و از مغز گندم و از بافته‌های ابریشم، برای خود غذا و لباس فراهم آورم؛ اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وادارد که طعام‌های لذیذ برگزینم، درحالی که در «حجاز» یا «یمامه» کسی باشد که به قرص نانی نرسد یا هرگز شکمی سیر نخورد. یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم‌هایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد.
آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمؤمنین خوانند و در تلخی‌های روزگار با مردم شریک نباشم؟ و در سختی‌های زندگی الگوی آنان نگردم ؟
آری! علی و رسول خدا چونان روشنایی یک چراغند یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‌اند. آنان تجلی حقیقت و اسوه عدالت هستند و باید به گونه‌ای زندگی کنند که نسل‌های آینده با تمسک به سیره آنان، اسلام محمدی را از اسلام وارونه و سازگار با اشرافیت و بی‌اعتنا به طبقه محروم بازشناسند.
اگر امام علی (ع) شریک آلام و رنج‌های مردم نبود، نمی‌توانست صدای عدالت انسانی باشد. در نظام امامت عدل، مردم ولی نعمت کارگزاران هستند و رابطه حاکمان با مردم کاملا عاطفی و انسانی است.
شهید مطهری (ره) می‌گوید: «قلب زمامدار باید نسبت به ملت کانون مهر و محبت باشد و قدرت و زور کافی نیست. با قدرت و زور می‌توان مردم را گوسفندوار راند، ولی نمی‌توان نیروهای نهفته آنان را بیدار کرد و به کار انداخت. نه تنها قدرت و زور کافی نیست، عدالت هم اگر خشک اجرا شود کافی نیست؛ بلکه زمامدار همچون پدری مهربان باید قلبا مردم را دوست بدارد و نسبت به آنان مهر بورزد و هم باید دارای شخصیتی جاذبه‌دار و ارادت‌آفرین باشد تا بتواند اراده و همت آنان و نیروهای عظیم انسانی آنان را به پیش برد و در راه هدف مقدس خود به خدمت بگیرد .»
نظام امامت عدل، اشرافیت کارگزاران را برنمی‌تابد، داستان شریح قاضی دراین‌باره بسیار عبرت آمیز است. او در زمان تصدی پست قضاوت، خانه‌ای به قیمت 80 دینار خرید، امام علی به خاطر این اقدام شریح به شدت او را نکوهش کرد که چرا در جایگاه قضاوت نظام اسلامی، خانه‌ای آن‌چنانی خریده است؟
«ای شریح! اگر هنگام خرید خانه نزد من آمده بودی، برای تو سندی می‌نوشتم که دیگر برای خرید آن، به درهمی یا بیشتر، رغبت نمی‌کردی. آن سند را چنین می‌نوشتم: این خانه‌ای است که بنده‌ای ذلیل آن را از مرده‌ای آماده کوچ خریده، خانه‌ای از سرای غرور که در محله نابود شوندگان و کوچه هلاک شدگان قرار دارد، حدود این خانه به چهار سمت منتهی می‌گردد:
یک سوی آن به آفت‌ها و بلاها، سوی دوم آن به مصیبت‌ها، سوی سوم به هوا و هوس‌های سست کننده و سوی چهارم آن به شیطان گمراه کننده ختم می‌شود و درِخانه به روی شیطان گشوده است.
این خانه را فریب خرده آزمند، از کسی که به زودی از جهان رخت برمی‌بندد، به مبلغی که او را از عزت و قناعت خارج و به خواری و دنیاپرستی کشانده، خریداری کرده است.
هرگونه نقصی در این معامله باشد، بر عهده پروردگاری است که اجساد پادشاهان را پوسانده و جان جبّاران را گرفته و سلطنت فرعون‌ها چون «کسرا» و «قیصر» و «تبَّع» و «حمیر» را نابود کرده است .»
این نامه فقط برای قاضی شریح نیست، بلکه برای همه کارگزاران نظام‌های دینی است. در نظامی که قاضی شریح‌ها از بیت المال برای خود هزینه کنند و هیچ‌گونه نظارت و حسابرسی در کار نباشد، انتظار اجرای عدالت امری بیهود است.
امام علی (ع) در نامه‌های متعددی که به کارگزاران نظام علوی نوشته، بر این حقیقت تأکید ورزیده که حکومت امانت است؛ پس مواظب باشید از موقعیت فراهم آمده سوء استفاده نکنید و زندگی‌تان ارتباط تان صبغه مردمی داشته باشد .
امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام امامت عدل، به کارگزاران نظام توصیه کرد که باید به حکومت نبوی و علوی اقتدا کنند و چگونه زیستن را از آن بزرگواران یاد بگیرند تا در راستای اقامه عدالت توفیق یابند.
«آن طرز حکومت اسلام، طرز حکومت آدم سازی است، شما خود، رؤسای اسلام را باید ملاحظه کنید، مثل پیغمبر اکرم که رئیس اسلام است، امیرالمؤمنین که پس از او رئیس اسلام بود، شما خود آن‌ها را ببینید که وضعشان چه جوری بوده است، دیکتاتوری بوده است؟ پیغمبری که با مردم دیگر وقتی می‌نشست، معلوم نبود آقا کدام است و نوکر کدام است ـ و عرض بکنم ـ که اصحاب کدام است و خود پیغمبر کدام است؟ پیغمبری که با مردم همان طور می‌نشست، جلسه بنده‌ها و فقرا بود، در زندگیش زندگی فقرا بود و بیت المال، مال مردم بود و هیچ تصرفی نمی‌کردند، مثل یکی از فقرا زندگی می‌کرد .»
8. مبارزه با ستمگران
بدون شک درهرجامعه‌ای افراد زورمند و از خودراضی وجود دارند که عدالت را برنمی‌تابند و تلاش‌های عدالتخواهانه را مزاحم منافع و بهره‌وری شخصی خود می‌دانند؛ بنابراین همواره می‌کوشند که با لطایف‌الحیل، سلطه ستمگرانه خود را بر مردم حفظ کنند. به همین دلیل در نظام امامت عدل، همان‌گونه‌که قیام دایمی و همه‌جانبه برای عدالت یک رسالت است، مبارزه مستمر و فراگیر با عوامل و زمینه‌های ستم نیز به عنوان یک وظیفه عمومی مطرح است؛ چراکه با وجود عوامل ستم و حاکمیت ظالمانه، دستیابی به عدالت امکان پذیر نیست.
جامعه‌ای که عدالت را حقیقتی جدی تلقی کرده، درباره عوامل تأمین کننده عدالت و موانع برقراری آن بیندیشند و نتایج اندیشه‌هایش را برای بهره برداری عرضه کند، قیام به عدالت کرده است.
تفکر درباره آثار عدالت و پیامدهای ظلم نوعی قیام برای عدالت است؛ چنان‌که اندیشه درباره حیات، نماد برتری از حیات است.
در جامعه‌ای که روحیه بی‌تفاوتی و سهل‌انگاری حاکم شود و مردم و کارگزاران نظام دربرابر تبعیض و بی‌عدالتی‌ها واکنش نشان ندهند، تدریجا عدالت جایش را به بی‌عدالتی می‌دهد.
توصیه قرآن کریم این است:
«... وتعاونوا علی البرّ والتقوی ولا تعاونوا علی الإثم والعدوان... »
... و (همواره) در راه نیکی و پرهیزکاری باهم تعاون کنید و (هرگز) در راه گناه و تعدی همکاری نکنید...
براساس این توصیه ارزشمند، همان‌گونه که مشارکت در نیکی ممدوح است، همکاری در بدی نیز مذموم است و هرگونه تعاون در اهداف باطل و اعمال ظالمانه ممنوع است.
اگر به این توصیه قرآنی - که شامل همه مسائل حقوقی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی می‌گردد- عمل شود و حکومت و ملت بدون در نظرداشتن مناسبات شخصی، خویشاوندی، نژادی و ... با کسانی که در راستای اقامه عدالت گام برمی‌دارند، همکاری کنند و از همکاری با افراد ستمگر درهرمقام و موقعیتی که باشند، خودداری کنند، زمینه اجرای عدالت فراهم می‌شود.
یاری نکردن ظالم، خود نوعی مبارزه با ستم و ستمگری است. اگر افراد جامعه آن را جدّی بگیرند، روحیه تعدی و تجاوز و استثمار از جهان ریشه‌کن می‌شود.
رهبران عادل نظام امامت عدل کوشیده‌اند که مردم را از یاری دادن به ستمگران بازدارند و بر این امر تأکید ورزیده‌اند که ستمکاران و یاری دهندگان آنان سرنوشت یکسان دارند. رسول اکرم (ص) فرمودند:
«اذا کان یوم القیامة نادی منادٍ این الظّلمة؟ واعوان الظلمة؟ واشباه الظّلمة؟ حتی من برءً لهم قلما ولاق لهم دواتا، قال: فیجتمعون فی تابوتٍ من حدیدٍ ثم یرمی بهم فی جهنّم .»
هنگامی که روز قیامت برپا شود، منادی ندا در می‌دهد: کجایند ستمکاران و کجایند یاوران آن‌ها و کسانی که خود را شبیه آن‌ها ساخته‌اند؟ حتی کسانی که برای آنها قلمی تراشیده‌اند یا دواتی را لیقه کرده‌اند، همه آن‌ها را در تابوتی از آهن قرار می‌دهند، سپس در میان جهنّم پرتاپ می‌شوند.
در حدیث دیگری فرمود: «کسی که به سوی ستمگری برود تا او را یاری کند، در صورتی‌که می‌داند او ظالم است، از اسلام خارج شده است .»
صورت دیگر مبارزه با ستمگری، بی‌اعتنایی به ظالمان و عدم اعتماد به آنان است:
«ولا ترکنوا الی الّذین ظلموا فتمسکم النّار »
بر ستمگران تکیه نکنید که موجب می‌شود آتش شما را فرو گیرد.
آیه شریفه مهم‌ترین برنامه اجتماعی، سیاسی، نظامی و عقیدتی را بیان می‌کند. اعتماد به ظالمان مفاسد فراوانی در پی دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:
الف) تکیه بر ستمگران باعث تقویت آن‌ها و موجب گسترش ظلم اجتماعی است.
ب) اعتماد به ظالمان تأثیر فکری و فرهنگی دارد؛ چراکه به تدریج زشتی ستمگری را از بین می‌برد و ظلم و بی‌عدالتی توسعه می‌یابد.
در یک کلام، سرانجام اعتماد به ظالمان، اسارت اجتماعی است.
در جامعه‌ای که مردم و کارگزاران نظام، فعال و بیدار باشند، فریب توطئه‌های ستمگران را نخورند و به آن‌ها تکیه و اعتماد نکنند؛ درنتیجه فرعون‌ها، قارون‌ها و نمرودها به جود نمی‌آیند تا بر جامعه حاکم شوند.
بدین ترتیب عدالتخواهان در عین تکیه بر عقل و منطق و اخلاق، وظیفه دارند دربرابر گردنکشان و ستمگران بایستند و با آنان پیکار کنند تا فتنه و ظلم از زمین ریشه‌کن شود و چه فتنه‌ای بدتر از ظلم و تجاوز به حقوق دیگران؟
آیات متعددی در قرآن کریم ستمکاران را محروم از بخشایش خداوندی معرفی می‌کند و آیات دیگری، ظلم و ستمگری را عامل سقوط تمدن‌ها و متلاشی شدن جوامع می‌داند . اگر با ستمگری مبارزه جدی نشود، دو گروه مترفین (غوطه وران در عیش و اسراف در اموال) و ملأ (اشراف و اغنیای کامجو) که در امتداد تاریخ همواره در مسیر «خود محوری» حرکت کرده و خود را غایت و دیگران را وسیله تلقی کرده‌اند، به حاکمیت ننگین خود ادامه خواهند داد که قرآن کریم با بیان کوبنده، این ستمکاران تاریخ را مورد نکوهش قرار داده است ؛ چراکه خودکامگی آنان به تیره‌روزی بینوایان جامعه می‌انجامد.
از لحاظ تاریخی، این دو گروه موانع جدی دربرابر قیام‌های عدالتخواهانه بوده‌ و هستند. پیامبران الاهی نیز همواره با این دو گروه از خودراضی پیکار خستگی‌ناپذیر داشته‌اند. مبارزات حضرت ابراهیم، موسی، عیسی، نوح، هود، صالح، شعیب و محمد (ص)، خاتم النبیین، الهام‌بخش نظام امامت عدل است.
در قرآن کریم، حدود 290 آیه ناظر به پیکار با ستم و ستمکاری و دفاع از ستمدیدگی است . آیا بر پیروان قرآن لازم نیست که با روحیه طبقاتی مبارزه کنند؟
تشریع قانون جهاد در اسلام، طرح جامع مبارزه با ستمگری و دفاع از ستمدیدگی است. جهاد برای محو کفر و شرک و بت‌پرستی، جهاد در راستای دفاع از مظلومین، جهاد برای خاموش کردن فتنه‌ها و ... همه حاکی از این حقیقت است که مبارزه پیگیر و خستگی‌ناپذیر، از مهم‌ترین راهکارهای تأمین عدالت و احقاق حق می‌باشد.
اصولاً مبارزه با موانع تکامل، یک قانون عام در جهان آفرینش است. همه موجودات زنده اعم از حیوانات و نباتات برای رسیدن به هدف می‌کوشند و با موانع تکامل مبارزه جدّی دارند. این قانون در عالم انسان‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. جامعه‌ای که افراد آن همواره در حال «مبارزه» و «مراقبت» به سر می‌برند، زنده و سعادتمند است؛ برعکس، جامعه‌ای که افراد آن در فکر هوسرانی و تأمین منافع شخصی‌اند، دیر یا زود از بین می‌رود و این نابودی نیز به‌دست خود آنان فراهم می‌شود .
پیامبر اکرم (ص) فرمود:
« اغزوا تورثوا ابنائکم مجداً»
مبارزه کنید تا مجد وعظمت را برای فرزندانتان به میراث بگذارید.
همچنین هشدار می‌دهد:
« فمن ترک الجهاد البسه الله ذلاّ وفقراً فی معیشته ومحقا فی دینه »
آن کس که جهاد را ترک کند، خدا بر اندام او لباس ذلت می‌پوشاند و فقر و احتیاج بر زندگی و تاریکی بر دین او سایه شوم می‌افکند.
در این رویکرد، جهاد فقط به معنای جنگ مسلحانه نیست، بلکه هر نوع تلاش و پیکاری را که برای تحقق عدالت و احقاق حق انجام گیرد، شامل می‌شود. به این ترتیب، جهاد علاوه بر نبردهای دفاعی و گاهی تهاجمی، مبارزات علمی، منطقی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را نیز دربرمی‌گیرد؛ یعنی در همه عرصه‌ها باید با ستم و بی‌عدالتی به مبارزه برخاست.
امام نظام امامت عدل، مبارزه با ستمگران را بسیار جدّی مطرح کرد. در سال 35 هجری در روز دوم خلافتش، دربرابر ظلم و بی‌عدالتی چنین اعلام موضع کرد:
« والله لو وجدته قد تزوج به النساء وملک به الاماء لرددته فان فی العدل سعة ومن ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق »
به خدا سوگند بیت المال به تاراج رفته را هر کجا بیابم، به صاحبان اصلی آن باز می‌گردانم؛ گرچه با آن ازدواج کرده یا کنیزانی خریده باشند؛ زیرا در عدالت، گشایش برای عموم است. آن کس که عدالت برای او گران آید، تحمل ستم برای او سخت‌تر است.
حضرت در این اقدام عادلانه بسیار جدی بود و دستور داد اموال بیت المال را نزد هرکس بیابند، هرچه سریع‌تر برگردانند. مبارزه قاطع با ستمگران و تلاش پیگیر در اجرای عدالت، نیازمند قاطعیت و تحمل دشواری‌ها است. ممکن است افزون طلبان عافیت اندیش، از مجریان عدالت فاصله بگیرند و چه‌بسا اقدام به کارشکنی کنند؛ به همین دلیل بعضی یاران امام علی (ع) از حضرت درخواست می‌کردند که در اجرای عدالت، شدت عمل به‌خرج ندهد.
اما در نظام علوی، عدالت شاه‌بیت سرور حکومت است و تساهل در اجرای عدالت ممنوع است.
امام پس از سرکوب شورش نهروان در سال 38 هجری، در کوفه خطبه‌ای ایراد فرمود که در فرازی از آن چنین تأکید ورزید:
« الذّلیل عندی عزیز حتی آخذ الحق له، والقوی عندی ضعیف حتی آخذ الحق منه .»
خوارترین افراد نزد من عزیز است تا حق او را بازگردانم و نیرومند در نزد من ناتوان است تا حق را از او باز ستانم.
حضرت طی نامه‌ای به «زیاد بن ابیه» جانشین فرماندار بصره نسبت به خیانت به بیت‌المال چنین هشدار می‌دهد:
همانا به راستی، به خدا سوگند می‌خورم اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کرده‌ای، کم یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شده و در هزینه عیال درمانده و خوار و سرگردان شوی .


موضوعات مرتبط: راه شناسی
برچسب‌ها: راه شناسی
[ شنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب