ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

متن در مورد نماز خواندن

پاسخ چهارم:

از امام رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده است که فرمود:

«افضل اوقات سه وقت است: هنگام زوال خورشید (ظهر) و پس از آن مغرب، و هنگام سحر؛ پس خداوند دوست داشت که برای قرب به او در این اوقات سه گانه نماز به جای آورده شود.»(23)

3ـ قرآن می فرماید: «نماز جز بر خاشعان سنگین است»،(24) چه کنیم خاشع باشیم تا نماز بر ما سنگین نباشد؟

از این پرسش چند پاسخ داده شده است:

پاسخ اول: آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم در ذیل آیات 45 و 46 از سوره بقره می نویسد:

«قرآن کریم در آیه 46 به منشأ خشوع خاشعان اشاره کرده، می فرماید: یاد مرگ و قیامت، همه توان انسان را گرفته، قلب او را می لرزاند و وی را خاشع می سازد؛ زیرا همه غرورها و "من و ما" گفتنها از این روست که مرگ و عذاب قیامت از یادها رفته است وگرنه آنان که به حساب و میزان و بهشت و جهنم یقین دارند، یا دست کم گمانش را می برند و از حال احتضار و احوال قبر غافل نیستند، خاکسار و خاشع و دل شکسته شده، به نماز و استعانت از دعا و بکاء رو می آورند.»(25)

پاسخ دوم: علامه طباطبایی ـ قدس سره ـ در تفسیر آیه 45 و 46 سوره بقره می نویسد:

«تعبیر به ظن در آیه 46 به جای یقین، اشاره به این است که برای حصول خشوع در انسان کافی است که متوجه شود خدایی دارد که ممکن است به سوی او بازگردد و او را ملاقات کند.»

پاسخ سوم: در استفتائات عرفانی از حضرت آیت الله العظمی بهجت ـ حفظه اللّه ـ سؤال شده: «برای این که در انجام دادن فرمان الهی خصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟» ایشان پاسخ فرموده اند: «در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیت مطلقه انجام بدهید».(26)

پاسخ چهارم: در قرآن کریم راه حصول خشوع در اعراض و ترک اعمال لغو و بیهوده معرفی شده؛ آنجا که می فرماید: «قد أفلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون الذین هم عن اللغو معرضون».(27)

نماز سدی در برابر گناهان آینده است؛ چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می کند و نهال تقوی را در دل پرورش می دهد.

چنان که برخی از بزرگان عرفا از جمله حضرت آیت الله بهجت ـ حفظه الله ـ نیز در برخی از نصایحشان به این مطلب تصریح کرده اند که راه به دست آوردن خشوع، کنار گذاشتن کارهای لغو و بی فایده است؛ یعنی ترک آن کارهایی که نه فایده دنیوی دارد و نه فایده اخروی.

پاسخ پنجم: در روایتی به ویژگیهای انسان خاشع و راههای به دست آوردن خشوع به خوبی اشاره شده است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روایتی فرموده اند:

«نشانه خاشع در چهار چیز است: 1ـ مراقبت نفس و حساب بردن از خدا در نهان و آشکار؛ 2ـ انجام دادن کارهای نیک؛ 3ـ اندیشیدن به روز قیامت؛ 4ـ مناجات و راز و نیاز با خداوند.»(28)

4ـ چرا نماز بر روح برخی از افراد، تأثیری ندارد؟

پاسخ اول:

«این مطلب که نماز باید آدمی را از ارتکاب فحشاء و منکرات باز دارد، حقیقتی است که هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد؛ زیرا قرآن به صراحت این خاصیت را برای نماز اثبات می کند، پس نمازی که این خاصیت در آن نباشد و تنها صورت نماز در آن یافت شود لامحاله آن نماز، از نفاق خالص نشأت گرفته و نفاق هم که بدون شک سبب دوری انسان از خدا می شود. اگر نماز، از جمیع جهات فاقد روح بود این نماز، در بازداشتن انسان از فحشاء و منکرات هم هیچ اثری نخواهد داشت، نه جزئی و نه کلی؛ ولی اگر بعض از مراتب روح را با خود داشت، لا محاله به همان اندازه اثر خواهد داشت. نتیجه این که نمازی که از جمیع وجوه فاقد روح و از جمیع جهات بدون حضور قلب باشد، این نماز ثمره ای جز دوری بنده از خدا نخواهد داشت. و این نماز، نماز کسی است که برای ریا و یا از روی استهزاء و مسخره نماز بخواند؛ اما نمازی که حتی یک دهم و یا بیشتر آن با حضور قلب [و برای خدا] انجام گیرد، به همان اندازه مورد قبول واقع می شود [و به همان اندازه فرد را از گناه باز می دارد].»(29)

پاسخ دوم:

«اینکه در قرآن کریم آمده است نماز انسان را از فحشا و منکر باز می دارد، با توجه به دو نکته باید در نظر گرفته شود: اولاً مراد، بازداری طبیعت نماز از فحشاء و منکرات است؛ یعنی نمازی که اقامه شود و چنان که حق آن است خوانده شود، از روی طبع چنین اثر و اقتضایی دارد [البته اگر موانعی در کار نباشد]؛ ثانیاً: نماز، علت تامه ای برای بازداری از گناه نیست، بلکه از مهم ترین عوامل بازدارنده آن می باشد. نماز صفتی در روح انسان ایجاد می کند که به مثابه یک پلیس درونی است و صاحبش را از منکرات منع می کند و در نتیجه روحش را از ناپاکی گناهان و آلودگیهای ناشی از آنها دور نگه می دارد. هدف از تشریع نماز، رساندن نمازگزاران به آن صفت بازدارندگی از گناه است. پس نمازی که نتواند ملکه تقوا را در انسان ایجاد یا تقویت کند، مسلماً تأثیر لازم را در بازداری از گناهان نخواهد داشت. وانگهی مسلمانی که نماز می خواند و در عین حال برخی گناهان را نیز مرتکب می شود، اگر نماز نخواند، گناهان بیشتری را مرتکب خواهد شد. اثر بخشی نماز به اندازه اقتضای آن است و علت تامه برای منع از معصیت نیست به گونه ای که اگر کسی نماز خواند دیگر نتواند گناه کند؛ بلکه ممکن است موانعی اثر نماز را خنثی کند؛ و اگر مانعی جلوی تأثیر آن را نگیرد، مسلماً فایده خواهد بخشید.»(30)

پاسخ سوم:

«ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد؛ هر چند نمازش صوری و آن فرد آلوده به گناه باشد. البته این گونه نماز اثرش کم است. این افراد اگر همان نماز را نمی خواندند از این هم آلوده تر بودند. هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار باشد، نهی از فحشاء و منکر می کند؛ گاه نهی کلی و گاهی هم نهی جزئی و محدود. به عبارت روشن تر: نهی از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است.»(31)

پاسخ چهارم:

شیخ طبرسی ـ قدس سره ـ در تفسیر خود می گوید:

«برخی گفته اند که نماز، به منزله کسی است که با سخن خود نهی از منکر می کند و می گوید: "فحشاء و منکر را انجام مده"؛ زیرا نماز مشتمل است بر تکبیر، تسبیح، تهلیل، قرائت، ایستادن در پیشگاه خداوند و دیگر اقسام و اصناف عبادت که همگی به نیکی دعوت می کنند و از ضد نیکی، یعنی فحشاء و منکر بازدارندگی دارند.»(32)

از کلام شیخ طبرسی ـ قدس سره ـ نتیجه می گیریم که نماز، بر روح افراد تأثیر می گذارد ولی این تأثیر به گونه ای نیست که از آنها سلب اختیار کند، چنان که نتوانند گناه کنند.

پاسخ پنجم:

ابن مسعود از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نقل کرده است که:

«لا صلوة لمن لا یطع الصلوة و طاعة الصلوة أن تنهی عن الفحشاء و المنکر.»

«نماز نخوانده است کسی که اطاعت نماز را نکند و اطاعت نماز، آن است که فحشاء و منکر را انجام ندهد.»

مراد از این روایت این است که نماز ناهی و بازدارنده از معاصی است؛ پس هر کس که اقامه نماز کند ولی از انجام معاصی به کنار نباشد معلوم می شود نماز او به صفت و ویژگی ای که حق تعالی آن را وصف کرده، نبوده است. ولی اگر بعد از آن توبه کرد و از معاصی کناره گرفت معلوم می شود نمازش در او اثر داشته است، ولی اثربخشی آن در این فرد، مدتی طول کشیده و زمان برده است.(33)

5ـ چرا باید در نماز، حتماً سوره حمد خوانده شود؟

پاسخ اول: از امام رضا ـ علیه السلام ـ روایت شده است:

«همانا مردم به قرائت قرآن در نماز امر شده اند تا قرآن مهجور و ضایع نگردد و نیز به سبب اینکه قرآن محفوظ باشد و از بین نرود و فراموش نشود؛ و همانا واجب شده که سوره حمد خوانده شود نه سوره های دیگر؛ زیرا هیچ سوره ای نیست که مانند سوره حمد، جامع تمام خیرات و حکمتها باشد.»(34)

پاسخ دوم: در روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است: «اسم اعظم خداوند در سوره فاتحة الکتاب پراکنده شده است.»(35)

پاسخ سوم: در روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است: «هر نمازی که در آن فاتحة الکتاب خوانده نشود ناقص است.»(36)

نتیجه: سوره حمد، به سبب ویژگیهای منحصر به فردی که دارد، بر دیگر سوره ها مقدم است و بر آنها برتری دارد. از این رو در نماز، سوره حمد را می خوانیم.

6ـ زکات دادن امام علی ـ علیه السلام ـ در رکوع نماز، با حضور قلب آن حضرت چگونه

قابل جمع است؟

این مطلب مربوط به آیه 55 و 56 سوره مائده است:

«انّما ولیکم اللّه و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون و من یتولّ اللّه و رسوله والذین امنوا فانّ حزب اللّه هم الغالبون»

«سرپرست شما تنها خداست و پیامبر او و آنان که ایمان آورده اند؛ همانان که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع، زکات می دهند. و کسانی که ولایت خدا و پیامبر و افراد با ایمان را بپذیرند (پیروزند؛ زیرا) حزب خدا پیروز است.»

پاسخ اول: امام علی ـ علیه السلام ـ در نماز، از خود بیگانه می شدند نه از خدا، و زکات دادن در هنگام رکوع، توجه به خویشتن نیست، بلکه عین توجه به خداست؛ به عبارت دیگر عمل حضرت، در واقع، انجام دادن عبادت در ضمن عبادت است نه انجام دادن یک عمل مباح در ضمن عبادت؛ و به عبارت روشن تر آنچه با حضور قلب منافات دارد، توجه به مسائل مربوط به زندگی مادی و شخصی است، اما توجه به آنچه در مسیر رضای خداست، توجه به مسائل اخروی است که با روح عبادت و حضور قلب کاملاً سازگار است و آن را تأکید می کند. ذکر این نکته نیز لازم است که معنای غرق شدن در توجه به خدا این نیست که انسان، بی اختیار احساس خود را از دست بدهد؛ بلکه به معنای این است که با اراده خویش توجه خود را از آنچه در راه خدا و برای خدا نیست باز دارد.(37)

هیچ گونه مناجات و راز و نیازی غیر از نماز، فواید و آثار نماز را نخواهد داشت و صرف پاکی دل نیز ـ به فرض اینکه بدون نماز بتوان به آن رسید ـ برای انسان فایده ای نخواهد داشت.

پاسخ دوم: زکات دادن موجب کمال است و حضرت در این عمل، میان عبادت روحی و بدنی با عبادت مالی یعنی انفاق جمع کرده است. آن التفاتی که مانع حضور قلب می شود توجه به امور دنیوی است وگرنه توجه به عمل خیر، عبادت در عبادت است و موجب کمال می باشد؛ مثلاً اگر انسان در نماز برای از دست دادن عزیزی گریه کند، نمازش باطل است، ولی اگر در حال نماز، برای شوق و اشتیاق به حق و یا خوف از خدا گریه کند، موجب کمال و فضیلت است.(38)

7ـ چرا برخی از نمازگزاران مرتکب گناه می شوند؟

علاوه بر آنچه در پاسخ به سؤال چهارم گفته آمد، مرحوم علامه طباطبایی نوشته است: مراد آیه از اینکه نماز، از فحشاء و منکر باز می دارد بازداریِ به نحو اقتضاست نه به نحو علیت تامه؛ یعنی طبیعت نماز این گونه است که اگر مانعی در کار نباشد و مزاحمی پیش نیاید، اثرش، بازداری از فحشا و منکر است، نه اینکه این بازداری به نحو علیت تامه باشد، به این معنا که هر کس نماز خواند دیگر نتواند گناه کند. از این رو سخن کسانی که در پاسخ این شبهه گفته اند: نماز در بعضی افراد اثر دارد یا اثر نماز، تا وقتی است که انسان در نماز است و مانند این حرفها، صحیح نیست؛ بلکه نماز، در همه و در همه احوال اثر دارد؛ اما به نحو اقتضا. خلاصه اینکه یاد خدا (نماز) و موانعی که از آن اثر جلوگیری می کنند، مانند دو کفه ترازو هستند؛ هر وقت کفه یاد خدا سنگین شود، نمازگزار گناه نمی کند و هر جا کفه آن موانع سنگین شود، یاد خدا ضعیف شده، در نتیجه شخص مرتکب گناه می شود.(39)

ممکن است علت اینکه بعضی نمازگزاران مرتکب گناه می شوند این باشد که نمازی که می خوانند از روی عادت است نه ترس از خدا؛ چون ترک عادت بسیار دشوار است، نماز را ترک نمی کند و معاصی را مرتکب می شود.(40) پس اگر نمازگزار، نمازش را نه از روی عادت، بلکه به سبب انجام وظیفه و با همراه شرایط و خصوصیات آن انجام دهد، او را در ترک معاصی بسیار کمک کرده و تدریجاً گناه را ترک خواهد کرد.

8ـ به چه علت مسافر باید نماز را شکسته بخواند؟ اگر کامل بخواند آیا اشکال دارد؟

آیه 101 سوره نساء دلالت دارد بر اینکه مسافر باید نمازش را قصر (شکسته) بخواند. آنجا که می فرماید:

«و اذا ضربتم فی الاْرض فلیس علیکم جناحٌ اَنْ تقصُرُوا من الصلوة ...»

«هنگامی که سفر می کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید ... .»

در روایات اثبات شده است که «لیس جناح» در اینجا به معنی واجب بودن است و این آیه را در کنار آیه مربوط به طواف خانه خدا قرار داده اند.

درباره حکمت و فلسفه شکسته شدن نماز مسافر، در کتاب علل الشرایع و عیون اخبار الرضا، از امام رضا ـ علیه السلام ـ چنین نقل شده است:

«نماز در سفر، شکسته شده است؛ زیرا نماز در ابتدا 10 رکعت بود که 7 رکعت، بعدها به آن افزوده شد؛ ولی خدای متعال در سفر تخفیف داده و آن زیادی را نخواسته است؛ به سبب اینکه برای مسافر در سفر ممکن است بجا آوردنش سخت شود؛ زیرا مسافر در سفر مشغول به امور اقامت و معیشت و مانند آن است؛ و این تخفیف خداوند از باب رحمت و لطف اوست ... تنها نماز مغرب است که شکسته نمی شود؛ زیرا نماز مغرب نمازی است که در اصل و در ابتدا یک بار شکسته شده و به 3 رکعت تبدیل گردیده. بنابراین دیگر نباید شکسته شود.»(41)


موضوعات مرتبط: نکته شناسی
برچسب‌ها: نکته شناسی
[ یکشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 7:45 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب