
به تصریح آیات و روایات ، حقیقت ملکوتی همه ی انسانها خدا را می شناسد. چون حقیقت ملکوتی اشیاء ذاتاً عالم به خدا بوده و ربوبیّت حق تعالی را نسبت به خود با تمام وجود ادراک می کند.
خداوند متعال می فرماید:
« وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ».
« و(به خاطر بیاور) زمانى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ، ذریه آنها را برگرفت ؛ و آنها را بر خودشان گواه ساخت ؛ (و فرمودآیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى، گواهى مىدهیم. (خدا چنین كرد تا مبادا) روز رستاخیز بگویید:ما از این ، غافل بودیم.»
(الأعراف:172)
خداوند متعال در این موطن و قبل از ورود به دنیا ، ذات و حقیقت همه ی انسانها را بر خودشان گواه ساخته و از آنها پیمان گرفته است که جز به ربوبیّت او نگرایند.
لذا در عمق وجود همه ی انسانها این ندای الهی و ملکوتی باقی مانده است که از آن تعبیر می شود به ندای فطرت و پیمان فطرت.
« ابن مسکان گوید: از امام صادق(ع) درباره آیه میثاق پرسیدم که آیا این جریان به صورت مشاهده بود؟
امام فرمودند: آری ، پس معرفت در جان آنها ثابت ماند ولی موطن پیمان را فراموش کردند ؛ و به زودی آن را به یاد آرند. و اگر آن واقعه نبود کسی نمی دانست آفریدگار و روزی دهنده اش کیست؟...»
( ترجمه رسائل توحیدی ، علامه طباطبایی ، ص151)
نبی اکرم(ص) فرمودند:
« كُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ فَأَبَوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِه».
هر نوزادی بر اساس فطرت توحید زاده می شود پس والدینش او را یهودی و نصرانی و مجوسی می کنند.»
(بحار الأنوار ، ج58 ،ص187 )
زراره گوید:
از امام باقر (ع) در باره آیه«حنفاء للّه غیر مشركین به» پرسیدم؟
امام فرمودند: حنیف بودن همان فطرتى است كه خدا مردم را بدان سرشته است و آفرینش خدا دگرگونى ندارد و فرمودند: خدا آنها را بر معرفت خود سرشته است .
زراره گوید: از امام پرسیدم درباره آیه
« وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى ».
امام فرمودند: خدا فرزندان آدم را تا روز رستاخیز از پشت او در آورد و چون مورچه در آمدند و خود را بدانها شناساند و اگر آن نبود كسى پروردگارش را نمی شناخت. و فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرموده اند: هر نوزاد بر فطرت زاده می شود ؛ یعنی بر این زاده می شود كه خدای عزّوجلّ آفریننده اوست ؛ و چنین است که خدا فرمود:« و اگر از آنها(مردم) بپرسى كه آفریننده آسمانها و زمین کیست؟ البته می گویند خدا.» »
( بحار الأنوار ، ج64 ،ص 135 )وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (اعراف 172)
و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت (و فرمود «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى دهيم!» (چنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم (و از پيمان فطرى توحيد بى خبر مانديم)»!
برای پاسخ به این سوال که عالم ذر چیه,ذکر چند نکته لازمه
نکته اول:
آيه فوق در حقيقت اشارهاى به" توحيد فطرى" و وجود ايمان به خدا در اعماق روح آدمى است
نکته دوم:
منظور از اين عالم و اين پيمان همان" عالم استعدادها" و" پيمان فطرت" و تكوين و آفرينش است، به اين ترتيب كه به هنگام خروج فرزندان آدم به صورت" نطفه" از صلب پدران به رحم مادران كه در آن هنگام ذراتى بيش نيستند خداوند استعداد و آمادگى براى حقيقت توحيد به آنها داده است، هم در نهاد و فطرتشان اين سر الهى به صورت يك حس درون ذاتى به وديعه گذارده شده است و هم در عقل و خردشان به صورت يك حقيقت خودآگاه!.
سؤال و جواب و پيمان مزبور يك پيمان فطرى بوده است كه الان هم هر كس در درون جان خود آثار آن را مى يابد و حتى طبق تحقيقات روانشناسان اخير" حس مذهبى" يكى از احساسات اصيل روان ناخودآگاه انسانى است، و همين حس است كه بشر را در طول تاريخ به سوى خداشناسى رهنمون بوده (خلاصه ای از تفسیر نمونه ج 7 ص 7-9) با توجه به این دو قول (ناظر به دو تفسیر متفاوت از آیه)، علت سعادت یا شقاوت انسان ها چیست؟ وقتی معرفت الهی به انسان عرضه شده، خواه در ازل و خواه در هر مرتبه ای، عقل هم به میزان مقدر داده شده و اختیار هم داده شده، چرا اصحاب شمال خودشان را از صف اصحاب یمین جدا کردند، به عبارت دیگر چه رجحانی سبب اختیار غیر خدا توسط انسان می شود، به خصوص در ازل با صرف اقرار زبانی و کافر شدن (فما كانوا ليومنوا بما كذبوا به من قبل) و نتیجتا تلاش در دنیا برای رسیدن به منزل مقصود یا همان جهنم؟ عالم ذر با اختیار انسان منافات ندارد. آنچه از عالم ذر استفاده می شود این است که انسان ذاتا گرایش به حق و حقیقت دارد به گونه ای که اگر هیچ عامل درونی و بیرونی مانع نگردد به سوی حق حرکت می کند. از رسول اکرم (ص) روایت شده است که انسان بر طبق اقتضای فطرت مسلمان آفریده می شود، پدر و مادرش او را یهودی و یا مسیحی می کنند.[۱]
کسانی که به هر دلیلی منحرف می شوند و دینی غیر از دین حق که همان اسلام است، بر می گزینند بر خلاف فطرت و عهد فطری خود رفتار کرده اند و به بی راهه گام گذاشتهاند. عالم ذر هیچ منافاتی با اختیار انسان ندارد و انسان را مجبور نمی کند، بلکه در حد اقتضا است نه علت تامه؛ یعنی زمینه و مسیر رفتن به سوی کمال را برای انسان تقویت و هموارتر می کند.
[۱]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۳، ص ۲۸۱، چاپ اول، مؤسسة الوفاء، لبنان، ۱۴۰۴ه.ق.
موضوعات مرتبط:
نفس شناسی
برچسبها:
نفس شناسی