ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

قرآن در کلام رهبری – سوره انعام آیه 141

عکس قرآن و گل

منبع : پایگاه حوزه نت

متن آیه:

وَ هُوَ الَّذی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَیرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُکلُهُ وَ الزَّیتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَیرَ مُتَشابِهٍ کلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ یوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یحِبُّ الْمُسْرِفینَ

ترجمه:

اوست که باغهای معروش [باغهایی که درختانش روی داربست ها قرار دارد]، و باغهای غیر معروش [باغهایی که نیاز به داربست ندارد] را آفرید؛ همچنین نخل و انواع زراعت را، که از نظر میوه و طعم با هم متفاوتند؛ و (نیز) درخت زیتون و انار را، که از جهتی با هم شبیه، و از جهتی تفاوت دارند؛ (برگ و ساختمان ظاهریشان شبیه یکدیگر است، در حالی که طعم میوه آنها متفاوت می باشد.) از میوه آن، به هنگامی که به ثمر می نشیند، بخورید! و حقّ آن را به هنگام درو، بپردازید! و اسراف نکنید، که خداوند مسرفان را دوست ندارد!

موضوع:

لزوم اصلاح الگوی مصرف جامعه

کلام رهبر1:

در کشور ما هنوز هستند کسانی که از اوّلیات هم محرومند. باید کمک کنیم کشور پیش برود. نمیگوئیم پول را بردارید بروید حتماً انفاق کنید - البته اگر انسان انفاق بکند، بهترین کار است - اما حتّی اگر انفاق هم نکنند، همین پولی که صرف این تجملات میشود، در تولید برای خودشان به کار بیندازند، در کارخانجات سهیم شوند و تولید کنند، باز برای کشور مفید است. ما به جای این کارها میهمانی درست میکنیم، عزا درست میکنیم، هی رخت و برِ روزبه روز دگرگون برای خودمان درست میکنیم؛ چرا؟ چه لزومی دارد؟ عقلای عالم این کار را نمیکنند؛ این فقط سخن دین نیست. قرآن میفرماید: «و لاتسرفوا انّ اللَّه لا یحبّ المسرفین»، «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا»؛ بخورید، بیاشامید، اما زیاده روی نکنید. در آیه ی شریفه ی دیگر: «کلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقّه یوم حصاده و لاتسرفوا انّه لایحبّ المسرفین». خداوند اسراف کنندگان را دوست نمیدارد. ما بندگان خدا هستیم. اینها حرف دین است و روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد. در روایت دارد که کسی میوه ای را خورد و نیمی از میوه ماند، آن را دور انداخت. امام (علیه السّلام) به او نهیب زد که اسراف کردی؛ چرا انداختی؟ در روایات ما هست که از دانه ی خرما استفاده کنید. تا این حد! خرده های نان را استفاده کنید. آن وقت در هتلها میهمانی درست کنند و به یک عده ای میهمانی بدهند؛ بعد هرچه که غذا ماند، به بهانه ی اینکه بهداشتی نیست، توی سطل آشغال بریزند! این مناسب یک جامعه ی اسلامی است؟ اینجوری میشود به عدالت رسید؟ باید خودمان را اصلاح کنیم. باید الگوی مصرف جامعه و کشور اصلاح شود.

موضوع:

لزوم پرهیز از اسراف در امور اقتصادی

کلام رهبر2:

یک نسبتی باید در جامعه میان تولید و مصرف وجود داشته باشد؛ یک نسبت شایسته ای به سود تولید؛ یعنی تولید جامعه همیشه باید بر مصرف جامعه افزایش داشته باشد. جامعه از تولید موجود کشور استفاده کند؛ آنچه که زیادی هست، صرف اعتلای کشور شود. امروز در کشور ما اینجوری نیست. مصرف ما به نسبت، از تولیدمان بیشتر است؛ این، کشور را به عقب میرساند؛ این، ضررهای مهم اقتصادی بر ما وارد میکند؛ جامعه دچار مشکلات اقتصادی میشود. در آیات شریفه ی قرآن بارها راجع به پرهیز از اسراف در امور اقتصادی تأکید شده؛ این به خاطر همین است. اسراف، هم لطمه ی اقتصادی میزند، هم لطمه ی فرهنگی میزند. وقتی جامعه ای دچار بیماری اسراف شد، از لحاظ فرهنگی هم بر روی او تأثیرهای منفی میگذارد. بنابراین مسئله ی صرفه جوئی و اجتناب از اسراف، فقط یک مسئله ی اقتصادی نیست؛ هم اقتصادی است، هم اجتماعی است، هم فرهنگی است؛ آینده ی کشور را تهدید میکند.

موضوع:

مبارزه پیامبر(صلی الله علیه و آله) با اسراف

کلام رهبر3:

پیغمبر اکرم، حضرت محمّدبن عبداللَّه صلّی اللَّه علیه وآله، در اوّلِ اسلام - که آن هم صحنه ی دیگری مثل همین صحنه امروز انقلاب ما بود - با همین قضایا [اسراف و ریخت و پاش مالی] مواجه بود؛ مبارزه می کرد و می جنگید. منتها پیغمبر، فقط یک دوره ی خاص را ملاحظه نمی کرد؛ بلکه با ملاحظه ی طول تاریخ، سخنی را می فرمود و مبارزه می کرد. در هر حادثه ای از این قبیل، وحی الهی نازل می شد؛ نفس ملکوتی پیغمبر هم بود. سپس نبیّ اکرم، مطلب را برای مردم بیان می کرد. لذا شما در قرآن می بینید: «... و لا تسرفوا.» زیاده روی نکنید.

تفسیر:

یک درس بزرگ توحید

در این آیه به چند موضوع اشاره شده است که هر کدام در حقیقت نتیجه دیگری است.نخست می گوید:" خداوند همان کسی است که انواع باغها و زراعتها با درختان گوناگون آفریده است که بعضی روی داربستها قرار گرفته، و با منظره بدیع و دل انگیز خود چشمها را متوجه خویش می سازند، و با میوه های لذیذ و پر- برکت کام انسان را شیرین می کنند، و بعضی بدون احتیاج به داربست بر سر پا ایستاده و سایه بر سر آدمیان گسترده، و با میوه های گوناگون به تغذیه انسان خدمت می کنند" (وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَیرَ مَعْرُوشاتٍ).

مفسران در تفسیر کلمه" معروش" و" غیر معروش" سه احتمال داده اند:

1- همان که در بالا به آن اشاره شد، یعنی درختانی که روی پای خود نمی ایستند و نیاز به داربست دارند، و درختانی که بدون نیاز به داربست روی پای خود می ایستند. (زیرا" عرش" در لغت به معنی برافراشتن و هر موجود برافراشته است و به همین جهت به سقف و یا تخت پایه بلند، عرش گفته می شود).

2- منظور از معروش درخت اهلی است که به وسیله دیوار و امثال آن در باغها حفاظت می شود و" غیر معروش" درختان بیابانی و جنگلی و کوهستانی است.

3-" معروش" درختی است که بر سر پا ایستاده و یا به روی زمین بلند شده اما" غیر معروش" درختی است که به روی زمین می خوابد و پهن می شود. ولی معنی اول مناسبتر به نظر می رسد، و شاید ذکر" معروشات" در آغاز سخن به خاطر ساختمان عجیب و شگفت انگیز این گونه درختان است، یک نگاه کوتاه به درخت انگور و ساقه و شاخه پر پیچ و خم آن، که با قلابهای مخصوصی مجهز است، و خود را به اشیاء اطراف می چسباند تا کمر راست کند، شاهد این این مدعا است. سپس اشاره به دو قسمت از باغها و جنات کرده می گوید:" و همچنین درختان نخل و زراعت را آفرید" (وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ). ذکر این دو بالخصوص به خاطر آن است که از اهمیت ویژه ای در زندگانی بشر و تغذیه او برخوردارند (توجه داشته باشید که" جنت" هم به باغ و هم به زمینهای پوشیده از زراعت گفته می شود). بعد اضافه می کند که" این درختان از نظر میوه و طعم با هم متفاوتند یعنی با اینکه از زمین واحدی می رویند هر کدام طعم و عطر و خاصیتی مخصوص به خود دارند، که در دیگری دیده نمی شود" (مُخْتَلِفاً أُکلُهُ).

سپس اشاره به دو قسمت دیگر از میوه هایی می کند که فوق العاده مفید و دارای ارزش حیاتی هستند، و می گوید:" همچنین زیتون و انار" (وَ الزَّیتُونَ وَ الرُّمَّانَ) انتخاب این دو، ظاهرا به خاطر آن است که این دو درخت در عین اینکه از نظر ظاهر با هم شباهت دارند، از نظر میوه و خاصیت غذایی بسیار با هم متفاوتند لذا بلافاصله می فرماید" هم با یکدیگر شبیهند و هم غیر شبیه" (مُتَشابِهاً وَ غَیرَ مُتَشابِهٍ) پس از ذکر این همه نعمتهای گوناگون، پروردگار می گوید:" از میوه آنها به هنگامی که به ثمر نشست، بخورید ولی فراموش نکنید که به هنگام چیدن، حق آن را باید ادا کنید" (کلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ یوْمَ حَصادِهِ ).و در پایان، فرمان می دهد که" اسراف نکنید، زیرا خداوند مسرفان را دوست نمی دارد" (وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یحِبُّ الْمُسْرِفِینَ). " اسراف" به معنی تجاوز از حد اعتدال است، و این جمله می تواند اشاره به عدم اسراف در خوردن و یا عدم اسراف در بخشش بوده باشد، زیرا پاره ای از اشخاص به قدری دست و دل بازند که هر چه دارند به این و آن می دهند و خود و فرزندانشان معطل می مانند.

در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:

1- پیوند آیه با آیات قبل- در آیات گذشته از این سوره، سخن از احکام خرافی بت پرستان در میان بود، که از زراعت و چهارپایان نصیبی برای خدا قرار می دادند، و عقیده داشتند که این سهام باید به شکل مخصوصی مصرف گردد، و سوار شدن بر پشت بعضی از چهارپایان را تحریم می کردند و بچه های خود را برای بعضی از بتها قربانی می نمودند. آیه فوق و آیه ای که بعد از این می آید در حقیقت پاسخی به تمام این احکام خرافی است، زیرا صریحا می گوید:خالق تمام این نعمتها خدا است، او است که همه این درختان و چهارپایان و زراعتها را آفریده است و هم او است که دستور داده از آنها بهره گیرید و اسراف نکنید، بنا بر این غیر او نه حق" تحریم" دارد و نه حق" تحلیل".

2- در اینکه جمله اذا اثمر (هنگامی که میوه دهد) با ذکر کلمه" ثمره" قبل از آن چه منظوری را تعقیب می کند، در میان مفسران گفتگو است، ولی ظاهرا هدف از این جمله این است که به مجرد اینکه میوه بر درختان، و خوشه و دانه در زراعت آشکار شود، بهره گرفتن از آنها مباح و جائز است، اگر چه حق مستمندان هنوز پرداخته نشده است و این حق را تنها در موقع چیدن میوه و در درو کردن (یوم الحصاد) باید پرداخت (دقت کنید).

3- منظور از این حق که بهنگام درو باید پرداخت چیست؟ بعضی معتقدند همان زکات واجب، یعنی یک دهم و یک بیستم است، ولی با توجه به اینکه این سوره در مکه نازل شده و حکم زکات در سال دوم هجرت و یا بعد از آن در مدینه نازل گردیده است، چنین احتمالی بسیار بعید به نظر می رسد. در روایات فراوانی که از اهل بیت ع به ما رسیده و همچنین در بسیاری از روایات اهل تسنن این حق، غیر از زکات معرفی شده و منظور از آن چیزی است که بهنگام حضور مستمند در موقع چیدن میوه و یا درو کردن زراعت به او داده می شود، و حد معین و ثابتی ندارد.و در این صورت آیا این حکم واجب است یا مستحبّ، بعضی معتقدند که یک حکم وجوبی است که قبل از تشریع حکم زکات بر مسلمانان لازم بوده ولی بعد از نزول آیه زکات، این حکم منسوخ شد، و حکم زکات با حد و حدود معینش به جای آن نشست.ولی از روایات اهل بیت ع استفاده می شود که این حکم نسخ نشده و به عنوان یک حکم استحبابی هم اکنون به قوت خود باقی است.

4- تعبیر به کلمه" یوم" ممکن است اشاره به این باشد که چیدن میوه ها و درو کردن زراعتها بهتر است در روز انجام گیرد، اگر چه مستمندان حاضر شوند و قسمتی به آنها داده شود، نه اینکه بعضی از افراد بخیل، شبانه این کار را بکنند، تا کسی با خبر نشود، در روایاتی که از طرق اهل بیت ع به ما رسیده نیز روی این موضوع تاکید شده است.

منبع: تفسیر نمونه، ج 6، ص: 2


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره انعام
[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 8:40 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب