
عدالت همان قانون عامی است که نظام آفرینش براساس آن حرکت میکند. جامعه انسانی نیز در روند حرکت تکاملیاش، ناگزیر از رعایت عدالت است. هرگونه افراط و تفریط در زندگی (فردی و اجتماعی) انسان، پیامدهای ناگوار و چهبسا سقوط را در پی دارد؛ به همین دلیل عدالتورزی آرمان مقدس و ارزشمندی است که همواره اندیشه حکیمان را درگیر خود ساخته است.این اندیشه در نظام «امامت عدل» از تعریف و اهمیت ویژهای برخوردار است. در این نظام، تدبیرها و سازوکارهایی اندیشیده شده تا مردم و حکومت را در پاسداری از عدالت فعال نگهدارد و روحیه مبارزه با ستمگری را تقویت کند.قانون صحیح، قانونگرایی، عدالت اخلاقی، شایسته سالاری، نظارت اجتماعی (امر به معروف و نهی از منکر)، پیوند استوار حکومت و مردم، زی مردمی داشتن حاکمان و مبارزه قاطع با ستمگران، راهکارهایی هستند که مردم و حکومت را در برپایی عدالت راهنمایی و یاری میکنند.به هر نسبتی که جامعه از این سازوکارها بهرهمند باشد، به همان نسبت در اجرای عدالت توفیق خواهد داشت. در جامعهای که به راهکارهای مزبور بیاعتنایی شود، تدریجا عدالت جای خود را به تبعیض میدهد و نابسامانیهای اجتماعی پدید میآید و ادامه این روند به سرنگونی نظام حاکم میانجامد که «الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظّلم». به گواهی تاریخ، آثار ستم بسیار سریع و فوری است. بحرانهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نیز آشفتگیهای روانی و اخلاقی نظامهای سیاسی معاصر به خوبی نشانگر این حقیقت است.
متن
مقدمه
عدالت، قانون حاکم بر جهان آفرینش است. نظام هستی بر محور عدل استوار است . در حوزه سیاست و اجتماع، دادورزی و اجرای عدالت باسابقهترین آرمانی است که همواره دغدغه خاطر حکیمان و مصلحان اجتماعی بوده است. افلاطون کتاب جمهوریت را به منظور تبیین این اندیشه نوشت. او معتقد بود که مدینه فاضله زمانی شکل میگیرد که حاکم، مدینه خود را وقف عدالت کند و جامعه بر محور عدل سامان یابد .
ارسطو در کتاب «سیاست» در جستوجوی روشهای اجرای عدالت بود و سرانجام اجرای عدالت را معیار راستی ودرستی حکومت دانست .
فارابی در «سیاست مدینه» بر این رویکرد تأکید کرد که وظیفه سیاستمدار مدینه، نظاممندساختن روابط اعضای جامعه بر اساس عدل است .
خواجهنصیرطوسی در «اخلاق ناصری» عدالت را مبنای حقوق دانسته و بر این باور است که عدالت زمینهساز تعاون و تعاون شرط تکامل اجتماعی است .
ابن خلدون در «مقدمه»، کار ویژه دولتها را مبارزه با ستم و تبعیض و پاسداری از عدالت اجتماعی برشمرده است .
ابنسینا در «شفا» هدف دین را تنظیم روابط اجتماعی براساس قانون عدل ترسیم میکند؛ بدین ترتیب تأکید بر اجرای عدالت بهمثابه یک سنت سیاسی، همواره اندیشه حکیمان را به خود مشغول ساخته است.
این اندیشه در نظام توحیدی اسلام که نظام «امامت عدل» است نه «امام عادل»، تبیین شفافتری مییابد. عدل همانند توحید، در تمام مسائل اعتقادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حقوقی نظام تجلّی دارد.
در این نظام فقط قرارگرفتن حاکم عادل در رأس هرم قدرت کافی نیست؛ بلکه همه کارگزاران در هر رتبهای از بالا تا پایین باید از ویژگی عدالت برخوردار باشند و مردم نیز در این نظام به اجرای عدالت مأموراند. به بیان دیگر، در نظام «امامت عدل»، اجرای عدالت وظیفه همگانی حکومت و مردم است. در انجام این وظیفه عام، مردم نیازمند هدایت حکومت و حکومت محتاج همکاری مردم است.
در رویکرد توحیدی نظام «امامت عدل»، همانگونه که پیامبران به اجرای عدالت مأموراند ، مردم نیز به تبع آنان موظفند که در راستای اقامه عدالت بکوشند . چه بسیار مردان الاهی بودهآند که دوشادوش پیامبران برای اقامه عدالت با ستمگران مبارزه کردهاند: «وکأین من نبیٍ قاتل معه ربیون کثیر... » .
بدین ترتیب دستیابی به عدالت نیازمند نهاد قانونی و مقتدر و نظم مبتنی بر مدیریت قوی و برخاسته از اصول و ارزشهای وحیانی و عقلانی است؛ نهادی که با ستمگری و اجحاف مبارزه و وروحیه عدالتخواهی را در گستره جامعه بیدار و شکوفا کند.
چه راهکارهایی در نظام امامت عدل بهمنظور اجرای عدالت پیشبینی شده است؟ چه سازوکارهایی در این نظام تعبیه شده است تا حکومت و ملت را در پاسداری از عدالت یاری کند؟
اهتمام پژوهش حاضر بر آن است تا مهمترین راهکارهای اجرای عدالت در نظام امامت عدل را تبیین کند.
موضوعات مرتبط:
راه شناسی
برچسبها:
راه شناسی