.jpg)
بهشت اجتماعي
آنچه كه در اين قسمت مورد مداقه و ارزيابي قرار خواهد گرفت در واقع شكل بسط يافتهتر و اجتماعيتر اهم مواردي است كه در گفتار پيشين و در قالب بهشت فردي بدان پرداخته شد. به تعبير ديگر ميان بهشت فردي و اجتماعي و اسلام رابطهاي طولي برقرار است. در آيه 66 سوره مائده ميخوانيم:
«و اگر آنان به تورات و انجيل و آنچه از جانب پروردگارشان به سويشان نازل شده است، عمل ميكردند قطعا از بالاي سرشان (بركات آسماني) و از زير پايشان (بركات زميني) برخوردار ميشدند».
علامه طباطبايي مراد از «خوردن» در اين آيه را مطلق «تنعم» و «تمتع» ميداند چه اين كه از راه خوردن باشد يا از راههاي ديگر. در ادامه اين آيه را در مقام بيان همان مطلبي ميداند كه آيه 96 اعراف درصدد بازگو كردن آن است: «و لو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخذناهم بما كانوا يكسبون» (اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند قطعا بركاتي از آسمان و زمين برايشان ميگشوديم ولي تكذيب كردند پس به كيفر دستاوردشان گريبان آنان را گرفتيم).
مرحوم علامه طباطبايي در تفسير اين آيه مينويسد: بركات به معني هر چيزي از قبيل امنيت و آسايش و سلامتي و مال و اولاد است و ... جمله «لو ان اهل القري آمنوا و اتقوا» دلالت دارد بر اين كه افتتاح ابواب بركتها مسبب از ايمان و تقواي جمعيتهاست نه ايمان يك نفر و دو نفر از آنها. چه كفر و فسق جمعيت با وجود ايمان و تقواي چند نفر باز كار خود را ميكنند. (3) علامه در پايان از مفاد اين دو آيه چنين نتيجه ميگيرد كه «... پس اگر انسان به صلاح و سداد گرايد از اين گونه آيات استفاده ميشود كه نظام دنيا هم از جهت ايفا به لوازم سعادت زندگي بشري، هم از جهت رفع بلا و توفير نعمت براي او صالح خواهد شد. (4)
حال آيا نميتوان گفت كه جامعه انساني در صورت تصديق و تمكين در برابر رسالت انبيا - و البته در همين دنيا- از مواهب سرشار مادي و معنوي بهرهمند خواهد شد و بهشتي زميني را تجربه خواهد كرد اما ناسپاسي و غفلت و ضبط و خفاي آدميان مانع حصول به چنين قاعدهاي به طور همهجانبه و فراگير گشته است؟
شواهد قرآني و تصديق بهشت اجتماعي
در قرآن كريم شواهد و مستنداتي وجود دارد كه بر امكان تحقق بهشت اجتماعي در زندگي دنيوي صحه ميگذارد. بنابراين ما در ادامه به ذكر پارهاي از اين موارد ميپردازيم:
1) قوم نوح
پس از آنكه نوح (ع) در راه دعوت قوم خويش به بندگي خدا و تقواي الهي با ناكامي مواجه ميشود، اين عدم پذيرش دعوت الهي را با محروم ماندن از بهشت اجتماعي برابر ميداند: فقلت استغفروا ربكم انه كان غفارا. يرسل السماء عليكم مدرارا و يمدكم باموال و بنين لكم جنات و يجعل لكم انهارا (نوح/ 12-11-10) گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است / تا بر شما از آسمان باران پيدرپي فرستد / و شما را به اموال و پسران ياري كند و برايتان باغها قرار دهد و نهرها براي شما پديد آورد.
خالي از لطف نيست بيفزاييم كه در همين سوره، شرط بندگي خدا و پيشه كردن تقوا و اطاعت از پيامبر (ص)، موجب بخشش گناهان و تاخير مرگ تا اجل مسمي (سرآمد طبيعي) شمرده شده است. بنابراين يكي از نعمتهايي كه در بهشت اجتماعي نصيب انسانهاي مومن و نيكوكار ميشود اين است كه بر مرگهاي زودرس و نابهنگام گرفتار نميآيد با مرگ طبيعي (اجل مسمي) از دنيا ميرود (نوح / 3 و 4؛ ابراهيم / 10).
2) قوم هود
در بخشي از سوره هود ميخوانيم كه حضرت هود (ع) قوم خود را به بندگي خداوند فرا ميخواند و در خصوص رسالت الهي انتظار هيچ اجر و مزدي ندارد تا اينكه به اين آيه ميرسيم: «و يا قوم استغفروا ربكم ثم توبوا اليه يرسل السماء عليكم مدرارا و يزدكم قوه الي قوتكم و لا تتولوا مجرمين» (هود / 52) اي قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهيد پس به درگاه او توبه كنيد تا از آسمان به شما بارش فراوان فرستد و نيرويي بر نيروي شما بيفزايد و تبهكارانه روي مگردانيد.
پينوشتها:
1- الميزان، ج 12، ص 67.
2- نهجالبلاغه، ترجمه عبدالمحمد آيتي، ص 643
3- الميزان، ج 8 ، ص 280.
4- همان، ج 6، ص 60.
موضوعات مرتبط:
بهشت شناسی
برچسبها:
بهشت شناسی