ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

قرآن در کلام رهبری – سوره فصلت آیه 30

عکس نوشته قرآنی انگلیسی

منبع : پایگاه حوزه نت

متن آیه:

إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلائِکةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی کنْتُمْ تُوعَدُون

ترجمه:

به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!

موضوع:

استقامت یعنی پایبندی به ارزش ها

کلام رهبر1:

اگر این پایبندی به ارزشهای اساسی وجود داشت -که این شاخص اوّل[انقلابیگری] بود- حرکت، حرکت مستمر و مستقیم خواهد بود و در تندباد حوادث، این حرکت تغییر پیدا نمیکند. [امّا] اگر این پایبندی وجود نداشت، نقطه ی مقابل این پایبندی، عمل گرایی افراطی است؛ یعنی هر روزی به یک طرف رفتن و هر حادثه ای انسان را به یک طرف کشاندن: میکِشد از هر طرف، چون پَر کاهی مرا وسوسه ی این وآن، دمدمه ی خویشتن این میشود عمل گرایی؛ هر روزی انعطاف به یک جهت و به یک سمت؛ این منافات دارد با آن پایبندی. در تعبیر قرآنی، این پایبندی به ارزشها را «استقامت» نام نهاده اند: فَاستَقِم کَمآ اُمِرتَ وَ مَن تابَ مَعَک آیه ی قرآن در سوره ی مبارکه ی هود- یا اِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَةُ اَلّا تَخافُوا وَ لَا تَحزَنوا وَ اَبشِروا بِالجَنَّة؛ در تعبیر قرآنی، اسم این پایبندی به مبانی و ارزشها استقامت است.

موضوع:

استقامت؛ ویژگی امام خمینی تا پایان عمر

کلام رهبر2:

تا روزهای آخر زندگی، هیچ کس در حرف و عمل امام بزرگوار ما، نشانی از افسردگی و تردید و خستگی و وادادگی و تسلیم طلبی پیدا نکرد. بسیاری از انقلابی های دنیا وقتی که از دوران جوانی خارج میشوند و به پیری میرسند، دچار تردید میشوند، دچار محافظه کاری میشوند؛ حتّی گاهی حرفهای اصلی خودشان را هم پس میگیرند. بیانیه های امام در سالهای آخر عمر، حتّی از سخنان سال ۴۲ ایشان گاهی انقلابی تر بود، تندتر بود، قوی تر بود؛ پیر میشد، اما دل او جوان بود، روح او زنده بود؛ این همان استقامتی است که در قرآن کریم میفرماید: «و ان لو استقاموا علی الطّریقة لاسقیناهم ماء غدقا». در آیه ی دیگر میفرماید: «انّ الّذین قالوا ربّنا الله ثمّ استقاموا تتنزّل علیهم الملائکة».

موضوع:

اهل استقامت بودن؛ از معیارهای کاندیدای اصلح

کلام رهبر3:

مردم علاوه بر همت بر حضور، همت بر انتخابِ خوب هم داشته باشند. همان طور که عرض کردیم، یک انتخاب خوب، یک انتخاب درست، نه فقط در طول چهار سال، گاهی در طول ده ها سال تأثیراتش برای کشور باقی میماند. برای انتخابِ خوب باید فکر کرد، باید معیارها را شناخت. من ان شاءاللّه در آینده مطالبی عرض خواهم کرد؛ اما اجمالاً معیار اصلی این است که کسانی سر کار بیایند که همتشان بر حفظ عزت و حرکت کشور در جهت هدفهای انقلاب باشد. آنچه ما در این سالهای طولانی از خیرات و برکات به دست آورده ایم، به برکت هدفهای انقلاب بوده است؛ هر جائی که ما کم آوردیم، عقب ماندیم، شکست خوردیم، به خاطر غفلت از هدفهای انقلاب اسلامی و هدفهای اسلامی بوده است. کسانی سر کار بیایند که مصداق: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا» باشند؛ اهل استقامت، اهل ایستادگی باشند؛ زرهی پولادین از یاد خدا و از توکل به خدا بر تن خودشان بپوشند و وارد میدان شوند.

موضوع:

ایستادگی علمی ملت ایران در برابر جبهه بندی استکبار جهانی

کلام رهبر4:

یکی از ارکان و ستونهای اصلیِ ایستادگی کنونی ملت ایران عبارت است از پیشرفتهای علمی کشور؛ که به دنبال این پیشرفتهای علمی، پیشرفتهای عملی و اجرائی هم در موارد بسیاری بوده. ایستادگی ملت ایران، در دنیا یک حادثه ی باشکوه است. ما توی قضیه قرار داریم. آن کسانی که از بیرون نگاه میکنند، عظمت این ایستادگی را بیشتر احساس میکنند.

شما ملاحظه کنید؛ قدرتهای اقتصادی اول دنیا، قدرتهای علمی درجه ی یک دنیا، قدرتهای نظامی و امنیتی ردیف اول دنیا، امروز یک جبهه ی وسیعی را در مقابل این ملت تشکیل دادند. اینجور نیست؟ هر کاری هم از دستشان برمی آید، دارند میکنند. تهدید امنیتی میکنند، تهدید اجتماعی میکنند، تهدید سیاسی میکنند، دانشمند ما را ترور میکنند، تحریم میکنند، فشارهای سیاسی فراوان وارد میکنند، دائم تهدید به تحرک نظامی میکنند، در داخل تا هر جا دستشان برسد، فتنه انگیزی و آشوب آفرینی میکنند؛ اما ملت ایران و جمهوری اسلامی با کمال قدرت و استقامت در مقابل همه ی اینها ایستاده؛ آن «بله»ای را که به زور میخواهند از او بگیرند، آن «بله» را نمیدهد. آن «بله» عبارت است از تعظیم در مقابل قدرت مسلط جهانی - نظام سلطه - این کار را نمیکند.

ما که در مقابل نظام سلطه ی جهانی «نه» میگوئیم، این نه، «نه»ی به علم نیست، «نه»ی به تمدن نیست، «نه»ی به پیشرفت نیست، «نه»ی به تجربه های متراکم بشری نیست؛ «نه» به سلطه طلبی و زیاده خواهی و استعباد و به زیر مهمیز کشیدن ملتهاست؛ این «نه» را ما گفتیم، پایش هم ایستادیم؛ «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا». ایستادگی ملت ایران، خیلی ایستادگی باشکوهی است.

یک رکن مهم این ایستادگی، علم است. این علم است که به ما اعتماد به نفس داده. اگر امروز نفت ما را شرکتهای خارجی باید می آمدند استخراج و پالایش میکردند، گاز ما را باید آنها لوله کشی میکردند، اگر نظام سلامت ما وابسته ی به متخصصین خارجی و عمدتاً فرنگی بود، اگر تغذیه ی ما دست آنها بود، اگر کشت و صنعت ما دست اسرائیلی ها بود، اگر صنعت هسته ای ما در صورتی که بنا نبود در آرزوی آن بمیریم و یک چیزی وجود میداشت، در اختیار فرانسه و آلمان و دیگران بود، ما امروز این اعتماد به نفس را نداشتیم، قدرت این ایستادگی نبود، این عزت و این شرف وجود نمیداشت.

اگر ما برای ساختن یک سد، برای ساختن یک نیروگاه، برای ساختن یک بزرگراه، برای ساختن یک تونل، برای ساختن سیلوهای گندم، دستمان به سمت صنعتگران و دانشمندان شرق و غرب دنیا دراز بود، ملت ما احساس عزت نمیکرد؛ مسئولین کشور هم آبروی اظهار وجود در قبال استکبار جهانی را نداشتند؛ نه چنین اعتماد به نفسی وجود داشت، نه چنین قوت اراده ای وجود داشت، نه چنین عزمی وجود داشت. کی برای ما جاده ساخت و تونل ساخت و نیروگاه ساخت و سد و پل و بزرگراه و سلولهای بنیادی و انرژی هسته ای را درست کرد؟ دانشگاه. این دانشگاه بود که به ملت ایران کمک کرد تا بتواند عزت نفس خودش را حفظ کند، آبروی خودش را حفظ کند و در مقابل زیاده خواهی دشمنان سینه سپر کند. مسئولین کشور هم از این جهت مدیون دانشگاهند.

موضوع:

استقامت و پایداری ملت ایران

کلام رهبر5:

انقلاب اسلامی یک استثناء است. انقلاب اسلامی حرکتی بود که با اهداف مشخصی - ولو آن اهداف که مشخص هم بود، در یک جاهائی کلی بود؛ بتدریج خرد شد، روشن شد، مصادیقش معلوم شد؛ اما اهداف، اهداف روشنی بود - به وجود آمد. هدف اسلام خواهی، هدف استکبارستیزی، هدف حفظ استقلال کشور، هدف کرامت بخشی به انسان، هدف دفاع از مظلوم، هدف پیشرفت و اعتلای علمی و فنی و اقتصادی کشور؛ اینها اهداف انقلاب بوده. انسان وقتی در فرمایشات امام (رضوان اللَّه علیه) و در اسناد اصلی انقلاب اینها را نگاه میکند، می بیند که همه ی اینها در متون اسلامی هم ریشه دارد.

مردمی بودن، متکی به ایمان مردم، عقاید مردم و انگیزه های مردمی و عواطف مردمی، جزو پایه های اصلی انقلاب است. این خط ادامه پیدا کرده؛ این خط انحراف پیدا نکرده، این خط زاویه نخورده. امروز سی و دو سال از انقلاب میگذرد؛ این خیلی حادثه ی مهمی است. این ثبات انقلاب و استقرار انقلاب که ما میگوئیم، یعنی این. ما یک حرفی را زده ایم: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا». ملت ایران «ربّنا اللَّه» را گفت، پایش ایستاد. این ایستادن پای این سخن، از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.

امروز شما جوانهائی که این بیانات پرنشاط و شاداب و صادقانه و پرتپش را اینجا مطرح کردید، احتمالاً هیچکدامتان در آغاز انقلاب در این دنیا نبودید، دوره ی انقلاب را ندیدید، دوره ی جنگ را ندیدید، زمان امام را درک نکردید؛ اما خط، همان خط است؛ راه، همان راه است؛ هدف، همان هدفهاست؛ مطالبی که گفته میشود، درست همان مطالبی است که آن روز اگر میخواستیم بگوئیم، میگفتیم. من هفته ای یک بار دانشگاه تهران می آمدم و آنجا با دانشجوها جلسه داشتیم و نماز میخواندیم؛ بعد از نماز هم پاسخ به سؤالات و سخنرانی بود که مدتها ادامه داشت. همان حرفهائی که آن وقت ما آنجا میگفتیم و دانشجوها میگفتند، همان حرفهاست؛ البته امروز پخته تر است، سنجیده تر است، کارشناسانه تر است. احساسات به همان اندازه وجود دارد، اما در مطالبی که امروز توی محیط دانشجوئی گفته میشود، عقلانیت، بیشتر از آن زمان است؛ این خیلی باارزش است.

موضوع:

از آنِ اراده ی مصمم بودنِ پیروزی در قیام های مردمی

کلام رهبر6:

[تجربه های انقلاب کبیر اسلامی ایران که امروز می تواند به کار قیام ملت مسلمان مصر بیاید اینها است:] . در هر قیام مردمی، جنگ واقعی بین اراده ها است. هر طرفی که مصمم تر باشد و سختی ها را تحمل کند پیروز قطعی است. قرآن به ما می آموزد که: «إنّ الّذینَ قالُوا رَبُّنُا اللَّه ثُمَّ استَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَه ألَّا تَخافُوا وَ لا تَحزَنُوا وَ أبشِرُوا بِالجَنَّهِ الَّتی کُنتُم تُوعَدونَ» وبه پیامبرش می فرماید: « فَلِذَٰلِکَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ » دشمن می کوشد با زور و فریب، اراده ی شما را تضعیف کند. مراقب باشید اراده ی شما سست نشود.

موضوع:

ایستادگی بر اصول و مبانی، عامل اثرگذاری و ماندگاری در تاریخ

کلام رهبر7:

به گمان من، از جمله ی برترینهای این راه، شهدای هفتم تیر بودند. بسیاری از اینها را ما از نزدیک میشناختیم؛ یا در جریان مبارزات، یا در جریان حوادث بعد از پیروزی انقلاب، اینها را آزموده بودیم، دیده بودیم، شناخته بودیم؛ حقیقتاً جان، بر کف دست داشتند و آماده ی شهادت بودند. اگر به آنها خبر میرسید که در این راه شهید خواهند شد، نه فقط مرعوب نمیشدند، خائف نمیشدند، بلکه خرسند میشدند؛ بشارتی بود برای آنها. در رأس همه ی آنها هم، شهید بزرگوار و عزیز ما، شهید آیةاللَّه بهشتی بود؛ یک انسان معتقد، مؤمن، مخلص، صادق، جدی در کار؛ آنچه میگفت، معتقد بود؛ و به آنچه معتقد بود، در عمل ملتزم بود.

خطر را هم میشناخت؛ میدانست میدان، میدان مین است. هر آنی، هر ساعتی بیم از دست دادن جان هست؛ لیکن در عین حال بی محابا، با نگاه به هدف، در این راه پیش میرفت و نمیهراسید. یکی از خصوصیات این شهید عزیز این بود. منطقی بود، پایبند به اصول و مبانی بود؛ یک اصولگرای به معنای حقیقی کلمه محسوب میشد. بر سر اصول با کسی ملاحظه نمیکرد. ما میدیدیم؛ بعضی ها سعی میکردند با حیله و ترفند و روشهای متعارف و معمول، او را جذب کنند یا از مواضع خود تنزل بدهند، او را وادار به مماشات کنند؛ لیکن او بر سر مواضع خود محکم ایستاده بود.

شخصیتهای تاریخی و اثرگذار، اینجور شکل میگیرند؛ اینجور در جامعه ظهور میکنند و ماندگار میشوند؛ «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا» گفتن، آسان است؛ عمل کردن، دشوار است؛ استمرار عمل، بمراتب دشوارتر است. بعضی فقط میگویند؛ بعضی این گفته را در عمل هم نشان میدهند، اما نمیتوانند در مقابل حوادث عالم، در مقابل طوفانها، در مقابل تمسخرها، در مقابل طعنه زدنها، در مقابل دشمنی های غیرمنصفانه طاقت بیاورند، لذا متوقف میشوند؛ بعضی به این اکتفاء هم نمیکنند که متوقف بشوند، عقبگرد میکنند؛ می بینید دیگر.

آن کسی که میگوید، از سر اعتقاد خالص و جازم؛ و می ایستد بر سر گفته ی خود، از سر تصمیم مؤمنانه و شجاعانه؛ و استمرار میدهد این حرکت را با صبری که خدای متعال در قرآن فرموده است: «و اللَّه یحبّ الصّابرین» مایه ی محبت خدای متعال است - این ارزش پیدا میکند؛ این میشود شخصیتی که نام او اثر میگذارد، راه او برای رهروان دستور راه میشود و چهره ی او باقی میماند. رحمت خدا بر شهید بهشتی؛ رحمت خدا بر آن کسانی که با او به شهادت رسیده اند؛ رحمت خدا بر شهدای راه اسلام. و اثر نقد و فوری این شهادت این بود که نظام اسلامی در آنِ واحد، هم خلوص بیشتری پیدا کرد، هم حقانیت او ثابت شد، هم واقعیت او در جامعه استقرار پیدا کرد.

خاصیت این شهادت، این بود. نقابها از چهره ها افتاد، منطق مستحکم جمهوری اسلامی و منطق امام بزرگوار تثبیت شد و نظام نوپای جمهوری اسلامی، آن روز استحکام پیدا کرد؛ توانست حرکت کند. در آن شرائط دشوار، در حالی که دشمن - دشمن نظامی، متجاوز - خود را در بخش مهمی از منطقه ی حساس خاک جمهوری اسلامی پهن کرده بود - ببینید چه شرائطی بود آن شرائط دشوار، و چه حادثه ی بظاهر تکان دهنده ای بود - اما این شهادت، چه تأثیر سازنده و عظیمی را بر انقلاب گذاشت. عزیزان من! تا وقتی در قاموس ما، در فرهنگ ما، در منطق ما، شهادت بر همین سطح از اعتبار وجود داشته باشد، بدانید هیچ قدرتی - چه قدرتهای مستکبر کنونی، و چه بمراتب قوی تر از اینها - نخواهد توانست بر جمهوری اسلامی و ملت ایران فائق بیاید.

موضوع:

نترسیدن از دشمن نتیجه ایستادگی در راه حق

کلام رهبر8:

امروز امریکا قدرتش، هیمنه اش، ابهت ابرقدرتی اش در چشم ملتها ریخته و ملتها بیدار شده اند؛ جرئت و جسارت پیدا کرده اند. و عامل اصلی شما هستید؛ شما ملت ایران، شما جوانها، که قیام کردید، ایستادید، انقلاب کردید، حرف حقی را زدید، پای آن حرف ایستادید. «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا»؛ استقامت کردید. نتیجه این است که خدای متعال رحمت و برکتش را بر شما نازل میکند؛ «تتنزّل علیهم الملائکة الّا تخافوا و لاتحزنوا». خوف از دشمن در دل جوانان ایرانی نیست. جوانان ما از دشمن نمیترسند. حزن و اندوه بر اینکه زیر سلطه ی دشمنند، در دل آنها نیست. «الّا تخافوا و لاتحزنوا»؛ خوف نداشته باشید، حزن و اندوه نداشته باشید. این پیام ملائکه ی الهی و فرشتگان الهی به شماست.

موضوع:

ایستادگی راز آسیب ناپذیری جمهوری اسلامی در مقابل تهاجم های گوناگون

کلام رهبر9:

وضع دنیا را نگاه کنید. شما یک حقیقت جدیدی را دارید به دنیا معرفی میکنید. نظام دنیا بخصوص بعد از پیدا شدن پدیده ی استعمار و بخصوص در این دو قرن اخیر و باز بالخصوص در آن دوره ی سلطه ی استعمار که منتهی شد به جنگهای بزرگ این قرن، بر اساس سلطه پذیری و سلطه گری بود. چند کشور، چند تا دولت، به دلیل خاصی، سلطه گری میکنند و به نظر خودشان باید هم بکنند! بقیه ی دولتها و بقیه ی ملتها هم باید سلطه پذیری داشته باشند؛ باید زیر سلطه باشند و باید این سلطه را بپذیرند. به قول این نویسنده ی جامعه شناسِ معروف غربی که منتقد سیاستهای غرب و امریکاست، در حقیقت ثروتمندان کشورهای سلطه گر، اغنیای کشورهای سلطه گرند.

سلطه مال آنهاست، مال همه ی آن کشورها هم نیست. و ثروتمندان کشورهای سلطه پذیر هم باید در خدمت آنها قرار بگیرند؛ و قرار میگیرند. درست هم هست؛ تحلیل درستی است. شما آمدید این نظام پذیرفته شده ی جاافتاده ی ظالمانه ی جهانی را انکار کردید و پایش هم ایستادید؛ مهم این است. «إنّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا» این مهم است. حرف خوب، شعار خوب، پدیده ی حکومت مردمی، پدیده ی انقلاب مردمی، مکرراً و متعدداً در خیلی جاهای دنیا بوده؛ اما اینکه این پدیده بتواند خودش را نگه دارد، بتواند این نهال ریشه بدواند، بتواند این پیکره خودش را در مقابل تهاجمهای گوناگون آسیب ناپذیر کند که بیست و هشت سال از عمرش بگذرد و کارهای بزرگی را انجام بدهد و مخالفان خودش را به چالش بکشد؛ آن هم مخالفان متکبری که هیچ وقت حاضر نبودند خودشان را دهن به دهن کنند با یک کشور به اصطلاح خودشان جهان سومی، اینها نشاندهنده ی این است که یک مقطع جدیدی را شما آغاز کرده اید. این را قدر بدانید. اهمیت این مسئولیت بزرگ را بدانید.

موضوع:

استقامت، عامل سلب اندوه و ترس از انسان و جامعه

کلام رهبر 10:

ملت عزیز ما! مردم عزیز گرمسار! خدای متعال وعده ی قطعی کرده است که: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا تتنزّل علیهم الملائکة الّا تخافوا و لاتحزنوا»؛ استقامت در راه درست نتیجه اش این است که خدای متعال اندوه و ترس را از یک انسان و یک جامعه سلب می کند و موفقیت را نصیب آنها می کند. ما راهی که انتخاب کردیم، راه خداست. راه خدا فقط به معنای عبادت کردن و در کنج نشستن نیست؛ راه خدا یعنی به سعادت رساندن جامعه ی انسانی. ملت ما این راه را انتخاب کرد؛ یعنی راه عدالت، راه انصاف، راه عبودیت الهی، راه برابری انسانها، راه برادری انسانها با یکدیگر و راه اخلاق نیکو و پسندیده و فضیلتهای انسانی؛ و در این راه پافشاری هم کرده است؛ با سختیهایی که در این راه هست، مقابله کرده و از آنها نهراسیده است. ان شاءاللَّه میوه های شیرین و دلنشین این ایستادگی را خدای متعال به او خواهد چشاند.

موضوع:

لزوم استقامت در حفظ نیت الهی

کلام رهبر11:

شما چهار سال، یعنی حدود 1450 روز وقت دارید. هر روزی که می گذرد، یکی از این عددها برداشته می شود و مجموعه به صفر نزدیک می شود. هر یک روزتان غنیمت است. این 1450 روز، چشم انداز و گستره ی وسیعی است. برای این مدتِ نسبتاً طولانی خیلی کارها می شود کرد. امیرکبیر که یک چهره ی ماندگار در تاریخ ماست و واقعاً کارهای بزرگی هم کرده، همه ی حکومت او سه سال بود؛ یعنی یک سال از مدتی که بناست علی العجاله شما در این مسؤولیت مشغول باشید، کمتر است؛ اما آنقدر این کار، مهم و بزرگ و جدی بود که تاریخ امیرکبیر را فراموش نمی کند؛ والّا قبل از این که بیاید در رأس صدارت قرار بگیرد، و بعد که به کاشان تبعید شد، دیگر چیزی در پرونده ی او وجود ندارد؛ همین سه سال است. بنابراین، این چهار سال وقت کمی نیست؛ یک گستره ی طولانی است. از الان که شما شروع کنید و به آفاق بلندی که جلوی چشم دارید، نگاه کنید، همه کار می توانید انجام دهید.

روزی خواهد رسید که شما وقتی به جلوی رویتان نگاه می کنید، می بینید دیگر فرصتی باقی نمانده؛ مثلاً سه ماه یا شش ماه مانده. در آن سه ماه و شش ماه، دیگر نمی شود کار جدی انجام داد؛ مگر استمرار و به نتیجه رساندن این کارها. از الان به فکر باشید و یک روز را هم غنیمت بشمارید؛ یعنی یک روز هم نباید هدر برود. این طور نباشد که بگوییم چهار سال وقت هست؛ ان شاءاللَّه سرِ فرصت به کار می رسیم؛ نه، از همین روز اول و ساعت اول باید کار را به طور جدی شروع کنید. چون می دانم نیت هایتان خوب و خدایی است و برای خدمت وارد این مقوله شده اید، مطمئنم که اگر ان شاءاللَّه همین نیت را برای خودتان حفظ کنید، خدای متعال کمک خواهد کرد. البته بدانید حفظ نعمت بمراتب مشکل تر از کسب نعمت است. در قرآن می گوید: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا». فقط «ربّنا اللَّه» گفتن کافی نیست؛ «ثمّ استقاموا» هم لازم است؛ آن وقت «تتنزّل علیهم الملائکه»

استقامت کردن اساس کار است؛ والّا یک وزنه ی سنگین را آدم ضعیفی مثل بنده هم ممکن است بردارد و یک لحظه سرِ دست بلند کند؛ لیکن نمی تواند نگه دارد؛ آن را می اندازد. قوی و کننده ی کار، کسی است که بتواند این وزنه ی سنگین را ظرف مدت لازم سرِ دستش نگه دارد. خیلی از ماها نیت هایمان خوب است و با نیتِ خوب وارد می شویم؛ اما نمی توانیم این نیت را نگه داریم؛ این نیت در اثنای راه به موانعی برخورد می کند؛ سایش پیدا می کند؛ کمرنگ و ضعیف می شود و احیاناً یک جاذبه ی قویِ معارضی دل را - که جایگاه نیت، دل است - به سوی خودش جذب می کند؛ یک وقت نگاه می کنید، می بینید اصلاً نیت رفت؛ نیت یک چیز دیگر شده؛ آن وقت راه انسان عوض می شود.

اگر می بینید بعضی ها «ربّنا اللَّه» را گفتند، اما امروز به جای کعبه رو به بتکده دارند؛ شعارِ خوب را دادند، اما امروز 180 درجه در جهت عکس آن شعار حرکت می کنند، عاملش این است؛ نتوانستند نگه دارند. چرا نتوانستند؟ چون در اثنای راه، جاذبه ها پیدا می شود.

موضوع:

ایستادگی صادقاته نیروی هوایی در دوران دفاع مقدس

کلام رهبر12:

شاید روز اوّل یا دوم جنگ بود که چند نفر از بزرگان نظامیِ آن روز کاغذی به من دادند که در آن طبق آمار نشان داده شده بود که ما حداکثر تا بیست روز دیگر پرنده ای در آسمان کشور نخواهیم داشت؛ نه ترابری و نه جنگنده. من هنوز آن کاغذ را نگه داشته ام. به ما می گفتند اصلاً امکان ندارد؛ اما جوانان ما - از خلبان ما، فنّی ما، پدافندی ما، همه و همه - دست به هم دادند و هشت سال جنگ را بدون این که ما چیز قابل توجّهی به موجودی ارتش اضافه کرده باشیم، اداره کردند؛ آن هم در مقابل پشتیبانیهای جهانی از رژیم صدّام. به آن رژیم هواپیما و امکانات راداری و پدافندی می دادند و مدرنترین وسایل و تجهیزات را در اختیارش می گذاشتند؛ اما نیروی هوایی ایستادگی کرد: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا ».

خیلیها هستند که به مبدأ و فکری ایمان می آورند و وارد دایره ی مؤمنین می شوند؛ اما وقتی مشکلات پیدا شد و تکالیف سنگین گردید، پس می زنند. کسانی مورد مدح الهی هستند که وقتی بلی را گفتند و وارد میدان شرف و صداقت شدند، بر آن پای بفشرند، و نیروی هوایی ما پای فشرد. این گواهی من است، آن هم گواهی از نزدیک. این را می گویم برای این که شما جوانان نیروی هوایی - که خیلی از شما آن روزها را درک نکرده اید و آن شخصیتها را هم ندیده اید؛ خیلی از شما «بابایی» و «ستّاری» و دیگر چهره های برجسته ی نیروی هوایی را ندیده اید - بدانید که نسل قبل از شما چه کار برجسته ای انجام داد و چه خدمت بزرگی به کشور و نظام اسلامی کرد. امروز شما همان بار سنگین را بر دوش دارید. روز اوّلِ انقلاب با بیست وپنج سال بعد از انقلاب، از لحاظ سنگینی مسؤولیت، هیچ تفاوتی ندارد، جز این که هرچه پیش می رویم، کار پیچیده تر و ظریفتر و دقیقتر می شود و این متوجّه به شماست.

موضوع:

استمرار راه انقلاب با استقامت و پایداری

کلام رهبر13:

در این حرکت تاریخی، هم مردم قم و هم حوزه ی معظّم و جلیل القدر علمیه ی قم نقش داشتند. جوانان و مرد و زن قم، قبل از آن حرکت و با آن حرکت، نشان دادند که پایبندی آنها به اسلام، لقلقه ی زبان نیست و حوزه ی علمیه ی قم و مراجع معظّم قم در آن روز نیز ثابت کردند که ظرفیت و استعداد هدایت یک موج عظیم مردمی را در این اقیانوس بیکران دارا هستند. اینها چیزهایی نیست که زایل شود. امروز هم همان ایمان، همان مردم و همان حوزه ی علمیه در قم استوار است؛ لذا قم محور اساسی انقلاب بوده و خواهد بود.

جوانان قم نقش و سهم بسیار بزرگ خود را فراموش نکنند. آن روز، روز شروع بود؛ امروز، روز استمرار در صراط مستقیم است. اگر آن روز آن حرکت مهم بود، امروز هم دقّت و احتیاط برای زاویه نخوردن به صراط مستقیم و منحرف نشدن مهم است. خداوند متعال به پیغمبر و اصحاب پیغمبر فرمود: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا»؛ یعنی در این راه بمانید و استقامت کنید؛ راه را گم نکنید؛ خط را اشتباه نکنید؛ هدف را فراموش نکنید. این خطاب به ما و خطاب به همه ی ملت ایران است.

وقتی با همان نیّت و با همان عزم، یک ملت راه خود را استمرار بخشید و از تاب و توان نیفتاد - که نمی افتد - دروازه های مدینه ی موعود الهی - مدینه ی سعادت - به روی مردم باز خواهد شد. بعد از پیروزی انقلاب همه ی همّت دشمنان انقلاب و مستکبران در این متمرکز بود که حالا که کار از دستشان دررفت، شاید بتوانند راه این راهروان را منحرف کنند؛ همچنان که در قیام مشروطه کردند. همه یا بیشترِ تلاش این بیست وپنج ساله بر این موضوع متمرکز بود که این خطّ الهی و این راه صحیح و صراط مستقیم گم نشود. البته فضلا، جوانان، بزرگان و مراجع معظّم حوزه در این زمینه مسؤولیت سنگینی دارند؛ همه سهیمند. هوشمندی مردم، شجاعت و روح صفا و آزادگی آنها - که بحمداللَّه در همه جای کشور متجلّی است و در قم به صورت نمایانی وجود دارد - تضمین کننده ی تداوم این راه است.

موضوع:

لزوم ثابت قدم بودن مسئولان در راه خدمت رسانی

کلام رهبر14:

اوّلین نکته ای که می خواهم به همه ی شما توصیه کنم، این است که در این راه [خدمت رسانی] ثابت قدم باشید و آن را ادامه دهید. شروع، چیز مبارکی است؛ اما کافی نیست. «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا تتنزّل علیهم الملائکة». وقتی استقامت ورزیدید، در راهی پای فشردید و آن را استمرار دادید، ارزش آن مضاعف می شود. به شروعِ خوب اکتفا نکنید؛ بنا را بگذارید بر ادامه ی راه، همراه با دقّت و ملاحظه و مراعات همه ی شرایطی که برای ادامه ی این راه لازم است. بنابراین راه خدمت رسانی و اهتمام به آن را ادامه دهید.

موضوع:

عبودیت باعث نزول فرشتگان خدا به شرط استقامت

کلام رهبر15:

دل و جان ما در برخورد با حوادث روزمرّه ی زندگی، به طور دائم در حال فرسایش است. باید حساب این فرسایشها را کرد و جبران آن را با وسایل درست، پیش بینی نمود، و الّا انسان از بین خواهد رفت. ممکن است انسان از لحاظ مادّی و صوری، تنومند و فربه هم بشود؛ اما اگر به فکر جبران این سایشها نباشد، از لحاظ معنوی نابود خواهد شد. قرآن می فرماید: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا تتنزّل علیهم الملائکة». «ربّنا اللَّه» یعنی اعتراف به عبودیّت در مقابل خدا و تسلیم در مقابل او. این چیز خیلی بزرگی است؛ اما کافی نیست. وقتی می گوییم «ربّنا اللَّه»، برای همین لحظه ای که می گوییم، خیلی خوب است؛ اما اگر «ربّنا اللَّه» را فراموش کردیم، «ربّنا اللَّه» امروزِ ما دیگر برای فردای ما کاری صورت نخواهد داد. لذا می فرماید: «ثمّ استقاموا»؛ پایداری و استقامت کنند و در این راه باقی بمانند. این است که موجب می شود «تتنزّل علیهم الملائکة»، والّا با یک لحظه و یک برهه خوب بودن، فرشتگان خدا بر انسان نازل نمی شوند، نور هدایت و دست کمک الهی به سوی انسان دراز نمی شود و انسان به مرتبه ی عباد صالحین نمی رسد. باید این را ادامه داد و در این راه باقی ماند؛ «ثمّ استقاموا». اگر بخواهید این استقامت به وجود آید، باید به طور دائم مراقبت کنید که این بارِ مبنای معنویت از سطح لازم پایین نیفتد.

موضوع:

از بین رفتن حزن و اندوه در صورت استقامت در راه خدا

کلام رهبر 16:

چند واژه در قرآن هست؛ من ارتباط این چند واژه و تعبیر را در قرآن عرض کنم. البته این بحثها، بحثهایی است که خوب است مسؤولان نظام در فرصتهای مناسب، به اینها هم بپردازند. یکی از این چند واژه، واژه ی «استقامت» است: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا تتنزّل علیهم الملائکة الّا تخافوا و لا تحزنوا»؛ کسانی که پایداری و استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنها نازل می شوند؛ یعنی در همین حالِ حیات دنیوی شان، با ملکوت اعلی ارتباط پیدا می کنند؛ یعنی از لحاظ روحی و فکری و روانی، یک ذخیره ی تمام نشدنی پیدا می کنند و هیچ خوف و بیم و اندوهی بر آنها سایه نخواهد افکند. بیم در مقابل خطرهایی است که ممکن است در این راه انسان را تهدید کند. وقتی انسان ترس نداشت، جری تر و با قدرتِ بیشتر و روحیه ی بهتر در این راه پیش می رود و به هدف نزدیکتر می شود. انسان وقتی حزن و اندوه ندارد، به خاطر این است که چیزی را از دست نمی دهد.

اوّلاً موفّقیتهای این راه زیاد است؛ ثانیاً اگر انسان چیزی را هم از دست بدهد، چون در راه وظیفه و انجام تکلیف الهی است، وجدانش آسوده است؛ مثل خانواده های شهدا که بچه های آنها شهید شده اند و داغدیده اند، اما درعین حال دلهایشان شاد است. اینها فرق دارند با کسانی که این حادثه برای آنها بر اثر غیر شهادت پیش آمده است.

موضوع:

چایستادگی عامل پیروزی و موفقیت ملت ها

کلام رهبر17:

ملتهایی که برای هدفهای خود ایستادگی می کنند، موفّقند. ممکن است این موفّقیت، در کوتاه مدت به چشم آدمهای کوتاه بین نیاید؛ اما بدون تردید این موفقّیت، تثبیت شده است و برو برگرد ندارد. موازنه ی قدرت در دنیا، همه اش به یال و کوپال ظاهری و به چهره ی ابرقدرتی نیست؛ ایستادگی لازم است. ملت ما هم ایستادگی کرد و پیروز شد - هم در انقلاب، هم در جنگ، هم در دوران بعد از جنگ - امروز هم ایستادگی می کند و پیروز می شود. این فشارهایی که شما مشاهده می کنید - فشار تبلیغاتی، سیاسی، اقتصادی، یارگیریهای خائنانه و رذالت آمیز از درون کشور به وسیله ی دشمن - به خاطر این است که ملت ایران طبق آیه ی شریفه ی «قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا»، سخن حق و خواسته ی مشروع و منطقی خود را - که در دست گرفتن امور خود و قطع دخالت بیگانگان و تکیه به حکم و دین الهی است - با صدای رسا اعلام کرده و پای آن محکم ایستاده است. اما چه کسی در این خصوص پیروز خواهد شد؟ ملت و ایستادگی اوست که پیروز خواهد شد.

موضوع:

وعده ی پیشرفت و موفّقیت در همه ی ابعاد زندگی برای اهل استقامت

کلام رهبر18:

همه ی سعی دولت محترم و خدمتگزار، این باشد که ارزشهای اسلامی را هر چه بیشتر در جامعه زنده کند. بالاترین ارزش هم، ارزش تقواست. تقوا عاملی است که ما را در راه اسلام حفظ می کند. تقوا یعنی این که مواظب خود باشیم. این امر به گروه خاصّی اختصاص ندارد و هر فردی را در هر جا که هست و هر عضوی از اجزای دولت را - از اجزای عالی رتبه تا کارمندان معمولی - در بر می گیرد. هر فردی از آحاد مردم، در هر جای کشور که زندگی می کند، مراقب باشد که از جاده ی اسلام تخطّی نکند.

اسلام وعده ی نصرت داده است. قرآن وعده ی پیشرفت و موفّقیت در همه ی ابعاد زندگی داده است و دنیا و آخرت ملت را آباد می کند. همچنان که به فضل پروردگار، در همین مدت کوتاه که اسلام در این کشور حاکم شده است، کارهایی برای زندگی مردم انجام شده که قابل مقایسه با دوران گذشته نیست. خدماتی که در این مدت به طبقات محروم شده است، با آنچه که قبل از پیروزی انقلاب انجام گرفته، قابل مقایسه نیست و این همه، با وجود همه ی مشکلاتی صورت گرفته است که علیه این کشور به وجود آورده اند. راه اسلام، راه سعادت است و ملاک پایبندی به اسلام، رعایت تقواست.

این امر را هر کسی در عمل شخصی خود می تواند بفهمد و مواظب خود باشد. تقوا این است. برادران و خواهرانی که در گوشه و کنار این کشور هستید! مراقب باشید که از آنچه رضای خدا در آن است، تخطّی نکنید. تابع شهوات نفس نشوید، تا راه خدا را گم نکنید. مسؤولین کشور هم این مسأله را رعایت کنند. قوای محترم مقنّنه، قضائیّه و مجریّه که بحمداللَّه در این راه هستند، به رعایت تقوا بکوشند.

موضوع:

تعلیم قرآن مبنی بر، بیان کردن حرف حق و اصرار و پافشاری بر آن در مقابل دشمنان

کلام رهبر19:

ما تسلیم ظلم نمی شویم. تسلیم زورگوییها و گستاخیهای وقیحانه ی امریکا و قدرتهای متّحد امریکا نمی شویم. قرآن به ما یاد داده است که حرف حق را با قدرت بزنیم و بر آن پافشاری و اصرار کنیم و نیرویمان را برای آن بسیج نماییم. خدای متعال هم برکت خواهد داد و کمک خواهد کرد؛ همچنان که سرنوشت ما در این پانزده سال ماجرای حماسی ملت ایران این را اثبات می کند.

تفسیر:

نزول فرشتگان بر مؤمنان با استقامت

می دانیم روش قرآن برای تبیین مطالب این است که امور متضاد را در برابر هم قرار می دهد تا با مقایسه با یکدیگر وضع آنها به خوبی روشن گردد، و از آنجا که در آیات گذشته سخن از منکران لجوجی در میان بود که بر کفر پافشاری داشتند، و خداوند آنها را به عذابها و کیفرهای مختلف تهدید می کند، در آیات مورد بحث سخن از مؤمنانی است که در ایمانشان راسخ و پا بر جا هستند، و خداوند به هفت پاداش و موهبت که برای آنها قرار داده اشاره می کند که غالبا نقطه مقابل کیفرهای گذشته است.

نخست می گوید:" کسانی که می گویند پروردگار ما اللَّه است، سپس بر سر گفته خود می ایستند و کمترین انحرافی پیدا نمی کنند، و آنچه لازمه آن است در عمل و گفتار نشان می دهند فرشتگان الهی بر آنها نازل می شوند که نترسید و غمگین مباشید" (إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلائِکةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا).

چه تعبیر جامع و جالبی که در حقیقت همه نیکی ها و صفات برجسته را در بر دارد، نخست دل به خدا بستن و ایمان محکم به او پیدا کردن، سپس تمام زندگی را به رنگ ایمان در آوردن و در محور آن قرار دادن.

بسیارند کسانی که دم از عشق اللَّه می زنند، ولی در عمل استقامت ندارند، افرادی سست و ناتوانند که وقتی در برابر طوفان شهوات قرار می گیرند با ایمان وداع کرده، و در عمل مشرک می شوند، و هنگامی که منافعشان به خطر می افتد همان ایمان ضعیف و مختصر را نیز از دست می دهند.

علی ع در یکی از خطبه های نهج البلاغه این آیه را با عبارت گویا و پر معنایی تفسیر می کند و بعد از تلاوت آن می فرماید:و قد قلتم" ربنا اللَّه" فاستقیموا علی کتابه و علی منهاج امره و علی الطریقة الصالحة من عبادته، ثم لا تمرقوا منها، و لا تبتدعوا فیها، و لا تخالفوا عنها:

" شما گفتید پروردگار ما" اللَّه" است اکنون بر سر این سخن پایمردی کنید، بر انجام دستورهای کتاب او، و در راهی که فرمان داده، و در طریق پرستش شایسته او، استقامت به خرج دهید، از دایره فرمانش خارج نشوید، در آئین او بدعت مگذارید و هرگز با آن مخالفت نکنید".

در حدیث دیگری از پیغمبر گرامی اسلام ص می خوانیم که این آیه را تلاوت فرمود سپس افزود:قد قالها الناس، ثم کفر اکثرهم، فمن قالها حتی یموت فهو ممن استقام علیها:" گروهی این سخن را گفتند سپس اکثر آنها کافر شدند، اما کسی که این سخن را بگوید و هم چنان به آن تداوم دهد تا مرگش فرا رسد او از کسانی است که بر آن استقامت کرده".و اگر می بینیم در حدیثی که از امام علی بن موسی الرضا ع نقل شده در پاسخ سؤال از تفسیر" استقامت" فرمود:هی و اللَّه ما انتم علیه:

" استقامت همان روش ولایتی است که شما دارید" به معنی این نیست که مفهوم آیه در مساله ولایت خلاصه شود بلکه چون پذیرش رهبری ائمه اهل بیت ع ضامن بقاء خط توحید و روش اصیل اسلام و ادامه عمل صالح است، استقامت را به این معنی تفسیر فرموده است.

کوتاه سخن این که ارزش انسان که در ایمان و عمل صالح خلاصه می شود در این آیه در جمله" قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا" منعکس شده، و لذا در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص آمده که شخصی خدمتش عرض کرد: اخبرنی بامر اعتصم به:" دستوری به من ده که به آن چنگ زنم و در دنیا و آخرت اهل نجات شوم".

پیغمبر ص فرمود: قل ربی اللَّه ثم استقم:" بگو پروردگار من اللَّه است و بر این گفته خود به ایست"! سپس می گوید: پرسیدم:" خطرناکترین چیزی که باید از آن بترسم چیست"؟ پیامبر ص زبانش را گرفت و فرمود:" این"! اکنون به بینیم کسانی که این دو اصل مهم را در وجود خود زنده می کنند مشمول چه مواهبی از سوی خدا هستند.

قرآن در این آیات به هفت موهبت بزرگ اشاره می کند مواهبی که از سوی فرشتگان الهی که بر آنها نازل می شوند به آنها بشارت داده می شود.آری کار انسان بجایی می رسد که در پرتو ایمان و استقامت فرشتگان بر او نازل می گردند و پیام الهی را که سراسر لطف و مرحمت است به او اعلام می دارند.پس از نخستین و دومین بشارت در مورد عدم" خوف" و" حزن" که به آن اشاره شد.در سومین مرحله می گویند:" بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به آن وعده داده می شدید" (وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کنْتُمْ تُوعَدُونَ ).

منبع: تفسیر نمونه ج 20 269


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره فصلت
[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 8:31 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب