ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

نهج البلاغه ترجمه استاد حسین انصاریان

د. عنصر اخلاقی و ارزشهای متعالی

آدمیان برابر سرشت خویش به خوبیها و منشهای برین و ارزشهای والا گرایش دارند و تا آن جا که می توانند در پی کسب آن بر می آیند؛ اما چون ناتوان شوند، در توجیه عمل و خوی خویش، به رویارویی، با شرافت و ارزشها بر می خیزند.علی(ع) انسان والا و نماد واقعی ارزشها بود. همین امر، بسیاری را از او رنجانده بود. این سخن در نگاه نخست، اندکی شگفت آور می نماید؛ اما درنگ در آن، انسان را به واقعیت تلخ آن می رساند.اخلاق برین و کمال انسانی، در جو و فضایی که آدمیان از سطح شعور و فرهنگ بالایی برخوردارند، کم و بیش، خواهان دارد، اما در جامعه های واپس گرا و کوته اندیش، تنها آنچه که با حواس و تجربه به دست آوردنی است، ارزش مند است و معنویات در مرحله پایین ترند.علی(ع) در چنین جامعه ای می زید و ناگزیر، خوشایند زمانه نیست. وی ویژگیهایی دارد که دشمن زاست، شاید گذری بر این ویژگیها مناسب باشد: 1. بندگی خدا و پیروی از سنت رسول او: هر کسی درباره علی(ع) قلم زده به این نکته اشاره کرده است که علی(ع) بنده خالص و بی آمیغ خدا و پیرو کامل او بوده و هرگز حاضر نبود ذره ای او را نافرمانی کند:«به خدا سوگند اگر اقلیمهای هفتگانه را با هر چه در زیر آسمانهای آنهاست به من بدهند، تا خدا را حتی در گرفتن پوست جویی از دهان موری نافرنانی کنم، نخواهم کرد.» (30)خود همیشه در عبادت خدا و پیروی از او، پیشرو همگان بود:«ایها الناس انی والله ما احثکم علی طاعة الا و اسبقکم الیها ولا انها کم عن معصیة الا واتناهی قبلکم عنها.» (31)ای مردم! به خدا من شما را به طاعتی بر نمی انگیزم، جز که خود، پیش از شما به گزاردن آن برمی خیزم و شما را از معصیتی باز نمی دارم، جز آن که خود، پیش از شما آن را فرو می گذارم.به فرمان خدا و سنت رسول او زیست، تا آن جا که خلافت را در مرحله سوم و در شورای شش نفره، به بهای پافشاری بر سنت رسول خدا از دست داد. (32)چنین انسان والایی در ظرف وجودی انسانهای کوچک جای نمی گیرد؛ پس ستیزه گری با او امری طبیعی است.

2. عدالت ورزی و عدالت خواهی

هر چند عدالت از صفات متعالی است، اما اندک شمارند، پای بندان به آن. انسانها،تا آن جا به فرمان عدالت گردن می نهند که درگاه اجرا، به سود آنان رقم بخورد.پس عدالت خواهی در قاموس فکری اینان مرزی دارد و آن هم سود و بهره شخصی آنان است و اگر اجرای آن به سودشان تمام نشود، از آن روی برمی تابند و هیچ گاه در پی آن نمی روند.امام علی(ع) از این مرزها درگذشت و هرگونه خودخواهی را در هم شکست. او، عدالت پیشه ای نمونه است و برای اجرای آن هرگونه خطری را به جان می خرد وقتی به او گزارش می دهند:مزدوران دشمن غدار، معاویة بن ابوسفیان، به شهر انبار یورش برده اند و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره از زنان گرفتند و زنان جز شیون و زاری، پناهی نداشتند، می گوید:«فلو ان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا، ما کان به ملوما بل کان به عندی جدیرا.» (33)اگر کسی به شنیدن چنین ستمی، از اندوه جان دهد، نه تنها از نظر من سرزنشی بر او نیست؛ بلکه شایسته تقدیر و ارج است.و در جای دیگری می گوید:«به خدا، اگر شب را بر روی اشترخار مانم بیدار، و از این سو بدان سویم کشند در طوقهای آهنین گرفتار، خوشتر دارم تا روز رستاخیز بر خدا و رسول درآیم، بر یکی از بندگان ستمکار، یا اندک چیزی را گرفته باشم به ناسزاوار و چگونه بر کسی ستم کنم به خاطر نفسی که به کهنگی و فرسودگی شتابان است و زمان ماندنش در خاک دراز و فراوان.» (34)علی(ع) با این روح لطیف و بلند، مهرورزی و مهرگستری از یک سوی و با سرسختی و شدت عمل در برابر ستم و بیداد و دست درازی به جان و مال مردم از دیگر سوی، تنها کسانی را به سوی خود می کشاند که در زیر بار ستم، کمر خمیده و در آتش ستم سوخته اند.اما آنان که خود ستم پیشه اند، هرگز او را نمی پسندند، بلکه در مقام دشمنی و ستیز با او برمی آیند.چون در زمان خلافت عثمان، بسیاری از صحابه پیشین رسول خدا! در آزمون مال و مقام مردود شدند و ثروت اندوختند و عمارتها ساختند، امام که بر سر کار می آید بر خود واجب می داند که در اجرای عدالت، حقوق از دست رفته را بازگردان و اموال بیت المال را در جای خود نهد و در آغازین سخنرانی خویش، اعلام می دارد:«به خدا قسم، اگر با بیت المال مسلمانان ازدواجی صورت گرفته باشد و یا کنیزکانی به چنگ آمده باشد، همه را باز می گردانم؛ چرا که در عدل و اجرای آن گشایشی است و آن که بر او عدل تنگ آید، بی گمان ستم بر او تنگ تر خواهد بود.» (35)بدین گونه، سیاست حکومت خویش را بیان داشت، اما، این سخن بسیاری را ناخوش آمد و از همان ابتدای خلافتش سر ناسازگاری پیشه کردند و در پی بازداشتن او از اجرای عدالت بر آمدند.

3. زهد و پارسایی

آدمیان بخشی از تلاش را در لذت پست و مقام و بهره وری از آن سپری می کنند.شاید گزافه نباشد اگر بگوییم بسیاری از انسانها از نام، بیش از نان و از آن دو، بیش از هر چیز دیگری دل خوش می دارند.دنیا در نگاه بسیاری همه چیز است؛ از این روی، در پی دست یافتن به آن به هر وسیله ای چنگ می زنند.اما علی(ع) دنیا را چون استخوان خوکی در دست بیماری جذامی بلکه بدتر از آن می داند. (36) و در خطاب به دنیا می گوید:«ای دنیا از من دور شو و غیر مرا بفریب که مرا به تو هیچ نیازی نیست.» (37)و آن هنگام که خلیفه مسلمانان است همچون برده ای می نشیند، برمی خیزد و غذا می خورد و وقتی برای استانها و سرزمینهای دور دست امیر و کارگزار بر می گزیند، نخستین سفارش وی به آنان، نگهداشت حال توده مردم و احترام به آنان (38) و نیز استیفای حقوق آنان است.به کارگزاران خود یادآور می شود:«امارت امانتی در دست شماست نه طعمه ای در چنگ شما.» (39)امام در سفارش به یاران، انسان الگویی را نمونه می آورد و از یاران خویش می خواهد تا چون او باشند.«در آن گذشته غرورآفرین، مرا در راستای حق، برادری بود که کوچکی دنیا در چشمش، او را در چشم من عظمت ویژه ای می بخشید.او از چیرگی شکم خویش آزاد بود، پس نه به آنچه نداشت گرایش و خواهشی داشت و نه در مصرف آنچه می یافت زیاده روی می کرد.در بیش تر عمر خویش ساکت بود؛ اما گاهی که به سخن لب می گشود، دیگر سخنوران را میدان سخن نبود و بر شراره پرسش پرسش گران آب می افشاند و سوز تشنگی شان را فرو می نشاند.او به ظاهر تکیده و استخوانی می نمود، ولی اگر برخوردی اصولی و جدی به میان می آمد، بسان شیر بیشه می خروشید و چونان مارانی بیابانی بر دشمن می پیچید.برهان خویش را جز در دادگاه صلح طرح نمی کرد. چنین خو گرفته بود که هیچ کس را بر آن چه در موردش ارائه توجیه درستی امکان بود، پیش از شنیدن آن پوزش، سرزنش نمی کرد.از هیچ دردی جز به هنگام برطرف شدنش نمی نالید، آن چه می گفت می کرد و آن چه نمی شد، نمی گفت.اگر در سخن امکان شکستن بود، هرگز در سکوت شکست نمی خورد. بر شنیدن آزمندتر از گفتن بود و در نهایت بر سر دو راه آن را بر می گزید که با هوسهای فردی اش بیش تر مخالف بود.پس بر شما باد کسب چنین فضیلتها و مسابقه در این میدان و اگر احساس می کنید که توان به دست آوردن مجموعه آن را ندارید، گرفتن اندک ، بهتر از رهاکردن بسیار است.» (40)امام در این سخن بلند و باارزش، ویژگیهای انسانی را بر می شمرد که یافتن آن آسان نیست. انسانی که چنین به هستی، زندگی و بشریت می نگرد، بیش از آن که دوست داشتنی باشد، از سوی دنیا خواهان، طرد شدنی است.علی(ع) به دنبال انسانی است که سرزنش هیچ سرزنش گری در آنان اثر نمی کند:«چهره های آنان چهره راستان است و گفتارشان همسنگ نیکان، از نیایشهای آنان شب آباد است و با مشعل وجودشان، روز روشن.همواره چنگ در ریسمان قرآن دارند و سنتهای خدا و سنتهای رسولش را زنده می دارند. نه اهل استکبار هستند و نه برتری جویند.نه دغلکارند و نه تباهی انگیز. دلهاشان همواره در بهشت و تن هاشان در زمین همیشه در کار است.» (41)تنها چنین انسانهایی از دید علی(ع) پذیرفته اند و روشن است که نه آن حضرت را با غیر این دسته میانه ای است و نه آنان را با علی(ع) پیوندی. تنها پیوندشان دشمنی خواهد بود که چنین بود.

4. مهابت و شجاعت علی(ع)

به طور معمول انسانهایی که از لطافت روحی و معنویت اخلاقی برخوردارند، از سختی و شجاعت بی بهره اند.اینان، یا اهل اخلاق و پارسایی و زهدند و یا بی اعتنای به این امور، اهل تلاش و کوشش و کارورزی.آنچنان این دو دسته از هم دور افتاده اند که شماری انگاشته اند: بین زهدورزی و تلاش برای دنیا و به سامانی آن نمی شود جمع کرد.یا وارستگی باید داشت و یا استواری و سختی، یا پارسا بود، یا جنگاور. آنان که اهل توانایی و نبردند، از کمال و اخلاق بی بهره اند و آنان که اهل زهد و پارساییند، موجوداتی سست و ناتوانند.اما علی(ع) با جمع میان این دو دسته ویژگیها، خویها و منشها، حقیقت آدمی را به نمایش گذاشت.او که الگوی زاهدان در میدان زهدورزی بود و سرآمد پهلوانان در میدان رزماوری.شیرحقی که شمشیر از پی حقی می زند.این مرد با مهابت و شجاع، که از نخستین روزهای هجرت پیامبر(ص) به مدینه، در خدمت اسلام قرار گرفت، بسیاری را به خشم خویش گرفتار ساخت.امام خود در نامه ای به معاویه، از راز خشم معاویه پرده بر می دارد:«فانا ابوالحسن قاتل جدک و خالک و اخیک شدخا یوم بدر، و ذلک السیف معی و بذلک القلب القی عدوی ما استبدلت دینا، ولا استحدثت نبیا و انی لعلی المنهاج الذی ترکتموه طائعین و دخلتم فیه مکرهین.» (42)آری من ابوالحسن، کشنده جد، دایی، و برادر تو در جنگ بدر هستم. همان شمشیر امروز نیز با من است و با همان قلب با دشمن خویش روبه رو می شوم، بی آن که دین تازه ای آورده باشم یا پیامبر دیگری برگزیده باشم، و این نیز واقعیت مسلمی است که من در همان راستای روشنی هستم که شما آن را امروز به دلخواه ترک گفته اید، و نشان داده اید که انتخاب دیروزینتان از سر ناگزیری بود.امام در این بخش از نامه خویش از شجاعت و استواری خود سخن می گوید که در راه اسلام مشرکان را از پای درآورد و هم اکنون نیز، آمادگی انجام آن را دارد.این شجاعت و دلاوری و پایمردی در راه حق و حقیقت، شمار زیادی را علیه آن حضرت برانگیخت.

5. معرفت و آگاهی

در همیشه تاریخ، عنصر جهل در رویارویی با علم و آگاهی، و جاهل در ستیز با عالم بوده است.جاهلان که نمی توانند راز و رمز رفتار و منش عالمانه را دریابند، به آسان ترین راه روی می کنند و آن انکار و ستیز با آنان است.امام علی(ع) در سخنی با کمیل، انسانها را از نظر کسب آگاهی و درک عقلانی به سه قسم تقسیم می کند و می فرماید:«ای کمیل مردم سه گروه اند:1. عالم ربانی2. شاگردان راستین عالمان که به امید یافتن راه نجاتی علم می آموزند.3. پشه های دستخوش باد و طوفان که هر آوازه ای را پی می گیرند و با هر خروش باد، به سویی رانده می شوند، نه از روشنای علم، فروغی یافته اند و نه بر تکیه گاه محکمی تکیه کرده اند.» (43)در ادامه، امام به برتری دانش بر ثروت اشاره می کند و مال اندوزان را کسانی چون چارپا می شمارد که تنها به چرا می اندیشند و بدین گونه امام(ع) فاصله میان انسانهای دانشمند و آگاه با نادانان مال اندوز نشان می دهد.علی(ع) خود دانشمندی بزرگ است که داستان «سلونی قبل ان تفقدونی » او گوش همگان را پر کرده است.چنین انسانی که راههای آسمان را به از راههای زمین می داند (44) و عالم حقیقت و معنی برای او چون عالم محسوس و ظاهر است، چگونه می تواند محبوب نادانان و گمراهانی شود که اوج فهم و دانش آنان، فراتر از فراز شکم شان نمی رود.

6. راستی و روشن گویی علی(ع)

دنیای سیاست، دنیای فریب و نیرنگ است تا آن جا که شماری، سیاست و نیرنگ را به یک معنی می دانند، اگر چه این همانی در این دو وایه، پذیرفته ما نیست؛ اما در طول تاریخ سیاست و حکومت، سیاست گران، تنها با این ویژگی حیله گری، دروغ گویی هدفهای خویش را پیش برده و کارگزاران حکومت نیز، به این شیوه پای بندی داشته اند.علی(ع) برخلاف همگان در امر اداره جامعه و مدیریت آن طرحی نو در افکند؛ او با راستی و روشن گویی و به دور از هرگونه نیرنگ بازی و زیرکی، به خلافت پرداخت؛ چرا که نه در پی مال و منال دنیا حطام دنیا بود و نه در پی قدرت یابی. از این رو، خود می گوید:«ما کذبت ولاکذبت ولاضللت و لاضل بی.» (45)دروغ نمی گویم، چنان که به من دروغ گفته نشده است و گمراه نمی کنم، چرا که به گمراهی کشیده نشده ام.امام با این سخن به یک اصل ریشه ای اشاره می کند: آنانی که در دنیای سیاست به دروغ و نیرنگ روی می کنند، تنها در این عرصه و از باب ضرورت به چنین روش روی نمی کنند، بلکه سرشت و تربیت اینان، این گونه است که در میدان سیاست خود را آشکارتر نشان می دهد و گرنه این موجود، در تمامی عرصه های زندگی خدعه گر و دروغ گوست.امام علی(ع) در دستگاه تربیتی پیامبر(ص) پرورش یافته و هدایت شده است. در قاموس چنین انسانی، دروغ و نیرنگ، راه نمی یابد.گاه افراد ک یاندیش گمان می کردند که علی(ع) اهل سیاست نیست، در حالی که سیاستی که آن حضرت پایه گذاری کرده است، سیاستی انسانی و بنا شده بر ارزشهاست:«والله ما معاویة بادهی منی ولکنه یغدرو یفجر ولولا کراهیة الغدر لکنت من ادهی الناس ولکن کل غدرة فجرة وکل فجرة کفره ولکل غادر لواء یعرف به یوم القیمه والله ما استغفل بالمکیدة ولا استغمز بالشدیدة.» (46)علی به خدا سوگند یاد می کند که معاویه سیاست مدارتر و زیرک تر از او نیست، ولی معاویه نیرنگ و پرده دری می کند که اگر در تفکر اسلامی و در پهنه اخلاق انسانی فریب و خدعه زشت نبود، علی(ع) زیرک ترین مردم بود؛ اما هرگز در فرهنگ متعالی آن امام، چنین روشی تجویز نشده است.آنان که تنها در اندیشه حفظ قدرت و موقعیت خویشتند، هر چیزی را مباح می شمارند؛ اما علی(ع) هرگز به امور پست دنیایی نمی اندیشد:«به خدا سوگند تا لحظه ای که امور مسلمانان به سامان باشد و تنها شخص من تخته نشان تیرهای ستم و حق کشی قرار گرفته باشم، در موضع مسالمت پای می فشارم چرا که اجر چنان موضع گیری و امتیازش را خواستارم و به زرق و برق ریاست که میدان رقابت شماست، مرا اعتنایی نیست.» (47)کسی که دل به دنیا ندارد و تمام دغدغه او خشنودی خدا و به سامانی امور انسانها باشد، هرگز بر خلاف حقیقت سخن نمی گوید و روش منافقانه پیشه نمی کند و ناگزیر در میان سست عنصران بدکردار، به ضعف و ناتوانی متهم می شود و باب دشمنی با او باز می شود و سر ناخشنودی بر می دارند. چنانکه امام می گوید:«بی تردید این گروهکان اینک بر محور ناخشنودی از زمامداری من به هم پیوسته اند و من، آن جا که برای جامعه احساس خطرنکنم، شکیبایی پیشه می کنم.» (48)افزون بر ویژگیهای مطرح شده درباره امام علی(ع) ویژگیهای متعالی دیگر نیز در آن حضرت وجود دارد که در نگاه دینی ارجمند، اما در جامعه واپس گرا و پست بشری، ناخوشایندند.


موضوعات مرتبط: جریان شناسی
برچسب‌ها: جریان شناسی
[ پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 7:44 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب