|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
سوره غافرآیه 26 منبع : پایگاه حوزه نت متن آیه:وَ قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونی أَقْتُلْ مُوسی وَ لْیدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخافُ أَنْ یبَدِّلَ دینَکمْ أَوْ أَنْ یظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَساد ترجمه:و فرعون گفت: «بگذارید موسی را بکشم، و او پروردگارش را بخواند (تا نجاتش دهد)! زیرا من می ترسم که آیین شما را دگرگون سازد، و یا در این سرزمین فساد بر پا کند!» موضوع:تحمیق از طرف قدرتمندان، درد بزرگ انسان ها در طول تاریخکلام رهبر:درد بزرگی که انسانها در طول تاریخ دچار آن بوده اند، درد تحمیق از طرف قدرتمندان زور و زردار بوده است. یعنی کسانی پول و لذّت دنیا را برای خودشان جمع کرده اند؛ قدرت را در قبضه ی خودشان نگه داشته اند و علاوه بر همه ی اینها، برای این که بتوانند کارشان را در بین آحاد بشر پیش ببرند، ملتها را فریب داده اند. مثلاً شما ببینید کسی مثل فرعون آن مرد ظالم و زورگو و هتّاک درباره ی چهره ی نورانی موسی بن عمران، پیغمبر بزرگوار الهی و سفیر آسمان بر روی زمین، می گوید: «انّی اخاف ان یبدّل دینکم او ان یظهر فی الارض الفساد.»؛ موسی فسادانگیز است و مردم را گمراه می کند! این، درد بزرگ بشر تا امروز بوده است. تفسیر:درگیری و نزاع میان موسی ع و پیروانش از یک سو، و فرعون و طرفدارانش از سوی دیگر بالا گرفت، و حوادث بسیاری در این میان واقع شد که قرآن در این مقطع از بحث از ذکر آنها صرفنظر می کند، و برای رسیدن به هدف خاصی که بعدا خواهیم دانست به سراغ این نکته می رود که وقتی کار بجای باریکی کشید فرعون برای جلوگیری از پیشرفت حرکت انقلابی موسی ع تصمیم بر قتل او گرفت، ولی گویا مشاوران و ملاء او مخالفت می کردند. قرآن می گوید:" فرعون گفت: بگذارید من موسی را به قتل برسانم و او پروردگارش را بخواند تا نجاتش دهد"! (وَ قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسی وَ لْیدْعُ رَبَّهُ ).از این تعبیر استفاده می شود که اکثریت مشاوران که مانع قتل موسی بودند یا لا اقل بعضی از آنان به این امر استدلال می کردند که با توجه به کارهای خارق العاده موسی ممکن است نفرینی کند و خدایش عذاب بر ما نازل کند، اما فرعون مغرور می گوید: من او را می کشم هر آنچه باداباد! البته معلوم نیست انگیزه واقعی اطرافیان و مشاوران در این ممانعت چه بود؟ در اینجا احتمالات زیادی وجود دارد که ممکن است همه آنها با هم صحیح باشد. نخست ترس از عذاب احتمالی پروردگار. دوم ترس از اینکه موسی بعد از کشته شدن به عنوان یک شهید و قهرمان در هاله ی از قدس فرو رود و آئین او مؤمنان و هواخواهان بسیاری پیدا کند، مخصوصا اگر این ماجرا بعد از داستان مبارزه موسی با ساحران و غلبه عجیب و خارق العاده او بر آنان رخ داده باشد، و ظاهرا چنین است زیرا موسی در نخستین برخورد با فرعون دو معجزه بزرگ خود (معجزه عصا و ید بیضاء) را نشان داده بود، و همین امر سبب شد که فرعون او را ساحر بخواند، و دعوت برای مبارزه با جمع ساحران بنماید، و امیدوار بود از این طریق بتواند بر موسی غلبه کند لذا در انتظار روز موعود به سر می برد. با این حال دلیلی ندارد که فرعون در این فاصله زمانی تصمیم قتل موسی را گرفته باشد، یا از تبدیل دین و آئین مردم مصر در وحشت فرو رود.خلاصه اینکه آنها معتقد بودند موسی شخصا یک" حادثه" است، اما اگر در آن شرایط کشته شود تبدیل به یک" جریان" خواهد شد، جریانی بزرگ و پر شور که کنترل آن بسیار مشکل خواهد بود. بعضی دیگر از اطرافیان فرعون که دل خوشی از او نداشتند مایل بودند موسی زنده بماند و فکر فرعون را به خود مشغول دارد، تا آنها آسوده خاطر زندگی کنند و دور از چشم فرعون به سوء استفاده مشغول باشند، چرا که این یک برنامه همیشگی است که اطرافیان شاهان مایلند همیشه فکر آنها مشغول کاری باشد و آنها آسوده خاطر به تامین منافع نامشروع خود بپردازند، لذا گاهی دشمنان خارجی را تحریک می کردند تا از شر فراغت" شاه" در امان بمانند! سپس فرعون برای توجیه تصمیم قتل موسی دو دلیل برای اطرافیانش ذکر می کند: یکی جنبه به اصطلاح دینی و معنوی دارد، و دیگر جنبه دنیوی و مادی می گوید:" من از این می ترسم که آئین شما را عوض کند! و دین نیاکانتان را بر هم زند"! (إِنِّی أَخافُ أَنْ یبَدِّلَ دِینَکمْ ). " یا اینکه فسادی بر روی زمین آشکار سازد" (أَوْ أَنْ یظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسادَ) اگر سکوت کنم آئین موسی به سرعت در اعماق قلوب مردم مصر نفوذ می کند، و آئین مقدس بت پرستی که حافظ قومیت و منافع شما است جای خود را به یک آئین توحیدی بر ضد شما می دهد! و اگر امروز سکوت کنم و بعد از مدتی اقدام به مبارزه با موسی نمایم هواخواهان بسیاری پیدا می کند و درگیری شدیدی به وجود می آید که مایه خونریزی و فساد و ناآرامی در سطح کشور خواهد بود، بنا بر این مصلحت این است که هر چه زودتر او را به قتل برسانم. البته" دین" از دریچه فکر" فرعون" چیزی جز پرستش او و یا بتهای دیگر نبود، آئینی در مسیر تخدیر و تحمیق مردم، و وسیله ای برای مقدس شمردن سلطه جابرانه آن مرد خونخوار! و" فساد" نیز از نظر او به وجود آمدن یک انقلاب ضد استکباری برای آزاد ساختن توده های اسیر و در بند و محو آثار بت پرستی و احیای توحید بود.و همیشه جباران و مفسدان برای توجیه جنایات خود و مبارزه با مردان خدا به این دو بهانه دروغین دست زده اند که هم امروز نیز نمونه هایش را در گوشه و کنار دنیا با چشم خود می بینیم. منبع: تفسیر نمونه، ج 20، ص: 77 موضوعات مرتبط: قرآن شناسی برچسبها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره غافر [ یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 8:29 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||