
سهم مرد, دوبرابر زن; (للذکر مثل حظّ الأنثیین)
از جمله موضوعات بحث برانگیز درباره نگرش اسلام به زن, مسأله تنصیف ارث اوست که چه بسا جدال سختى در کنگره هاى بین المللى و جهانى مربوط به موضوع زن برانگیخته است. و از جمله مسائل مورد توافق نمایندگان کشورهاى اسلامى با معارضان این بود که اسلام در برابر نظامهاى گذشته و برخى از نظامهاى قبیله اى که زن را یکسره محروم از ارث مى دانسته اند براى زن حق ارث را به رسمیت شناخته, و سپس به همین اندازه توافق درباره ارث زن قانع شده اند و از مقدار ارث وى و نقطه نظرات تفصیلى اسلام دراین باره چشم پوشیده اند. اما اسلام به عنوان دین جاودانه و فرانگر و فراگیر الهى سخن آخر را گفته و جاى معامله بر سر این قانون روشن و قاطع و همیشگى نگذاشته است. و ما هرگونه توافقى را که اندکى عقب نشینى از معیارهاى اسلامى باشد سازشکارى و عقب نشینى در برابر تهاجمات دشمن نادان مى دانیم که نشان از ضعف و سستى شکننده خواهد داشت. در فضایى که اسلام براى زندگى اجتماعى در سطح خُرد ـ خانواده ـ یا کلان ترسیم مى کند وظایف مرد سنگین تر و مسئولیت او فراگیرتر است, و این به دلیل توانایى و نگرش گسترده تر اوست که در شرایط طبیعى سهم او را از میراث بیشتر مى سازد. خداى متعال نخست رسم هاى جاهلى را که زن را از میراث محروم مى کرد به یک سو افکند: (للرجال نصیب ممّا ترک الوالدان و الأقربون و للنساء نصیب ممّا ترک الوالدان و الأقربون ممّا قلّ منه أو أکثر نصیباً مفروضاً)نساء/7 مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشان برجا نهاده اند سهمى است, و زنان را از آنچه والدین و خویشان گذاشته اند ـ کم یا زیاد ـ سهمى است, سهمى تعیین شده. و بدین گونه عادتى جاهلى را در ضمیر فرزندان جزیرة العرب بلکه در مراکز بین المللى حاکم در بیشتر نقاط جهان متمدن آن روز حکمفرما بود ملغى مى کند. از ابن عباس روایت شده که وقتى این آیه فرود آمد بر جماعت جاهلى سنگین آمد. پس آهسته با یکدیگر مى گفتند در این باب سخن نگویید شاید پیامبر(ص) آن را فراموش کند, یا به پیشنهاد ما آن را تغییر دهد. آن گاه برخى از ایشان نزد پیامبر آمده گفتند: چگونه دختر را سهمى از ارث مى دهى حال آن که او بر اسب سوار نشده و جنگ نکرده است. خود ایشان نیز به زنان و به پسران خردسال نیز ارث نمى دادند, مگر به آن کسى که سوارى و نبرد را مى توانست.13 در مرحله بعد نوبت به تعیین سهم الارث براى زن مى رسد: (یوصیکم الله فى أولادکم للذکر مثل حظّ الأنثیین)نساء/11 خداوند شما را سفارش مى کند درباره فرزندان تان, پسر به اندازه دو دختر سهم دارد. اینک این خداوند است که توصیه مى کند و تقسیم مى کند, که همه مقررات و آیینها از سوى اوست و همگان ریزترین دستورات زندگى را از او فرا مى گیرند. و این دین است. اگر مردمى همه امور زندگى را از خدا فرانگیرند دیندار نخواهند بود. و اگر چیزى ازاین گونه امور کوچک یا بزرگ را از منبع دیگرى فراگیرند اسلام نیاورده اند, بلکه همان جاهلیتى است که اسلام آمده تا آن را از زندگى مردم ریشه کن کند. پس نمى توان گفت ما براى خود و فرزندان خود راهى بر مى گزینیم و ما به مصالح خویش آشناتریم, زیرا چنین سخنى ـ افزون بر اینکه نادرست است ـ وقاحت و سرکشى و برترى جویى در برابر خداوند است و پندارى است که جز از نادان وقیح سر نمى زند. بنابراین مسأله معامله بر سر یک جنس نیست, بلکه مسأله توزان و تعادل وظایف مرد و زن در عرصه خانواده و نظام اجتماعى اسلامى است, زیرا مرد آن گاه که همسرى برمى گزیند تکفّل او و فرزندانى که از او دارد به هر صورت بر او تکلیف مى شود, با آن که زن از این تکالیف معاف است… زن چه پیش از ازدواج و بعد از آن, خود عهده دار امور خود بوده باشد یا مرد دیگرى, نفقه شوهر و فرزندان در هر حال بر عهده اونیست. مرد, دست کم در نظام خانوادگى و نظام اجتماعى ترسیم شده از سوى اسلام دو برابر زن مسؤولیت و وظیفه دارد. اینجاست که عدالت در تعادل بین بهره و کارکرد با این توزیع حکیمانه برقرار است. و تا آن گاه که زندگى ما در سایه اسلام بر اساس این اندیشه متعالى ترسیم شده باشد تقسیم, بر اساس مرزبندى خداوندى است که او را به رسمیت مى شناسیم و رهبرى او را مى پذیریم. و هر چون و چرا در برابر این روش از سویى نابخردى و از سوى دیگر بى ادبى در برابر خداوند است. همچنین در نگرش ما ـ به عنوان مسلمان ـ متزلزل کردن ساختار اجتماع و خانواده و سرانجام زندگى را در پى دارد. همچنین وضعیت آزاردهنده اى که دیگر جوامع تجربه کرده و مى کنند بهترین شاهد بر اعتدال نظام یادشده و انسجام آن با فطرت انسان و کارکرد او در زندگى است.
موضوعات مرتبط:
همسر شناسی
برچسبها:
همسر شناسی