ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

قرآن در کلام رهبری – سوره انعام آیه 125

عکس قرآن و گل زیبا

منبع : پایگاه حوزه نت

متن آیه:

فَمَنْ یرِدِ اللَّهُ أَنْ یهْدِیهُ یشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یرِدْ أَنْ یضِلَّهُ یجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیقاً حَرَجاً کأَنَّما یصَّعَّدُ فِی السَّماءِ کذلِک یجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذینَ لا یؤْمِنُون

ترجمه:

و هر کس را که خدا بخواهد راهنماییش کند، سینه اش را برای (پذیرش) اسلام می گشاید؛ و هر کس را که بخواهد (بخاطر اعمالش) در گمراهی اش وا نهد، سینه اش را تنگِ تنگ می کند، گویا می خواهد در آسمان بالا برود؛ این گونه خدا پلیدی را بر کسانی که ایمان نمی آورند قرار می دهد.

موضوع:

نعمت انس با قرآن حاصل هدایت الهی

کلام رهبر1:

اگر قرآن در جامعه رواج پیدا کند، رونق پیدا کند، حفظ قرآن رایج بشود، انس با قرآن در بین اقشار مختلف جامعه رواج پیدا بکند، جامعه برای عمل به قرآن نزدیک میشود؛ ما این را میخواهیم. قرآن نور است، قرآن هدایت است، قرآن بیان است، تبیان است؛ قرآن با انسان حرف میزند، با دل انسان حرف میزند، با باطن انسان حرف میزند. با قرآن باید مأنوس شد، به قرآن باید نزدیک شد، اوّلین بهره را دلِ آماده و مستعدّ انسان میبرد؛ اگر دیدید دلتان به قرآن نزدیک است، خدا را شکر کنید؛ اگر دیدید معارف قرآنی را به آسانی قبول میکنید و در دل میپذیرید و تحمّل میکنید، بدانید که خدای متعال اراده کرده است شما را هدایت کند؛ فَمَن یُرِدِ اللهُ اَن یَهدِیَهُ یَشرَح صَدرَهُ لِلاِسلمِ وَ مَن یُرِد اَن یُضِلَّهُ یَجعَل صَدرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَاَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماء.(۱) خاصیّت قرآن این است: اگر دل شما به قرآن نزدیک شد، اگر اُنس با قرآن پیدا کردید، بدانید خدای متعال اراده کرده شما را هدایت کند و این بزرگ ترین نعمت الهی است.

موضوع:

خشوع در مقابل آیات الهی، لازمه تأثیرپذیری دل از هدایت قرآنی

کلام رهبر2:

وقتی خشوع در مقابل آیات پیدا شد، آن وقت دل از هدایت قرآنی تأثیرپذیر میشود. بعضی دلها را شما می بینید که انسان هرچه از آیات قرآن و هدایتهای قرآن بر اینها میخواند، متأثر نمیشوند؛ تأثیر نمیپذیرند؛ بعضی نه، «فمن یرد اللَّه ان یهدیه یشرح صدره للاسلام و من یرد ان یضلّه یجعل صدره ضیّقا حرجا کانّما یصّعّد فی السّماء» باید از خدای متعال بخواهیم دل را جوری کند که در مقابل هدایت قرآنی و انگشت اشاره ی قرآن، درس بگیرد، تأثیر بپذیرد.

موضوع:

تشکیل اولین سلول های پیکره امت اسلامی به دست پیامبر(ص)

کلام رهبر3:

اولین سلولهای پیکره ی امت اسلامی در همان روزهای دشوار مکه با دست توانای پیغمبر بنا شد؛ ستونهای مستحکمی که باید بنای امت اسلامی بر روی این ستونها استوار بشود؛ اولین مؤمنین، اولین ایمان آورندگان، اولین کسانی که این دانایی، این شجاعت، این نورانیت را داشتند که معنای پیام پیغمبر را درک کنند و دل به او ببندند. «فمن یرد اللَّه ان یهدیه یشرح صدره للاسلام». دلهای آماده و درهای گشوده ی دل به سمت این معارف الهی و این دستورات الهی، با دست توانای پیغمبر ساخته شد، این ذهنها روشن شد، این اراده ها روزبه روز مستحکمتر شد؛ و سختی هایی در دوران مکه برای همان عده ی قلیل مؤمنین - که روزبه روز هم بیشتر می شدند - پیش آمد، که برای من و شما قابل تصور نیست. در فضایی که همه ی ارزشها، ارزشهای جاهلی است، تعصبها، غیرت ورزیهای غلط، کینه ورزیهای عمیق، قساوتها، شقاوتها، ظلمها و شهوتها درآمیخته با هم است و زندگی مردم را می فشرد و در خود احاطه کرده - و در بین این سنگهای خارا و غیر قابل نفوذ - این نهالهای سرسبز بیرون آمد. «و انّ الشّجرة البّریّة اصلب عوداً و اقوی وقوداً» که امیرالمؤمنین می گوید، این است. هیچ طوفانی نمی توانست این سبزه ها، این نهالها و این درختهایی را که از لای صخره ها رویید و ریشه دوانید و رشد کرد، تکان بدهد. سیزده سال گذشت و بعد بر اساس این پایه های مستحکم، بنای جامعه ی اسلامی، جامعه ی مدنی و نبوی، بر روی این پایه ها گذاشته شد. ده سال هم امت سازی به طول انجامید. این امت سازی فقط سیاست نبود؛ یک بخشی از آن، سیاست بود. بخش عمده ی دیگری آن، تربیت یکایک افراد بود: «هو الّذی بعث فی الامیّیّن رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه». «یزکّیهم»؛ یک یک دلها در زیر تربیت پیغمبر قرار می گرفت. پیغمبر به یکایک ذهنها و خردها، دانش و علم را تلقین می کرد. «و یعلّمهم الکتاب و الحکمة». حکمت یک مرتبه ی بالاتر است. فقط این نبود که قوانین و مقررات و احکام را به آنها بیاموزد، بلکه حکمت به آنها می آموخت. چشمهای آنها را بر روی حقایق عالم باز می کرد. ده سال هم پیغمبر این گونه و با این روش حرکت کرد. از طرفی سیاست، اداره ی حکومت، دفاع از کیان جامعه ی اسلامی، گسترش دامنه ی اسلام، باز کردنِ راه برای این که گروههای خارج از مدینه بتدریج و یک به یک وارد عرصه ی نورانی اسلام و معارف اسلامی شوند، از طرف دیگر هم تربیت یکایک افراد. برادران و خواهران عزیز! این دو تا را نمی شود از هم جدا کرد.

تفسیر:

نکته ها و اشاره ها:

1. مقصود از این آیه فراهم ساختن مقدمات هدایت برای گروهی است که خود را برای پذیرش حق آماده می کنند، و از بین بردن زمینه ی هدایت برای کسانی که با کردار خود، عدم آمادگی خویش را اعلام کرده اند؛ پس در حقیقت این مقدمات و هدایت و گمراهی را خودشان خواسته اند و در پیمودن مسیر هدایت و گمراهی مجبور نیستند.

2. واژه ی «سینه» در این آیه کنایه از روح و فکر انسان است و مقصود از گشاده ساختن آن، همان وسعت روح و بلندی فکر و گسترش افق عقل آدمی است. آری؛ پذیرش حق، به ایثار و گذشتن از منافع شخصی نیاز دارد، که جز صاحبان ارواح وسیع و افکار بلند برای آن آمادگی ندارند. این نکته ی روان شناختی مهمی است که قرآن بیان کرده است.

3. کافران لجوج، فکرشان بسیار کوتاه و روحشان کوچک و ناتوان است و کم ترین گذشتی در زندگی ندارند. آری؛ ضیق صدر (/ تنگی سینه) یکی از کیفرهای الهی است.

4. شرح صدر یکی از مواهب الهی است که به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله داده شده بود. حکایت شده: هنگامی که آیه ی فوق فرود آمد، از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند، شرح صدر چیست؟پیامبر فرمودند: «نوری است که خدا در قلب هر کس بخواهد می افکند و در پرتو آن، روح او وسیع و گشاده می شود.» باز پرسیدند: آیا شرح صدر نشانه ای دارد که با آن شناخته شود؟ فرمودند: «آری نشانه اش توجه به سرای جاویدان و دامن برچیدن از زَرق و برق دنیا و آماده شدن برای مرگ است، پیش از آن که مرگ فرا رسد.» آری کسی که به ضیق صدر و تنگی روح و کوتاهی فکر مبتلا شود، نمی تواند جز دنیا را ببیند، ولی کسی که شرح صدر و روح گشاده و فکری بلند دارد، حقایق جهان دیگر را به راحتی می پذیرد و برای آن آماده می شود.

5. در حدیثی نیز از امام صادق علیه السلام حکایت شده که خدا هنگامی که بخواهد به کسی خیری عطا کند، به او شرح صدر برای اسلام می دهد؛ و هنگامی که چنین شد، زبانش به حق گشوده می شود و قلبش با حق پیوند می خورد؛ پس طبق حق عمل می کند و هنگامی که این گونه شد اسلام او کامل می شود و اگر با این حال بمیرد از مسلمانان حقیقی است. اما هنگامی که خدا نخواهد به کسی خیری عطا کند، او را به حال خود وا می گذارد، پس سینه اش تنگ می شود و اگر حق را به زبان بگوید، قلبش با آن پیوند نمی خورد و در نتیجه، بدان عمل نمی کند. ...

6. در این آیه انسان های بی ایمان به کسانی تشبیه شده اند که می خواهند در آسمان بالا روند. این تشبیه چند وجهِ شبَه دارد:

الف) رفتن به آسمان کار مشکلی است و پذیرش حق نیز برای کافران لجوج مشکل است.

ب) رفتن به آسمان سبب سختی تنفس می شود، چون اکسیژن در لایه های بالای جوّ زمین کم تر است؛ پذیرش حق برای انسان های کافر نیز سبب تنگی سینه می شود.

7. صاحب تفسیر نمونه می نویسد: «بیان این تشبیه در آن روز که هنوز این واقعیت علمی (تنگی نفس در آسمان، در اثر کمبود اکسیژن) به ثبوت نرسیده بود، در حقیقت از معجزات علمی قرآن محسوب می شود.»

آموزه ها و پیام ها:

1. قبول حق نیاز به زمینه ی درونی و ظرفیت روحی دارد که خدا به انسان های مؤمن عطا می کند.

2. کم ظرفیتی روحی، نوعی پلیدی درونی است که انسان های بی ایمان گرفتار آن می شوند.

3. اگر هدایت الهی را می طلبید، در پی شرح صدر (و ظرفیت های وحی بالاتر) باشید.

4. مطالب را با مثال های محسوس برای مردم بیان کنید.

منبع: تفسیر قرآن مهر ج 6 212


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره انعام
[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 8:44 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب