ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

قرآن در کلام رهبری – سوره طه آیات 19-23

عکس قران و تسبیح در دست

منبع : پایگاه حوزه نت

متن آیات:

قالَ أَلْقِها یا مُوسی (19) فَأَلْقاها فَإِذا هِی حَیةٌ تَسْعی (20) قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعیدُها سیرَتَهَا الْأُولی (21) وَ اضْمُمْ یدَک إِلی جَناحِک تَخْرُجْ بَیضاءَ مِنْ غَیرِ سُوءٍ آیةً أُخْری (22) لِنُرِیک مِنْ آیاتِنَا الْکبْری (23)

ترجمه:

گفت: «ای موسی! آن را بیفکن.» (19) پس موسی آن (عصا) را افکند، که ناگهان اژدهایی شد که به هر سو می شتافت. (20) گفت: «آن را بگیر و نترس، ما آن را به صورت اولش بازمی گردانیم. (21) و دستت را به گریبانت ببر، تا سفید و بی عیب بیرون آید؛ این نشانه دیگری (از سوی خداوند) است. (22) تا از نشانه های بزرگ خویش به تو نشان دهیم. (23)

موضوع:

بیان عقاید محکم و استوار با زبان مناسب، راه حل رفع شبهات

کلام رهبر:

قرآن کریم با این عظمت، افکار الحادیها و مادّیها را در خودش نقل می کند؛ دشنام آنها را به پیامبر نقل می کند؛ «قالوا ساحر او مجنون»؛ ولی حالا کسی جرأت نمی کند بگوید که فلان کس به فلانی - که رئیس این تشکیلات است - چنین اهانتی کرده است! اما قرآن با صراحت این را نقل می کند؛ چون به خودش معتقد و متکی است؛ «لاریب فیه»؛ در آن هیچ شکی نیست.

همه ی ما باید «لاریب فیه» باشیم؛ عقاید ما باید «لاریب فیه» و قرص و محکم و استوار باشد و آن را با زبان مناسب بیان کنیم؛ آن وقت خواهیم دید که «سحر با معجزه پهلو نزند دل خوش دار». دیگر غصه نخورید؛ معجزه را به میدان بیاورید؛ سحر به خودی خود جمع خواهد شد و آن عِصیّ و حبالشان را خواهد خورد و برد. مهم این است که ما این ید بیضا را از جَیبمان بیرون بیاوریم و نشان بدهیم؛ مهم این است که ما این عصای موسوی را بیندازیم؛ این همان ابتکار را لازم دارد.می خواهم این را عرض بکنم که تبلیغ - رساندن - مقدماتی دارد؛ باید محتوا را آماده کرد؛ ابزار را هم به تناسب انتخاب کرد و پشت سر این محتوا و ابزار، همت و شوق و اراده ی قوی یی هم قرار داد و با سعه ی صدر جلو رفت.

تفسیر:

ناگهان" به او فرمان داده شد ای موسی عصایت را بیفکن"! (قالَ أَلْقِها یا مُوسی )." موسی فورا و بدون فوت وقت عصا را افکند، ناگهان مار عظیمی شد و شروع به حرکت کرد" (فَأَلْقاها فَإِذا هِی حَیةٌ تَسْعی ).

" تسعی" از ماده" سعی" به معنی راه رفتن سریع است که به مرحله دویدن نرسد.

در اینجا" به موسی دستور داده شد که آن را بگیر، و نترس، ما آن را به همان صورت نخستین باز می گردانیم"! (قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِیدُها سِیرَتَهَا الْأُولی ). در آیه 31 سوره قصص می خوانیم" وَلَّی مُدْبِراً وَ لَمْ یعَقِّبْ یا مُوسی أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ ":" موسی با مشاهده کردن آن مار عظیم، ترسید و فرار کرد، خداوند بار دیگر فرمود: ای موسی بازگرد و نترس".گرچه مساله ترس موسی در اینجا برای جمعی از مفسران سؤال انگیز شده است که این حالت با شجاعتی که در موسی سراغ داریم و عملا در طول عمر خود به هنگام مبارزه با فرعونیان به ثبوت رسانید، بعلاوه از شرائط کلی انبیاء است چگونه سازگار است؟

ولی با توجه به یک نکته پاسخ آن روشن می شود، زیرا طبیعی هر انسانی است- هر قدر هم شجاع و نترس باشد- که اگر ببیند ناگهان قطعه چوبی تبدیل به مار عظیمی شود و سریعا به حرکت درآید، موقتا متوحش می شود و خود را کنار می کشد، مگر آنکه در برابر او این صحنه بارها تکرار شود، این عکس- العمل طبیعی هیچگونه ایرادی بر موسی نخواهد بود و با آیه 39 احزاب که می گوید: الَّذِینَ یبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یخْشَوْنَهُ وَ لا یخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ: " کسانی که ابلاغ رسالتهای الهی می کنند و از او می ترسند، و از هیچکس جز او ترسی ندارند" منافاتی ندارد، این یک وحشت طبیعی زودگذر و موقتی در برابر یک حادثه کاملا بی سابقه و خارق عادت است.

سپس به دومین معجزه مهم موسی اشاره کرده به او دستور می دهد:" دست خود را در گریبانت فرو بر، تا سفید و روشن بیرون آید، بی آنکه عیب و نقصی در آن باشد، و این معجزه دیگری برای تو است" (وَ اضْمُمْ یدَک إِلی جَناحِک تَخْرُجْ بَیضاءَ مِنْ غَیرِ سُوءٍ آیةً أُخْری ). گرچه در تفسیر جمله" وَ اضْمُمْ یدَک إِلی جَناحِک. .." مفسران عبارات گوناگونی دارند، ولی با توجه به آیه 32 سوره قصص که می گوید: اسْلُک یدَک فِی جَیبِک و آیه 12 سوره نمل که می گوید: وَ أَدْخِلْ یدَک فِی جَیبِک به خوبی استفاده می شود که موسی مامور بوده است دست خود را در گریبانش فرو برد و تا زیر بغل یا پهلو ادامه دهد (چرا که جناح در اصل به معنی بال پرندگان است و در اینجا می تواند کنایه از زیر بغل بوده باشد).

" بیضاء" به معنی سفید است، و جمله" مِنْ غَیرِ سُوءٍ" اشاره به این است که سفیدی دست تو بر اثر بیماری پیسی و مانند آن نخواهد بود، به دلیل اینکه درخشندگی خاصی دارد، در یک لحظه ظاهر و در لحظه دیگری از بین می رود.

ولی از بعضی روایات استفاده می شود که دست موسی در آن حالت، نورانیت فوق العاده ای پیدا کرد، اگر چنین بوده است باید قبول کرد که جمله مِنْ غَیرِ سُوءٍ مفهوم دیگری جز آنچه در بالا گفتیم خواهد داشت یعنی نورانیتی دارد بدون عیب، نه چشم را آزار می رساند و نه لکه تاریکی در میان آن دیده می شود و نه غیر آن.در آخرین آیه مورد بحث به عنوان یک نتیجه گیری از آنچه در آیات قبل بیان شد می فرماید:" ما اینها را در اختیار تو قرار دادیم تا آیات بزرگ خود را به تو نشان دهیم" (لِنُرِیک مِنْ آیاتِنَا الْکبْری ).

پیدا است که منظور از" آیات کبری" همان دو معجزه مهمی است که در بالا آمد، و اینکه بعضی از مفسران احتمال داده اند، اشاره به معجزات دیگری است که بعد از آن خداوند در اختیار موسی گذاشت بسیار بعید به نظر می رسد.

نکته ها:

1- دو معجزه بزرگ:

بدون شک آنچه در بالا در زمینه تبدیل عصای موسی به مار عظیم که حتی در آیه 107 سوره اعراف از آن تعبیر به" ثعبان" (اژدها) شده است، و همچنین درخشندگی خاص دست در یک لحظه کوتاه و سپس بازگشت به حال اول یک امر عادی یا نادر و کمیاب نیست بلکه هر دو خارق عادت محسوب می شود که بدون اتکاء بر یک نیروی ما فوق بشری، یعنی قدرت خداوند بزرگ، امکان پذیر نیست، کسانی که به خدا ایمان دارند و علم و قدرت او را بی پایان می دانند هرگز نمی توانند این امور را انکار کنند و یا مانند مادیگراها به خرافه نسبت دهند.

آنچه در معجزه مهم است آن است که عقلا محال نباشد و در این مورد این امر کاملا صادق است چرا که هیچ دلیل عقلی دلالت بر نفی امکان تبدیل عصا به مار عظیم نمی کند. مگر عصا و مار عظیم هر دو در گذشته های دور از خاک گرفته نشده اند، البته شاید میلیونها یا صدها میلیون سال طول کشید که از خاک این چنین موجوداتی به وجود آمد (و هیچ در این مساله تفاوتی نیست که ما قائل به تکامل انواع باشیم و یا ثبوت انواع، چرا که به هر حال هم چوب درختان از خاک آفریده شده اند و هم حیوانات) منتها کار اعجاز در این مورد بوده است که آن مراحلی را که می بایست در طول سالیان دراز طی شود، در یک لحظه و در مدتی بسیار کوتاه انجام داده است آیا چنین امری محال به نظر می رسد؟

ممکن است من کتاب قطوری را با دست در یک سال بنویسم، حال اگر کسی پیدا شود با اتکاء به اعجاز آن چنان سریع انجام دهد که در یک ساعت یا کمتر از آن نوشته شود این محال عقلی نیست، این خارق عادت است. (دقت کنید) به هر حال قضاوت عجولانه در باره معجزات و آنها را خدای ناکرده به خرافات نسبت دادن دور از منطق و عقل است، تنها چیزی که گاهی اینگونه افکار را به وجود می آورد این است که ما به علل و معلول عادی خو گرفته ایم تا آنجا که آنها را به صورت ضرورت تلقی می کنیم، و هر چه را خلاف آن باشد مخالف ضرورت می دانیم در حالی که شکل این علل و معلول طبیعی و عادی هرگز جنبه ضرورت ندارد و هیچ مانعی ندارد عامل ما فوق طبیعت، دگرگونیها در آنها ایجاد کند.

2- استعدادهای فوق العاده اشیاء

مسلما آن روز که موسی، آن عصای شبانی را برای خود انتخاب نمود، باور نمی کرد که این موجود ساده از عهده چنان کار عظیمی به فرمان خدا برآید، آن چنان که قدرت فراعنه را درهم ریزد، اما خدا به او نشان داد که از همین وسیله ساده می توان آن چنان نیروی خارق العاده ای به وجود آورد. این در واقع درسی است به همه انسانها که در این جهان هیچ چیز را ساده نپندارند، ای بسا موجودات یا افرادی که ما با دیده حقارت به آنها می نگریم قدرتهای عظیمی در دل نهفته داشته باشند که ما از آن بیخبریم.

3- تورات در این باره چه می گوید:

در آیات بالا خواندیم که موسی ع هنگامی که دستش را از گریبان بیرون آورد، سفید و روشن بوده بی آنکه عیبی داشته باشد، ممکن است این جمله برای نفی تعبیری باشد که در تورات تحریف یافته دیده می شود، چرا که در این تورات چنین آمده است:" و خداوند باز به او گفت حال دست خود را به آغوش خود گذار که دست خود را به آغوش خود گذاشت و او را بیرون آورد و اینک دستش مانند برف، مبروص شد". کلمه" مبروص" از ماده" برص" به معنی پیسی است که یک نوع بیماری است و مسلما به کار بردن این تعبیر در این مورد غلط و نابجا است.

منبع: تفسیر نمونه ج 13 178


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره طه
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 8:11 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب