|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
منظومه شمسیدر هیئت قدیم زمین را مركز عالم و فاقد حرکت انتقالی میدانستند و میپنداشتند هفت فلک که هریک دارای یک سیاره یا ستاره است و نیز فلکالبروج و فلکالافلاک به دور زمین در گردشاند؛ اما بعدها با تلاشهای دانشمندانی چون کوپرنیک (1543م)، کپلر (1650م) و گالیله (1642م) این فرضیه باطل شد و نظریه خورشیدمرکزی رواج یافت. بر اساس نظریه جدید، خورشید در مرکز منظومه قرار دارد و نسبت به سیارات این منظومه ثابت است و اساساً چیزی به نام افلاک هفتگانه یا نهگانه امری موهوم است. در واقع ستارگان و سیارات بیشماری در آسمان هست که غالباً هر دسته از آنها منظومهای را تشکیل میدهد. منظومه شمسی یکی از آن منظومههاست که خورشید در مرکز آن قرار دارد و زمین و دیگر سیارات این منظومه هریک در مدار خاص خود گرد آن میچرخند. این سیارات عبارتاند از: 1. عُطارد یا تیر (Mercury): كوچكترین سیاره منظومه شمسی و 5/1 برابر ماه است و چنانکه ماه گرد زمین میچرخد، عطارد به دور خورشید میگردد. البته مدت حركت انتقالی و وضعیاش 88 روز است. عطارد به علت كوچكی در طول مدت حركت انتقالی، فقط یك بار به دور خود میچرخد؛ همیشه یك سوی آن به طرف خورشید است و یك سال و یك روز آن باهم برابرند. یونانیان آن را ربالنوع سخنوری و بازرگانی میدانستند؛ قدما آن را سیارهای در فلك دوم تصور میكردند و ادبا آن را دبیر فلك مینامیدند؛ 2. زهره یا ناهید (Venus): سیاره دوم منظومه شمسی که تقریباً هماندازه زمین و نزدیكترین سیاره به آن است؛ بهویژه وقتی هر دو در یك سمت خورشید قرارمیگیرند، فاصلهشان به سیمیلیون میل میرسد؛ اما قرص تمام آن را هنگامی میتوان دید كه در مقابل زمین، فراسوی خورشید و در فاصله 169 میلیون میلی قرار بگیرد. مدت حركت انتقالی زهره 225 روز است و حركت وضعیاش هنوز معلوم نشده است؛ 3. مریخ یا بهرام (Mars): از سیارات منظومه شمسی و كوچكتر از زمین است. مدت حركت انتقالیاش 687 روز و حركت وضعیاش 24 ساعت و 37 دقیقه است. وجود آب در كره مریخ تشخیص داده شده است. بااینكه به علت دوری بیشتر از خورشید (نسبت به زمین) هوای آن سردتر از زمین است (روز 15 درجه بالای صفر و شب 40 درجه زیر صفر)، فصول سالیانه آن تقریباً مانند زمین است. شیارهای سطح آن مباحثات بسیاری میان دانشمندان درباره وجود زندگی در آن برانگیخته است. مقدار اكسیژن در هوای مریخ كم، و تقریباً به اندازه اكسیژنی است كه در قله اورست موجود است. مریخ در فرهنگ یونان باستان ربالنوع جنگ بوده است؛ 4. زمین (Earth): بزرگتر از مریخ و دارای چهار فصل آب و هوایی است. حرکت انتقالیاش به دور خورشید تقریباً 365 روز و 6 ساعت است و حرکت وضعیاش 24 ساعت طول میکشد؛ 5. مشتری یا برجیس (Jupiter): از بزرگترین سیارات منظومه شمسی و دارای هوایی رقیق است؛ 6. زحل یا كیوان (Saturne): از سیارات منظومه شمسی و تقریباً 700 برابر زمین است؛ هشت قمر دارد و حلقهای نورانی دور آن را فراگرفته است. مدت حركت انتقالی زحل 5/29 سال است. قدما آن را هفتمین سیاره و نحس اكبر میدانستند. سعدی میگوید: بلندی و نحسی مكن چون زحل (ر.ك: بوستان سعدی، داستان سعدی و قاضیالقضات). بعدها سه سیاره دیگر نیز در منظومه شمسی کشف شد و بهاینترتیب تعداد سیارات آن به عدد نه رسید. اورانوس در سال 1781 و پلوتون در سال 1846 و نپتون در سال1930 کشف شد. مطابق هیئت قدیم، هفت فلکِ قمر، عُطارِد، زهره، شمس، مریخ، مشتری و زُحَل، بر زمین احاطه دارند و دور آن در گردشاند و در ورای آنها دو فلک دیگر به نامهای فلكالبروج و فَلك اطلس، بهصورت محیط بر آنها وجود دارد: 1. فلكالبروج: فلك هشتم در هیئت قدیم است كه صور فلكی دوازدهگانه مانند حمل، ثور و جوزا در آن واقع است. قسمتی را كه این برجهای دوازدهگانه در آن قرار میگیرند، منطقةالبروج مینامیدند. فلکالبروج بعد از فلك زحل و پیش از فلكالافلاك واقع است؛ 2. فلك اطلس یا فلكالافلاك: پیشینیان آن را مبدأ حرکت همه افلاک میدانستند. به این دلیل نام آن را اطلس نهاده بودند که اطلس به معنای درم بیسكه است؛ آنان معتقد بودند چنانکه درم بیسکه از هر نقشی تهی است، فلک نهم نیز از نقوش کواکب خالی است. خلاصه درس1. در آیات جهانشناسی قرآن بحثها بهتفصیل مطرح نشده است؛ بلكه خداوند به همان مقداری كه برای هدایت مردم لازم بوده، بسنده کرده است. به همین دلیل این آیات غالباً ابهامهایی دارند و كمتر میتوان یك نظر قطعی را در اینگونه آیات، به قرآن نسبت داد. پس در تفسیر همان اشاراتی هم که در اینگونه آیات آمده است، باید بسیار احتیاط کنیم تا به لغزش و برداشت نادرست دچار نشویم. 2. برای فهم صحیح آیات جهانشناختی قرآن و پرهیز از آسیبهای احتمالی، رعایت دو نكته ضروری است: نکته اول اینکه باید واقعاً درصدد فهم آیه باشیم و پیشفرضها و پیشدانستههای علمی، فلسفی یا عرفانی خود را بر قرآن تحمیل نکنیم. اگر مفاد آیهای طبق اصول محاوره و قراین معتبر بر نظریهای منطبق بود، آن را میپذیریم؛ وگرنه نباید درصدد تطبیق قرآن بر نظریه رایج در عصر خود برآییم؛ بلكه تااندازهای كه مطلب بهطور روشن از قرآن استفاده میشود، آن را میپذیریم و درباره فراسوی آن، سكوت میكنیم و آن را به قرآن نسبت نمیدهیم. نکته دوم در تفسیر آیات جهانشناختی قرآن، بلکه هر آیه دیگری، پالایش ذهن از هرگونه پیشداوری است؛ یعنی باید چنان بیندیشیم كه گویی هیچچیز درباره مورد تحقیق نمیدانیم و تنها راه شناخت برای ما خود قرآن است؛ آنهم با روش و ذوق عقلایی و بر اساس اصول محاوره و بهوسیله الفاظ، و نه بر پایه علم اعداد و حساب ابجد و امثال آن. 3. بعضی از عالمان اسلامی نكاتی را از آیات قرآن استفاده و استظهار کردهاند که لفظ آیه دلالتی بر آن ندارد. این تلاشها را میتوان نمونه تحمیل رأی بر قرآن دانست. مثلاً بعضی از عرفای اسلامی از ظاهر آیه لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْر (اعراف:54) برداشت کردهاند که «خلق» اشاره به عالم مادیات، و «امر» ناظر به عالم مجردات است؛ اما ظاهر آیه چنین دلالتی ندارد؛ زیرا برحسب ظاهر، منظور از خلق، همه اشیا، اعم از مادی و مجرد، و مراد از امر تدبیر است. شاهدش آیه سوم سوره یونس است که در آن امر، متعلق تدبیر پس از خلق عالم قرار گرفته است. 4. برخی مفسران با زحمت و مشقت، مفاد تعدادی از آیات را بر فرضیات رایج در عصر خود تطبیق كردهاند. نمونه بارز آن فرضیه کیهانی بطلمیوس است که برخی از مفسران با استناد به آن، سماوات سبع قرآن را همان افلاك بطلمیوسی پنداشتهاند؛ اما هنگامی که دریافتند عدد آنها با افلاك نُهگانه مطابقت ندارد، گفتند مقصود از عرش و كرسی در قرآن همان فلکالبروج و فلک اطلس است. این تطبیق قرنهای متوالی حتی در محافل علمی اسلامی رایج بود تا آنكه معلوم شد افلاك نُهگانه اساسی ندارد و فرضیه بطلمیوس باطل است. 5. برخی دیگر از دانشمندان هنگامی كه دریافتند تعداد سیارات کشفشده به هفت رسیده است، گفتند «سماوات سبع» در قرآن، اشاره به همان سیارات هفتگانه است، و بعد چون تعداد سیارات از هفت گذشت، گفتند قرآن آنچه را با چشم ساده و غیرمسلح دیده نمیشود، بهحساب نیاورده است. بعد كه دریافتند ویژگیهایی كه در قرآن برای سماوات سبع آمده، بر سیارات تطبیق نمیكند، گفتند منظور از سماوات كهكشانهاست؛ و چون باز در تطبیق تعداد آنها درماندند، توجیه كردند كه منظور از «سبع»، عدد هفت نیست، بلكه مطلقِ «كثرت» است. 6. دریافت نكات دقیق یک سخن برخلاف اصول محاوره نیست؛ هرچند ممکن است کسانی كه از آن مسائل دورند، آن نكتهها را متوجه نشوند. چنانکه یك مفسر سیاسی میتواند از سخنرانی یك سیاستمدار نكتههای دقیقی را دریابد كه اصلاً به ذهن افراد عادی خطور هم نمیكند. قرآن كریم نیز حاوی دقایق و اشارات بسیار ظریفی است كه هركس با قرآن آشناتر باشد، بهتر و بیشتر آنها را درمییابد. پرسشها1. آیا میتوان در هریک از مسائل و موضوعات جهانشناختی اشارهشده در آیات، نظریهای قطعی به قرآن نسبت داد؟ چرا؟ 2. مقصود از «واقعاً درصدد فهم آیه بودن» چیست؟ آن را تحلیل و تبیین کنید. 3. دیدگاه برخی از عرفای اسلامی را در تطبیق «امر» در آیه 54 اعراف بر مجردات، بیان و نقد کنید. 4. وضع افلاک و سیارات بر اساس هیئت بطلمیوسی چگونه تصویر میشد و چگونه برخی مفسران مفاهیم قرآنی را بر آن تطبیق میکردند؟ 5. تطبیق سماوات سبع بر سیارات هفتگانه یا کهکشانها یا آسمانهای کثیر، مستلزم چه محظوراتی است؟ 6. دومین اصل اساسی برای مواجهه روشمند با آیات جهانشناسی و فهم صحیح آنها چیست؟ مؤلفههای آن را بیان و تحلیل کنید.
منابعی برای مطالعه بیشتر1. مصباح یزدی، محمدتقی، قرآن در آیینه نهجالبلاغه، ص58ـ65،70ـ71؛ همو، «رابطه قرآن با علوم بشری» (گفتوگو)، کیهان اندیشه، ش28، بهمن و اسفند 1368، ص57. 2. مصباح یزدی، محمدتقی، قرآنشناسی، ج2، درس پنجم. 3. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج5، ص221222 و ج6، ص253. 4. کیاشمشکی، ابوالفضل، جهانشناسی در قرآن، ص245ـ253. 5. رضایی اصفهانی، محمدعلی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ج1، ص126ـ133. فعالیت تکمیلییکی از دو فعالیت زیر را انجام دهید: 1. دیدگاه مفسرانی چون فخر رازی را درباره سماوات سبع با توجه به آیات مربوط استخراج، گزارش و در صورت امکان اجمالاً نقد کنید (حداکثر در سه صفحه)؛ 2. علامه طباطبایی در مقدمه المیزان ص5ـ8 به آسیبشناسی تفاسیر پرداخته و با انتقاد از برخی گرایشهای تفسیری، آنها را تطبیق (و نه تفسیر) خوانده است. گزارش مختصری از آن آسیبشناسی تهیه کنید (حداکثر در سه صفحه). موضوعات مرتبط: جهان شناسی برچسبها: جهان شناسی [ یکشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 8:7 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||