|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
قرآن در کلام رهبری – سوره انعام آیه 1
متن آیه: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ ثُمَّ الَّذینَ کفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُون ترجمه:ستایش برای خداوندی است که آسمانها و زمین را آفرید، و ظلمتها و نور را پدید آورد؛ اما کافران برای پروردگار خود، شریک و شبیه قرار می دهند (با اینکه دلایل توحید و یگانگی او، در آفرینش جهان آشکار است)! موضوع:نمونه هایی از اندیشه اسلامیکلام رهبر:من از ایران می آیم، که زادگاه پرآوازه ترین و درعین حال ناشناخته ترین انقلابهای دوران معاصر است. انقلابی بر پایه ی دین خدا و در امتداد راه پیامبران و مصلحان بزرگ الهی؛ راهی به درازای همه ی تاریخ بشر. ریشه ی استوار و اندیشه ی زیربنائی این انقلاب جهان بینی توحیدی اسلام است. تفسیر انسان، تفسیر تاریخ، تحلیل حوادث حال و گذشته و آینده، تفسیر طبیعت، تبیین همه ی علائقی که انسان را با دنیای بیرون از وجود او - جهان، انسانها، اشیاء - مرتبط می کند، و نیز فهم و درک آدمی از وجود خود و خلاصه همه ی چیزهایی که نظام ارزشی جامعه را می سازد، و آن را بر اداره ی مطلوب خود قادر می کند، همه و همه از این جهان بینی الهی ریشه و مایه می گیرد و منشعب می شود. در اندیشه ی الهی اسلام همه ی هستی آفریده ی خداست و جلوه گاه علم و قدرت او و پوینده بسوی اوست، و انسان برترین آفریده و جانشین اوست. انسان می تواند با استخراج گنجینه های استعداد - که در نهاد اوست - خود را و جهان را که برای او آفریده شده به زیباترین وجهی بسازد و بیاراید، و با دو بال علم و ایمان به عروج معنوی و مادی نائل آید، و می تواند با تضییع یا به انحراف کشاندن این استعدادها جهنمی از ظلم و فساد در جهان بیافریند. چراغ هدایت بشر ایمان او به خدا و تسلیم او در برابر امر و نهی الهی است. دنیا کشتزار آخرت است، و مرگ نه پایان زندگی که دروازه ی ابدیت و سرآغاز نشئه ای جدید. در اندیشه ی الهی اسلام افراد بشر، برادران و خواهران یکدیگر و همه بندگان خدایند. میان نژادها، رنگها، مردم سرزمین ها هیچ تفاوت نیست، و اینها مایه ی برتری کس یا ملتی نیست. انسانیت پیوسته است، و تعرض به یک انسان تجاوز به همه ی انسانیت است؛ بدون دخالت خصوصیات جغرافیائی و نژادی. تفسیر:این سوره با حمد و ستایش پروردگار آغاز شده است. نخست از طریق آفرینش عالم کبیر (آسمان و زمین) و نظامات آنها، و سپس از طریق آفرینش" عالم صغیر یعنی انسان"، مردم را متوجه اصل توحید می سازد و ابتدا می گوید:" حمد و سپاس برای خدایی است که آسمانها و زمین را آفرید" (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ). " خداوندی که مبدء نور و ظلمت و بر خلاف عقیده دوگانه پرستان، آفریننده همه چیز است" (وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ). " اما مشرکان و کافران به جای اینکه از این نظام واحد درس توحید بیاموزند برای پروردگار خود شریک و شبیه می سازند" (ثُمَّ الَّذِینَ کفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ) قابل توجه اینکه عقیده مشرکان را با کلمه" ثم" که در لغت عرب برای" ترتیب با فاصله" است ذکر کرده و این نشان می دهد که در آغاز، توحید به عنوان یک اصل فطری و عقیده عمومی و همگانی بشر بوده است و شرک بعدا به صورت یک انحراف از این اصل فطری به وجود آمده. اما در اینکه چرا درباره آفرینش زمین و آسمان، کلمه" خلق" به کار رفته، و در مورد نور و ظلمت کلمه" جعل" مفسران، سخنان گوناگونی دارند، ولی آنچه نزدیکتر به ذهن می رسد این است که خلقت درباره اصل وجود چیزی است و جعل درباره خواص و آثار و کیفیاتی است که به دنبال آنها وجود پیدا می کند و از آنجا که نور و ظلمت جنبه تبعی دارد از آن تعبیر به جعل شده است. جالب توجه اینکه در حدیثی از امیر مؤمنان علی ع در تفسیر این آیه چنین نقل شده است که فرمود: این آیه در حقیقت به سه طایفه از منحرفان پاسخ می گوید، اول به" مادیها" که جهان را ازلی می پنداشتند و منکر خلق و آفرینش بودند، دوم به دوگانه پرستانی که نور و ظلمت را دو مبدء مستقل می دانستند، سوم رد بر مشرکان عرب که برای خدا شریک و شبیه قائل بودند. آیا ظلمت از مخلوقات است؟ از آیه بالا استفاده می شود، همانطور که" نور" مخلوق خداوند است،" ظلمت" هم آفریده او است، در حالی که معروف در میان فلاسفه و دانشمندان علوم طبیعی این است که" ظلمت" چیزی جز عدم نور نیست، و این را می دانیم که نام مخلوق بر معدوم نمی توان گذاشت، بنا بر این چگونه آیه مورد بحث، ظلمت را جزء مخلوقات خداوند بشمار آورده است؟! در پاسخ این ایراد می توان گفت: اولا ظلمت همیشه به معنای ظلمت مطلق نیست، بلکه ظلمت غالبا به معنای نور بسیار کم و ضعیف در برابر نور فراوان و قوی بکار می رود، مثلا همه می گوئیم" شب ظلمانی" با اینکه مسلم است، در شب، ظلمت مطلق نیست، بلکه همواره ظلمت شب آمیخته با نور کم رنگ ستارگان یا منابع دیگر نور می باشد، بنا بر این مفهوم آیه این می شود که خداوند برای شما روشنی روز و تاریکی شب که یکی نور قوی و دیگری نور بسیار ضعیف است، قرار داد و بدیهی است که ظلمت به این معنی از مخلوقات خدا است. و ثانیا درست است که ظلمت مطلق یک امر عدمی است، اما امر عدمی هنگامی که در شرائط خاصی واقع شود، حتما از یک امر وجودی سرچشمه می گیرد یعنی کسی که ظلمت مطلق را در شرائط خاصی برای اهداف معینی بوجود می آورد حتما باید از وسائل وجودی استفاده کند، مثلا ما می خواهیم در لحظه معینی اطاق را برای ظاهر کردن عکسی تاریک کنیم ناچاریم جلوی نور را بگیریم تا ظلمت در این لحظه معین بوجود آید، چنین ظلمتی مخلوق است (مخلوق بالتبع). و به اصطلاح عدم مطلق گرچه مخلوق نیست، اما عدم خاص سهمی از وجود دارد و مخلوق می باشد. نور رمز وحدت و ظلمت رمز پراکندگی است نکته دیگری که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که در آیات قرآن، نور با صیغه" مفرد" آورده شده و" ظلمت" به صورت جمع (ظلمات). ممکن است این تعبیر اشاره لطیفی به این حقیقت باشد که ظلمت (اعم از حسی و معنوی) همواره سرچشمه پراکندگی ها و جدایی ها و دور افتادن ها است، در صورتی که نور رمز وحدت و اجتماع می باشد.بسیار با چشم خود دیده ایم که در یک شب تابستانی، چراغی در وسط حیاط یا بیابان روشن می کنیم، در مدت کوتاهی همه گونه حشرات گرد آن جمع می شوند و در واقع مجمعی از زندگی را در اشکال متنوع تشکیل می دهند، اما هنگامی که آن را خاموش کنیم هر کدام به طرفی می روند و پراکنده می گردند، در مسائل معنوی و اجتماعی نیز همین گونه است، نور علم و قرآن و ایمان مایه وحدت، و ظلمت جهل و کفر و نفاق موجب پراکندگی است. منبع: تفسیر نمونه ج 5 145 موضوعات مرتبط: قرآن شناسی برچسبها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره انعام [ دوشنبه هشتم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 8:2 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||