ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

قرآن در کلام رهبری – سوره غافرآیه 24

قرآن در کلام رهبری – سوره غافرآیه 24

منبع : پایگاه حوزه نت

متن آیه:

إِلی فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ قارُونَ فَقالُوا ساحِرٌ کذَّابٌ

ترجمه:

بسوی فرعون و هامان و قارون؛ ولی آنها گفتند: «او ساحری بسیار دروغگو است!»

موضوع:

لزوم بهره بردن از هدایت قرآنی برای فهم صحیح اسلام

کلام رهبر:

اسلام را آن چنان که فهم صحیح انسانی و در متون اصیل اسلامی هست، باید فهمید، باید دانست و با هدایت قرآنی از آن بهره برد. خودِ قرآن «تبیاناً لکلّ شی» است؛ راهنماست، بیان است، خطّ است. در جوامع اسلامی، به اهل فکر و نظر تلقین می کنند - که این تلقین هم دنباله های همان تسلّط فکری غرب و فرهنگ غربی است که از سیطره ی تفکّر اسلامی واهمه دارد - که اسلام را بایستی با ابزار و با فهم معارف غربی دانست! این طور نیست. البته همه ی معارف، انسان را آگاه می کنند و برای فهم بهتر مجهّز نمایند؛ اما اسلام را از خود اسلام باید گرفت؛ حقایق اسلام را از متون اسلام باید گرفت؛ حقایق اسلام را با مصطلحات خود اسلام بایستی دانست و فهمید و مورد عمل قرار داد.

اسلام مشعل راهنمای فکر و ذهن انسانها و هدایتگر انسانهاست. قرآن، کتاب هدایت و کتاب نور است. آن کسانی که به قرآن مراجعه و تدبّر می کنند و زمینه ی لازم و استعداد لازم را در خود به وجود می آورند، برای این که از معارف قرآن استفاده کنند، آنها می توانند از قرآن بهره ببرند. نباید ملاحظه کرد که آنچه ما از اسلام می فهمیم، در قضاوت کسانی که با اسلام میانه ای ندارند، از اسلام خوششان نمی آید و اسلام را مزاحم خودشان می دانند - چه در زمینه های اقتصادی و چه در زمینه های سیاسی - چه تأثیری دارد؛ آیا آنها خوششان می آید، آیا فهم ما را از اسلام قبول دارند یا نه؟

اسلام به عنوان هدایت انسانها در دنیایی قرار گرفت و وارد بشریت شد که از همه طرف انکار و تکذیب بود. پیامبر را با انواع تهمتها متّهم می کردند. شما قرآن را ملاحظه کنید؛ تعبیراتی که دشمنان پیامبر درباره ی پیامبر به کار می بردند، تعبیراتی است که هر انسانی را که ضعیف باشد، خُرد می کند، می شکند و جرأت و جسارت او را برای بیان مراد خود از بین می برد؛ اما پیامبر اعتنایی نکرد و حرف خدا را که بر زبان او جاری و بر دل او الهام شده بود، بیان نمود و نورانیّت کلام الهی کار خود را کرد.

تفسیر:

نخست می فرماید: "ما موسی را با" آیات" خود" و سلطان مبین" فرستادیم (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسی بِآیاتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِینٍ). به سوی فرعون و هامان و قارون، اما آنها گفتند: او ساحر بسیار دروغگویی است"! (إِلی فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ قارُونَ فَقالُوا ساحِرٌ کذَّابٌ).در اینکه میان" آیات" و" سلطان مبین" چه تفاوتی است؟ تفسیرهای مختلفی از سوی مفسران بیان شده است: بعضی آیات را اشاره به دلائل روشن، و سلطان مبین را اشاره به معجزات می دانند.در حالی که بعضی دیگر آیات را اشاره به آیات تورات و سلطان مبین را اشاره به معجزات شمرده اند.بعضی نیز احتمال داده اند که" آیات" همه انواع معجزات موسی را شامل می شود، اما" سلطان مبین" معجزات برجسته او همچون معجزه عصا و ید بیضا است که موجب سلطه آشکار او بر فرعون شد.

بعضی دیگر" آیات" را به معنی معجزات و" سلطان مبین" را به معنی سلطه قاهره و نفوذ الهی موسی دانسته اند که مانع از قتل او و خاموش ساختن دعوتش گردید.هیچیک از این تفسیرها مدرک روشنی ندارد، آنچه از آیات دیگر قرآن استفاده می شود این است که" سلطان مبین" معمولا به معنی دلیل روشن و محکمی است که باعث سلطه آشکار می گردد، چنان که در آیه 21 سوره نمل در داستان سلیمان و هدهد می خوانیم: سلیمان می گوید:" هدهد را نمی بینم، او چرا غائب شده؟ من او را کیفر سختی خواهم داد، یا او را ذبح می کنم و یا" سُلْطانٍ مُبِینٍ " (دلیل روشن) برای غیبت خود بیاورد".و در آیه 15 سوره کهف می خوانیم" لَوْ لا یأْتُونَ عَلَیهِمْ بِسُلْطانٍ مبین"" چرا آنها برای معبودهای خود دلیل روشنی نمی آورند"؟!" آیات" نیز کرارا در قرآن به معنی معجزات آمده است.

بنا بر این تعبیر به" آیات" اشاره به" معجزات موسی" و" سلطان مبین" به معنی منطق نیرومند و دلائل دندان شکنی است که موسی در برابر فرعونیان داشت.به هر حال" موسی" هم مجهز به منطق عقل بود، و هم کارهای خارق العاده ای که نشانه ارتباط او با عالم ما وراء طبیعت بود انجام می داد، ولی موضعگیری سرکشان فرعونی در مقابل او چیزی جز این نبود که او را متهم به سحر و کذب می کردند.

اتهام سحر در برابر آیات و معجزات بود، و تکذیب در برابر استدلالات منطقی، و این خود شاهد دیگری است برای تفسیری که در مورد این دو تعبیر برگزیدیم. آری همیشه سردمداران کفر برای خنثی کردن دلائل صدق مردان حق بر چسبهای دروغین از این قبیل پیدا می کردند که امروز هم نمونه های فراوانی از آن با چشم خود می بینیم. قابل توجه اینکه نام سه کس در این آیه آمده است که هر کدام مظهر و سمبل چیزی بودند:" فرعون" سمبل طغیان و سرکشی و حاکمیت ظلم و جور." هامان" مظهر شیطنت و طرحهای شیطانی.و" قارون" مظهر ثروتمند یاغی و استثمارگر که برای حفظ ثروت خویش از هیچ کاری ابا نداشت. به این ترتیب موسی ع مامور بود به ظلم حاکمان بیدادگر، و شیطنت سیاستمداران خائن، و تعدی ثروتمندان مستکبر پایان دهد و جامعه ای بر اساس عدالت و داد از نظر سیاسی و فرهنگی و اقتصادی بسازد، اما آنها که منافع نامشروعشان در خطر بود سخت به مقاومت برخاستند.

منبع: تفسیر نمونه ج 20


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره غافر
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 8:30 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب