|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
اصول اعتقادی شیعه درباره «نبوت»پرسش : شیعه در مسئله «نبوت» به چه اصولی معتقد است؟پاسخ اجمالی:در مسئله «نبوت»، شيعه معتقد است فرستادگان خدا و بندگان خاص او مأمور هدايت خلق به سوى خالق شدند و در ميان آنها حضرت محمّد(ص) آخرين و بزرگترين پيغمبر خدا بوده است، او در تمام عمر خود از گناه و اشتباه معصوم بوده و جز در راه رضاى خدا قدمي برنداشت. پيامبر(ص) معجزه قرآن مجيد را آورده است و در جريان شب به معراج به آسمانها رفت و ماوراى عرش و كرسي را تا مقام «قاب قوسين او ادنى» سير كرد. پاسخ تفصیلی:شيعه معتقد است تمام پيروانى كه قرآن مجيد به آنها اشاره مى كند فرستادگان خدا و بندگان خاص او هستند كه براى هدايت خلق به سوى خالق مأموریت يافته اند. حضرت محمّد(صلى الله عليه و آله) آخرين و بزرگترين پيغمبر خداست، او در تمام عمر خود از گناه و اشتباه پاك و معصوم بوده و تا آخرين لحظه زندگى جز در راه رضاى خدا قدمي برنداشت.(1) شيعه به معراج پيامبر(صلى الله عليه و آله) معتقد است و عقيده دارد خداوند او را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى (در بيت المقدس(2)) برد و از آنجا با همين بدن(3) در آسمانها، در ماوراى عرش و كرسى و حجب تا «مقام قاب قوسين او ادنى» سير داد.(4) پی نوشت: (1). امام هادى(عليه السلام) در مقام درود و تحيت بر پيامبر(صلى الله عليه و آله) مى فرمايد: «اللهم اجعل افضل صلواتك على سيدنا محمد عبدك و رسولك... المعصوم من كل خطأ و زلل المنزّه من كل دنس و خطل». (بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، محقق / مصحح: جمعى از محققان، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1403 قمری، چاپ دوم، ج 99، ص 178، باب (الزيارات الجامعة التي يزار بها كل إمام صلوات الله عليهم و فيه عدة زيارات)؛ تلقى اصحاب رسول خدا(صلى الله عليه و آله) نيز اين بود چنانكه خليفه اوّل در خطبه مربوط به آغاز خلافت خود گفت: ان رسول الله(صلى الله عليه و آله) خرج من الدنيا و ليس احد بطاليه بضربة سوط فافوقها و كان معصوماً من الخطاء». (همان، ج 10، ص 439 باب (نوادر الاحتجاجات و المناظرات من علمائنا رضوان الله عليهم في زمن الغيبة). (2). مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 شمسی، چاپ سوم، ج 6، ص 611؛ مفاتيح الغيب، فخرالدين رازى، ابوعبدالله محمد بن عمر، دار احياء التراث العربى، بيروت، 1420 قمری، چاپ سوم، ج 20، ص 292؛ فى ظلال القرآن، شاذلي، سيد بن قطب بن ابراهيم، دارالشروق، بيروت، قاهره، 1412 قمری، چاپ هفدهم، ج 4، ص 2210؛ التبيان فى تفسير القرآن، طوسى، محمد بن حسن، تحقيق: عاملى، احمد قصير، دار احياء التراث العربى، بيروت، بی تا، ج 6، ص 446؛ صاحب تفسير القرآن و العقل، حسیني عراقی، نور الدین، کوشان پور، 1361 شمسی، چاپ اول، ج 3، ص 123 آن را بيت المعمور دانسته است. (3). احاديث متواتره بر اين معنا دلالت دارد. تفسير قمى، قمى، على بن ابراهيم، تحقيق: موسوى جزايری، سيد طيب، دار الكتاب، قم، 1367 شمسی، چاپ چهارم، ج 2، ص 3؛ الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1407 قمری، چاپ چهارم، ج 8، ص 281؛ جامع البيان فى تفسير القرآن، طبرى، ابو جعفر محمد بن جرير، دار المعرفه، بيروت، 1412 قمری، چاپ اول، ج 10، ص 208 و در ميان قدماى عالمان شيعه در اين خلافى نبوده. الأمالي، ابن بابويه، محمد بن علي، كتابچى، تهران، 1376 شمسی، چاپ ششم، ص 458؛ حياة القلوب، مجلسى، محمد تقى، سرور، قم، 1384 شمسی، چاپ ششم، ج 3، ص 699؛ مجمع البيان، همان، ج 6، ص 611. (4). بحث درباره معراج از جنبه مدارك مختلف «قرآنى» و «روايتى» و «تاريخى» آن و پاسخ به ايراداتى كه از نظر علوم روز بر اين مسئله شده در اين مختصر ممكن نيست، كسانى كه مايل باشند جوانب مختلف اين مسئله را مطالعه كنند مى توانند به مقالاتى كه در شماره هاى 4 تا 10 سال هفتم مجله «مكتب اسلام» درج شده مراجعه نمايند. (5). اعتقادات الإماميه، ابن بابويه، محمد بن علي، كنگره شيخ مفيد، قم، 1414 قمری، چاپ دوم، ص 83؛ الايضاح، نيشابوري، فضل بن شاذان، تحقيق: ارموي، سيد جلال الدين، دانشگاه تهران، تهران، 1363 شمسی، ص 217؛ التبيان، همان، ج 1، ص 3؛ اجوبة المسائل المهنائية، الحلي، حسن بن يوسف بن مطهر، خيام، قم، 1401 قمری، چاپ اول، ص 121؛ مجمع البيان؛ همان، ج 1، ص 10؛ تفسير الصافى، فيض كاشانى، ملا محسن، تحقيق: اعلمى، حسين، انتشارات الصدر، تهران، 1415 قمری، چاپ دوم، ج 1، ص 751؛ آلاء الرحمن فى تفسير القرآن، بلاغى نجفى، محمد جواد، تحقيق: واحد تحقيقات اسلامى بنياد بعثت، بنياد بعثت، قم، 1420 قمری، چاپ اول، ص 25؛ اظهار الحق، هندى، رحمت الله، دار الكتب العلمية، بيروت، بی تا، ص 130. (6). بزرگان و محققان شيعه مانند مرحوم شيخ صدوق در كتاب عقايد خود و شيخ مفيد و سيّد مرتضى و شيخ الطائفه شيخ طوسى و امين الاسلام طبرسى و امثال آنها از دانشمندان بزرگ شيعه همگى اتّفاق دارند كه هيچ گونه تغييرى در قرآن مجيد روى نداده، بزرگان اهل سنّت هم بر اين عقيده هستند؛ ولى در ميان شيعه و همچنين اهل سنّت بعضى از افراد ساده ذهنى كه به چگونگى جمع آورى قرآن مجيد، و وضع آن در زمان پيامبر(صلى الله عليه و آله) و طبقات حفاظ و قاريان قرآن واقف نبوده اند به استناد بعضى از روايات مجعول كه آثار جعل از آن كاملاً نمايان است معتقد به تحريف قرآن شده اند (البتّه تحريف به معناى كم شدن نه به معناى زياد كردن؛ زيرا احدى از مسلمين اين احتمال را درباره قرآن نداده است كه چيزى بر آن افزوده شده باشد؛ بلكه همگى معتقدند كه آنچه امروز در دست ماست همه آياتى است كه بر پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله) نازل گرديده است). به عقيده ما يك مطالعه اجمالى درباره چگونگى جمع و تدوين آيات قرآن و كيفيت نوشتن آيات به وسيله «كاتبان وحى» و سپس حفظ و قرائت آن به وسيله غالب مسلمانان، بطلان اين عقيده خرافى را روشن مى سازد. كسانى كه مايل به توضيح بيشتر در اين زمينه هستند مى توانند به كتاب البيان فى تفسير القرآن، خويى، سيد ابوالقاسم، موسسه احياء آثار آیت الله خوئي، قم، بی تا، چاپ: اول، ص 95 مراجعه نمايند. (7). سوره حجر، آيه 9. (8). بعضى از اخبارى كه تصور شده حاكى از تحريف قرآن است اخبارى است كه مربوط به تفسير قرآن يا شأن نزول آيات مى باشد و بعضى از آنها مربوط به تحريف معانى آن (يعنى آيه اى را برخلاف مفاد اصلى آن معنا و تفسير كردن) است، بعضى از آنها مسلّماً مجعول و ساختگى است. مثلاً در روايتى نقل شده كه در آيه شريفه «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِى الْيَتَامَى فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ» (سوره نساء، آيه 3) در ميان جمله اوّل و دوم آيه، بيش از ثلث قرآن! افتاده است، راستى اين روايت عجيبى است كه هر كودكى به آن مى خندد، اگر ما اين حديث را بپذيريم معنايش اين است كه قرآن فعلى دو ثلث قرآن اصلى است و يك ثلث آن كه به اندازه پانزده جزء تمام! بوده از ميان رفته، قرآنى كه هنگام نزول آن چندين نفر به عنوان «كاتبان وحى» آن را مى نوشتند و در هر عصر و زمانى (مخصوصاً در قرون اوّل اسلام) عدّه زيادى تمام آن را حفظ داشته اند كه به نام حفاظ قرآن معروف بوده اند و مسلمانان صبح و شام آن را به عنوان بهترين عبادت در نماز و غير نماز قرائت مى كردند، و در تمام مسائل زندگى خود اعم از مسائل دينى و غير دينى از آن الهام مى گرفتند و گاهى بر سر تفسير يك جمله از آن، مباحثات فراوانى در مى گرفت، چه شد كه «يكجا» پانزده جزء آن را بردند و خوردند و كسى با خبر نشد؟ كدام عقل سالم چنين احتمالى را مى دهد. بنابراين مانند اين حديث مسلّماً مجعول و ساختگى است (مگر اينكه معناى ديگرى براى آن بشود) و اتفاقاً در ميان جمله اوّل و دوم آيه ارتباط كاملى برقرار است و توجه به چگونگى رابطه ميان اين «شرط» و «جزاء» هرگونه توهمى را از بين مى برد. (9). آيين ما(اصل الشيعة)، كاشف الغطاء، محمد حسين، مترجم: مكارم شيرازى، ناصر، مدرسه امام على بن ابى طالب(عليه السلام)، قم، 1388 شمسی، چاپ اول، ص 149. موضوعات مرتبط: فرقه شناسی برچسبها: شيعه, نبوت, عصمت, معجزه [ یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 7:47 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||