|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
ضوابط فهم صحیح آیات جهانشناسی قرآندر درس گذشته گفتیم که طرح آیات مربوط به طبیعت، پدیدهها و موجودات جهان و كیهان در قرآن مقصود بالذات نیست؛ بلکه استطرادی و تطفّلی است. به همین دلیل در اینگونه آیات بحثهای مربوط به موجودات، پدیدهها و نظامات آفرینش بهتفصیل مطرح نشده است؛ بلكه تنها به مقداری بسنده شده كه هدف نازلکنندة قرآن را در هدایت مردم تأمین کند. ازاینرو برخلاف بسیاری از آیات دیگر، این آیات غالباً ابهامهایی دارند که كمتر میتوانیم در تفسیر آنها نظری قطعی به قرآن نسبت دهیم. بهعلاوه در تفسیر همین مقدار اشاره و ذکری که از موجودات و پدیدههای طبیعی در اینگونه آیات آمده است، باید بسیار احتیاط كنیم تا دچار لغزش و برداشت نادرست نشویم. بنابراین برای فهم صحیح آیات جهانشناسی قرآن و پرهیز از آسیبهای احتمالی، رعایت چند نکته مهم ضروری است: نکته اول در تفسیر اینگونه آیات باید واقعاً درصدد فهم معنای آیه باشیم؛ نه آنکه پیشاپیش چیزی را پذیرفته باشیم و بعد بخواهیم آیات قرآن را بر همان تطبیق كنیم و معنای دلخواه خود را به قرآن نسبت دهیم؛ خواه آن پیشداوریها ناشی از مفاهیم و دادههای فلسفی باشد، یا عرفانی یا علوم تجربی یا غیر آن؛ درهرصورت این كار، بسیار خطرناك است. باید بكوشیم قرآن را به همان روشی كه خود تعلیم فرموده است، تفسیر كنیم. اگر یک نظریة فلسفی، علمی، عرفانی و یا غیر آن طبق اصول محاوره و قراین معتبر، بر مفاد آیهای منطبق بود، آن را میپذیریم؛ وگرنه نباید درصدد تطبیق قرآن بر نظریة پذیرفتهشده در عصر خود برآییم؛ بلكه تا اندازهای كه مطلبی بهطور روشن از قرآن استفاده میشود، آن را میپذیریم و درباره فراسوی آن سكوت میكنیم و آن را به قرآن نسبت نمیدهیم. این نکته را نیز باید درنظر داشت که لازم نیست قرآن درباره هر مسئلة علمی، حتماً نظریهای داده باشد؛ زیرا قرآن در پی حل مسائل علمی نیست. البته آنچه فرموده حق است و اگر اشارهای به یک نکته علمی داشته باشد و بهراستی لفظ قرآن بر آن دلالت كند، حق است و در آن جای هیچ حرفی نیست؛ اگرچه هزاران دانشمند برخلاف آن نظر بدهند؛ ولی سخن در این است كه آنچه را از آیات برنمیآید، بیجهت به آن تحمیل نكنیم؛ حتی اگر همه فلاسفه و دانشمندان بر آن نظر، اتفاق داشته باشند (هرچند چنین امری رخ نمیدهد). نمونههایی از تحمیل آرا بر قرآنبسیار پیش آمده است كه فلاسفة اسلامی، نكتهای را از آیات قرآنی استفاده، استظهار یا بر آیهای تطبیق كردهاند که لفظ آیه دلالتی بر آن ندارد. برای مثال در آیه لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْر (اعراف:54) بعضی از عرفای اسلامی، «خلق» را اشاره به عالم مادیات، و «امر» را ناظر به عالم مجردات دانستهاند(1) و گفتهاند این معنا از ظاهر آیه استفاده میشود. درحالیکه ظاهر آیه چنین دلالتی ندارد؛ زیرا برحسب ظاهر، خلق به همه اشیا، اعم از مادی و مجرد، تعلق میگیرد و منظور از امر چیزی غیر از خلق و به معنای تدبیر است. شاهدش آیه دیگری است که میفرماید: خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِی سِتَّةِ أیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الأَمْر (یونس:3). متأسفانه چنین تفاسیر نادرستی در آثار برخی مفسران دیده میشود. شگفتانگیزتر آنكه گاهی تناقض میان مفاد آیه و فرضیة معروف در عصر مفسر، چندان روشن است كه هماهنگ کردن آنها با هم بههیچروی ممکن نیست؛ اما مفسران با زحمت و مشقت، کوشیدهاند آیات را بر آن فرضیه تطبیق دهند. نمونة بارز آن فرضیة کیهانی بطلمیوس(2) است. منجمان قدیم زمین را مركز عالم میدانستند و میپنداشتند هفت فلكِ قمر، عُطارِد، زهره، شمس، مریخ، مشتری و زُحَل، بر زمین احاطه دارند و در ورای آنها دو فلک دیگر به نام فلكالبروج، و فَلك اطلس(3) هست 1. برای نمونه ابنعربی گفته است: فان قلت وما عالم الخلق والأمر، والله یقول: ألا لَهُ الْخَلْقُ وَالأمْر؟ قلنا: عالم الأمر ما وجد عن الله مباشرة، لا عند سبب حادث، وعالم الخلق ما اوجده الله عند سبب حادث (الفتوحات المکیة، ج13، ص175). همچنین در برخی تفاسیر به این قول اشاره شده است؛ ازجمله در تفاسیر: مخزن العرفان در تفسیر قرآن؛ روح المعانی و تفسیر المظهری، ذیل آیه 54 سوره اعراف. 2. بطلمیوس (Ptolemaos) منجم و جغرافیدان معروف یونانی قرن دوم میلادی که كتابهای مجسطی و آثار البلاد از آثار اوست (برای آگاهی بیشتر ر.ک: دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج12، مدخل بطلمیوس). او معتقد بود کره زمین در مرکز عالم ثابت است و سهچهارم آن را آب فراگرفته است. کره هوا به مجموع خاک و آب احاطه دارد. کره آتش، کره هوا را دربرگرفته است و هفت فلک (قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری و زحل) یکی بر روی دیگری محیط بر زمیناند. فلک هشتم فلک ثوابت است که تمام ستارگان و سیارات دیگر بر آن میخکوب شدهاند و فلک نهم فلکالافلاک است که در آن ستارهای نیست. قطر آن نامحدود است و همه فلکهای دیگر در آن قرار دارند و همین فلک، منشأ حرکات کل افلاک به دور زمین است (ر.ک: سیدهبةالدین شهرستانی، اسلام و هیئت، ص5ـ7). 3. توضیح مختصر درباره هریک از این سیارات و افلاک را در یادداشت همین درس بخوانید. که بر آن هفت فلک محیطاند. این فرضیه در آن زمان شناخته شده بود و مسلمانان نیز در قرون اولیه با آن آشنا شدند. برخی از مفسران تحت تأثیر جوّ علمی آن زمان، «سماوات سبع» قرآن را همان افلاك بطلمیوسی پنداشتند و چون دریافتند كه عدد آنها با افلاك نُهگانه مطابقت ندارد، گفتند در قرآن صحبت از عرش و كرسی هم شده است؛ بنابراین كرسی فلكی محیط بر آن هفت فلک است و ناگزیر باید همان فلکالبروج باشد و عرش هم که فوق همه اینهاست، فلک اطلس است.(1) قرنهای متوالی اینگونه تفسیرها در محافل علمی اسلامی، نزد همگان پذیرفتهشده بود تا آنكه معلوم شد نظریة افلاك نُهگانه از اساس باطل است؛ زمین مركز عالم نیست و فلك به مفهومی كه قدما تصور میکردند، وجود ندارد؛ تعداد سیارات نیز محدود به آنچه آنان میپنداشتند، نیست و اصلاً خورشید ستاره است و جزء سیارات نیست. چنین بود که سرانجام تاروپود این فرضیه ازهم گسیخت. برخی دیگر از دانشمندان، كه بیشك حسن نظر هم داشتهاند، هنگامی كه دریافتند عدد سیارات به هفت رسیده است، گفتند «سماوات سبع» در قرآن، اشاره به همان سیارات هفتگانه است،(2) و بعد چون عدد از هفت گذشت، گفتند قرآن آنچه را با چشم ساده و غیرمسلح دیده نمیشود، بهحساب نیاورده است؛(3) بعد كه دریافتند ویژگیهایی كه در قرآن برای سماوات سبع آمده است، بر سیارات تطبیق نمیكند، 1. برای نمونه فخرالدین رازی آسمانهای هفتگانه را همان افلاک هفتگانة بطلمیوسی دانسته است که به دور زمین میچرخند (ر.ک: فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ج1، ص156)؛ درباره افلاک نهگانه ر.ک: ابنسینا، رسائل ابنسینا، ص128ـ129؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج54، ص5، در توضیح آیه 29 سوره بقره؛ ملاهادی سبزواری، شرح منظومه، قسمت حکمت، ص269. 2. برای نمونه ر.ک: جمالالدین القاسمی، محاسن التأویل، ج16، ص5877. یدالله نیازمند شیرازی هم آسمانهای هفتگانه را بعضی از کراتی دانسته که به دور زمین و خورشید، هر دو در حرکت هستند (ر.ک: یدالله نیازمند شیرازی، اعجاز قرآن ازنظر علم امروزی، ص145، 167). 3. این مطلب را به سیدهبةالدین شهرستانی نسبت دادهاند (ر.ک: محمدباقر بهبودی، هفت آسمان، ص10). گفتند منظور از سماوات كهكشانهاست؛ و چون باز در تطبیق تعداد آنها به مشکل برخوردند، چنین توجیه كردند كه منظور از «سبع»، عدد هفت نیست؛ بلكه مطلقِ «كثرت» است.(1) اینها نمونههایی است از كارهای بیاساس بعضی مفسران یا مفسرنمایان که موجب تأسف و دریغ بسیار است. اینك بر ماست كه از این اشتباهات پند بگیریم و اساس تفسیر را بر این پایههای نااستوار و لرزان نگذاریم. نکته دوم بر ماست که پیش از تحقیق در قرآن و تفسیر آیات آن، ذهن را از هرگونه پیشداوری بپالاییم و چنان بیندیشیم كه گویی هیچچیز درباره موضوع تحقیق نمیدانیم و تنها راه شناخت برای ما خود قرآن است؛ آنهم بر اساس اصول محاوره و بهوسیله الفاظ، نه بر پایه علم اعداد و حساب ابجد و امثال آن. قرآن بِلِسانٍٍ عَرَبِیٍّ مُبِین (شعراء:195) یعنی به زبان عربی آشكار نازل شده است. منظور از اهل محاوره نیز كسی است كه آشنا به زبان و اصول محاوره باشد و میخواهد با روش و ذوق عقلایی مطلبی را از قرآن بفهمد. البته یک نکته را نباید از نظر دور داشت و آن اینکه گاهی ممكن است یك لفظ و سخن، حاوی نكات دقیقی باشد که تنها برای کسانی آشکار میشود که آشنایی بیشتری با اینگونه الفاظ و یا زمینه موضوعی آن دارند؛ چنانکه وقتی یك مفسر سیاسی، سخنرانی یك سیاستمدار را میشنود، میتواند نكتههای دقیقی را از آن دریابد كه اصلاً به ذهن دیگران خطور هم نمیكند. این دریافت و استفاده برخلاف اصول محاوره نیست؛ اما کسانی كه از مسائل سیاسی دورند، آن نكتهها را متوجه 1. برای نمونه ر.ک: طنطاوی جوهری، تفسیر الجواهر، ج1، ص46. نمیشوند. پس اینکه برخی نمیتوانند ظرایف و دقایق یک سخن را درک کنند، نمىتواند دستاویزى باشد كه آن سخن را خارج از اصول محاوره تفسیر كنیم. قرآن كریم نیز حاوی دقایق و اشارات بسیار ظریفی است كه هركس با قرآن آشناتر باشد، بهتر و بیشتر آنها را درمییابد. بنابراین منظور از تفسیر بر اساس اصول محاوره آن است كه نظر خود را بر قرآن تحمیل نكنیم. البته بسیار دقت باید كرد؛ اما نباید از خود چیزی مایه گذاشت یا افزود. اگر از ظاهر آیه چیزی درنمییابیم، بهتر آن است كه بگوییم ما در این زمینه چیزی از قرآن نمیفهمیم. امید است كه همه ما به اهمیت این مسئله پی ببریم و بدانیم كه نازلكننده قرآن كه بر اسرار آن بیش از همه آگاه است، روزی ما را برای همه تفسیرهایمان بازخواست میکند. موضوعات مرتبط: جهان شناسی برچسبها: جهان شناسی [ یکشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 8:5 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||