
روش جامعه شناسی
آیا جامعه شناسی که در اینجا به عنوان مطالعهای علمی مطرح گردیده، علمی مانند علوم فیزیک و شیمی است؟ جواب این سؤال مثبت است. بعضیها به این پاسخ اعتراض دارند. آنها میگویند ابزار اندازه گیری که جامعه شناسان ابداع کردهاند به اندازه ابزاری که در علوم فیزیکی به کار میرود کارآیی ندارد و لذا جامعه شناسان هنوز نتوانستهاند، یافتههای خود را به صورت کمی و دقیق ارائه کنند. در نتیجه به گفته آنان جامعه شناسی به مرحلهای هدایت نشده است که بتوان آن را بدرستی علم نامید. بسیاری از خود جامعه شناسان قبول دارند که دانشمندان علوم فیزیکی وقت بیشتری برای تکمیل روشهای تحقیقاتی و افزایش دانش خاص رشته خود داشتهاند. اما همین جامعه شناسان به هر حال احتمالاً اصرار خواهند داشت که جامعه شناسی «علم» است.
مفاهیم
پیرمردی را میبینید که برای رسیدن به اتوبوس در خیابان میدود و وقتی به سر پیچ خیابان میرسد، بدجوری به نفس نفس زدن افتاده است. برای فهم و درک این وضع باید از «مفاهیم» استفاده کنید. «مرد» یک مفهوم است. «پیر، دویدن، خیابان، اتوبوس، نفس نفس زدن، بدجور و پیچ خیابان همه از مفاهیم هستند، مانند دویدن برای رسیدن به اتوبوس و رسیدن به سرپیچ خیابان.»
هر روز از صدها مفهوم استفاده میکنیم. «هر مفهوم یک واحد کلی معناست؛ فکری تعمیم یافته است که کل اشخاص، اشیاء یا فرآیندهای یک طبقه را که ظاهراً با هم مرتبط هستند، دربرمیگیرد.» مفهوم شما از «مرد» از مشاهده مردان، تعاملتان با آنان، وارسی آنان، تجزیه و تحلیل آنان و سرانجام تعمیم شما درباره ماهیت همیشگی مرد ناشی میشود.
مفهوم خاصی که فردی خاص در ذهن دارد، ممکن است کاملاً با تعبیری که دیگران از حقایق دارند مطابقت نکند. فرض کنید میخواهید مفهوم «نوزاد تازه متولد شده» را به عنوان «انسانی بیدندان» درک کنید. اکثر نوزادان با این توصیف مطابقت دارند. اما استثناهایی نیز وجود دارد، زیرا برخی نوزادان با دندان به دنیا میآیند.
بنابراین مفاهیم در پرتو همه شواهد موجود در معرض بازنگری دائمی هستند. هرچه در چارچوب وقایع، اشیاء یا تصورات محدود باشند - یعنی واضحتر باشند - به عنوان ابزار توجیهات علمی مفیدترند.
نظریه
مفاهیم برای ساختن نظریه اهمیت دارند، اما خود نظریه نیستند. «بزرگسال، مذکر، دستمزد بگیر، و بیکاری» همه مفاهیم هستند و هر یک از آنها ممکن است در برخی زمینهها با دیگری ارتباطی داشته باشد. هر چند فقط با کنار هم چیدن آنها نمیتوان نظریهای ارائه کرد، اما میتوانیم از آنها برای تهیه نظریه استفاده کنیم. در واقع نمیتوانیم بدون استفاده از مفاهیم، نظریه پردازی کنیم.
همان طور که نمیتوانیم بدون مفاهیم، نظریه بسازیم؛ در جامعه شناسی هم نمیتوانیم بدون نظریه، اطلاعات جمع آوری کنیم. «نظریه شامل مجموعهای از مفاهیم است که طوری مرتب شدهاند تا پدیدهای معین یا رابطه میان چند پدیده را توضیح دهند»، مثلاً تعداد زیادی از آمریکائیان سیاه پوست در انتخابات ریاست جمهوری به دموکراتها رأی میدهند، با کمک آمار مربوط به رأی گیری، مصاحبه با رأی دهندگان و درک تاریخ اجتماعی و سیاسی سیاهپوستان آمریکا میتوان نظریهای برای توضیح این «ارتباط» ارائه کرد.
نظریه، باید همه یافتهها را به نحوی موجه توضیح دهد. نباید برخی حقایق را نادیده گرفته، بر بعضی دیگر تأکید گذارد؛ زیرا در این صورت نظریهای معتبر از کار درنمیآید. در مورد رأی دادن سیاهپوستان میتوان به این نتیجه رسید که سیاهپوستان به آن حزب سیاسی رأی میدهند که به نظر بیشتر از احزاب دیگر به فکر مشکلات آنهاست. سپس با استفاده از این نظریه میتوانیم با دقت کم یا بیش واکنش طبقات مختلف سیاهپوستان را با دقت کافی پیش بینی کنیم و ممکن است بعضی نظریهها جای خود را به نظریهای دیگر بدهد؛ نظریهای که هنوز به اثبات نرسیده باشد گاهی «فرضیه» خوانده میشود.
در حالی که همه نظریههای علمی منجر به شناخت وقایع، اوضاع و سایر پدیدههای موجود میشود، نظریه جامعه شناختی بخصوص توانایی ما را برای پیش بینی تعامل انسانی بهبود میبخشد؛ مثلاً ممکن است با توجه به مشاهده و تجزیه و تحلیل فوری این نظریه را مطرح کنیم که در میان گروهی از مردم که در آستانه گرسنگی هستند؛ افراد کم و بیش شیوههای رفتاری سنتی را رها کرده، برای بدست آوردن اندک غذایی که موجود است با هم بجنگند. اگر این نظریه به اثبات برسد توانایی ما را برای پیش بینی آنچه که هنگام گرسنه ماندن گروهی از مردم رخ خواهد داد بهبود خواهد بخشید.
نظریهها از لحاظ اینکه در پیش بینی رابطه میان رخدادها تا چه حد کارآیی و جامعیت دارند با هم متفاوتند. در نظریه مربوط به تغییر رفتار هر یک از اعضای گروه مواجه با گرسنگی، عبارت «کم و بیش» بیانگر آن است که انتظار نمیرود همه اعضای گروه به یک اندازه شیوههای سنتی رفتار را رها کنند. بر همین منوال، همه سیاهان به دموکراتها رأی نمیدهند و آنانی که به دموکراتها رأی میدهند ممکن است به آن دلیل که در نظریه ما مطرح شد رأی ندهند.
تحقیقات
تحقیقات از نظریه جدا و متمایز نیست، بلکه مکمل آن است. کار تحقیقات طبق گفته «رابرت. کی. مرتون» (Robert K. Merton) آزمودن و بهبود نظریه و در نتیجه افزودن بر دانش علمی است. «تحقیقات عبارت است از: جستجوی علمی تحت شرایط کنترل شده که طی آن برای تعیین رابطه یک عامل با یک یا چند عامل دیگر مشاهدات دقیقی به عمل میآید.»
این عوامل از دیدگاه تحقیق، متغیرها نامیده میشوند. «متغیر خصوصیت یا ویژگی است که در موارد انفرادی ممکن است وسعت آن تغییر کند.» در تحقیقاتی که مربوط به رابطه میان دو متغیر است، یک متغیر «مستقل» و متغیر دیگر «وابسته» نامیده میشود.
متغیر مستقل بر متغیر وابسته اثر میگذارد؛ مثلاً ممکن است سر و صدا، متغیری مستقل محسوب شود که بر کارآیی مطالعه دانشجو که متغیر وابسته است اثر میگذارد. ممکن است بیش از یک متغیر مستقل بر متغیر وابسته اثر گذارد؛ مثلاً چیزهایی دیدنی که موجب حواس پرتی است و ماهیت چیزی که مطالعه میشود، نیز ممکن است بر کارآیی دانشجو تأثیر کند.
در زندگی روزمره اغلب مشکلاتی را با چیزی که تقریباً شبیه روش علمی تحقیق است حل میکنیم. فرض کنید آقای اسمیت چمن تازهای کاشته است و میخواهد بداند کدام یک از کودهای تجاری متعدد باعث میشود چمن تندتر رشد کند. او چگونه میتواند این مسأله را حل کند؟ میتواند کار همه همسایگان را بررسی و از همه درباره نتیجه کار چمن کاری آنها سؤال کند. یا میتواند فقط از یک همسایه بپرسد که چگونه بهترین کود را پیدا کرده است. در هر مورد کارش مطمئن است؛ زیرا خاک باغچه همسایهها و کودی که از آن استفاده کردهاند با مال او یکسان است؛ اما ممکن است آقای اسمیت تصمیم بگیرد برای حل مشکل خود از روشی دیگر استفاده کند. او دست به آزمایشی میزند تا خود بفهمد کدام کود از همه بهتر است. چند نوع کود تجاری میخرد و هریک را در قطعهای از چمن خود میافشاند و یک قطعه را اصلاً کود نمیدهد. این قطعه کود نخورده، قطعه شاهد یا قطعه کنترل به حساب میآید. کارآیی کودهای بکار رفته در سایر قطعهها به اندازه هم هستند و مقدار مساوی آب و آفتاب به آنها میرسد. بعد از مدتی معین آقای اسمیت رشد چمن در هر یک از قطعهها را بررسی و رشد قطعههای کود خورده را با رشد قطعه شاهد مقایسه میکند. او قطعههای کودخورده را نیز با هم مقایسه میکند تا ببیند کدام بیشتر از همه رشد کرده است. او با اندازه گیری، دقت مشاهدات خود را افزایش میدهد و حتی شاید مقداری از چمن هر قطعهای را بریده و وزن کند. حالا میتواند بهترین کود را مشخص کند. آقای اسمیت در این آزمایش کوچک از روش علمی در تحقیق خود استفاده کرد. او تحقیق را با این سؤال آغاز کرد که کدام کود از همه بهتر است؟ او نقشهای تجربی به نام «طرح» تهیه کرد تا در پیدا کردن جواب سؤال به او کمک کند. او تا حدی از «شاهد علمی» استفاده و اطمینان حاصل کرد که قطعههای زمین چمن وی به اندازه هم آب و آفتاب میگیرند تا تفاوت میزان رشد چمن را فقط بتوان ناشی از تفاوت کیفیت کودها دانست. او مشاهده دقیق به عمل آورد و عملکرد کودها را در تحریک رشد چمن با هم مقایسه کرد. بعد از اتمام آزمایش، اگر تردیدی در مورد نتایج داشت میتوانست آزمایش را برای «تأیید یافتهها» تکرار کند. بعد از اتمام این مراحل در موقعیتی قرار داشت که میتوانست نتیجهای بگیرد: یکی از راههای حل کردن مشکل مذکور همان کاری است که کرد و تحت این شرایط کود خاص مورد نظر حتماً در رشد چمن بهترین کارآیی را خواهد داشت. سپس میتواند یافتههای خود را به سایر موارد مشابه «تعمیم» دهد؛ یعنی به مواردی با خاک، آب و هوای مشابه.
شواهدی که روش آقای اسمیت آشکار ساخت، از ادعای هر کدام از فروشندگان کود قانع کنندهتر بود. او از همان روشی استفاده کرد که دانشمندان به کار میبردند تا درباره چیزهایی بسیار نزدیک به ما مثل سلولهای بدنمان یا بسیار دور از ما مثل ستارگان و سیارات اطلاعات کسب کنند.
اما در حالی که آقای اسمیت به یافتن پاسخ سؤال خود در مورد اینکه کدام کود از همه بهتر است قانع بود، دانشمندان پا را از این فراتر میگذارند. دانشمندان برای توجیه حقایق اطلاعات بیشتری نیاز دارند. دانشمند ممکن است بخواهد بداند که بهترین کود آیا دارای کلسیم یا نیتروژن بیشتری از سایر کودهاست یا خیر. آیا تفاوت قدرت کودها ناشی از کمبود یا فراوانی عناصر موجود در خاک مورد آزمایش است؟ آیا اگر کودهای متفاوت در مورد سبزیجات و نه در مورد علفها به کار برود نتایج مشابهی به دست میآید؟ پاسخ این سؤالات را باید با کاربرد مکرر روشهای تحقیق علمی پیدا کرد.
رویکرد اساسی در این گونه روش تحقیق به شرح زیر است:
روش تحقیق در مورد مسائلی به کار میرود که ظاهراً از راه تحقیق میتوان آنها را حل کرد؛ راه حل پیشنهادی به صورت فرمول تهیه میشود؛ آزمایش میشود؛ آزمایش یا راه حل پیشنهادی را تأیید میکند یا نشان میدهد که مشکل را حل نمیکند که در این صورت راه حل دیگری پیشنهاد و آزمایش میشود. راه حل دوم ممکن است مشکل را حل کند؛ در غیر این صورت ممکن است باز هم فرضیهای دیگر مطرح و آزمایش شود. سرانجام راه حلی پیدا میشود که میتوان آن را تعمیم داد و ظاهراً به همه شرایط یکسان میخورد. از سوی دیگر، ممکن است مشخص شود که با دنبال کردن سیر مشخص استدلال هیچ راه حلی یافت نخواهد شد. به طور خلاصه روش تحقیق معمولاً شامل مراحل زیر است:
1- سؤالی مطرح میشود. آقای اسمیت میپرسد: «کدام کود از همه بهتر است؟» گاهی سؤال به صورت مثبت یعنی «پیشنهاد» مطرح میشود. آقای اسمیت ممکن بود کار را با چنین پیشنهادی آغاز کند: کود B موثرتر از کودهای D,C,A یا E است.
2- «تحقیقات قبلی درباره موضوع مورد تحقیق بازنگری میشود. این کار برای صرفه جویی در وقت، کسب اطلاعات مقدماتی و مشخص ساختن زمینههایی که ارزش تحقیق ندارند انجام میشود.
3- «یک طرح تحقیقاتی تهیه میشود». بدین ترتیب دانشمند میکوشد تا جوابی برای سؤال پیدا یا معین کند که پیشنهاد معتبر است یا نه.
4- «از وسایل اندازه گیری میتوان استفاده کرد.» از این وسایل برای افزایش دقت مشاهدات استفاده میشود.
5- مشاهداتی به عمل میآید. برای پاسخ به سؤال، یافتن اطلاعات لازم اهمیت اساسی دارد.
6- «ممکن است آزمایش تکرار شود.» دانشمندان این مرحله را که «همانندسازی» نام دارد اجرا میکنند تا مشخص شود اطلاعات کسب شده از مشاهدات اصلی درست است یا نه. هدف همانندسازی تعیین پایایی یافتههاست؛ یعنی اینکه آیا یافتههای حاصل از همه مشاهدات و نیز یافتههای همه مشاهده گران یکسان است یا نه.
7- «یافتهها ارزشیابی میشوند.» هدف از این کار تحلیل و ارزیابی اطلاعاتی است که از آزمایش به دست آمده است.
8- «نتیجه گیریهایی به عمل میآید». نتیجه گیری به صورت تعمیم و ظاهراً دربرگیرنده همه شرایط یکسان مطرح میشود.
روشهای تحقیق
در تحقیقات جامعه شناسی سه روش یا طرح اساسی وجود دارد: آزمایش، بررسی نمونه و مطالعه موردی. اکنون هر کدام را به نوبت بررسی میکنیم.
آزمایش
آقای اسمیت در بررسی کودهای شیمیایی از طرحی آزمایشی استفاده کرد. در این روش، محقق یک متغیر را دستکاری یا کنترل میکند و نتیجه را به طور منظم مشاهده یا اندازه گیری مینماید. فرض کنید میخواهیم آثار جذب الکل - متغیر ناوابسته - را بر هماهنگی حرکتی و هوشیاری فکری - متغیر وابسته - بررسی کنیم. میتوانیم یکصد ماشین نویس مجرب را انتخاب کنیم و نمونهای از بازده کار آنان را در هنگامی که شراب نخوردهاند تهیه کنیم. این کار اندازه کارآیی آنان را در تولید نسخه ماشین شده در اختیار ما میگذارد. طبیعتاً مقداری اشتباه هم خواهیم یافت.
اکنون مقدار ثابتی شراب به همان ماشین نویسها میدهیم و کارآیی آنان را در این شرایط اندازه میگیریم. مقدار شراب را افزایشی میدهیم. و دوباره درصد خطا را اندازه میگیریم. سرانجام به الگویی دست پیدا میکنیم. نوشیدن شراب همیشه منجر به بالا رفتن مقدار اشتباه در ماشین نویسی میشود. هر چه مقدار بیشتر باشد تعداد اشتباهات بیشتر میشود، تا اینکه ماشین نویسها بکلی قادر به انجام کار خود نیستند.
روش آزمایشی هر چند به طور کلی ارزشمند است، مفید بودن آن در تحقیقات جامعه شناسی محدود است. حدودی هست که آزمایشگران نباید در فعالیت خود از آنها فراتر روند. مثلاً برای بررسی پدیده ترس نباید مردم را در معرض گلوله واقعی قرار دهند. با وجود این، دخالت محدودتر ممکن است و در برخی از انواع تحقیقات جامعه شناسی مفید واقع شده است.
بررسی نمونه
بررسی نمونه شامل دو عنصر جداگانه است: نمونه و بررسی. محقق میخواهد گروهی خاص را بررسی کند که به آن «جمعیت» میگویند. ممکن است آن جمعیت شامل خانمهای خانه دار آمریکایی با درآمد متوسط، یا دانشجویان دانشکده یا رأی دهندگان آمریکایی با تبار ایتالیایی باشد. چون آزمایشگر نمیتواند همه افراد آن جمعیت را مورد بررسی قرار دهد. نمونهای دارای اعتبار آماری از آن جمعیت تهیه میکند. نمونه باید واقعاً نماینده کل جمعیت تحت بررسی باشد و باید محقق را قادر سازد که نتیجه گیریهایی در مورد جمعیت به عمل آورد.
فرض کنید یک محقق به رفتار جنسی دانشجویان دوره کارشناسی در دانشگاه علاقه مند است. محقق بعد از تعریف دقیق این جمعیت، نمونهای از آنان تهیه میکند - یعنی جمعیتی نماینده از لحاظ سن، جنسیت، زمینه نژادی، دین، سال تحصیلی، نوع دانشکده، رشته تحصیلی و سایر ویژگیهای مربوط به مشکل تحت بررسی. اگر نمونه واقعاً شکل کوچکی از جمعیت دانشجویان کارشناسی دانشگاههای آمریکا نباشد، محقق نمیتواند فرض کند که آنچه درباره نمونه صدق میکند، درباره گروهی بزرگتر هم صادق است.
محقق باید بعد از انتخاب نمونه با یکی از روشهای استاندارد اقدام به گردآوری اطلاعات مربوط به بررسی کند. ممکن است از دانشجویان خواسته شود پرسش نامههایی را پر کنند. محقق ممکن است مصاحبههای شخصی به جای پرسش نامهها یا برای تکمیل آنها به عمل آورد. سپس اطلاعاتی در مورد اینکه چه درصدی از افراد مشمول نمونه چند وقت به چند وقت چه نوع فعالیتهای جنسی را انجام دادهاند و غیره جمع آوری میکند. محقق در صورت لزوم رابط میان متغیرهای معینی را نیز بررسی میکند. آیا رفتار جنسی دانشجویان با متدین بودن آنان ارتباط دارد؟ یا با محل تربیت آنان؟ آیا احساس دانشجویان در مورد روابط جنسی پیش از ازدواج با توجه به جنسیت آنان فرق میکند؟ یا با توجه به سال تحصیلیشان؟ یا با توجه به رشته اصلی تحصیلیشان؟
بررسی نمونه از طرحهای مفید تحقیقاتی به هنگامی است که پدیده تحت بررسی را بتوان با دقت زیاد مشاهده یا اندازه گیری کرد. مثلاً میتوانیم دقیقاً مشخص کنیم که چه تعدادی از رأی دهندگان آمریکایی در انتخابات آینده ریاست جمهوری به نفع دموکراتها یا جمهوریخواهان رأی خواهند داد؛ مشروط بر آنکه نمونه ما واقعاً نماینده جمعیت رأی دهنده از لحاظ برخی عوامل مهم باشد. اما کارآیی این روش ممکن است به دلیل نوع پدیده مورد بررسی محدود شود. اگر از نمونهای از جمعیت دانشجویان بپرسیم، آیا در امتحانات تقلب میکنند یا نه، ممکن است پاسخهایی کاملاً مطمئن دریافت نکنیم. بررسی نمونه درباره تقلب کردن بیشتر از بررسی در مورد موضوعی عاری از پیامدهای اخلاقی - مثلاً غذاهای مورد علاقه - در معرض اشتباه قرار خواهد داشت.
مطالعه موردی (موردپژوهی)
روش مطالعه موردی در تحقیقات وقتی که هدف بررسی فقط یک واحد به صورت دقیق یا بررسی تعداد کمی از واحدها در طرحی تطبیقی باشد بسیار مفید است. واحد ممکن است شخص یا گروهی باشد. گروه ممکن است دستهای از جوانان، کارمندان شرکت صنعتی، ساکنان یک محله یا شاید بیماران یک بیمارستان باشند. محقق سعی میکند تا حد امکان درباره رفتار آن واحد اطلاعات به دست آورد. در حالی که بررسی نمونه به بررسی برخی ویژگیهای انتخابی رفتار افراد میپردازد، مطالعه موردی بیشتر به رفتار کلی واحد میپردازد.
نمونه کلاسیک روش مطالعه موردی در اثر کلیفورد. آر. شاو با عنوان: «the Jack Roller A Delinquent Boys own story» یافت میشود. «شاو» (shaw) که از جامعه شناسان شیکاگو است با یک پسر نوجوان بزهکار به مدت 6 سال تماس داشت. او با این پسر مصاحبههای زیادی انجام داد و او را واداشت فعالیتهای روزانه خود را یادداشت کند. گزارش نهایی زندگینامه شخصی این پسر از زبان خود او بیانگر سرگذشت خانواده، کودکی، اولین برخوردهای او با کودکان خیابانی، ظهور رفتارهای بزهکارانه او و نگرشهای او در تمام این مدت بود. شاو هم اظهار نظر و تحلیل به آن اضافه میکرد.
روشی که معمولاً جامعه شناسان در انجام مطالعه موردی به کار میبرند، روش «مشاهده مشارکتی» است. در این رویکرد محقق، که نقش او را افراد مورد بررسی درک میکنند، با این افراد معاشرتی هر چه نزدیکتر دارد، اعتمادشان را جلب و سرانجام نگرشها و رفتارشان را درک میکند. روش مشاهده مشارکتی راهی موثر برای گردآوری اطلاعات و مطالعه رفتار است، اما مانند سایر روشهای تحقیق، معایبی دارد. مشاهده گر مشارکتی به دلیل حضور خود ممکن است بر رفتار افرادی که قصد بررسی آنان را دارد تاثیر گذارد-مثلاً دانشجویان کلاس شما اگر بدانند تحت نظارت هستند، ممکن است به طور طبیعی» رفتار نکنند. از این گذشته، همیشه این خاطر وجود دارد که شخص مشاهده گر مشارکتی چنان از لحاظ عاطفی از مسائل افراد تحت بررسی خود متاثر شود که واقع بینی وی مختل گردد. با وجود این، یک مطالعه مواردی که مشاهده گر مشارکتی مشتاق و حساس آن را انجام دهد، میتواند اطلاعاتی ارزشمند فراهم کند که با سایر روشهای مشاهده به دست نمیآید. «الیوت لیبو»، انسان شناسی از رویکرد مشاهده مشارکتی برای کسب اطلاعات موردی درباره مردان سیاهپوست ولگرد استفاده کرد.
«لیبو» برای کار خود «چهار راه تالی» را در محلهای پست از مناطق فقیرنشین مرکز واشنگتن انتخاب کرد. او با گروه متغیر مردان فقیر سیاهپوست که کم و بیش و به طور منظم در آنجا تجمع میکردند آشنا شد. لیبو که خود سفیدپوست بود، توانست با افراد مذکور دوست شود، با آنان مشروب بخورد، با دوستان زن آنان ملاقات کند، با آنان برقصد، و گاهی هم او را به خانه خود دعوت میکردند. نقش حرفهای او کمی بعد از آمدن او به چهارراه تالی مشخص گردید. هر چند این موضوع مانعی بر سر راه او محسوب میشد، توانست سرگذشت موردی بسیاری از مردان مذکور را ثبت و آنها را در تحلیل کلی خود از زندگی در نبش خیابانها در آن محلهی خاص سیاهپوست نشین وارد کند.
روش مطالعه موردی این مزیت را دارد که اطلاعاتی عمیق از رفتار اجتماعی به دست میدهد. با وجود این، یافتهها و نتیجه گیریها بر اساس تعداد نسبتاً کمی از واحدهای اجتماعی (دستهها، خانوادهها و غیره) حاصل میشود، که امکان تعمیم دادن نتیجه گیریها را کم میکند. اما اگر تعداد زیادی از مطالعات موردی مشابه را گردآوری کنیم، که همه یافتههای نسبتاً مشابهی به دست دهد، معمولاً یافتهها به تهیه تعمیمهای قابل کاربرد برای کل گروه مورد بررسی کمک میکند.
هر کدام از این سه راهبرد تحقیقاتی نقایص خاصی دارد، «طرح آزمایشی» میتواند بیشتر منابع خطا را که ممکن است نتیجه گیریهای ما را بی اعتبار کند کنترل کند، اما در بسیاری از موارد، بخصوص وقتی مشکلات اخلاقی و عملی مزاحم هستند، این رویکرد را نمیتوان در مورد رفتار اجتماعی انسان به کار برد. «روش بررسی نمونه» به طور وسوسه انگیزی ساده و ظاهراً معتبر است؛ اما با استفاده از پرسشنامه، سؤالات ثابت گزینهای و اظهارات شفاهی به جای مشاهدات عینی رفتار اجتماعی، این خطر را به جان میخریم که تماس خود را با واقعیتهای بنیادین زندگی اجتماعی از دست بدهیم. «روش مطالعه موردی»، بخصوص وقتی که در چارچوب تطبیقی یک یا دو مورد به کار رفته، انجام مطالعاتی بسیار ارزشمند در زمینه جامعه شناسی را موجب شده است؛ اما موارد تحت بررسی ممکن است زیاد نماینده سایر واحدهای مشابه اجتماعی - که ممکن است مایل باشیم یافتههای خود را در مورد آنها تعمیم دهیم - نباشد.
ماهیت شواهد
اعتبار یافتههای تحقیقاتی به درستی شواهد بستگی دارد. شواهد چیست؟ محقق چگونه میفهمد که به شواهد دست یافته است؟ هر چند نمیتوان پاسخهای رضایت بخش چند کلمهای به این سؤالات داد؛ میتوان معیارهایی خاصی در خصوص شواهد علمی اظهار داشت، بی آنکه خطر ساده کردن بیش از حد پیش آید.
1- «شواهد علمی از منبعی معتبر کسب میشود.» اگر کودکی پنج ساله گزارش دهد که مردی در خیابان افتاده و مرده است، اطلاعات او به اندازه گفته پزشکی که جسد را معاینه کرده و سپس مرگ او را اعلام کرده معتبر نیست.
2- «تحت شرایط ثابت، افراد مختلف از رویدادی یکسان گزارش میدهند.» دو محقق مسائل پزشکی اسپیروکت، عامل بیماری سفلیس، را در مایع نخاعی بیمار مبتلا به فلج خفیف عمومی، که یک بیماری روانی وحشتناک است و آثار جسمی نیز در پی دارد، کشف کردند. آنان چنین استنباط کردند که وقتی اسپیروکت وارد مایع نخاع میشود، سرانجام به مغز حمله و علایمی را که در فلج عمومی دیده میشود تولید میکند. وقتی مایع نخاعی بیمار کشیده شد و زیر میکروسکوپ قوی مشاهده گردید، همه دانشمندان محقق یک چیز را دیدند - اسپیروکت.
3- «مشاهدات را میتوان تکرار و در نتیجه تأیید کرد.» هر بار که مایع نخاعی شخصی مبتلا به فلج عمومی بررسی میشود، اسپیروکتی که سفلیس را سبب میشود مشاهده میگردد. این موضوع مؤید وجود اسپیروکت در مایع نخاعی مبتلایان به فلج خفیف عمومی است و نیز قویاً حاکی از ان است که سفلیس اعصاب مرکزی، مستقیمترین عامل اتفاقی ایجاد فلج خفیف عمومی است.
4- «شواهد علمی مبنایی برای پیش بینی نسبتاً دقیق روی دادن مکرر یک اتفاق فراهم میکند. بعد از آنکه مشاهدات مکرر ثابت کرد که هر شخص مبتلا به فلج خفیف عمومی حتماً مبتلا به سفلیس دستگاه اعصاب مرکزی است، میتوان پیش بینی کرد که (1) اسپیروکت در مایع نخاعی شخصی که علایم خارجی فلج خفیف عمومی را نشان میدهد وجود دارد و (2) شخصی که در مایع نخاعیاش اسپیروکت وجود دارد، مبتلا به فلج خفیف عمومی میشود، مگر آنکه قبلاً از بیماری بخوبی پیشگیری شود.
نظریه و تحقیق، مکمل یکدیگر
تشکیل نظریه و تحقیق کردن دو شیوه برای انجام روش تحقیق و تحلیل جامعه شناختی است که در واقع روشی واحد است. این دو از هم مستقل نیستند، اما تا حدی مکمل یکدیگرند. «هدف مشترک کاربرد نظریه و تحقیق جامعه شناختی، توضیح پدیدههای مشاهده شده از طریق تعمیمهایی است که بیانگر یکپارچگی تعامل انسانی است.» اگر چنین تعمیمهایی درست باشد، دارای ارزش پیش بینی هستند و باعث میشوند جامعه شناسان آنچه را که ممکن است پیامد عوامل خاصی اتفاقی باشد پیش بینی نمایند.
در سرتاسر این کتاب درباره یکپارچگی تعامل انسانی بحث و همچنین رابطه میان مفهوم، نظریه، و تحقیق به طور منظم مطرح خواهد شد.
خلاصه
جامعه شناسی علمی است که تعامل انسانها را مطالعه میکند. علم مجموعهای است از دانش مبتنی بر شواهد مشاهده شده که براساس شیوههای پذیرفته شده یا روش علمی گردآوری شده است. دانش جامعه شناختی از طریق شیوههای خاص علمی به دست میآید بنابراین دانش علمی محسوب میگردد.
چون هر شخصی در فرهنگی خاص تربیت میشود، تعصبات خاصی دارد که نمیتواند کاملاً از قید آنها خلاص شود. بنابراین هر کسی قضاوتهای ارزشی به عمل میآورد که خود اغلب از آن آگاه نیست. نتیجهای که تقریباً بکلی از قضاوتهای ارزشی گرفته میشود، نتیجهای ذهنی است؛ نتیجه گیریی که قضاوتهای ارزشی تا حد امکان از آن مستثنی هستند، نتیجه گیریی عینی تر است. عینیت کامل هرگز ممکن نیست. ذهنیت و عینیت تشکیل یک پیوستار را میدهند.
تعامل انسانی هرگاه که عدهای به اعمال عدهای دیگر واکنش نشان میدهند رخ میدهد. لزومی ندارد این کار در برخوردهای رو در رو صورت گیرد؛ هرگونه انتقال معنا (مثلاً نوشتن کتاب) نوعی تعامل انسانی است. چنین تعاملی موضوع علم جامعه شناسی است.
روش علمی استفاده مهمی از منطق میکند؛ زیرا هدف آن شناخت روابط میان پدیدهها یا رویدادهاست. دانشمند در تلاش برای درک این ارتباطات باید مراقب باشد دچار اشتباهات متعدد منطقی نگردد، تا نتیجه گیریهای او معتبر باشد و باید دائماً این نتیجه گیریها را مستند و اصلاح کند.
حقیقت نسبی است. مفاهیمی چون خوب و بد مطلق نیستند؛ بستگی به جامعهای دارند که در آن مشاهده میشوند، آنچه ما حقایق مینامیم، مبتنی بر معیارهای قضاوت است که قبلاً آموخته ایم -یعنی چارچوبهای مرجع ما.
میان جامعه شناسان امروزی بحث زیادی بر سر این موضوع جریان دارد که آیا باید در کار خود بی طرف باشند یا باید با توجه به موقعیت حرفهای خود در پی یافتن حقیقت بر طبق تلقی خود از آن برآیند. جامعه شناسان تندرو راه دوم را پیشنهاد میکنند.
جامعه شناسی مانند سایر علوم بر سه عنصر مرتبط با هم مبتنی است: مفهوم، نظریه و تحقیق. مفهوم واحد کلی معناست. نظریه بیان رابطه احتمالی میان پدیدههاست. تحقیق شیوهای است برای آزمودن نظریهها؛ روشهای مورد کاربرد اغلب عبارت است از مطالعه موردی، آزمایش و بررسی نمونه. نظریه و تحقیق، شیوههای مکمل در بررسی و تحلیل جامعه شناختی هستند.
منبع مقاله :
درسلر، دیوید؛ ویلیس، ویلیام ام؛ (1388)، جامعه شناسی «بررسی تعامل انسانها»، ترجمهی مهرداد هوشمند، غلامرضا رشیدی، تهران: انتشارات اطلاعات، چاپ اول
موضوعات مرتبط:
جامعه شناسی
برچسبها:
جامعه شناسی