|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
هدف قرآن از طرح مسائل جهانشناختیبه اعتقاد ما در قرآن كریم، بحث درباره جهان، طبیعت، پدیدهها و نیز جنبه مادی و بر اساس طرح «اللهمحوری»، میتوان نظام معارف قرآنی را در ده بخش سامان داد. 2. مقصود از جهانشناسی در اینجا، شناخت عالم بهمنزلة فعل الهی است که شامل مباحث آفرینش کیهان (زمین و آسمان و سیارات و ستارگان) و حکمت آن، پدیدههای جوّی، پدیدههای زمینی، موجودات عالم (فرشتگان، جن و شیطان) و نیز عرش و کرسی میشود. اگرچه انسان نیز یکی از موجودات عالم است، بهلحاظ جایگاه ویژهای که در نظام آفرینش دارد، جداگانه در بخش سوم معارف قرآن با عنوان «انسانشناسی» بحث و بررسی میشود. جهانشناسی به این معنا با کیهانشناسی (cosmology) متفاوت است و با جهانبینی هم فرق دارد. تفاوت این مفاهیم را در یادداشت اول همین درس مطالعه کنید. طبیعی وجود انسان، بهطور استطرادی و تطفّلی(1) بهمیان آمده است و شاید هیچ آیهای بهطور مستقل مسئله آفرینش جهان، كیفیت وجود آسمانها و زمین، پدیدهها و موجودات این عالم را طرح نکرده باشد؛ بلکه این بحثها، با اهداف دیگری بیان شدهاند که اجمالاً به آنها اشاره میکنیم: 1. ممكن است در همه آیات مربوط به جهانشناسی این هدف منظور باشد كه انسان با نگاه به عالم، ازآنجهت كه آفریدة خدا و در سیطرة تدبیر اوست، معرفت فطری و شناخت حضوری خود را شكوفا کند و آن را شدت و نیروی بیشتری ببخشد. هنگامی كه انسان درباره پدیدههای ذکرشده در این آیات دقت میكند، اگرچه تفکرش بهنحو فلسفی ـ یعنی سیر از مطلوب به مبادی و از مبادی به نتیجه ـ نباشد، همان دقت و تماشا، خود موجب یك حالت معنوی و عرفانی در انسان میشود و معرفت فطری آدمی را زنده و بیدار میکند؛ همان معرفتی كه مطابق آیه ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلی (اعراف:172) در سرشت و جان آدمی مفطور است، و نه معرفت حصولی و استدلالی؛ و آن هنگامی است كه انسان حس میكند حالی پیدا كرده است و گویی او را میبیند. آیات شگفتانگیزی در این زمینه وجود دارد: إِنَّ اللهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَی... ذَلِكُمُ اللهُ فَأَنَّی تُؤْفَكُون (انعام:95)؛ «همانا خدا شكافندة دانه و هسته است... هان، اینك این خداست، كجا میروید؟!» گویی خدا همین جاست. به این نكته در بیانات تفسیری كمتر توجه و اشاره شده است. 2. اینگونه آیات انسان را وادار به تفكر و تعقل میكند تا سطحینگر نباشد و 1. استطراد یعنی از مطلب اصلی خارج شدن و پرداختن به مطلبی دیگر و آنگاه دوباره به مطلب اصلی بازگشتن. تطفّل هم به معنای طفیلی شدن و ناخوانده رفتن است (ر.ک: محمد معین، فرهنگ فارسی، مدخلهای استطراد و تطفّل). از كنار پدیدههای جهان با غفلت نگذرد. خداوند در بعضی آیات پس از ذکر پدیدهها و حکمت و چگونگی وجود آنها، بر اندیشیدن و تعقل درباره آنها تأکید کرده است: إِنَّ فِی ذلِكَ لآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُون (رعد:3) البته اندیشیدن هدف نهایی نیست؛ اندیشه وسیله یا مقدمة معرفت است؛ چون از راه تفكر در پدیدهها و آثار، میتوان به مؤثر و علت آنها پی برد و شاید به همین دلیل است که اكثر قریب به اتفاق مفسران، این آیات را دلیل وجود خدا دانستهاند.(1) نیز با اندیشیدن درباره پدیدههایی که این آیات بدان اشاره دارند، برخی صفات خدا نظیر علم، قدرت، حكمت و عظمت درک میشوند. 3. بسیاری از آیات جهانشناختی، به دنبال آیات توحیدی آمدهاند یا به نتیجهای توحیدی انجامیدهاند. خداوند در سورة نحل پس از توصیف برخی پدیدهها میفرماید: إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِد (نحل:22). در سورة بقره ابتدا میفرماید: وَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیم و سپس به دنبالش میگوید: إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ... (بقره:163ـ164). بنابراین از راه توجه به نظام گیتی، پی میبریم كه در جهان نظام واحد و هماهنگی وجود دارد که ناظم و الهی واحد دارد. 4. مطلبی كه در آیات جهانشناسی بیش از همه بر آن تكیه شده است، موضوع ربوبیت خدا نسبت به جهان و انسان است. قرآن در اینگونه آیات میخواهد به مردم بیاموزد كه بیندیشند تا به تدبیر الهی حاكم بر نظام كلی جهان پی ببرند. قرآن با این تأکید، هم میخواهد نظام علیت را تثبیت کند: فَأَنْبَتْنا بِه... (ق:9) یا فَأَخْرَجْنا به... 1. پیشتر در بحث خداشناسی بیان شد كه با اندیشیدن در بسیاری از آیات، میتوان بهطور غیرمستقیم، وجود خدا را اثبات کرد؛ ولی برای اثبات وجود خدا بهطور مستقیم، یا آیهای نیست و یا كم است (ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، خداشناسی؛ نیز درباره استدلال به این آیات برای وجود خدا، ر.ک: فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج2، ص197، و ص207ـ210). (انعام:99) (ما رویاندیم...)؛ و هم به آدمی بیاموزد كه به این اسباب عادی بسنده نكند، و در ورای همه اینها، سببساز را ببیند. به همین دلیل خداوند در همه جا با وجود یادآوری اسباب عادی علّی، فعل را به خود نسبت میدهد: «ما رویاندیم بهوسیلة آب، گیاه را و...». این نكته بسیار مهم است و اثر سازنده و شگرفی در وجود انسان باقی میگذارد. چنانکه پیشتر هم دیدیم بسیاری از مباحث خداشناسی در قرآن مربوط به توحید افعالی است. برخی از این آیات نیز به ملازمة بین خالقیت و ربوبیت اشاره میکنند و در مقابل پندار مشركان كه آفریننده را كسی و مدبر را كس دیگری میدانستند، تأکید میکنند همان كسی كه آفریننده است، مدبر نیز هست. خداوند در سورة غافر پس از ذكر آیات تكوینی میفرماید: ذَلِكُمُ اللهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَیْء (غافر:62)؛ «این است خدای شما، آفرینندة هر چیز». این همان الله است كه رب شما نیز هست؛ یعنی تدبیر از آفرینش جدا نیست. 5. خداوند در برخی از این آیات، از راه نشان دادن آثار قدرت خود در خلقت پدیدههای جهان، انسانها را متوجه مسئلة معاد میکند تا بفهمند كه او قدرت دارد دوباره آنها را زنده كند. بسیاری از مردم پیش از آمدن پیامبران، امكان زنده شدن بعد از مرگ را انكار میكردند: قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیم (یس:78)؛ «گفت: چه كسی استخوانهای پوسیده را [دوباره] زنده میكند؟» بسیاری از آیات جهانشناسی، در برابر چنین کسانی و برای رفع این استبعاد، مردم را به اندیشیدن درباره عظمت آسمانها و موجودات و آمدوشد شب و روز فرامیخوانند: أَأنتُمْ أشَدُّ خَلْقًا أمِ السَّمَاء بَنَاهَا (نازعات:27)؛ «آیا آفرینش شما مشكلتر است یا آسمانها که [خدا] آنها را بنا نهاد؟» یعنی آیا خدایی كه این جهان عظیم را آفریده است، نمیتواند شما را دوباره بیافریند و در قیامت زنده كند؟ اصلاً ذكر برخی پدیدههای ویژه در قرآن برای اثبات معاد است؛ مثلاً خداوند درباره «احیای ارض» میفرماید: وَاللهُ الَّذِی أرْسَلَ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَحْیَیْنَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُور (فاطر:9)؛ وأحْیَیْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّیْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوج (ق:11)، سپس تأکید میکند که قیامت نیز همینگونه است. 6. در بسیاری از آیات، گفتوگو از آفرینش جهان و انواع آفریدهها، برای توجه دادن انسان به عظمت خداوند و سترگی حكمتهایی است كه او در آفرینش بهكار برده است و گاهی هم، نعمتهایش را در آسمان و زمین بهتفصیل ذکر کرده است تا روحیة شکرگزاری و حقشناسی را در وجود آدمی برانگیزد. بنابراین در یک جمعبندی کلی میتوان گفت بااینکه این آیات همه جا به چگونگی آفرینش موجودات و پدیدهها و نظام موجود اشاره دارد، میخواهد دل انسان را متوجه خدا کند. بهعبارتدیگر قرآن، كتاب فیزیك، اخترشناسی، گیاهشناسی، زمینشناسی، جانورشناسی و یا كیهانشناسی نیست؛ قرآن، كتاب انسانسازی است و نازل شده است تا آنچه را كه بشر در راه تكامل حقیقیاش، یعنی قرب به خدای متعال، بدان نیاز دارد، به او بیاموزد. پس هرچه از مطالب دیگر، در این كتاب عظیم و شریف ذكر شده است، به دلیل رابطهای است كه با این هدف اساسی داشته، و بهنحوی در تحقق آن مؤثر بوده است، و بیان آنها بالذات مقصود نبوده است. موضوعات مرتبط: جهان شناسی برچسبها: جهان شناسی [ یکشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 7:57 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||