ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

قرآن در کلام رهبری – سوره یونس آیه 38

پروفایل قرانی خاص

منبع : پایگاه حوزه نت

متن آیه:

أَمْ یقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن کنتُمْ صَادِقِینَ

ترجمه:

آیا می گویند: « (او) به دروغ آن (قرآن) را (به خدا) نسبت داده است؟!» بگو: «اگر راست گویید پس سوره ای همانند آن بیاورید؛ و غیر از خدا، هر کس را می توانید (به یاری) فرا خوانید!»

موضوع:

آوردن سوره ای مانند سوره های قرآن، درصورت شک در الهی بودن قرآن

کلام رهبر:

آیه به طور خیلی روشنی دارد راه را در مقابل پای طرف می گذارد، اگر شما شک دارید که این آیات قرآن و این چیزی که ما داریم به شما عرض می کنیم از سوی خداست، پس یک سوره مثل سوره های قرآن، خودتان ایجاد کنید و بیاورید.

البته بعضی که اهل بیان و سخنوری نیستند اگر بگویند این چه حرفی است؟ ما که اهل بیان نیستیم و نمی توانیم بیاوریم، لکن ممکن است یک آدم فصیح و چیره دستی در سخنوری باشد که بتواند بیاورد. این آیه هم نمی گوید حتماً شخص خودت بیاور، ولذا برو چیره دستان سخنور را پیدا کن و از آنها بخواه تا یک سوره مثل این سوره درست کنند بیاورند. کیفیت نظم و نسق بیان قرآنی یک کیفیت ابتکاری است، نه شعر است و نه نثر است گاهی یک وزن گونه ای در آن وجود دارد، اما وزنش مثل وزن شعر نیست که با آن اوزان خاص و با آن شکل و ترتیب خاص باشد.

یک چیزی شبیه قافیه در آخرش هست اما نه مثل قافیه شعر، بلکه با همان نظم و نسق «ان کنتم تعلمون» یا مثلاً فرض کنید «ان کنتم تعملون» و از این قبیل: قرآن می گوید: شما که مخاطب این سخن هستید همین کلمات را که بصورت ابتکاری قرآن مشاهده می کنید، از چیره دستان سخنورانتان بخواهید یک سورۀکوچک، یا در جای دیگر می گوید: ده سوره، و یک جایی هم گفته می شود بخشی از یک سوره را اگر توانستند درست کنند بیاورند.

البته در آیۀبعد می گوید: «و لن تفعلوا»: یعنی هرگز نخواهید توانست. این سخن قرآن واقعاً یک واقعیت تاریخی و یک معجزه عجیبی است که اگر توانستید ما ادعای خودمان را پس می گیریم و شما ایمان نیاورید. اما اگر نتوانستند و به هرکس که مراجعه کردید دیدید جواب نمی دهد و نمی توانند چنین چیزی را بیاورند پس قبول کنید که این سخن با این نظم و نسق ویژه و با این لفظ و معنا سخن خداست و برسید به اینکه کاری است مافوق توانایی های بشر، حالا اگر رفتید و یک سوره ای هم درست کردید و آوردید، چون یکی باید قضاوت کند، گواه را هم خودتان بیاورید تا قضاوت کند که آیا سوره مثل سورۀقرآن هست یا نیست.

اما اینکه گفتم: در آن روز توانایی ها بیشتر بود. به خاطر این است که دوران ظهور اسلام، دوران اوج سخنوری عرب است، یعنی بعد از دوره جاهلیت دوره های دیگری هم در سخن عربی اعم از شعر و نثر داریم و عمدتاً در شعر. دوران مخضرمین است، بعدر دروان عوائل است، بعد دوران محدثین است. به هرحال شعرای زیادی از برجستگان عالم ادب هستند که همۀاینها به عظمت سخنوران زمان پیغمبر اعتراف دارند یعنی امرء القیس و عنطره و کسانی بودند که قصائد آن روز دنیای عرب بوسیلۀآنها سروده می شد، از لحاظ استحکام و قوت شاعری و چیره دستی سطح بالا در سخنوران عرب در طول قرون متمادی بودند، یعنی امروز هم که شما یک ادیب عرب را پیدا کنید از معلّقات سبع، همان هفت قصیده ای که هر سال بر دیوار کعبه آویختند برای شما سخن می گوید.

عرب آن زمان شعرشناس و شعرفهم بود، حتی روستائیان و بادیه نشین ها هم شعرشناس بودند و این در عرب رایج بود. البته الان من نمی دانم در بین اعراب چنین چیز هایی وجود دارد و چقدر با شعر آشنا هستند؟ ولی در گذشته های دور شعر و شاعری همگانی بوده و من در احوالات شعرای دوره های مختلف عرب این را خواندم که مثلاً یک شاعری مثل: فرزدق یا جریر که هر دو هم عصر بودند. اینها در شعر خودشان وقتی شعر می گفتند می آمدند و در یک نقطه ای که محل اجتماع مردم بود و به آن می گفتند نادی که همان معنای باشگاه امروز را داشت شعرشان را می خواندند مردم جمع می شدند با دقت گوش می کردند و لذت می بردند، یعنی چیزی که امروز در زبان فارسی و در زمانهای گذشته هم من در محیط های فارسی زبان چنین چیزی را نشنیدم و سراغ ندارم.

شعر در جمع فارسی زبانها کالای برگزیده است، یعنی دربارها و آدمهای برجسته و ادبا و هوشمندان جامعه از شعر استفاده می کردند و لذت می بردند، اما در بین عرب اینطور نبود و عامۀمردم از شعر لذت می بردند، یک نفر می آمد شعرش را می خواند مردم کوچه و خیابان از هر طبقه ای همه جمع می شدند، مخصوصاً اهل قبایل که شعر را گوش می دادند، بهتر می فهمیدند و لذت بیشتری هم می بردند و ترجیح می دادند. یکی می گفت شعر این خوب است، دیگری می گفت شعر او خوب است یعنی اهل شعر و ادب بودند، شعر را می شناختند.

قبل از ظهور دعوت اسلام، هر سال یکبار در همین موسم حج و به اصطلاح حج جاهلی آن روز می آمدند جمع می شدند اشعار را می خواندند و با نظر صاحبنظران هفت قصیده را مثلاً انتخاب می کردند و به دیوار کعبه می آویختند که به آنها می گفتند معلقات سبع، یعنی آویخته های هفتگانه که یک سال این قصیده ها به دیوار کعبه آویزان می ماند.

آن زمان این معلقات اوج بیان عرب بود و امروز هم همۀادبا قبول دارند. قرآن در یک چنین محیطی دارد این حرف را می زند که شعرای درجۀیک بودند، مثل اینکه فرض کنید امثال سعدی و حافظ و فردوسی و صائب همه جمع باشند، آنوقت یک نفر بیاید یک سخنی را بگوید و بعد ادعا کند که اگر می توانید مثل این سخن بگوئید: مردم مراجعه می کنند به این آقای مثلاً سعدی یا حافظ، اگر اینها اقرار کردند که ما نمی توانیم، معلوم است که سطح عالی سخنوری بشر عاجز از بیان این معناست، پس قبول کنید که از طرف خداست و می بینید که این یک راه روشنی است.

حالا من عرض می کنم: 1400 سال است این سخن بقوت خودش باقی است و تاکنون هیچکس نیامده است سخنی را بگوید که پاسخ این آیه قرآن باشد: بله کسانی از قبیل ابن ابی العوجاء و دیگران پیدا شدند و چیزهایی از خودشان ساختند، فرضاً یک سوره، دو سوره، یک آیه، دو آیه کمتر یا بیشتر درست کردند و گفتند این در مقابل قرآن! اما فقط خودشان گفتند و آن گواهان و داوران هرگز پیدا نشدند که بگویند بله این سخن هم وزن سخن قرآنی است.

ولذا وقتی یک نفر اهل فن بگوید چنین چیزی در طول این چهارده قرن پیدا نشده خیلی مهم است! و این آیه چنین چیزی را می گوید. پس بنابراین: مضمون دو آیه قبل اینست که ما که از شما خواستیم عبودیت خدا را بکنید عبودیت خدا یک رابطۀمستقیمی با سخنان وحی که این پیغمبر ما بر شما عرضه می کند دارد و باید بر طبق این سخنان عمل کنید تا بتوانید عبودیت واقعی خدا را انجام دهید. حالا اگر شما در پاسخ به این دعوت ما بگوئید ما این حرفهایی را که این آقا آورده مطمئن نیستیم از طرف خدا باشد، اگر خودتان اهل کار هستید خودتان و اگر خودتان نیستید بروید به سراغ کسانی که اهل این کارند یک سوره و لو سورۀکوچکی مثل این سوره ها را که ما آوردیم بیاورید و اگر نتوانستید بیاورید باید قبول کنید. یعنی اگر انسان حقیقتاً دچار شک و تردید است و غرض و مرض ندارد. وقتی دید نمی تواند، می فهمد که این حرف، حرف درستی است و این سخن، سخن خداست. اما اگر کسی برسر آن نباشد که بفهمد و دنبال لجاجت باشد حق را قبول نخواهد کرد.

هر درونی کو خیال اندیش شد چون دلیل آری خیالش بیش شد به هرحال وسوسه ها و تردید هایی که ناشی از خودخواهی و جاه طلبی و حب دنیا و دلبستگی های شخصی و قومی و از این قبیل است، اینها البته جلوی چشم انسان را می گیرد و انسان نمی تواند حقیقت را آنچنان که هست درک بکند، چنین کسی معذور هم نیست، یعنی باید از خودخواهی ها بیاید بیرون و هجرت بکند تا بتواند بفهمد.

تفسیر:

نکته ها و اشاره ها:

1- این آیه به اعجاز قرآن اشاره دارد و هر سوره از آن را معجزه می داند و این در حالی است که در برخی دیگر از آیات مبارزه جویی و اعجاز را نسبت به همۀقرآن یا ده سوره از آن مطرح کرده بود. این نشان می دهد که کلّ قرآن و تک تک سوره های آن معجزه اند.

2- مبارزه جویی قرآن، «تَحَدّی» خوانده می شود. قرآن در این مبارزه طلبی، همۀمخالفان، بلکه همۀجهانیان را به مبارزه دعوت می کند که یک سوره مثل آن بیاورند.

3- اعجاز قرآن مخصوص زمان و مکان و نسل خاصی نیست، بلکه مبارزه طلبی و اعجاز آن برای همۀزمان ها و مکان ها و افراد تا قیامت است. آری؛ این است معجزۀجاویدان اسلام.

4- قرآن کریم همۀمردم، از طبقات تحصیل کرده، ادیبان و مردم عادی را به مبارزه دعوت می کند و حتی آنان را به مبارزه تحریک می کند و به آنان تخفیف می دهد که مثل همۀقرآن را نیاورید، مثل یک سوره کافی است.

5- مشرکان عرب و کافران و مخالفان و دشمنان اسلام چهارده قرن با مسلمانان و اسلام مبارزات پرهزینه و جنگ ها کردند و تلفات زیادی دادند، ولی اقدام به آوردن یک سوره مثل سوره های قرآن نکردند، در حالی که این کار به ظاهر بی هزینه و آسان می نمود. یعنی هر بار که اقدام به آوردن مثل قرآن کردند، با شکست سخت و رسوایی میدان را ترک کردند و همین دلیل اعجاز و برتری و حقانیت قرآن است.

6- اعجاز قرآن دارای ابعاد گوناگونی است که مفسران قرآن به صورت مفصل آنها را ذکر کرده اند؛ از جمله: جنبۀفصاحت و بلاغت و شیرینی بیان و رسایی تعبیرات قرآن؛ بیان معارف دینی و علومی که تا آن زمان شناخته شده نبود؛ بیان قوانین و احکام و تاریخ های پیشینیان، به دور از خطا و خرافات؛ و نیز نبودن اختلاف و تناقض و تضاد در قرآن و اعجاز علمی و نظم و نظام شگفت آور آن، همگی از ابعاد اعجازآمیز این کتاب مقدّس است که به دست انسانی درس ناخوانده آورده شده است.

آموزه ها و پیام ها:

1- قرآن حق و معجزه است و دلیل آن ناتوانی مخالفان است.

2- مخالفانِ قرآن را به مبارزۀعلمی فراخوانید تا ناتوانی آنان و حقّانیت قرآن ثابت شود.

منبع: تفسیر قرآن مهر جلد نهم صفحه 79


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره یونس
[ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 9:6 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب