|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
جهانشناسی در قرآن، منحصر به موجودات محسوس نیست؛ زیرا این كتاب ارجمند، در میان آفریدههای الهی، كه همه جزئی از جهان هستند، موجوداتی را هم نام میبرد كه ما از طریق حواس ظاهری نمیتوانیم آنها را درک کنیم. دستهای از این موجودات، ملائكه یا فرشتگاناند. ازآنجاکه ما با حواس خود نمیتوانیم آنها را درك كنیم، از درک ویژگیهای وجودی آنان و ماهیتشان نیز عاجزیم؛ مگر آن مقدار كه آفرینندة آنان در قرآن به ما معرفی کرده است. آیاتی كه درباره فرشتگان داریم دو دستهاند: دستهای از این آیات، اوصافی را برای آنان ذكر میکنند که بخشی از این اوصاف کلی، و بعضی هم مربوط به برخی از آنهاست؛ آیات دستة دیگر، افعال فرشتگان را بازگو میکنند. اوصاف فرشتگانآنچه بهاجمال از آیات قرآن بهدست میآید این است كه فرشتگان موجوداتی هستند ﴿ صفحه 226 ﴾ كه بر خدا عصیان نمیكنند؛(1) از عبادت او خسته و سیر نمیشوند،(2) پیوسته خدا را تسبیح و تقدیس میکنند؛(3) و مأموران خداوند هستند.(4) اینها همه صفاتی كلی است و اختصاص به دستة خاصی از فرشتگان ندارد. اما در دستهای دیگر از آیات، اوصاف و ویژگیهایی برای برخی از فرشتگان ذکر شده است؛ ازجمله: الْحَمْدُ للهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً أولِی أجْنِحَةٍ مَثْنی وَثُلاثَ وَرُباعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللهَ عَلی كُلِّ شَیْءٍ قَدِیر (فاطر:1)؛ سپاس تنها سزاوار الله است؛ آفرینندة آسمانها و زمین، [كه] فرشتگان را رسولانی گردانده، دارای بالهایی دو یا سه یا چهارگانه. [او] هرچه بخواهد بر این آفرینش میافزاید. همانا خدا بر هرچیزی تواناست. این آیه خداوند را كسی معرفی میكند كه فرشتگان را «رُسُل» (جمع رسول) قرار داده است. شاید از ظاهر آیه چنین برآید كه همه فرشتگان، بهگونهای رسالت دارند؛ اما این ظهور خیلی قوی نیست؛ زیرا ممكن است این عبارت قضیة مهمله(5) باشد؛ 1. لا یَعْصُونَ اللهَ مَا أمَرَهُم (تحریم:6)؛ یَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُون (نحل:50)؛ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُون * لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ یَعْمَلُون (انبیاء:26ـ27). 2. وَمَنْ عِندَهُ لا یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلا یَسْتَحْسِرُون (انبیاء:19). 3. یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لا یَفْتُرُون (انبیاء:20)؛ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِم (مؤمن:7)؛ وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُون (صافات:166)؛ فَالَّذِینَ عِندَ رَبِّكَ یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لا یَسْأَمُون (فصلت:38). 4. جَاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلا (فاطر:1)؛ اللهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلا (حج:75). 5. «قضیة مهمله، در مقابل دو قسم دیگر، یعنی «قضیة شخصیه» و «قضیة محصوره»، از اقسام قضایای شرطیه است. در این نوع قضایا، سور کلی یا جزئی بیان نمیشود و آن قضیهای است كه در آن به اتصال یا تنافی یا رفع آن دو در حالت یا زمانی حکم میشود؛ بیآنکه عمومیت یا خصوصیت احوال و ازمان مد نظر باشد. مثال برای مورد اتصال: اگر آب به حد کر رسید، از ملاقات با نجاست منفعل نمیشود. مثال برای مورد تنافی و انفصال: قضیه، یا موجبه است یا سالبه (ر.ک: محمدرضا مظفر، المنطق، ص138). ﴿ صفحه 227 ﴾ یعنی خدا در میان فرشتگان، رسولانی دارد؛ پس اگر دلیلی بر عدم رسالت برخی از آنان باشد، این آیه نافی آن نیست. آیه فوق، سپس فرشتگان را موجوداتی دارای بال معرفی میکند. منظور از این بالها چیست؟ در ادامه به این نکته خواهیم پرداخت. اختلاف رتبه فرشتگاناز برخی آیات نیز برمیآید كه فرشتگان همه در یك سطح نیستند و بعضی از آنها رتبههای والاتری دارند: وَما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُوم (صافات:164)؛ «و کسی از ما [فرشتگان] نیست، جز اینكه رتبهای معین دارد»؛ یعنی هر فرشتهای مقامی دارد. از برخی آیات دیگر نیز كموبیش میتوان دریافت كه بعضی از فرشتگان فرماندهی گروهی از فرشتگان را برعهده دارند؛ ازجمله حضرت جبرئیل امین(علیه السلام)، که قرآن دربارهاش میفرماید: مُطاعٍ ثَمَّ أمِین (تكویر:21). مطاع است یعنی فرمان او را در عالم ملكوت میپذیرند؛ پس كسانی هستند كه جبرئیل به آنها فرمان میدهد. همچنین از آیات مربوط به فرشتة مرگ و فرشتگان مأمور قبض ارواح، میتوان اختلاف رتبة آنها را دریافت. قرآن در یک جا فرموده است: قُلْ یَتَوَفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْت (سجده:11)؛ «بگو شما را فرشتة مرگ میمیراند» و در جایی دیگر میفرماید: إِذَا جَاء أحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا (انعام:61)؛ «زمانی که مرگ یکی از شما فرارسد، او را رسولان ما بمیرانند».(1) مفسران برای جمع میان این دو آیه گفتهاند مأمور اصلی قبض ارواح، ملكالموت است؛ ولی او هم یارانی دارد كه به کمک آنان قبض روح میكند؛ چهبسا برخی از ارواح را هم خود این فرشتة عظیمالشأن الهی، قبض میكند. پس معلوم میشود كه بین ملكالموت و آن رسل، تفاوت مرتبه وجود دارد. 1. در آیات 28 و 32 و 93 سوره انعام نیز قبض روح به ملائکه نسبت داده است. ﴿ صفحه 228 ﴾ از افعال گوناگونی هم که قرآن به فرشتگان نسبت داده است، میتوان دریافت که آنها مراتب مختلفی دارند. نوع و ماده خلقت فرشتگاناز مجموع آیات مربوط به فرشتگان، اطلاعی درباره نوع خلقت آنها بهدست نمیآید؛ گرچه قرآن درباره ماده آفرینش انسان و جن ساکت نیست و میگوید از چه چیزی خلق شدهاند، اما فرشتگان را نمیگوید. شاید بتوان استظهار كرد كه فرشتگان مادة قبلی ندارند؛ اما جن و انس موجوداتی جسمانی هستند كه از ماده خلق شدهاند. بلكه شاید هم بتوان از ظاهر آیه قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی (اسراء:85) برداشت كرد كه این روح، نه روح انسانی است؛ بلکه حقیقت آن امر الهی است. بر این اساس شاید بتوان استظهار کرد كه فرشتگان موجوداتی جسمانی نیستند و بر آنچه در فلسفه آن را «مجرد» مینامیم، منطبقاند. همچنین ممكن است مجرد برزخی یا مجرد تام عقلانی باشند و یا چهبسا برحسب مراتب فرق كنند؛ برخی مجرد برزخی باشند؛ یعنی شكل و قیافه و خواص ماده را داشته باشند؛ چنانكه در بعضی روایات آمده است كه نكیر و منكر، به یک صورت نزد مردة مؤمن و کافر ظاهر نمیشوند؛(1) برخی از فرشتگان نیز ممكن است مجرد تام باشند. بههرحال شاهدی قطعی از آیات بر این مطالب نداریم. بال فرشتگانبا توجه به نکات فوق، معنای بال داشتن فرشتگان، که در آیه نخست سوره فاطر آمده است، چیست؟ آیا آنها بالهایی جسمانی همانند بالهای پرندگان دارند؟ پس 1. ر.ک: محمدبنیعقوب کلینی، کافی، ج3، ص240، ح12. ﴿ صفحه 229 ﴾ سه بال یعنی چه؟ و یا اینكه معنای دیگری منظور است؟ البته اگر دلیلی از خارج همراهی نكند، بهصرف بعید بودن سه بال، نمیتوانیم دست از ظاهر آیه برداریم؛ ولی چهبسا از برخی قراین در میان آیات دیگر، بتوان دریافت كه این تعبیرات ممكن است كنایی یا مجازی باشند. اگر این شواهد ظنی را جمعبندی کنیم، شاید بتوان گفت: تعبیر أولِی أجْنِحَة در آیه اول سوره فاطر درباره فرشتگان، تعبیری كنایی است؛ چنانکه در آیه وَجاءَ رَبُّك (فجر:22)؛ «خدایت آمد»، ظاهر «جاء» این است که خدا میآید؛ ولی با قرینه درمییابیم كه تعبیر «آمدن» درباره خدا تعبیری مجازی است. به همین ترتیب میتوان گفت تعبیر أولِی أجْنِحَة (صاحبان بالها) درباره فرشتگان تعبیری کنایی است و منظور این است که فرشتگان دارای مراتب نزول و عروجاند. چون نزول از عالم بالا انجام میگیرد و عروج بهسوی عالم بالاست، پس وسیله نزول و عروج آنها هم باید مناسب با آن باشد؛ نه اینكه بهراستی فرشتگان بال جسمانی داشته باشند. اگر نزول و عروج، معنوی است، كه استظهار آن بعید نیست، میتوان گفت این بالها نیز وسیله نزول و عروج، یعنی نشانة قدرت فرشتگان بر نزول و عروج، است. آنگاه فرشتگان در داشتن این قدرت، باهم فرق دارند. برخی که ضعیفترند دو بال دارند، و آنها كه قویترند سه بال، و قویتر از آنها چهار بال دارند؛ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاء. این جمله (یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاء) اشعار دارد كه بالهای فرشتگان، منحصر به چهارتا هم نیست و اگر خدا بخواهد، بالهای بیشتری هم میآفریند؛ چهبسا از این عبارت بتوان فهمید كه فرشتگانی نیز هستند كه بیش از چهار بال دارند. كارهای فرشتگانبیشتر آیات مربوط به فرشتگان، بیانگر کارهایی است که آنان در نظام هستی مأمور ﴿ صفحه 230 ﴾ انجام آن بوده یا هستند. کارهای منسوب به فرشتگان را میتوان بهلحاظ مراحل حیات، در دو دسته قرار داد: 1. کارهایی که در دنیا مأمور انجام آن بوده یا هستند؛ 2. کارهایی که در برزخ و قیامت به آنها سپرده شده است. درباره کارهای فرشتگان در عالم دنیا، بیان آیات دو گونه است: گاهی قرآن فعلی را با صراحت به فرشتگان نسبت میدهد؛ در برخی آیات هم افعال، منسوب به عنوانهایی است که ظاهراً یا احتمالاً بر فرشتگان منطبق میشود.(1) موضوعات مرتبط: جهان شناسی برچسبها: جهان شناسی [ سه شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 7:32 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||