|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
قرآن در کلام رهبری – سوره انعام آیه 19
منبع : پایگاه حوزه نت متن آیه:قُلْ أَی شَی ءٍ أَکبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ شَهیدٌ بَینی وَ بَینَکمْ وَ أُوحِی إِلَی هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّکمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْری قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنی بَری ءٌ مِمَّا تُشْرِکون ترجمه:بگو: چه موجودى در گواهى برتر و بزرگتر است؟ بگو: خداوند ميان من و شما گواه است. و اين قرآن به من وحى شده تا با آن شما را و هر كه را كه اين پيام به او برسد هشدار دهم. آيا شما گواهى مىدهيد كه با خداوند، خدايان ديگرى هست؟ بگو: من گواهى نمىدهم. بگو: همانا او خداى يكتاست و بى ترديد من از آنچه شما شرك مىورزيد، بيزارم. موضوع:اتمام حجت قرآن در برابر شکاکان دعوت اسلامکلام رهبر:«و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا»: اگر شما در شک و تردید هستید از آنچه که ما بر بنده ی خود نازل کردیم:اینجا در عبارت عبدنا یک لطفی هست و آن اینکه در دو آیه قبل، رابطه ی دعوت با عبودیت است. «یا ایها الناس اعبدوا ربکم.» عبودیت کنید پروردگارتان را، گویی این سؤال پیش می آید که عبودت چگونه چیزی است؟ و عبد خدا چه انسانی است؟ آنوقت نمونه ی عینی نشان داده می شود: «نزلنا علی عبدنا». عبد یعنی همین کسی که اکنون در مقابل چشم شماست، تجسد و تجسم عبودیت همین کسی است که دارد این آیات را از سوی ما برای شما فرو می خواند. (وجود مقدس پیغمبر). «عبدنا» در حقیقت اشاره به این است که دعوت ما را که قبلاً گفتیم «اعبدوا ربکم» عبودیت کنید خدای خود را، یعنی حرکت کنید به سمت آن جایگاهی که این انسان والا و برجسته و شجاع به امانت و به صداقت و پاکی و زیبائی های معنوی در آن قرار دارد که در دو آیه قبل گفتم: «اعبدوا ربکم» مصداق عینی عبد را دارد، یعنی این چنین بشوید. البته اینکه می گوید: «عبدنا» و بنده را به خودش نسبت می دهد، نوعی لطف الهی را به پیغمبر نشان می دهد و این عبارت «عبدنا» در تعبیر قرآن باز هم در مورد داوود و در مورد ایوب و شاید در مورد زکریا هم هست، مثل «عبدنا ایوب» و «عبدنا داوود» که آنجا اسمشان آورده شده، اما اینجا که اسم نیاورده ممکن است مراد همین پیغمبری باشد که در منظر و پیش روی شماست که یک خصوصیت و یک التفات، و رحمت، و حجت الهی را به بنده ی برگزیده اش نشان می دهد. پس اگر شما در شک هستید از آنچه که ما بر این بنده ی خودمان که در مقابل شماست نازل کردیم، راه برطرف شدن شک این است که می گوئیم: «فأتوا بسورةٍ من مثله»، یک سوره از قبیل همین که ما بر او فرو فرستادیم شما بیاورید، که عرض کردیم: معنایش این نیست که اگر یک آدم عامی باشد که هیچ سخنوری نمی داند او هم برود خودش را بیاورد تا اگر نتوانست، بیاید تسلیم شود. بلکه به آن معناست که آن آدم عامی غیر سخنور مراجعه کند به آن کسی که می تواند، کما اینکه آن روز بزرگترین فصحای عرب وجود داشتند و منکر قرآن بودند، وقتی در مقابل این آیات قرار گرفتند عاجز ماندند، که اگر واقعاً توانایی داشتند چند آیه و چند سوره می آوردند به همین شکل ارائه می کردند و می گفتند شما دارید با همین چیزها مردم را دعوت می کنید، اما نه فقط نتوانستند این کار را بکنند، بلکه مقابل این درخشش و دعوت نو که دلها را، مخصوصاً دلهای جوانهای پاکدل و پاک طینت را که تعصبات در آنها کمتر بود بسوی خود جذب می کرد، آنچنان درماندند که مجبور شدند در مقابل نفوذ دعوت پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) به زور متوسل بشوند و در ایام حج، مسافرینی که می آمدند مکه برای مراسم حج جاهلی و نه توحیدی، برای اینکه آنها به سخن پیغمبر گوش نکنند می رفتند بیخ گوششان می گفتند این آدم خطرناک و چنین و چنان است به حرفش گوش نکنید، که اینکه نشانه ی درماندگی آنها بود. پس این سخن قرآنی به طور کامل و روشن دارد با اینها تحدّی می کند، که البته نسبت به کسانی که شک دارند اتمام حجت است و تحدّی در مقابل دشمنان عنود و کسانی است که صادقانه برخورد نمی کنند و واقعاً لجاجت دارند، ولذا نسبت به همه تحدّی نیست، بلکه نسبت به کسانی که واقعاً شک دارند و می خواهند مطلب برایشان روشن بشود اتمام حجت است. یعنی حجت را بر اینها تمام می کند و می گوید: این راه است. از این راه بروید تا شکتان برطرف بشود. «فاتوا بسورة من مثله» اگر رفتید این سوره را تهیه کردید و آوردید و می خواهید مقایسه کنید، ما نمی گوئیم بیاید از ما شهادت و داوری بطلبید، البته خدا بهترین گواهان است. آیه ی قرآن در جای دیگر می گوید: «قل الله شهید بینی و بینکم» خدا گواه است بین ما و شما، اما شما خدا را به شهادت قبول ندارید، چون اگر شهادت خدا راقبول داشتید سخن خدا را در همین آیات الهی می شنیدید و می فهمیدید. بروید شهدای خودتان را که غیر از خدا دارید بیاورید تا قضاوت کنند. ببینیم آنها چه می گویند؟. «و ادعوا شهداءکم من دون الله ان کنتم صادقین»: اگر راست می گوئید که ما شک داریم و نمی دانید چکار بکنید، اما اگر چنانچه دچار لجاج و عناد هستید آن مطلب دیگری است. و حالا، «فان لم تفعلوا و لن تفعلوا»: پس اگر این کار را انجام ندادید، یعنی نتوانستید اینکار را بکنید که هرگز نخواهید کرد: «فاتقوا النار التی وقودها الناس و الحجارة» نتوانستید اینکار را بکنید که هرگز نخواهید کرد: «فاتقوا النار التی وقودها الناس و الحجارة»: پس دیگر بر حذر باشید از آتش دوزخ الهی که انسانهای لجوج و عنود در این دوزخ دچار خواهند شد. تفسیر:نکته ها: مشرکان مکه، از پیامبر اسلام برای رسالتش شاهد می طلبیدند و نبوّت آن حضرت را نمی پذیرفتند و می گفتند: حتّی یهود و نصارا هم تو را پیامبر نمی دانند. این آیه در زمان غربت اسلام، خبر از آینده ای روشن و رسالت جهانی اسلام می دهد. حضرت علی علیه السلام در تفسیر عبارت «إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ» فرمودند: «اگر خدایان دیگری بودند، آنها هم پیامبرانی می فرستادند».عدّه ای را به عنوان اسیر نزد پیامبراکرم صلی الله علیه و آله آوردند، حضرت از آنان پرسید: «آیا تاکنون دعوت به اسلام شده اید؟ گفتند: نه، حضرت فرمود: همه را به محل امن برسانند و آزادشان کنند، زیرا کسی که هنوز ندای اسلام را نشنیده است نباید اسیر نمود، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «لِأُنْذِرَکمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ»» امام صادق علیه السلام فرمودند: «انذار همیشگی باید همراه با منذر همیشگی باشد. پس امامت و رهبری الهی نیز تا ابد باید همراه قرآن باشد». معمولًا در انسان ها انگیزه ی دفع ضرر، قوی تر از جلب منفعت است. لذا قرآن، به مسأله ی انذار تأکید کرده است. «لِأُنْذِرَکمْ» در آیات دیگر نیز می خوانیم: «إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِیرٌ»، «إِنَّما أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ»در احادیث متعدّدی «مَنْ بَلَغَ» به ائمّه معصومین علیهم السلام تفسیر شده است.امام صادق علیه السلام نیز درباره «مَنْ بَلَغَ» فرمودند: مقصود کسی است که وظیفه امامت به او رسیده است و او همانند پیامبر، مردم را با قرآن انذار می دهد. پیام ها: 1- برای حقّانیت پیامبر اسلام، گواه بودن خداوند کافی است. «قُلِ اللَّهُ شَهِیدٌ» 2- غفلت و سهو و فراموشی و محدودیت، هم قدرت خبرگیری انسان را کم می کند، هم قدرت گواه بودن او را چون خدا از این عوارض دور است، پس بهترین شهود خداوند است. «أَکبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ» 3- قرآن، بزرگ ترین گواه بر رسالت پیامبر است. اللَّهُ شَهِیدٌ بَینِی وَ. .. هذَا الْقُرْآنُ 4- برای مردم غافل، سخن گفتن از زاویه ی انذار مؤثّرتر است. «لِأُنْذِرَکمْ» 5- رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و برای همه ی مردم در همه ی عصرها و نسل هاست. «لِأُنْذِرَکمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» 6- تا قانون به مردم ابلاغ نشود، توبیخ و مسئولیتی در کار نیست. «وَ مَنْ بَلَغَ» و به اصطلاح علم اصول، عِقاب بدون بیان، قبیح است. 7- از جمله شرایط لازم برای رهبر آسمانی: ایمان به مکتب: «أُوحِی إِلَی هذَا الْقُرْآنُ»، امید به آینده «وَ مَنْ بَلَغَ»، صلابت «قُلْ لا أَشْهَدُ» و برائت از شرک است. «إِنَّنِی بَرِی ءٌ مِمَّا تُشْرِکونَ» منبع: تفسیر نور ج 2 427 موضوعات مرتبط: قرآن شناسی برچسبها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره انعام [ یکشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 7:44 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||