|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
5 . طهارت و بهداشت در قرآن کریم پاکیزگان، محبوب خدا شمرده شدهاند: « إِنَّ اللّهَ یُحبُّ التَّوّبِین و یُحبُّ المُتَطهِّرِین ». ( بقره / 2، 222 ) نیز توبه / 9، 108، و این بدان جهت است که طهارت و پاکیزگى * نزد خدا محبوبیّت دارد؛ از اینرو از یک سو در آیات بسیارى مانند 6 مائده / 5؛ 4 مدثر / 74؛ و26 حج / 22 به طهارت، سفارش شده است؛ چنانکه خداوند انسان را بهگونهاى آفریده که به پاکیزگى میل دارد ( مائده / 5، 6 ) و از سوى دیگر، آب وسیلهاى براى این طهارت * و تأمین بهداشت معرّفى شده که خداوند آن را در اختیار بشر قرار داده است: « و یُنزِّلُ عَلیکُم من السَّماءِ مَاءً لِیُطهِّرکُم بِه .» ( انفال / 8، 11 ) در آیه 48 فرقان / 25 آب با وصف طهور آمده است: « و أَنزَلنا منَالسَّماءِ مَاءً طَهُورا »؛ البتّه ساختار واژه طهور و اشتراک آن میان صیغههاى گوناگون، بحثهایى رابه دنبال داشته است؛ امّااستخدام آن در این آیه، نگرش قرآنبه نقش وتأثیر آب را در پاکیزگى محیط زندگى که از نعمتهاى خدا بر انسان است، نشان مىدهد. برداشت رایج و نسبتا مشهور از طهور، همچون واژه نَؤوُم ( پرخواب ) صیغه مبالغه بودن آن است و بر طاهر بودن آب تأکید و مبالغه مىکند .(1) برخى، مبالغه موجود در واژه را اینگونه شرح دادهاند که طهارت بسیار آب، سبب مىشود مطهِّر اشیاى دیگر هم بشود؛ یعنى طهارتش به هر چیزى که با آن بر مىخورد، سرایت کند ؛(2) امّا زمخشرى این برداشت را با صیغه طهور که از فعل لازم گرفته شده و نه متعدى، بىارتباط مىداند. وى معتقد است که طهور، یا صفت به معناى طاهر یا اسم آلت چون وقود ( چیزى که با آن آتش افروخته مىشود ) و یا وَضوء ( چیزى که با آن وضو گرفته مىشود ) است؛ بنابراین، طهور به معناى وسیله و ابزار طهارت است .(3) گویا آنچه صاحب کشّاف را واداشته تا مبالغه بودن طهور را انکار کند، تفسیرى است که از مبالغه ارائه شده؛ امّا اگر مبالغه در طهارت به مقایسه میان آبى که از آسمان نازل مىشود با حالت پیش از بخار شدن و قرار گرفتن آن در جوّ زمین ناظر باشد، مىتوان آن را صیغه مبالغه هم دانست؛ بنابراین، اشاره دارد به اینکه آب باران پدید آمده از تبخیر آبهاى سطحى زمین به وجود آمده، در نهایتِ خلوص و پاکى است. در این باره، این نظریّه نیز مطرح شده که بخار آب متصاعد شده از زمین، پس از آنکه در فضا قرار گرفت، تمام موجودات ذرّهبینى و مضرّ آن، بر اثر اشعه ماوراء بنفش و مادون قرمز خورشید از بین مىرود .(4) این نظریّه ثابت باشد یا نباشد، تردیدى در صفا و زلالى آب باران نیست. ادامه آیه 49 فرقان / 25 غرض از نزول آب طهور را احیاى سرزمین مرده و فراهم ساختن آب آشامیدنى چارپایان و انسانها معرّفى مىکند: « لِنُحیِى بِه بَلدَةً مَیتا و نُسقِیَهُ مِمَّا خَلَقنا أنعـمًا و أَنَاسِىَّ کَثِیرا » و مناسبت میان پاکیزگى آب و احیاى سرزمینها و آشامیدن حیوان و انسان، نقشى فراتر از بهداشت فردى را براى آب ثابت مىکند و از یک سو شامل بهداشت اجتماعى و تطهیر طبیعت و پیرایش محیط از هر نوع آلودگى مضر به آن نیز مىشود. برخى قرآنپژوهان براى نشان دادن سازگارى آیات قرآن با علم گفتهاند: آبى که بر زمین مىبارد، افزون بر جلا دادن برگ درختان، میکروبهاى پراکنده در هوا را نیز فرو مىریزد و همین که در زمین جارى شد، کثافتهاى روى زمین را با خود به رودخانهها، دریاها یا به داخل زمین فرو مىبرد ؛(5) همچنین آب، حامل حیوانات ذرهبینى بسیارى است که آلودگىهاى موجود در آن را از میان مىبرد .(6) این موجودات که با استفاده از اکسیژن، به تصفیه آب مىپردازند، هر قدر آب از صفاى بیشترى برخوردار باشد، قدرت بیشترى براى جذب اکسیژن داشته، بهتر مىتوانند نقش خود را ایفا کنند .(7) از سوى دیگر، آیات قرآن، گستره بیشترى براى طهارت معنوى و بهداشت فردى ارائه مىدهد؛ به طور مثال در تشریع برخى عبادات چون نماز، نوعى بهداشت و طهارت با آب به شکلى ویژه و قانونمند شرط شده است. در این طهارت که دستور تعبّدى صرف است و باید با قصد نزدیکى به خدا انجام شود، لازم است هر مسلمان هنگام اداى نماز، صورت و دستهاى خود را تا آرنج بشوید و سر خود و نیز پاها را تا برآمدگى مسح، و در حالتهایى ویژه غسل * کند. ( مائده / 5، 6 ) بر اساس برخى آرا، نزدیکى جنسى مرد با زن نیز پس از انقضاى ایام حیض، پیش از طهارت ممنوع است .(8) ( بقره / 2، 222 ) مؤمنان، به طهارت لباس: « و ثِیَابَکَ فَطهِّر » ( مدثر / 74، 4 ) و تطهیر خود پس از قضاى حاجت: « فِیه رِجالٌ یُحِبُّونَ أَن یَتطهَّروا واللّهُ یُحِبُّ المُطَّهِّرِین » ( توبه / 9، 108 ) نیز دستور داده شدهاند. این آیه ابتدا در ستایش اهل قُبا که به شستن خود با آب پس از قضاى حاجت اهتمام مىورزیدند نازل شد ؛(9) ولى شیوه برتر را براى همه مسلمانان معرّفى کرد. مجموع این آیات، بر تأثیر معنوى و روحانى تطهیر در کنار تأثیر ظاهرى تأکید کرده است. برخى از روایات تاریخى مرتبط با نزول آیه 11 انفال / 8 خبرمىدهد که یاران پیامبر در جنگ بدر به دلیل جنابت و نیز قرار گرفتن در موقعیّت جنگىِ ضعیفتر، و عدم دسترس به چاهاى بدر، به وساوس شیطانى مبتلا شدند و خداوند با نزول باران برآنها، موجب تطهیر و آرامش دلهاى آنان شد .(10) درباره این نقش آب، بحثهاى دیگرى نیز مطرح شده؛ از جمله اینکه آیا در بین مایعات، نقش پاککنندگى منحصر به آب است ؟ آیا پاککنندگى ویژه آب آسمان است ؟ آیا حدّى براى آب در پاککنندگى وجود دارد ؟ درباره این پرسشها از سوى مفسّران و فقیهان، پاسخهایى کم و بیش متفاوت ارائه شده است: 1. گویا اشاره دو آیه 48 فرقان / 25 و 11 انفال / 8 به آب آسمان براى برخى صحابه این توهم را پدید آورد که پاک کنندگى، ویژه آب آسمان است؛ ازاین رو افرادى چون عبداللّهبنعمر و عبداللّه بنعَمرو با آب دریا وضو * نمىگرفتند ؛(11) امّا این برداشت ازآیه، مورد اقبال هیچ یک از مفسّران و فقیهان قرار نگرفت؛ به ویژه با نقل این حدیث از پیامبر که درباره آب دریا فرمود: هو الطهور ماؤه ؛(12) بنابراین، قید « آسمان » در این آیات، هیچ گونه دلالتى بر انحصار پاک کنندگى در آب باران ندارد .(13) 2. بحث جدّىتر آن بود که آیا این نقش، ویژه آب است یا نه ؟ بیشتر مفسّران و فقیهان، آن را به آب منحصر دانسته و برآنند که مایعاتِ دیگر، پاک کننده نیستند .(14) ابن العربى مىگوید: اینکه خداوند آب را با وصف طهور آورده و بر مسلمانان منّت نهاده که آب را خود در دسترس بشر قرار داده، بر انحصار نقش مطهّریّت در آب دلالت مىکند .(15) در مقابل، نظر غیر مشهورى است که مطلق مایعات را مطهِّر مىداند .(16) 3. اطلاق آب در دو آیه گذشته دلالت دارد بر اینکه تا وقتى به آن « آب » گفته مىشود، مطهِّر اشیاى دیگر است. مفسّران و فقیهان با استناد به سنّت پیامبر صلىاللهعلیهوآله برآنند که هرگاه رنگ یا بو یا مزه آب بر اثر ملاقات با شىء نجس تغییر کند، خود متنجّس شده، نقش پاک کنندگىاش را نیز از دست مىدهد ؛(17) البتّه درباره آب قلیل و کثیر و نحوه به کارگیرى آب قلیل در پاک کردن اشیاى متنجّس، دیدگاههاى متفاوتى از سوى فقیهان بیان شده (18) که تفصیل آن درکتابهاى فقهى موجود است. 1. البحرالمحيط، ج 8 ، ص 115. 2. احكامالقرآن، جصاص، ج 3، ص492؛ احكامالقرآن، ابنالعربى، ج 3، ص 1416؛ قرطبى، ج 13، ص 28. 3. الكشّاف، ج 3، ص 284؛ قرطبى، ج 13، ص 29. 4. من علوم الأرض القرآنيّه، ص 93. 5. مطهرات در اسلام، ص 22. 6. مطهرات در اسلام، ص 23 و 25. 7. همان، ص 24. 8. قرطبى، ج 3، ص 59 . 9. جامعالبيان، مج 7، ج 11، ص 40 ـ 43؛ الدرّ المنثور، ج4، ص 289 ـ 291. 10. ابن كثير، ج2، ص304؛ مجمع البيان، ج4، ص808 ؛ كنز العرفان، ج1، ص 41. 11. قرطبى، ج 13، ص 36. 12. همان. 13. التنقيح فى شرح عروهالوثقى، ج 1، ص 23. 14. قرطبى، ج 13، ص 35؛ التفسير الكبير، ج 24، ص 98. 15. احكامالقرآن، ابنالعربى، ج 3، ص 1421. 16. فقه القرآن، راوندى، ج 1، ص 62 . 17. قرطبى، ج 13، ص 30؛ وسائل، ج 1، ص 137 ـ 141. 18. قرطبى، ج 13، ص 33 ـ 35؛ التفسير الكبير، ج 24، ص 94. 6 . درمان یکى از نقشهاى آب در زندگى انسان را مىتوان درمان برخى بیمارىها دانست که در آیه 41 و 42 ص / 38 به این تأثیر اشاره شده است: « وَاذکُر عَبدنا أَیّوبَ إِذ نَادىرَبَّه أَنِّى مَسَّنِى الشَّیطـنُ بِنُصبٍ و عَذابٍ * ارکُض بِرجلِکَ هذا مُغتَسلٌ بَارِدٌ و شَرابٌ ». در این دو آیه، حال ایّوب پیامبر علیهالسلام گزارش شده است که از رنج و بیمارى خود به پروردگارش شکایت برد که به او وحى شد: پاى خود را بر زمین بزن؛ چشمهاى با آبى خنک پدیدار مىشود. از آن بنوش و خود را نیز با آن شستوشو ده. بدین وسیله بیمارى از جسم و جان ایّوب رخت بربست. در روایتى، بیمارى ایّوب * علیهالسلام درآمدن دمل در تمام بدنش دانسته شده است .(1) هرچند ظاهر آیه، جوشش آب براى ایّوب را به صورت خارقالعاده گزارش کرده، براساس آیه شاید نتوان تأثیر آب یا انواعى خاص از آن را بر درمان برخى بیمارىها انکار کرد. یکى از مصادیق آیات آشکار و روشن الهى در آیه 97 آلعمران / 3 ( فِیه ءَایـتٌ بَیّنـتٌ مَقامُ إبرهیم ) نیز آب زمزم دانسته شده (2) و روایاتى از پیامبر صلىاللهعلیهوآله و پیشوایان معصوم علیهمالسلام با این مضمون نقل شده که آب زمزم، موجب شفا و برطرف شدن بیمارى است (3) یا اینکه آب زمزم به هر نیّتى نوشیده شود، همان اثر را خواهد داد ( ماءُ زمزم لِما شُرِبَ لَه ). اگر براى شفا نوشیده شود، شفابخش است و اگر براى حفظ خود بنوشد، خدا او را حفظ مىکند و اگر براى رفع تشنگى بنوشد، تشنگى او برطرف خواهد شد .(4) روایاتى دیگر نیز از تأثیرهاى سودمند یا مضر براى فراوان نوشیدن، کم نوشیدن آب، نوشیدن آب سرد یا گرم خبر مىدهد .(5) اگر درمان را بتوان به معناى گستردهترى گرفت و استفاده از آنچه را بر سلامت جسم انسان تأثیر ویژه دارد، نوعى درمان به شمار آورد، از آیات دیگرى هم مىتوان اشارهاى به این نقش آب به دست آورد؛ نظیر آیه « و نَزَّلنا من السَّماءِ مَاءً مُبـرَکاً » ( ق / 50، 9 ) که بر وجود خیر و نفع بسیار در آب باران دلالت دارد یا آیه « و یُنَزِّلُ عَلیکُم مِنالسَّماءِ مَاءً لِیُطهِّرکُم بِه و یُذهِبَ عَنکُم رِجزَ الشَّیطـن .» ( انفال / 8، 11 ) در روایتى از امیرمؤمنان علیهالسلام با استناد به همین آیه آمده است: از آب آسمان بنوشید که بدن را پاکیزه و بیمارىها را رفع مىکند .(6) 1. نورالثقلين، ج 4، ص 464. 2. مجمعالبيان، ج 2، ص 798؛ قرطبى، ج 4، ص 90. 3. بحارالانوار، ج 59 ، ص 286. 4. سنن ابنماجه، ج 2، ص 1018؛ بحارالانوار، ج 60 ، ص 45. 5. بحارالانوار، ج 63 ، ص 445 ـ 481. 6. همان، ص 453؛ الخصال، ص 636 . تاثیر تقوا و استغفار بر فراوانى آب قرآن کریم به طور کلّى بر تأثیر امور معنوى بر امور مادّى تأکید دارد. از یک طرف ایمان * و تقوا را موجب افزایش نعمت و از سوى دیگر پارهاى گناهان را موجب زوال آن مىداند. این تأثیر در روایات به طور مشخّصتر تبیین شده است .(1) آیه 97 اعراف / 7 ضمن اشاره به این که اقوامى در گذشته به دلیل عدم ایمان و تقوا *، و تکذیب رسولان الهى، به سختىها و تنگىهایى در زندگى دچار شدند، ایمان و تقوا را عامل بهرهمندى از برکات آسمان و زمین معرّفى مىکند: « و لَو أَنَّ أَهلَ القُرى ءَامَنوا واتَّقَوا لَفتَحنا عَلیهِم بَرکـتٍ مِنَالسَّماءِ و الأَرضِ و لـکن کَذَّبوا فَأَخذنـهُم بِمَاکَانوا یَکسِبون .» ( اعراف / 7، 96 ) در تفسیر مشهورى از آیه، برکات آسمان به باران و برکات زمین به رویش گیاهان که معلول بارش باران است، تفسیر شده ؛(2) چنان که آیه 66 مائده / 5 نیز درباره یهود و نصارا مىگوید: اگر تورات و انجیل و آنچه را از جانب خداوند نازل شده بر پا مىداشتند، از نعمتهاى بسیارى که از آسمان ( باران ) و زمین به آنها روى مىآورد، برخوردار مىشدند :(3) « و لَو أنَّهم أَقامُوا التَّورلـةَ و الإِنجِیلَ و مَا أُنزِلَ إِلیهِم مِن رَبِّهم لَأَکلوا مِن فَوقِهم و مِن تَحتِ أَرجُلهِم ». آیه 52 هود / 11 و 10 تا 12 نوح / 71 که پیش از این به آنها اشاره شد نیز بر تأثیر استغفار * و توبه مردم یک جامعه بر برخوردارى آنان از آبِ فراوان تأکید دارند که عامل اصلى نعمتهاى فراوان و گوناگون است: « و یـقَومِ اسْتغفِروا رَبَّکم ثُمّ توُبوا إلیه یُرسِلِالسَّماءَ عَلیکُم مِدرَارا و یَزِدکُم قُوَّةً إلى قُوَّتِکُم ». تشریع نماز استسقا * با عمل پیامبر صلىاللهعلیهوآله در سال ششم هجرى پس از آنکه اهل مدینه به دلیل خشکسالى از وى تقاضاى باران کردند ،(4) در جهت این دو آیه قابل تفسیر است .(5) ذیل آیه 52 هود پس از بیان نزول باران، از افزایش نیرو یاد شده است: « و یَزِدکُم قُوَّةً إلى قُوَّتِکم » که این مقارنت مىتواند اشاره به تأثیر آب بر قدرتمندى باشد. برخى، در تفسیر این آیه گفتهاند: مراد از « قُوَّة » نیروى ایمان است که خداوند وعده داد آن را با نزول باران بر نیروى بدنى و جسمى که پیشتر به قوم * هود بخشیده بود، بیفزاید و برخى دیگر گفتهاند: مقصود از آن، نیروى جسمانى بیشتر است؛ امّا علاّمه طباطبایى ترجیح داده است که مراد از « قوّة » هر دو نیرو باشد .(6) آیات 10 تا 12 نوح / 71 که سخن نوح به قومش را نقل مىکند و از نظر سیاق و مضمون با آیه هود هماهنگ است، مىتواند تفسیرى براى افزایش نیرو باشد: « فَقُلتُ اسْتَغفِروا رَبَّکم إِنَّه کَانَ غَفّارا * یُرسِلِ السَّماءَ عَلیکُم مِدرَارا * و یُمدِدکُم بِأَمولٍ و بَنِینَ و یَجعَلْ لَکُم جَنـّتٍ و یَجعَلْ لَکم أَنهَـرا = و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است تا پىدرپى بر شما باران ببارد و شما را به مالها و پسران یارى کند و به شما بوستان دهد و برایتان جوىها پدید آرد ». از جمله آیاتى که بر رابطه ایمان و برخوردارى از آب تأکید و پاىدارى بر ایمان را عامل برخوردارى از آب شناسانده، آیه 16 جن / 72 است: « وأَلَّوِ اسْتَقـموا عَلى الطَّریقةِ لَأَسقینـهُم مَاءً غَدَقا ».عموم مفسّران این آیه را کنایه از توسعه رزق و فراوانى نعمتهاى مادّى دانستهاند که به مهیّا کردن عامل اوّلى آن ( آب ) اشاره کرده است .(7) آیات پیشین چنانکهازتأثیرایمان و استغفار بر فراوانى آب خبر مىدهد، کفر و برخى گناهان دیگر چون تکذیب رسولان الهى را مانع برخوردارى از نعمت آب مىداند. آیات 32 تا 42 کهف / 18 نیزبرآن تأکید دارد. این آیات، مناظره دو فرد همراهراگزارش کردهکه یکىاز آن دو، صاحب دوباغ بود کهازانواع خوردنى * ها هیچ کمنداشت و در لابهلاى آن، نهر * هاى آب جارى بود و آنچه را داشت، جاودانه مىپنداشت؛ به طورى که او را به انکار معاد وا داشته بود؛ امّا همراهش به وى هشدار مىداد که ممکن است خداوند، به سزاى کفرت، آب جارى درآن باغها رادرزمین فرو برد و تو توان بیرون آوردن آن را نداشته باشى: « أویُصبحَ مَاؤُهَا غَورَا فَلن تَستطِیعَ لَه طَلَبا ». ( کهف / 18، 41 ) 1. الكافى، ج 2، ص 268 ـ 275. 2. مجمعالبيان، ج 4، ص 698 . 3. مجمعالبيان، ج 4، ص 341. 4. ادوار فقه، ج 1، ص 307. 5. كنزالعمال، ج 8 ، ص 435. 6. الميزان، ج 10، ص 299 و 300. 7. مجمعالبيان، ج 10 ص 559 ؛ الدرالمنثور، ج 8 ، ص 305. وسیله آزمایش در ادامه آیه 16 جن / 72 فراهم کردن آب فراوان را براى کسانى که در طریق ایمان پاىدارى مىکنند، زمینهاى براى آزمایش * آنها قرار داده تا روشن شود که آیا پس از برخوردارى، خداوند را سپاس مىگزارند یا ناسپاسى مىکنند: « لَأَسقینـهُم مَاءً غَدقَا * لِنَفتِنَهم فِیه ». برخى مفسّران گویا به این دلیل که چگونه ممکن است خداوند، مؤمنانى را که به پاداش پاىدارىشان بر ایمان، از آب فراوان برخوردار کرده، آن را وسیله امتحانى سخت براى آنها قرار دهد، تفسیر دیگرى از آیه ارائه دادهاند که اگر کافران از إنس، و قاسطان از جن بر ستم خویش اصرار ورزیده بودند، خداوند بر اساس سنّت استدراج، آبى فراوان در دسترسشان قرار مىداد تا در گستردگى عیش و روزى، گناهان بیشترى را مرتکب شده، دچار عذاب دردناکترى شوند .(1) تفسیر سوم از آیه مىتواند این باشد که لام در « لِنَفتِنَهم فِیه » براى عاقبت است؛ بنابراین، مقصود آیه این است که اگر مؤمنانى با پاىدارى بر ایمان، از آب فراوان برخوردار شدند، این برخوردارى خود به خود آنان را به صحنهاى دیگر از آزمایش منتهى خواهد کرد که در آن سپاسگزاران از ناسپاسان مشخّص مىشوند .(2) آیه 249 بقره / 2 نیز از آزمایش دیگرى با محوریّت آب چنین خبر مىدهد: خداوند، گروهى از بنىاسرائیل را که براى مبارزه با جالوت، با طالوت * همراه شده بودند، در میان راه و پیش از مواجهه با جالوت، با نهرى از آب آزمود و فقط به کسانى براى همراهى با طالوت اجازه داد که بیش از یک مشت آب ننوشند. ادامه آیه خبر مىدهد که فقط عدّه کمى از آنان با اراده قوى خود در این آزمون موفّق بودند :(3) « فَلمَّا فَصلَ طَالوتُ بِالجُنودِ قَال إِنَّ اللّهَ مُبتَلِیکُم بِنَهرٍ فَمن شَرِبَ مِنهُ فَلیسَ مِنّى و مَن لَمیَطعمهُ فَإِنّه مِنّى إِلاّ مَن اغْترَفَ غُرفةً بِیَدهِ فَشَربوا مِنه إِلاّ قَلیلاً ». 1. الكشّاف، ج 4 ص 629 ؛ مجمعالبيان، ج 10، ص 560 . 2. مجمعالبيان، ج 10، ص 560 . 3. فى ظلال، ج 1، ص 268. منبع تامین آب بیش از 29 آیه، آسمان را منبع نزول و تأمین آب مورد نیاز انسان و ساکنان روى زمین معرّفى کرده است: « أَنزَل مِنالسَّماء مَاءً » ( بقره / 2، 22؛ انعام / 6، 99؛ رعد / 13، 17 و ...) در این آیات و بسیارى از آیات دیگر، فرو فرستادن آب از آسمان با واژههاى « أنزلنا » یا « نزّلنا » بیان شده است که واژه اخیر بر فراوانى نزول آب دلالت مىکند؛ ولى در آیه 25 عبس / 80 تعبیر ریختن ( صببنا ) بهکار رفته است: « أَنّا صَببنَا المَاءَ صَبّا ». در آیه 11 قمر / 54 که فرو فرستادن آب را براى عذاب و غرق شدن قوم نوح حکایت مىکند، گونه تعبیر با آیات پیشین متفاوت است و از گشودن درهاى آسمان با آبى فراوان و پى در پى سخن رفته است: « فَفَتحنَا أَبوبَ السَّماء بِماءٍ مُنهَمِر ». نکته برجسته و تأکید شده در تمام این آیات، این است که « خداوند » آب را از آسمان فرو مىفرستد. در آیه 69 واقعه / 56 توان فرو فرستادن آب از انسان نفى شده و فقط به خداوند اختصاص یافته است: « ءَأَنتُم أَنزلتُموهُ مِن المُزنِ أَم نَحنُ المُنزِلون ». در مقصود از سماء، تفاسیرى کم و بیش گوناگون از سوى مفسران ارائه شده است: برخى گفتهاند: باران، آبى است که از زیر عرش خدا بیرون آمده، از آسمانى به آسمانِ پایینتر فرو مىریزد تا به آسمان دنیا مىرسد و در محلى به نام « ایرم » جمع مىشود؛ آنگاه ابرهاى سیاه به طرف آن رفته، از آن سیراب مىشوند؛ سپس خداوند آن را به هر کجا که مىخواهد مىفرستد .(1) عکرمه گفته است: آب از آسمان هفتم بر روى ابرها فرو مىریزد که هر قطره آن به اندازه یک شتر است .(2) از حسن بصرى پرسیده شد که باران از آسمان است یا ابر ؟ پاسخ داد: از آسمان است و ابر، عَلَمى است که آب از آسمان بر آن فرو مىریزد. نظیر این تفسیر از سدّى نیز نقل شده است .(3) ریشه این نوع تفسیر از آیات را که امروزه قابل اثبات نیست مىتوان در روایات اسرائیلى مشاهده کرد؛ چنانکه از کعب نقل شده است: ابر، غربال باران است و اگر هنگام نزول آب از آسمان ابر نمىبود، آب همه آنچه را که روى زمین بود، از بین مىبُرد .(4) وهببن منبه گفته است که نمىدانم باران، قطرهاى است که از آسمان بر ابر فرو ریخته یا در خود ابر ایجادشده است .(5) از میان مفسّرانِ متأخّر، فخررازى ( م. 606 ) در این باره یکسان نظر نداده است. وى در تفسیر آیه 164 بقره / 2 ابتدا سه احتمال درباره مبدأ نزول آب را بیان کرده است: 1. آسمان؛ 2. ابر؛ 3. بر اثر حرارت خورشید بخار آب از سطح زمین برخاسته، به طبقات سرد جوّ مىرسد و پس از پیوستن به یکدیگر به صورت قطرههاى باران فرو مىریزد؛ آنگاه خود با استناد به ظاهر آیه، نظر نخست را برگزیده است .(6) وى همچنین در ذیل آیه 99 انعام / 6 سه نظر پیشین را نقل کرده؛ بدون آنکه یکى از آنها را ترجیح دهد؛ هر چند نظر جُبّایى را که مبدأ نزول آب را آسمان مىدانسته، به صورت مشروح و همراه با ادلّهاش بیان مىکند. از مهمترین ادلّه جبّایى، این است که ظاهر آیات، بر نزول آب از آسمان دلالت دارد و هیچ دلیلى محال بودن آن را اثبات نکرده است .(7) فخررازى برخلاف نظر اوّلش در ذیل آیه 32 ابراهیم / 14 مىگوید: درباره مبدأ نزول باران دو رأى است: 1. مقصود از سماء ابر است و آب از آن نازل مىشود؛ 2. آب از خود آسمان نازل مىشود؛ ولى این نظر بعید است؛ زیرا گاهى اتّفاق مىافتد که کسى در دامنه کوه قرار دارد و نزول باران را مشاهده مىکند؛ ولى همین که بر فراز قله کوه مىرود، ابر را پایینتر از قلّه مىبیند و در آن جا نشانى از باران نیست ؛(8) با این حال، فخر معتقد است: نظر فیلسوفان درباره نزول آب که منشأ آن را ابرهاى تشکیل شده از بخارهاى متصاعد از زمین مىدانند، درست نیست؛ زیرا مستلزم نفى فاعل مختار، و قدیم شمردن عالم است .(9) عدّهاى دیگر از مفسّران با توجّه به کاربرد واژه « سماء » در معناى ابر که میان عرب رایج بوده ،(10) معتقدند که باران ازابر فرود مىآید، نه آسمان ؛(11) امّا پارهاى از مفسّران، « سماء » را به معناى حقیقى خودش ( جهت بالا ) دانستهاند ؛(12) یعنى مقصود از سماء کاربرد عرفى آن، فضا است که بر زمین محیط است و بیننده آن را همچون قبّهاى آبى رنگ مىبیند ؛(13) چنانکه حدیث پیشگفته امامسجاد علیهالسلام به همین معنا تصریح دارد. ابرهاى آسمان از آبهاى سطحى زمین به ویژه دریاها که بر اثر حرارت خورشید تبخیر شده، تشکیل مىشود؛ امّا قرآن کریم دریاها را منبع تأمین آب مورد نیاز مردم معرّفى نکرده؛ بااین که در 40 آیه، از دریاها یاد شده است. آنچه در یادکرد نام دریاها برجستهتر مىنماید، تسخیرآب دریاها براى انسان است تا در آنها، کشتى * براند و روزى به دست آورد: « اَللّهُ الَّذى سَخَّر لَکم البَحر لِتَجرِى الفُلکُفِیه بِأَمرِهِ .» ( جاثیه / 45، 12 ) مفسران معاصر، آیه 11 طارق / 86 ( والسَّماءِ ذاتِ الرَّجعِ ) را با توجّه به معناى رجع ( بازگرداندن ) اشاره به این دانستهاند که سرچشمه آب باران، آبهاى زمینى به ویژه آب دریاها است ؛(14) به هر حال در بخشى از این آیات، آب نازل شده از آسمان با صفت ویژهاى همراه شده که از بار معنایى خاصّى متناسب و مرتبط با مجموعه آیات برخوردار است؛ به طور مثال در آیه 48 فرقان / 25، با وصف « طهور » آمده و در آیه 9 ق / 50، « مبارک » ( داراى خیر و نفع فراوان )(15) خوانده شده است: « و نَزَّلنا مِن السَّماءِ مَاءً مُبرکا » و در آیه 14 نبأ / 78 با صفت « ثجّاج » ( زیاد )(16) همراه است: « و أَنزلنَا مِن المُعصِرتِ مَاءً ثَجَّاجا ». « بِقَدَر » صفت دیگرى است که در آیه 18 مؤمنون / 23 و 11 زخرف / 43 به آن اشاره شده است: « و أَنزَلنا مِن السَّماءِ مَاءً بِقَدرٍ »؛ یعنى آب را به اندازه معین و متناوب (17) یا به اندازه نیاز مردم یا به اندازهاى که به آنان سود رساند و زیانبار نباشد ،(18) به زمین فرو فرستادیم. تفسیرى از ابنمسعود درباره « قَدَر » نقل شده که مىگوید: میزان نزول باران از آسمان در سالهاى گوناگون برابر است؛ امّا اینکه این بارانها در کجا ببارد، آن را تقدیر الهى مشخّص مىکند .(19) برخى نیز مقصود از قدر را تقدیر الهى گرفته، برآنند که نزول باران از آسمان به همان اندازهاى است که خداوند براساس حکمت و تدبیر خود مقدّر کرده است؛ بدون آنکه قطرهاى کم یا زیاد شود .(20) 1. الدرّالمنثور، ج 1، ص 86. 2. همان. 3. همان، ج 3، ص 477. 4. الدرّالمنثور، ج 1، ص 86 . 5. الدّرالمنثور، ج 1، ص 86 . 6. التفسير الكبير، ج 4، ص 223. 7. همان، ج 13، ص 105 ـ 107. 8. التفسير الكبير، ج 19، ص 126 و ج 29، ص 36. 9. همان، ج4، ص223 و ج 19، ص 176؛ الكشّاف، ج1، ص 83 . 10. مقاييس، ج3، ص98، «سمو»؛ لسانالعرب، ج6، ص378 و 379،«سما». 11. مجمعالبيان، ج 1، ص 155؛ ابنكثير، ج 1، ص 60 ؛ روحالمعانى، مج 1، ج 1، ص 302. 12. التبيان، ج 1، ص 101؛ قرطبى، ج 1، ص 151؛ روحالمعانى، مج 1، ج 1، ص 302. 13. التحريروالتنوير، ج 1، ص 331؛ الميزان، ج 15، ص 23. 14. اسرار الكون فى القرآن، ص 112. 15. الكشّاف، ج 4، ص 381. 16. الكشاف، ج 4، ص 686 . 17. التحريروالتنوير، ج 18، ص 29. 18. الكشّاف، ج 3، ص 179؛ روضالجنان، ج 14، ص 14؛ ابنكثير، ج 3، ص 253. 19. كشفالاسرار، ج 6 ، ص 430. 20. الميزان، ج 15، ص 23. موضوعات مرتبط: آب شناسی برچسبها: آب شناسی [ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 7:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||