ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

چرا سيره معصومين؟

يکم: سيره فردي
سيره فردي به رفتارهايي اطلاق مي شود که بيشتر جنبه شخصي دارد و ناظر به عملکرد فرد است، نه ديگران. به عبارت ديگر، منظور از سيره فردي رفتار و مَشي است که هدف آن متوجه خود فرد است و اغلب به قصد خودسازي و تکامل روحي و معنوي فرد و يا جهت گذران زندگي صورت مي گيرد؛ نظير عبادات و يا کارهاي معمول شبانه روزي. بنابراين، سيره فردي معصومين(عليهم السلام) قلمرو وسيعي پيدا مي کند و همه ي فعاليت هاي فردي آنان را فرا مي گيرد. ساده زيستي، نظم، انضباط و امثال اينها، در حوزه سيره فردي قرار مي گيرند؛ چون مربوط به خود فرد هستند و هدف از آنها انجام وظايف شخصي است.
دوم: سيره اجتماعي
سيره اجتماعي در برابر سيره فردي قرار دارد و منظور از آن، رفتارهايي است که در ارتباط با ديگران انجام مي گيرند و اگر فرد تنها باشد، به انجام آن اقدام نمي کند. تعاون و همکاري و حسن معاشرت را مي توان در زمره سيره اجتماعي شمرد؛ چرا که همکاري در صورت وجود ديگران معني پيدا مي کند و اگر انسان تنها باشد، تعاون مصداق ندارد. به لحاظ ساختار ادبي هم تعاون بر وزن «تفاعل» است و دو رکن لازم دارد و بدون طرف دوم، محقق نمي شود. هم چنين حسن معاشرت يک پديده اجتماعي است و تحقق آن حداقل به دو نفر وابسته است تا مفهوم هم زيستي محقق گردد. رفتار انسان توأم با همکاري و حسن معاشرت وي با مردم، معني بخش سيره اجتماعي او است. اگر اين همکاري و رفتار نيکو در محيط خانواده بود، به سيره خانوادگي و اگر فراتر از آن در محيط اجتماع بود، به سيره اجتماعي تعبير مي شود.
سوم) سيره اخلاقي و تربيتي
سيره در حوزه اخلاق و تربيت، با سيره در حيطه فردي و اجتماعي ارتباط نزديک دارد. شايد با ديد سطحي نتوان تفاوتي ميان سيره فردي و اخلاقي و هم چنين ميان سيره اجتماعي و تربيتي قائل شد و تفاوت آنها را به دست آورد؛ زيرا سيره اخلاقي تفاوت چنداني با سيره فردي ندارد و هر دو ناظر به رفتارهاي شخصي انسان هستند. سيره اجتماعي هم تمايز قابل توجهي از سيره تربيتي نداشته و هر دو در ارتباط با ديگران شکل مي گيرند و ظرف وجودي آنها، فضاي اجتماعي است. تفاوت آنها در اين است که سيره تربيتي به منظور ديگرسازي انجام مي گيرد و سيره اجتماعي ممکن است چنين هدفي نداشته باشد. بدين ترتيب، اگر به مفهوم و کاربرد سيره در حوزه هاي مختلف دقت شود، تفاوت هايي هر چند جزئي ميان آنها وجود دارد.
سيره فردي نيز به يک اعتبار، اعم از سيره اخلاقي است؛ زيرا مفهوم اخلاق، متضمن ارزش است و وقتي از اخلاق سخن گفته مي شود، يعني کارهايي که ارزش مثبت دارند؛ از اين رو، رفتارهاي عادي مانند خوردن و آشاميدن يا رفتارهاي غيراخلاقي را نمي توان در حوزه اخلاق داخل کرد، ولي در عين حال، رفتار فردي بر آنها صادق است. بر اين اساس، سيره فردي، اعم از سيره اخلاقي است و منظور در اين جا، بحث پيرامون سيره اخلاقي مي باشد که بخشي از رفتارهاي فردي را تشکيل مي دهد.
نکته قابل توجه آن که سيره فردي معصومين(عليهم السلام)از آن جهت که همراه با آداب و سنت هاي خاص است و اگر آن آداب و روش ها به خوبي تبيين گردد، جنبه آموزندگي و سازندگي خواهند داشت، سيره فردي آن بزرگواران هم مورد نظر خواهد بود. به عبارت ديگر، سيره فردي منتسب به پيامبر(صلي الله عليه و آله) و اهل بيت(عليهم السلام)، جنبه اخلاقي به خود مي گيرد و و ارزشمند مي شود. به عنوان نمونه، سيره فردي پيامبر(صلي الله عليه و آله) در شستن دست ها قبل و بعد از غذا، با اين که يک رفتار فردي است، ولي قابل تأسي بوده و آثار بهداشتي و تربيتي فراوان دارد.
بدين ترتيب، تفاوت سيره اجتماعي و تربيتي نيز روشن مي گردد؛ زيرا سيره اجتماعي به رفتارهايي گفته مي شود که تنها در عرصه ي اجتماع شکل گرفته و هدف تربيتي نداشته اند، اما سيره تربيتي، جنبه ديگرسازي دارد و منظور از آن، پرورش ديگران و نهادينه کردن ارزش ها در وجود آنها در قالب رفتارهاي عيني است. براي مثال، حسن معاشرت با مردم، گاه به عنوان رفتار اجتماعي مطرح است و فقط به خاطر آن که کار پسنديده اي است انجام مي گيرد و گاهي افزون بر آن، با هدف پرورش دادن ديگران با آن رفتار صورت مي گيرد که همسايگان چنين رفتاري را فراگيرند و با هم رفتار نيک داشته باشند. بنابراين، سيره اجتماعي، فراتر از سيره تربيتي است و دامنه وسيع تري به خود مي گيرد و ممکن است بخشي از رفتارهاي اجتماعي جنبه تربيتي نداشته باشند.
چهارم: سيره قولي و فعلي
يکي ديگر از تقسيمات سيره، تقسيم آن به قولي و فعلي است؛ زيرا سيره، اعم از گفتاري و رفتاري است و سبک و روشي که معناي خاص سيره است، در هر دو حوزه، مصداق پيدا مي کند. از آن جا که گفتار، نوعي رفتار است و مي تواند سبک ها و روش هاي گوناگون داشته باشد؛ وقتي سيره مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد، تنها رفتار منظور نيست، بلکه گفتار را هم شامل مي شود. سخن نيز مانند فعل، اقسام مختلفي دارد و به گونه هاي متعدد قابل تقسيم است؛ مانند: سخن خطابي، حماسي، عاطفي، ادبي.
سيره قولي، به اطوار و احوال گفتار اطلاق مي گردد و به آن سبک و روش گفتاري گفته مي شود که بعضي افراد، به ويژه اهل سخن، داراي نوع خاصي در ايراد خطابه هستند. براي مثال، شهيد مطهري و مرحوم محمد تقي فلسفي از سخنرانان معروف معاصر، هر کدام شيوه ي مخصوصي در صحبت و سخن راني داشتند. سيره فعلي هم، سبک و روش خاص انسان در عرصه ي فعل و عمل است که هر کس مي تواند رفتار ويژه اي داشته باشد. ممکن است روش فردي در برخورد با مردم، شيوه ي مدارا و عفو و گذشت باشد و فردي ديگر خشونت و انتقام را شيوه ي رفتاري خويش قرار دهد.
در سيره معصومين(عليهم السلام) نيز اين دو نوع سيره، قابل بازيابي است و براي هر يک نمونه هاي فراواني مي توان از گفتار و رفتار ايشان به دست آورد. امام علي(عليه السلام) در نامه سي و يکم نهج البلاغه ضمن ارائه دستورات تربيتي به فرزندش امام حسن مجتبي(عليه السلام)، 11 بار کلمه «يا بني» (اي فرزندم) را به کار برده و اين امر، نشان دهنده سيره قولي ايشان در زمينه ي سخن گفتن با فرزند و راهنمايي کردن اوست. احترام ايشان به امام حسن(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام)، بوسيدن، در آغوش گرفتن و نوازش کردن آنان، بيانگر سيره فعلي آن حضرت نسبت به فرزند مي باشد. هر چند در اين نوشتار، هم سيره قولي و هم سيره فعلي معصومين(عليهم السلام) مورد نظر است، ولي تأکيد بيشتر بر سيره عملي آن بزرگواران مي باشد؛ زيرا تأثير تربيتي آن، بيش از سيره قولي است.
پنجم: سيره عقلايي (بناي عقلا)
سيره عقلا نيز از اقسام سيره است که در فقه کاربرد زياد دارد و در علم اصول مورد بحث قرار مي گيرد. در اصول فقه، درباره ي سيره يا بناي عقلا، بحث هاي مفصلي شده و نيازي به ذکر آن مطالب نيست. نفس سيره عقلا در بحث اخلاق و تربيت نقش چنداني ندارد(43) و منظور از ذکر آن در اين جا، اطلاع و اشاره به تمام انواع سيره است. مرحوم مظفر در تعريف سيره عقلا مي گويد: «توافق عقلاي عالم از هر ملت و مذهبي بر انجام يا ترک کاري را سيره عقلا گويند».(44) بر اين اساس، سيره عقلا از همه ي انواع سيره، عام تر است و اختصاص به مسلمان و غير مسلمان ندارد، بلکه همه ي عاقلان جهان را شامل مي شود.
ششم: سيره متشرعه (شرعي)
رفتار پيروان يک شريعت بر عمل يا ترک يک کار، به سيره متشرعه تعبير مي شود. هرچند اين اصطلاح عموميت دارد و به همه ي شرايع اطلاق مي گردد، ولي در مباحث فقه و اصول، به شريعت اسلام انصراف دارد. وقتي گفته مي شود سيره متشرعه، سيره مسلمانان منظور است، نه سيره پيروان اديان ديگر. مرحوم مظفر در اين زمينه ي مي گويد: «سيره متشرعه، شرعي يا اسلامي، وفاق مسلمانان بما هم مسلمان بر فعل يا ترک امري است».(45) به نظر ايشان، تفاوتي ميان سيره متشرعه، شرعي و اسلامي وجود ندارد و منظور از هر سه اصطلاح، موافقت مسلمانان بر انجام يا ترک کاري است. سيره متشرعه، اخص از سيره عقلا است و به بحث اخلاق و تربيت ارتباط چنداني ندارد.
از مجموع آن چه در باب انواع سيره گفته شد، درمي يابيم که سيره معصومين(عليهم السلام)در باب اخلاق و تربيت، اخص از همه ي اقسام سيره است و تاکنون، بحث علمي مستقلي درباره ي آن انجام نگرفته است. در اين نوشتار، سعي داريم سيره اخلاقي و تربيتي پيامبر(صلي الله عليه و آله) و اهل بيت(عليهم السلام) را تا آنجا که ممکن است به صورت مطلوب مورد بررسي قرار دهيم.
د) قلمرو سيره اخلاقي و تربيتي معصومين(عليهم السلام)
منظور از قلمرو، تعيين دامنه و گستره سيره است که سيره اخلاقي و تربيتي معصومين(عليهم السلام) چه اندازه وسعت دارد و حيطه کاربرد آن چقدر است؟! وقتي سخن از سيره معصومين(عليهم السلام) در ميان است، همه ي گفتار و رفتار چهارده معصوم(عليهم السلام) را با تمامي ابعاد، در بر مي گيرد. بنابراين، سيره اخلاقي و تربيتي معصومين(عليهم السلام)، از آغاز بعثت پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) تا زمان غيبت کبراي امام مهدي (عج) را شامل مي شود و همه ي رفتارهاي ايشان با افراد، در هر زمان و مکاني را در بر مي گيرد. البته بررسي سيره آن بزرگواران در آن قلمرو وسيع، در اين نوشتار نمي گنجد؛ از اين رو، ناگزيريم در هر مورد، به ذکر نمونه هايي از سيره معصومين(عليهم السلام)که متناسب با موضوع هستند، بسنده کنيم.
چکيده
اخلاق در لغت، به معناي صفت يا ملکه اي در نفس انسان است که منشأ صدور افعال خير و شر، بدون تفکر و تدبر مي شود و در اصطلاح، عبارت است از مجموعه خصلت هاي روحي، و نفساني و باطني انسان که منشأ رفتار و کردار ظاهري او مي شوند. صفات اخلاقي اعم از فضايل و رذايل، ريشه در ملکات نفساني انسان دارد که پس از شکل گيري به ندرت قابل تغيير هستند.
تربيت، فرايندي است منظم و هدفمند که به منظور فراهم ساختن زمينه ي رشد همه جانبه متربي انجام مي گيرد؛ به نحوي که خود وي با اراده و اختيار خويش در مسير تکامل مادي و معنوي گام بردارد و به هدف نهايي که همان تقرب به خداست، نائل گردد. تربيت به اين معنا، مي تواند به صورت مستقيم و غير مستقيم و به شيوه هاي مختلف اجرا شود که روش آن، عمدتاً بر اساس اهداف، امکانات و ابزار موجود تعيين مي گردد.
اخلاق و تربيت تفاوت هايي با هم دارند. اخلاق بر خلاف تربيت، داراي قداست، ناظر به خودسازي و محدود به فضايل و رذايل است و در اثر تربيت حاصل مي شود و رشد مي کند.
معصوم به کساني گفته مي شود که بر اساس اراده قطعيه خداوند که در طول اراده معصوم قرار دارد، از هر گونه آلودگي ظاهري و باطني در تمام دوران عمر و در همه شئون زندگي، پاک و پاکيزه هستند و لحظه اي برخلاف رضايت خدا قدم برنداشته اند.
سيره، رفتارهاي نسبتاً ثابت و ضابطه مندي است که مفيد استمرار مي باشد. سيره اخلاقي و تربيتي معصومين(عليهم السلام)، هرگونه عمل و رفتاري است که از معصوم(عليهم السلام) در محيط فردي، اجتماعي، و تربيتي به منظور خودسازي يا اثرگذاري بر ديگران؛ سرزده است به گونه اي که هر کدام در قلمرو کاربردي خود، مي تواند منشأ استخراج سبک و روش کلي رفتار قرار گيرد.
سيره، داراي ويژگي هايي است: منشأ الهي دارد، داراي عمق محتوايي است، قرآن را تفسير مي کند، ارزش هاي اسلامي را ارائه مي دهد و از جامعيت و شمول برخوردار است. سيره، اقسامي دارد: سيره فردي و اجتماعي، سيره اخلاقي و تربيتي، سيره قولي و فعلي و سيره عقلايي و متشرعه.

پي نوشت ها :

1. مفردات الفاظ القرآن، واژه «عصم»، ص 569.
2. هود، آيه ي 43.
3. فرهنگ معاصر، واژه «عصم»، ص 441.
4. همان.
5. آموزش عقايد، ص197.
6. راه و راهنماشناسي، ص 148-212.
7. آموزش عقايد، ص209.
8. اوايل المقالات، ص74؛ معارف اماميه، ج2، ص656.
9. المصباح المنير، ج1، ص361. السيره الطريقه في الشيء والسنته(معجم مقاييس اللغه، ج3، ص61).
10. لغت نامه، ص 12241-12242؛ فرهنگ بزرگ جامع نوين، ج1و2، ص690؛ التحقيق في کلمات القرآن الکريم، ص335-336، ماده سير؛ مجمع البحرين، ج3، ص340؛ معجم مقاييس اللغه، ج3، ص61، لسان العرب، ج6، ص454.
11. مفردات الفاظ القرآن، واژه سار، ص433.
12. طه، آيه ي 21.
13. انعام، آيه ي 11.
14. روم، آيه ي 9.
15. الميزان، ج14، ص199.
16. سيره سياسي معصومان(عليهم السلام)، ص 21.
17. سيره هاي نوشته شده به وسيله تاريخ نگاران مانند سيره ابن هشام، سيره حلبي، سيره نبوي از ابن عساکر و امثال آن.
18. سيره پيامبر و اهل بيت(عليهم السلام)، ج1، ص10.
19. سيره نبوي، ص45.
20. همان، ص46.
21. سيره پيامبر و اهل بيت(عليهم السلام)، ج1، ص10.
22. همان.
23. فرهنگ جامع سخنان امام حسين(عليه السلام)، ص 329.
24. نجم، آيه ي 3 و4.
25. انعام، آيه ي 50.
26. تفسير نمونه، ج22، ص481.
27. همان، ج5، ص248.
28. ايها الناس ما انا سددتها و لا انا فتحتها و لا انا اخربتکم و اسکنته» (تفسير نمونه، ج22، ص481).
29. پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) فرمود: «اني تارک فيکم الثقلين ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدي واحدهما اکبر من الاخر: کتاب الله حبل ممدود من السماء الي الارض و عترتي اهل بيتي؛ من دو چيز نفيس و گرانبها در ميان شما مي گذارم بعد از من تا زماني که به آن دو تمسک جوييد، هرگز گمراه نخواهيد شد؛ يکي آن دو، بزرگ تر از ديگري است و آن کتاب خدا و ريسماني کشيده در ميان آسمان و زمين است؛ دوم، عترت و اهل بيتم هستند»(مسند احمد، ج3، ص351؛ طرايف، ص271).
30. بحارالانوار، ج25، ص164.
31. مفاتيح الجنان، زيارت جامع کبيره، ص909.
32. همان.
33. «اعطيت جوامع الکلم؛ خدا به من کلمات جامعه داده است» (امالي طوسي، ج2، ص98).
34. سيره نبوي، ص46.
35. طه، آيه 14.
36. بحارالانوار، ج85، ص179.
37. بعضي از مردم، جان خود را به خاطر خشنودي خدا مي فروشند(بقره، آيه 207).
38. الميزان، ج2، ص99و100.
39. (يوفون بالنذرو يخافون يوما کان شره مستطيرا و يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيما و اسيرا)؛ آنها به نذر خود وفا مي کنند و از روزي که شر و عذابش گسترده است، مي ترسند. غذاي خود را با اين که به آن علاقه و نياز دارند، به مسکين و يتيم و اسير مي دهند» (انسان، آيه 7و8).
40. الميزان، ج20، ص132.
41. بحارالانوار، ج5، ص198.
42. نهج البلاغه، خطبه 160.
43. دروس في علم الاصول، ج1، اثبات صغري الدليل الشرعي، ص270-286.
44. اصول الفقه، ج1، ص171.
45. همان.

منبع: سيره اخلاقي و تربيتي معصومين (عليهم السلام)


موضوعات مرتبط: سیره شناسی
برچسب‌ها: سیره شناسی
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 8:30 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب