ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

 

تفاوت جهان‌شناسی با جهان‌بینی

جهان‌شناسی آگاهی و شناختی است که انسان از جهان دارد؛ اما جهان‌بینی یعنى نوع تفسیر و تحلیل از كل جهان هستى كه مبنای عمل انسان واقع می‌شود. افراد ازنظر جهان‌شناسى، با یكدیگر متفاوت‌اند؛ بعضى افراد در سطح حیوانات‌اند و شناختى درباره جهان ندارند و به تعبیر قرآن به «نظر» در جهان و «تفكر» درباره آن نپرداخته‌اند. در میان کسانی كه به مرحله‌اى از جهان‌شناسى رسیده‌اند نیز تفاوت‌هایى هست؛ اما این تفاوت‌ها دو گونه است: برخى به تفاوت در آنچه جهان‌بینى نامیده می‌شود می‌انجامد و برخى دیگر نه؛ زیرا این تفاوت‌ها یا «کمی» است و یا «کیفی». تفاوت كمى، یعنى اینكه یك فرد موجودات بیشترى را مى‌شناسد و دیگرى موجودات كمتری را؛ مثلاً یكى موجودات بى‌جان را مى‌شناسد و دیگرى هم بى‌جان‌ها را مى‌شناسد هم جانداران را؛ یكى از احوال ستارگان یا خواص فیزیكى یا شیمیایى اشیا بیشتر آگاه است و دیگرى كمتر؛ یكى تعداد بیشتری از عناصر را مى‌شناسد و دیگرى تعداد کمتری را. این تفاوت‌ها تأثیرى در «جهان‌بینى» ندارد...؛ اما تفاوت شناخت دو نفر از جهان، همیشه جنبه كمى ندارد كه یكى پدیده‌هاى بیشترى را بشناسد و دیگرى پدیده‌های کمتری را؛ گاهى این تفاوت جنبه كیفى و ماهوى دارد؛ یعنى جهان و هستى در نظر کسی یك نوع شخصیت یا چهره دارد و در نظر دیگرى شخصیت و چهره‌ای دیگر؛ مثلاً یكى جهان را مجموعه‌اى از اجزای پراكنده و بى‌رابطه مى‌پندارد و دیگرى جهان را به‌منزلة یك ماشین كه همه اجزایش با یكدیگر مرتبط است، و سومى به‌صورت یك موجود زنده كه روابطش از نوع رابطه اعضاست. یكى حوادث جهان را مجموعه‌اى از تصادفات مى‌پندارد و دیگرى ناشى از ضرورت‌هاى على و معلولى؛ یکی نظام را حكیمانه مى‌بیند و دیگرى پوچ و بیهوده و عبث؛ یكى این نظام را ثابت

مى‌بیند و دیگرى متحرك و سیال؛ یكى یك‌نواخت مى‌بیند و دیگرى متكامل؛ یكى آن را بى‌عیب و نقص می‌داند و دیگرى ناقص و پر از عیب؛ یكى نظام موجود را بهترین نظام ممكن می‌داند و وجود نظام احسن از این نظام را محال می‌داند، و یكى به نظامى بهتر از این نظام می‌اندیشد؛ یكى آن را خیر محض مى‌بیند و یكى شر محض و یكى هم ممزوج؛ یكى جهان را در كل خود زنده و دارای احساس و شعور مى‌بیند و دیگرى مرده و بى‌شعور؛ یكى آن را محدود مى‌بیند و دیگرى نامحدود؛ یكى سه‌بعدى و دیگرى چهاربعدى. اینها و امثال اینهاست كه تلقى ما را درباره جهان عوض می‌كند و اینها و امثال اینهاست كه اركان جهان‌بینى انسان را تشكیل می‌دهد... جهان‌بینى سه گونه است: علمى، فلسفى، دینى.(1)

در دایرة‌المعارف کیهان‌شناسی ذیل مدخل Cosmology دو معنا برای آن آمده است: 1. کیهان‌شناسی عبارت است از: دانش، نظریه یا مطالعه عالم به‌مثابة مجموعه‌ای منظم از نظامات و قوانینی که حاکم بر آن است؛ 2. به‌صورت خاص کیهان‌شناسی شاخه‌ای از نجوم است که ساختار و تطور عالم را بحث و بررسی می‌کند.(2)

2. طنطاوی جوهری (1287ـ1358ق)

نویسندة مصری، متولد منطقة شرقیه در مصر سفلی. وی مدتی در الازهر و برخی مدارس دولتی تحصیل کرد و سپس معلم مدارس ابتدایی و بعد مدرس دارالعلوم قاهره شد. وی تألیفات بسیاری دارد که معروف‌ترین آنها الجواهر فی تفسیر القرآن در 26 جلد است. تألیفات دیگر وی، بیشتر شامل رساله‌هایی است که نگاشته و عناوین پرطمطراقی به آنها داده است؛ ازجمله: الارواح، اصل العالم، أین الانسان، التّاج المرصّع، جواهر


1. ر.ک: مرتضی مطهری، شش مقاله (جهان‌بینى الهى و جهان‌بینى مادى)، ص271ـ274.

2. Encyclopedia of Cosmology, (Edited by Norriss, S. Hetherington), p.16.

العلوم، جمال العالم، میزان الجواهر فی غرائب الکون، سوانح الجوهری، الزّهره، نهضة الامة وحیاتها، النظام والاسلام (ر.ک: خیرالدین الزرکلی، الاعلام، ج3، ص230ـ231؛ نیز ر.ک: فاطمه تهامی، «طنطاوی و تفسیر او»، در: آیینة پژوهش، ش63).

3. گرایش پوزیتیویستی

بر اساس این گرایش جایی برای هیچ قانون علمی به‌مثابة یک قضیة کلی و قطعی و ضروری، باقی نمی‌ماند؛ زیرا این ویژگی‌ها را به‌هیچ‌وجه از راه تجربة حسی نمی‌توان اثبات کرد. تنها قضایای جزئی‌ای را می‌توان پذیرفت که با تجربة حسی تأیید شوند (صرف‌نظر از اشکالی که در خطاپذیری ادراکات حسی وجود دارد و به همه موارد، سرایت می‌کند) در جایی که تجربة حسی راه ندارد، باید سکوت کرد و مطلقاً از نفی و اثبات خودداری نمود. مهم‌ترین بن‌بستی که پوزیتیویست‌ها در آن گرفتار می‌شوند، مسائل ریاضی است که معمولاً به‌وسیله مفاهیم عقلی حل و تبیین می‌شوند.(1)


1. محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج1، ص213ـ215.

خلاصه درس

1. بحث درباره جهان، طبیعت و پدیده‌های عالم به‌طور استطرادی در قرآن مطرح شده است و شاید در هیچ آیه‌ای بالاصاله و مستقلاً به این‌گونه مسائل پرداخته نشده است؛ بلکه این‌گونه موضوعات همواره با هدف و منظوری دیگر در قرآن عنوان شده‌اند.

2. می‌توان اهداف قرآن را از طرح مسائل جهان‌شناختی این‌گونه برشمرد:

الف) هدف همه آیات جهان‌شناسی ممکن است شکوفایی و تقویت معرفت فطری و حضوری انسان نسبت به خدا با نظر کردن در آفریده‌‌های خدا و تدبیر حاکم بر آنها باشد.

ب) یکی از اهداف اساسی این‌گونه آیات واداشتن انسان به تفكر و تعقل و دور ساختن او از سطحی‌نگری و غفلت است که وسیله یا مقدمة معرفت خداست. از راه تفکر در پدیده‌‌ها و آثار می‌توان به مؤثر و علت آنها پی برد و برخی صفات خدا نظیر علم، قدرت، حكمت و عظمت را می‌توان درک کرد؛ و شاید ازاین‌رو بعضی مفسران، این آیات را دلیل وجود خدا دانسته‌اند.

ج) از اهداف مهم آیات جهان‌شناسی تکیه بر موضوع ربوبیت خدا و تدبیر الهی حاکم بر نظام کلی جهان و انسان است. تعدادی از این آیات به ملازمه‌ بین خالقیت و ربوبیت اشاره کرده و برخلاف پندار مشركان، بر عدم جدایی تدبیر از آفرینش تأکید دارند.

د) توجه دادن به مسئلة‌ معاد از راه نشان دادن آثار قدرت الهی در خلقت پدیده‌های جهان، از دیگر اهداف این آیات است. ذكر برخی پدیده‌های ویژه، مانند «احیای ارض» نیز برای اثبات معاد است.

هـ) در بسیاری موارد، هدف از پرداختن به آفرینش جهان و انواع آفریده‌ها، توجه دادن انسان به عظمت الهی و سترگی حكمت‌ الهی در آفرینش است.

و) در بعضی موارد نیز منظور، برانگیختن روحیة شکرگزاری و حق‌شناسی در وجود آدمی از راه برشمردن نعمت‌های خدا در آسمان و زمین است.

3. قرآن، كتاب فیزیك، اخترشناسی، گیاه‌شناسی، زمین‌شناسی، جانورشناسی یا كیهان‌شناسی نیست، بلکه كتاب انسان‌سازی است و هدف از نزول آن آموزش آن چیزی است که بشر در راه تکامل حقیقی خود یعنی قرب به خدای متعال، بدان نیاز دارد. پس طرح مطالب جهان‌شناختی در قرآن یا مرتبط با آن هدف و یا مؤثر در تحقق آن است، و بالذات مقصود نیست.

4. نگرش‌های ناصواب در تفسیر آیات جهان‌شناسی به جهت ناآشنایی با قرآن یا تأثیرپذیری از فرهنگ‌های بیگانه پیدا شده است که نمونة آن را در آثار «طنطاوی» مصری می‌توان دید. او در كتاب معروفش الجواهر فی تفسیر القرآن كوشید تا بسیاری از آیات قرآنی را بر مسائل علمی تطبیق دهد! وی معتقد بود که فرمول همه مسائل علمی را می‌توان از قرآن كشف كرد! كه نگرشی انحرافی و نادرست است؛ زیرا قرآن برای حل مسائل علمی نازل نشده است، بلکه اشاره به بعضی از مسائل علمی در قرآن تطفّلی است.

5. تلقی ناصواب دیگر در تفسیر آیات جهان‌شناسی دیدگاه کسانی است که گمان می‌کنند قرآن مردم را به شناخت طبیعت و علوم طبیعی دعوت کرده تا در مسیر ترقی و تكامل علمی قرار گیرند، و روش قرآن استقرایی است؛ زیرا ازنظر آنان مطالعه طبیعت جز با روش تجربی و استقرایی امكان‌پذیر نیست، و روش‌ قیاسی میراث فرهنگ یونانی است که قرآن با آن به مبارزه برخاسته است. به باور اینان، پیشرفت‌های مسلمانان صدر اسلام، ناشی از روش تجربی بود ولی بعدها غلبة تدریجی فرهنگ یونانی آنها را به بیراهه افكند. بازگشت به قرآن كنار گذاشتن روش قیاسی و درپیش گرفتن متد تجربی است!

6. یکی از استدلال‌های تجربه‌گرایان بر تجربی و استقرایی بودن روش قرآن، تمسک به نام‌گذاری بسیاری از سوره‌های آن، به نام موجودات یا پدیده‌های طبیعی، مانند: زنبور عسل (نحل)، گاو (بقره)، مورچه (نمل)، انجیر (تین)، شمس، قمر و رعد است که بر توجه دادن مسلمانان به طبیعت و دور ساختن آنان از افکار انتزاعی دلالت دارد.

7. نگرش ناصواب دیگری هم وجود دارد که روش قرآن را مشوق روش تحصّلی و تحققی می‌داند و معتقد است که اگر بخواهیم درست از روش قرآن پیروی كنیم، باید به فلسفة تحصّلی یا پوزیتیویسم روی بیاوریم. اما در نقد آن باید گفت که پوزیتیویسم هرچند اسماً فلسفه است؛ در واقع انكار فلسفه است.

پرسش‌ها

1. آیا طرح مسائل جهان‌شناختی در قرآن، مقصود بالذات است و فی‌نفسه موضوعیت دارد؟ چرا؟

2. اهداف قرآن را از طرح مسائل مربوط به طبیعت، موجودات و پدیده‌های طبیعی و کیهانی برشمرده، تحلیل کنید.

3. کژاندیشی‌های امثال طنطاوی درباره آیات جهان‌شناسی قرآن، بر چه نگر‌ش‌های ناصوابی مبتنی بوده است؟ علت و عوامل ناکامی او را برشمارید.

4. آیا انتساب روش استقرایی به قرآن و مسلمانان صدر اسلام صحیح است؟ چرا؟

5. آیا می‌توان به بهانة یونانی خواندن روش قیاسی آن را کنار گذاشت؟ چرا؟

6. دستاویز قرار دادن نام سوره‌ها برای توجیه انتساب روش تجربی به قرآن چقدر موجه است؟ بیان کنید.

7. ارجاع روش فهم آیات جهان‌شناسی قرآن به روش تحصّلی (پوزیتیویستی) را تحلیل و نقد کنید.

منابعی برای مطالعه بیشتر

1. کیا‌شمشکی، ابوالفضل، جهان‌شناسی در قرآن، مقدمه، ص11ـ28؛ مطهری، مرتضی، مجموعه‌آثار، ج3، ص29ـ34 (برای معنای جهان‌شناسی و انواع آن).

2. رستمی، محمدحسن، سیمای طبیعت در قرآن، چاپ اول، بوستان کتاب، قم، 1385، ص137‌‌ـ181 (برای اهداف قرآن از بحث جهان‌شناسی).

3. طباطبایی، سیدمحمدحسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، با مقدمه و پاورقی استاد شهید مرتضی مطهری، ج5، ص18ـ24 (برای نقد حس‌گرایی و تجربه‌گرایی در تفسیر قرآن).

4. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج1، درس 16 (برای نقد پوزیتیویسم).

5. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج1، درس 8، ص106ـ113 (برای روش تعقلی و روش تجربی و تفاوت آنها)؛ همو، ایدئولوژی تطبیقی، موسسة در راه حق، قم، ج2، ص70ـ74 (برای قیاس‌گرایی و استقراگرایی).

6. مصباح یزدی، محمدتقی، «رابطه قرآن با علوم بشری (گفت‌وگو) »، کیهان اندیشه، ش28، بهمن و اسفند 1368.

7. خرمشاهی، بهاءالدین، قرآن‌پژوهی، مقالة «تفسیر پوزیتیویستی قرآن» ص294ـ323.

8. طباطبایی، سیدمحمدحسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، با مقدمه و پاورقی استاد شهید مرتضی مطهری، ج5، ص97،135؛ مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، فصل دوم؛ السبحانی، جعفر، مفاهیم القرآن، ج6، ص12ـ13، ذیل عنوان «المعطلة بثوبها الجدید»؛ ربانی گلپایگانی، علی، «حجیّت و اعتبار عقل در علم و دین»، مجلة کلام اسلامی، ش17، بهار 1375 (برای نقد نظریة تجربه‌گرایی در مطالعه قرآن).


موضوعات مرتبط: جهان شناسی
برچسب‌ها: جهان شناسی
[ یکشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 8:1 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب