|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
قرآن در کلام رهبری – سوره انعام آیه 71
منبع : پایگاه حوزه نت متن آیه:قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا ینْفَعُنا وَ لا یضُرُّنا وَ نُرَدُّ عَلی أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ کالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطینُ فِی الْأَرْضِ حَیرانَ لَهُ أَصْحابٌ یدْعُونَهُ إِلَی الْهُدَی ائْتِنا قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمین ترجمه:بگو: «آيا غير از خدا، چيزى را بخوانيم (و عبادت كنيم) كه نه سودى به حال مال دارد، نه زيانى؛ و (به اين ترتيب،) به عقب برگرديم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده است؟! همانند كسى كه بر اثر وسوسههاى شيطان، در روى زمين راه را گم كرده، و سرگردان مانده است؛ در حالى كه يارانى هم دارد كه او را به هدايت دعوت مىكنند (و مىگويند:) به سوى ما بيا!» بگو: «تنها هدايت خداوند، هدايت است؛ و ما دستور داديم كه تسليم پروردگار عالميان باشيم. موضوع:یکی از ابعاد حق الناس در انتخابات، رای مردم به مجموعه های قابل اعتماد استکلام رهبر:عرض کردیم انتخابات حقّ النّاس است؛این حقّ النّاس امر مهمّی است. خب در زبانها هم زیاد تکرار میشود که فلانی گفته انتخابات حقّ النّاس است و حقّ النّاس است و مدام تکرار میشود؛ منتها خب [باید] به عمق این حقّ النّاس برسیم. معنای حقّ النّاس بودن این نیست که فقط آن کسی که پای صندوق نشسته است باید این حقّ النّاس را رعایت کند که مثلاً فرض کنید آراء را عوضی نخواند یا کم و زیاد نکند؛ این یکی از مصادیق رعایت حقّ النّاس است... یک بُعد دیگر[حقّ النّاس] این است که مردمی که میخواهند رأی بدهند، اعتماد کنند به آن مجموعه هایی که واقعاً قابل اعتمادند؛ بعضی ها هستند که قابل اعتماد نیستند؛ کَالَّذِی استَهوَتهُ الشَّیطین؛(۱) گاهی این جور نیست که از روی صفا و واقعیّت و علاقه مندی به انقلاب [باشد] -اساس کار، انقلاب است- و از روی علاقه مندی به انقلاب بیایند یک فهرست پیشنهادی را بدهند؛ نه، روی مقاصد دیگر -گاهی اوقات مقاصد فاسد- پیشنهادهایی میدهند. مردم توجّه کنند و ببینند که آن فهرستهایی را که پیشنهاد شده است از کجا پیشنهاد شده؛ از طرف چه کسی پیشنهاد شده؛ آن کسانی را که مورد اعتمادند، قابل اطمینانند، قابل اعتمادند انتخاب بکنند. این هم یکی از چیزها است. تفسیر:این آیه در برابر اصراری که مشرکان برای دعوت مسلمانان به کفر و بت پرستی داشتند به پیامبر ص دستور می دهد که با یک دلیل دندان شکن به آنها پاسخ گوید و به صورت یک استفهام انکاری از آنها بپرسد که" آیا شما می گوئید ما چیزی را شریک خدا قرار دهیم که نه سودی به حال ما دارد که به خاطر سودش به سوی او برویم و نه زیانی دارد که از زیان او بترسیم"؟! (قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا ینْفَعُنا وَ لا یضُرُّنا). این جمله در حقیقت اشاره به آن است که معمولا کارهای انسان از یکی از دو سرچشمه ناشی می شود یا به خاطر جلب منفعت است (اعم از اینکه منفعت معنوی یا مادی باشد) و یا به خاطر دفع ضرر است (اعم از اینکه ضرر معنوی یا مادی باشد) چگونه شخصی عاقل کاری انجام می دهد که هیچیک از این دو عامل در آن وجود نداشته باشد؟ سپس به استدلال دیگری در برابر مشرکان دست می زند و می گوید:" اگر ما به سوی بت پرستی باز گردیم و پس از هدایت الهی در راه شرک گام نهیم بازگشت به عقب کرده ایم" و این بر خلاف قانون تکامل است که قانون عمومی عالم حیات می باشد (وَ نُرَدُّ عَلی أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ ). و بعد با یک مثال، مطلب را روشنتر می سازد و می گوید بازگشت از توحید به شرک" همانند آن است که کسی بر اثر وسوسه های شیطان (یا غولهای بیابانی، به پندار عرب جاهلیت که تصور می کردند در راهها کمین کرده اند و مسافران را به بیراهه ها می کشانند!) راه مقصد را گم کرده و حیران و سرگردان در بیابان مانده است" (کالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطِینُ فِی الْأَرْضِ حَیرانَ ). " در حالی که یارانی دارد که او را به سوی هدایت و شاهراه دعوت می کنند و فریاد می زنند به سوی ما بیا" ولی آن چنان حیران و سرگردان است که گویی سخنان آنان را نمی شنود و یا قادر بر تصمیم گرفتن نیست (لَهُ أَصْحابٌ یدْعُونَهُ إِلَی الْهُدَی ائْتِنا). و در پایان آیه به پیامبر دستور می دهد که با صراحت بگوید:" هدایت تنها هدایت خدا است و ما ماموریت داریم که فقط در برابر پروردگار عالمیان تسلیم شویم" (قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِینَ ).این جمله در حقیقت دلیل دیگری بر نفی مذهب مشرکان است زیرا تنها در برابر کسی باید تسلیم شد که مالک و آفریدگار و مربی جهان هستی است نه بتها که هیچ نقشی در ایجاد و اراده این جهان ندارند. سؤال: در اینجا سؤالی پیش می آید که مگر پیامبر ص قبل از بعثت پیرو مذهب مشرکان بوده است که می گوید: نُرَدُّ عَلی أَعْقابِنا (آیا به حال سابق باز گردیم) در حالی که می دانیم او هیچگاه در برابر بت سجده نکرد و در هیچ تاریخی چنین چیزی ننوشته اند، اصولا مقام عصمت چنین اجازه ای را نمی دهد. پاسخ: این جمله در حقیقت از زبان جمع مسلمین است، نه از زبان شخص پیامبر ص لذا با صیغه و ضمائر جمع ادا شده است. منبع: تفسیر نمونه، ج 5، ص: 296 موضوعات مرتبط: قرآن شناسی برچسبها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره انعام [ جمعه پنجم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||