|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
تحلیل روایت
تحلیل روایت (Narrative analysis) یکی از انواع روش تحقیق کیفی است که برای مطالعه یک پدیده براساس روایتهای مرتبط با آن استفاده میشود. نظریه روایت با توسعه ابزارها و مفاهیم نو تالش کرده است الگوی روانی و معنای زندگی انسان را تجدید حیات بخشد. از چشمانداز روایت، شخصیت با زمینهای اجتماعی- فرهنگی گره میخورد و با مؤلفههایی چون هدفمندی، پیچیدگی، بافتگرایی و ذهنیت تعریف میشود. روایت به منزله امری زبانی، کانون توجه رشتههای مختلف فلسفی، ادبی، زبانشناسی و روانشناسی قرار گرفته است. مرکز ثقل روایت، استعاره است. استعاره فرد به عنوان نمایشنامه نویس و راوی در قلب حوزه روانشناسی روایی قرار دارد و اهمیت آن تا به جایی است که مفهوم هویت روایی در حوزه روایت و هویت، مفهومی آشنا و بدیهی است. امروزه رویکرد و نظریه روایت به جایجای روانشناسی راه یافته و پژوهشهای متنوع و وسیعی را به خود اختصاص داده و بیش از هر چیزی در حوزه روششناسی علمی مورد توجه قرار گرفته است. هدف از مقاله حاضر، معرفی روشهای گوناگون کمی و کیفی در تجزیه و تحلیل دادههای روایتی است. همچنین تأکید بر گامهای مختلف تحلیل کمی و برقراری پایایی در تحقیق کیفی است. بدین منظور نخست به کلیاتی در باب روایت پرداخته شده، سپس روششناسی پژوهشهای روایی به طور مشروح بیان شده است. در این چارچوب با ایجاد تمایز میان روشهای تجزیه و تحلیل کمی و کیفی روایت، روشهای مختلف تحلیل کمی و کدگذاری دادهی روایی معرفی شده است. برای آشنایی بیشتر مقاله روایت پژوهی و کاربرد آن در مدیریت را مطالعه کنید. تعریف تحلیل روایتروایت شناسی یا علم عمل روایت شاخهای علمی است که فنون و ساختارهایی روایی را که در داستانها متجلی شده مطالعه میکند؛ این علم، فنون درونی یک روایت را که خودش از داستانی نقل شده تشکیل شده است بررسی میکند. در واقع، مطالعه گفتمان روایت سعی دارد اصول مشترک تشکیل دهنده متون را نشان دهد، اصولی که سعی دارند جهان گستر و فراگیر باشند، بدین ترتیب تلاش بر این است تا روابط ممکن بین عناصر سه تایی، یعنی داستان، روایت و عمل روایت دیده شود. این روابط در دل چهار مقوله اساسی یعنی وجه، موقعیت رواییه، سطح و زمان دیده میشود و هدف روایت شناسی مطالعهای مقولهها و روابط بین آنهاست. میتوانیم گفتمان یا خود متن روایی را روایت نام گذاری کنیم و کنش روایی تولید کننده و در امعنایی وسیع تر، مجموعه وضعیت واقعی یا تخیلیای را که عمل روایی در آن قرار میگیرد، عمل روایت بنامیم. در کتاب فیگور و در بخش «گفتمان روایت» ژراژ ژنت پایه روانشناسی اش را بر تمایز تمایز بین داستان، روایت و عمل روایت بنا نهاد و تلاش کرد تعریف روشنی از این سه نمود واقعیت روایی ارائه دهد: «پس، برای جلوگیری از هر آشفتگی و تردید زبانی، از همین حالا بر خود لازم میدانیم که به کمک واژگان تک معناه هر یک از این سه نمود واقعیت روایی را مشخص نماییم. پیشنهاد میدهم مدلول یا محتوای روایی را داستان بنامیم» مراحل تحلیل رواییهمانند هر روش شناسی کیفی مبنا، رویکرد روایی هم نیازمند سرمایه گذاری عظیم زمان و منابع است. مراحل انجام تحقیق روایی به صورت زیر است:
منابع گردآوری دادهها در تحلیل رواییدادههای روایی همچون انواع مختلف داستان با روشهای متفاوتی جمعآوری میشوند از جمله مصاحبههای نیمه ساخت یافته، زمینهیابیهای نوشتنی، زمینهیابیهای کامپیوتری، مکالمات نوشتاری شده، روشهای قومنگاری و زمینههای کاربردی مانند درمان همانند تمامی تحقیقات، مالحظات برای جمعآوری داده در مطالعات روایی بستگی به سؤال خاص تحقیق و طرح مطالعه دارد. شرکتکنندگان میتوانند داستانهای خود را روی کاغذ بنویسند، تایپ کنند یا به صورت شفاهی در مصاحبه بیان کنند. انتخاب روش نیازمند دقت است و به سؤال تحقیق و نوع خاطرات مورد نظر بستگی دارد. صرف نظر از روش بیان داستانها، دادهی روایی باید در آزمایشگاه یا شرایط پایش شده جعآوری گردد تا دادهای با کیفیت حاصل شود. روش کدگذاریدر این بخش به روشهای کمی نمودن داده کیفی با استفاده از روش کدگذاری در تحلیل کمی روایت میپردازیم. برقراری پایایی در تحقیق کمی و روش کدگذاری از الزامات این روش تحلیل است که مطابق با سنت اثباتگرایی است. بیطرفی، مالزم و ذاتی تعریف پایایی است. زیرا به حقیقتی بنیادین اشاره دارد که توسط ارزیاب/های مختلف و آموزش/ دیده، ارزیابی و تعیین شده است. تحلیل یک فرد از داده کیفی عموماً باید توسط تحلیلگری دیگر که او هم با سؤال و فرآیند تحقیق آشناست به دست آید. به عبارت دیگر، پدیده مورد نظر مستقل از کدگذاران وجود خارجی دارد و این نشانگر ثبات و تکرارپذیری پژوهش و از اصول روش تحلیل کمی است. هر چند این رویکرد در مسیر اصلی پژوهشهای روانشناختی سابقه پذیرش و کاربرد طوالنی دارد اما از سوی پژوهشگران با رویکردهای کیفیِ وابسته به پارادیم سازهگرایی به شدت مورد انتقاد واقع شده است. برای از میان برداشتن دوگانگی میان تحقیق کمی و کیفی، تضاد میان این دو روش را از میان برداشته و یکپارچگی دو روش را ضامن درکی عمیقتر و خردمندانهتر از پدیدههای روانشناختی مورد پژوهش میدان. موضوعات مرتبط: تحلیل شناسی برچسبها: تحلیل شناسی [ پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 7:12 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||