ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

قرآن در کلام رهبری – سوره نساء آیه 6

https://ahlolbait.com/files/u1001/05/ayegraphy13-1.jpg

منبع : پایگاه حوزه نت

متن آیه:

وَ ابْتَلُوا الْیتامی حَتَّی إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْکلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ یکبَرُوا وَ مَنْ کانَ غَنِیا فَلْیسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کانَ فَقیراً فَلْیأْکلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَیهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیهِمْ وَ کفی بِاللَّهِ حَسیباً

ترجمه:

و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید! اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را به آنها بدهید! و پیش از آنکه بزرگ شوند، اموالشان را از روی اسراف نخورید! هر کس که بی نیاز است، (از برداشت حق الزحمه) خودداری کند؛ و آن کس که نیازمند است، به طور شایسته (و مطابق زحمتی که می کشد،) از آن بخورد. و هنگامی که اموالشان را به آنها بازمی گردانید، شاهد بگیرید! اگر چه خداوند برای محاسبه کافی است.

موضوع:

ملاک قرار دادن محاسبه خدایی، راه مقابله با تبلیغات خصمانه

کلام رهبر:

درباره ی قوّه ی قضاییّه دو سه نکته را عرض می کنم. یکی این که اهمیت این قوّه به این است که با اعتماد به نفس و رعایت ضوابط و موازین، کار خود را با قدرت و قاطعیت دنبال کند. خدای متعال موفّقیتها را نصیب مجموعه ای خواهد کرد که با ایمان به کار و راه خود و با به کارگیری شیوه های درست و منطقی، دنبال هدف باشد؛ این هرگز تخلّف نمی شود. همه ی توفیقات شما هم در این سالها - که جناب آقای شاهرودی به بسیاری از آنها اشاره فرمودند - ناشی از این معناست. اگر انگیزه های سیاسی و موذیانه را نادیده بگیریم، در وضع عادّی هم قوّه ی قضاییّه کسانی را دارد که از آن ناراضی باشند؛ چون طبیعت قضاوت این است. اگر انگیزه های گوناگون موذیانه هم دخالت کرد، آن گاه این معنا تشدید می شود.

در چنین اوضاع و شرایطی که برای مجموعه ی قضایی پیش آید، درس بزرگ این است که با اعتماد و اتّکای به نفس و استمداد از خداوند متعال و تصحیح روزبه روز کارها و بر طرف کردن اشکالها، راه خود را به سمت اهداف عالیه ادامه دهد و بداند که صلاح دنیا و آخرتش در این است. این، هم خدا را راضی خواهد کرد و هم دلها و افکار مردم را به حقّانیت مجموعه ی قضایی متوجّه خواهد نمود. «و کفی باللَّه حسیبا»؛ حسابگر و قضاوت کننده ی واقعی در مورد اعمال و رفتار انسان، خداست و همین کافی است.

شما ملاحظه کنید، خداوند متعال حبیب خود، پیغمبر مکرّم و معظّم را در امتحان دشواری قرار داد که در آن واقعه بیشترین چیزی که در تهدید لطمه بود، آبرو و اعتبار خود پیغمبر بود؛ قضیه ای که در سوره ی احزاب بیان شده است: «و اذ تقول للّذی انعم اللَّه علیه و انعمت علیه، أمسک علیک زوجک واتّق اللَّه و تخفی فی نفسک ما اللَّه مبدیه» در این حادثه، افکار و عواطف عمومی ممکن بود علیه پیغمبر تحریک شود؛ موضع، موضع تهمت بود؛ «و تخشی النّاس واللَّه احقّ ان تخشاه» خدا به پیغمبرش می گوید ملاحظه ی حرف این و آن را می کنی، در حالی که باید ملاحظه ی خدا را بکنی. و پیغمبر ملاحظه ی خدا را کرد و این امتحان بزرگ و بسیار دشوار را از سر گذراند. در این جاست که این آیه ی تکان دهنده ذکر می شود: «الّذین یبلّغون رسالات اللَّه و یخشونه و لا یخشون احداً الّا اللَّه» لازمه ی تبلیغ رسالات الهی این است. عدّه ای را بر اثر اشتباه یا سوءفهم یا تبلیغات خصمانه و موذیانه در مقابل انسان قرار می دهند؛ راه مقابله فقط این است که انسان محاسبه ی خدایی را ملاک قرار دهد.

لذا در پایان همین آیه می فرماید: «و کفی باللَّه حسیبا» خدا محاسبه کننده است؛ اوست که قضاوت خواهد کرد که من و شما در این راه، درست حرکت کرده ایم یا نه. اگر خدا این طور قضاوت کرد، آن وقت خاصیت با خدا بودن این است که خودِ خدای متعال متکفّل اصلاح نظر مردم هم خواهد بود: «من أصلح ما بینه و بین اللَّه اصلح اللَّه ما بینه و بین النّاس» خدای متعال خودش این بخش قضیه را هم به عهده می گیرد؛ کمااین که در قضیه ی پیغمبر به عهده گرفت و حقیقت را روشن کرد.

شهید عزیز ما، مرحوم بهشتی هم بزرگترین امتحانش این بود. آن مقداری که در آن دوره به این سیّد بزرگوارِ نورانیِ ارزنده ی برجسته، دستهای تبلیغاتی دشمن تهمت زدند، به کمتر کسی از عناصر انقلاب در طول زمان این همه اهانتهای خصمانه و بغض آلود کردند. گفتند انحصارطلب است، متکبّر است، قدرت طلب است، دنبال دیکتاتوری است؛ اما او راه خود را با قدرت و قوّت طی کرد. البته جان خودش را گذاشت؛ اما در واقع با استقامت در این راه، جان و حقیقت و هویّت خودش را به عرش اعلی رساند.

تفسیر:

در اینجا دستور دیگری در باره یتیمان و سرنوشت اموال آنها داده و می فرماید:" یتیمان را بیازمائید تا هنگامی که به حد بلوغ برسند" و اگر در این موقع در آنها رشد کافی برای اداره اموال خود یافتید، ثروت آنها را به آنها بازگردانید- در این آیه چند نکته است که باید به آن توجه داشت:

1- از تعبیر به" حتی" استفاده میشود که باید آزمایش یتیمان، پیش از رسیدن به حد بلوغ و به صورت مکرر و مستمر انجام شود، تا هنگامی که در آستانه بلوغ قرار گرفتند وضع آنها کاملا از نظر رشد عقلی برای اداره امور مالی خود روشن گردد- ضمنا چنین استفاده میشود که منظور از آزمایش، پرورش تدریجی یتیمان است، یعنی نگذارید آنها به حد بلوغ برسند و سپس اقدام به- سپردن اموالشان به آنها بکنید بلکه آنها را قبل از بلوغ با برنامه های عملی، برای زندگی مستقل آماده کنید. و اما اینکه چگونه باید یتیمان آزمایش شوند راه آن این است که مقداری مال در اختیار آنها گذارده شود، و به خرید و فروش و تجارت بپردازند، اما اعمال آنها با نظارت" ولی" بطوری که استقلال عمل را از آنها سلب نکند انجام شود هنگامی که معلوم شد از عهده این کار برمی آیند و در معامله گول نمی خورند، باید اموالشان را بدستشان سپرد و گرنه با تربیت و پرورشهای مستمر باید آنها را چنان آماده کرد که بتوانند در آینده زمام زندگی خود را بدست گیرند.

2- تعبیر به" إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ " اشاره به این است که آنها به سر حدی برسند که قدرت بر ازدواج داشته باشند و روشن است کسی که قدرت بر ازدواج دارد قدرت بر تشکیل خانواده خواهد داشت، و چنان کسی بدون سرمایه نمی تواند به اهداف خود برسد، بنا بر این آغاز زندگی زناشویی با آغاز زندگی اقتصادی مستقل همراه است، و به عبارت دیگر ثروت آنها موقعی بدستشان داده می شود که هم به بلوغ جسمی برسند و نیاز آنها به مال شدید شود، و هم بلوغ فکری پیدا کنند و توانایی برای حفظ مال داشته باشند.

3- تعبیر به" آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً" اشاره به این است که رشد آنها کاملا مسلم شود زیرا" آنستم" از ماده" ایناس" به معنی مشاهده و رؤیت می باشد، و این ماده از ماده انسان که یکی از معانی آن مردمک چشم است گرفته شده (در حقیقت هنگام رؤیت و مشاهده از" انسان" یعنی مردمک چشم مدد گرفته می شود و به همین جهت از مشاهده کردن تعبیر به ایناس شده است). وَ لا تَأْکلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ یکبَرُوا- سپس بار دیگر به سرپرستان تاکید می کند که به هیچ عنوانی اموال یتیمان را حیف و میل نکنند، و پیش از آنکه بزرگ شوند سرمایه آنها را از بین نبرند. وَ مَنْ کانَ غَنِیا فَلْیسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کانَ فَقِیراً فَلْیأْکلْ بِالْمَعْرُوفِ: یعنی سرپرستان ایتام اگر متمکن و ثروتمندند نباید به هیچ عنوانی از اموال ایتام استفاده کنند و اگر فقیر و نادار باشند تنها می توانند در برابر زحماتی که بخاطر حفظ اموال یتیم متحمل می شوند با رعایت عدالت و انصاف، حق الزحمة خود را از اموال آنها بردارند.

در این زمینه روایاتی نیز وارد شده و مضمون آیه را چنان که گفته شد توضیح داده است، از جمله در روایتی از امام صادق ع می خوانیم:فذلک رجل یحبس نفسه عن المعیشة فلا باس ان یاکل بالمعروف اذا کان یصلح لهم فان کان المال قلیلا فلا یاکل منه شیئا:"منظور کسی است که سرپرستی مال یتیم، او را از رسیدگی به زندگی خویش باز داشته، در این صورت می تواند به اندازه مناسب و شایسته از مال یتیم استفاده کند، و این در صورتی است که به صلاح یتیم باشد، اما اگر ثروت یتیم کم باشد (و طبعا سرپرستی آن، نیز وقت زیادی را اشغال نمی کند) در این صورت چیزی از مال یتیم برندارد". فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَیهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیهِمْ:

این آخرین حکمی است که در باره اولیاء ایتام در این آیه بیان شده و آن اینکه" هنگامی که می خواهید اموال آنها را به دست آنها بسپارید گواه بگیرید" تا جای اتهام و نزاع و گفتگو باقی نماند. وَ کفی بِاللَّهِ حَسِیباً:اما بدانید که حساب کننده واقعی خدا است و مهم تر از هر چیز این است که حساب شما نزد او روشن باشد، او است که اگر خیانتی از شما سرزند و بر گواهان مخفی ماند به حساب آن رسیدگی خواهد کرد.

منبع: تفسیر نمونه ج 3 ص271


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره نساء
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 8:37 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب