ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

قرآن در کلام رهبری – سوره نساء آیه 78

https://ahlolbait.com/files/u947/setayesh_2.jpg

منبع : پایگاه حوزه نت

متن آیه:

أَینَما تَکونُوا یدْرِککمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کنْتُمْ فی بُرُوجٍ مُشَیدَةٍ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ یقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ یقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِک قُلْ کلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا یکادُونَ یفْقَهُونَ حَدیثاً

ترجمه:

هر کجا باشید، مرگ شما را در می یابد؛ و اگر چه در برج های استوار [و مرتفع ] باشید. و اگر (پیشامد) خوبی به آن (ساده دلان یا منافق) ان در رسد، می گویند: «این، از طرف خداست.» و اگر (حادثه) بدی به آنان در رسد، می گویند: «این از جانب توست.» بگو: «همه [اینها] از طرف خداست.» و این گروه را چه شده است که به فهم عمیق سخن نزدیک نیستند؟!

موضوع:

قوانین طبیعی معلول اراده الهی

کلام رهبر:

آنطور که از ظاهر آیه: «ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوة و لهم عذاب عظیم» بر می آید، خدا بر قلوب و چشمها مثلاً مهر زده و این در حالی است که اینها خود چشم و گوششان را بسته اند؟

این سؤال خوبی است و من راجع به این موضوع قاعدتاً اگر سؤال هم نمی شد، اندکی بعد به یک مناسبتی صحبت می کردم: در قرآن همه ی پدیده های طبیعت و انسان که یک عامل طبیعیِ روشنی هم دارد به یک اعتبار بخدا نسبت داده می شود، مثلاً درباره ی مرغها و پرنده هایی که در آسمان پرواز می کنند می گوید:«مایمسکهن الاالله»: هیچکس اینها را در آسمان نگه نداشته مگر خدا در حالی که شما می دانید طبق فنون طبیعی بال اینها و وزن مخصوصشان و فشار هوا، اینها را در آسمان نگه می دارد، یا می گوید: «والله انزل من السماء ماء» « باران را خدا نازل می کند. در حالی که باران یک علت طبیعی دارد: از تراکم ابرها و بقیه ی عوامل باران بوجود می آید و همینطور پدیده های دیگر، که این معنای درستی است، چون خدا که رقیب قوانین طبیعی نیست، تا اگر شما گفتید خدا این کا را کرد معنایش این باشد که قانون طبیعی این کار را نکرده، خدا در عرض قوانین طبیعی نیست که این باشد یا آن باشد. خدا در طول قوانین طبیعی است و قوانین طبیعی را هم خدا بوجود آورده، این خاصیت را هم خدا به ابر و باد و هوا و بال مرغ و بقیه چیزهای عالم بخشیده است.

خدا آن آفریننده ای نیست که سازنده باشد و رفته باشد گوشه ای نشسته باشد، مثل: ساعتی که شما کوک می کنید می گذارید روی طاقچه بعد دیگر شما رفتید کنار خود ساعت دارد کار می کند، اینطور نیست، بلکه در هر لحظه ای از لحظات اراده ی الهی در خلق و تکوین و تربیت موجودات اثر دارد و هر حادثه ای از کوچک و بزرگ که در عالم اتفاق می افتد طبق قوانین طبیعی و به اراده ی خداست و خداست که این قانون را بوجود آورده، خداست که این خاصیت را به این شئ و یا جسم داده، شما هم کاری را می کنید، در نهایت بخدا وابسته است «قل کل من عندالله» همه از سوی خداست. یعنی این اراده را خدا به شما داده که شما انتخاب می کنید.

این عقل را خدا به شما داده که شما براساس او می بینید. این شهوات را که شما براساس او لغزش پیدا می کنید، خدا به شما داده بنابراین: می توان همه ی این چیزها را به خدا نسبت داد، البته این بحث گسترده تر از این است و اگر عمری بود و توانستیم جریان تفسیر را ادامه بدهیم تا برسیم به آن آیاتی که در دو سه آیه پی درپی یک چیزی را به خدا نسبت می دهد و باز در چند آیه بعد از آن می فرماید: کار خوبش متعلق بخداست و کار بدش متعلق به شماست که اگر به آنجا برسیم من با یک ظرافتی که در بحث هست روشن خواهم کرد این یعنی چه و چگونه است که خدا یر دلهای اینها مهر زده؟

یعنی اینها با سوء انتخاب خودشان کار می کردند که نتیجه آن کار، بطور طبیعی این می شود که طبق عکس العمل طبیعی و قانونی بر دلهای آنها مهر خواهد خورد. حالا این قانون طبیعی را چه کسی بوجود آورده این عکس العمل الهی است و درباب منافقین هم می گوید:«یخادعون الله والذین آمنوا و مایخدعون الا انفسهم و مایشعرون»: خیال می کنند می خواهند خدا را فریب دهند اما در حقیقت خودشان را فریب می دهند آنجا هم انشاء الله به یک مناسبتی شبیه این عرض خواهم کرد. پس بنابراین: هیچ مانعی ندارد و لسان قرآن این است که پدیده های طبیعی را که معلول قوانین طبیعی است، معلول اراده ی خدا می داند و می توان با یک دید وسیعتر همان را بخدا نسبت داد و این را مجازات خدایی دانست در حق آن کسی که خودش مقدمات آنها را فراهم کرد.

سؤال سوم: در حالی که مضمون آیه قرآن این است که خداوند بر گوش و دل و چشم کفار پرده گذاشته و آن را بسته است پس دیگر انسان مذکور، مسئولیتی در مقابل عدم قبول حقیقت ندارد و می تواند ادعا کند که چون خداوند راه دل او را بسته به این گمراهی افتاده است.

جواب: با این توضیحی که ما دادیم این اشکال درست نیست، وقتی شما دستت را می گذاری زمین و چاقو را محکم می زنی روی دستت و می بری چه کسی دست تو را برید؟ خدا، و می شود گفت چون خدا دستت را بریده پس شما اینجا مقصر نیستید، لکن شما مقصرید، چون خدا در شرایطی که شما چاقو را بلند می کنی روی دستت می زنی دست شما را می برد. این قانون را خدا در جسم تو و در لبه ی تیز فولادی قرار داده. نزن تا بریده نشود.

اگر گفتند خدا دست شما را بریده، یا شما وقتی کسی را با گلوله می زنید مجروح می کنید، چه کسی او را مجروح کرده؟ هم می توان گفت شما و هم می توان گفت خدا، هر دو هم درست است، اما چون ما این نسبت را به خدا می دهیم به همان دلیلی که خدای متعال در جسم تو و در گلوله و در این فضا این قوانین را قرار داده، آیا این موجب می شود که شما مسئول نباشید؟ چرا، شما مسئول هستید و قصاص دارد. باید مجازات شوید. ولذا اینکه خدا چشم و گوشش را بسته، بصورت جبر نیست بلکه خدا ناشی از فعل خود او و از سوء انتخاب اوست او گزینش بد کرده و نتیجه ی این گزینش همین است که راه دلش بسته شود و حقایق را نفهمد، هر کسی می تواند این کار را بکند.

حتی یک آدم مؤمن حزب اللهی هم اگر یک دو، سه ماه خودش را در فساد و شهوت رانی بغلطاند، بعد از دو، سه ماه که به خودش مراجعه کند، می بیند آن میلی را که قبلاً به خواندن قرآن داشت حالا دیگر ندارد، یا آن شوقی که به رفتن مسجد داشت دیگر ندارد و صدای اذان که قبلاً او را به هیجان می آورد دیگر به هیجان نمی آورد و نغمه های دعای کمیل که او را می لرزاند دیگر نمی لرزاند دلش بسته شده، حالا چه کسی بسته است؟ خدا، آیا خود او دیگر مقصر نیست؟ چرا، عامل اصلی خود اوست، چون او با اراده ی خودش رفت و در شهوات غلطید و لازمه ی طبیعی و قانونی در شهوت غلطیدن هم اینست که دلش بسته می شود، پس خود او مسئول است.

تفسیر:

نکته ها و اشاره ها:

1. برخی احتمال داده اند آیه ی فوق در مورد یهودیان باشد که پس از ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله حوادث خوب زندگی و پیروزی ها را به خدا نسبت می دادند و حوادث بد و شکست ها را از قدم پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می دانستند.

و برخی از مفسران نیز برآن اند که با توجه به ارتباط آیه با آیات قبل که در مورد منافقان است، این آیه نیز مربوط به آنهاست.

اما این احتمال نیز وجود دارد که آیه ی فوق در مورد مسلمانان بی عمل باشد که در آیه ی قبل به آنها اشاره شد؛ یعنی ترسوهایی که از میدان می گریزند و تحلیل های غلطی از حوادث دارند.

2. انسان از مرگ می گریزد ولی مرگ او را تعقیب می کند و بالاخره به او می رسد. این تعبیر به افراد گوشزد می کند که فرار از مرگ، به عنوان یک واقعیت قطعی عالم هستی، بیهوده است.

3. امام عارفان در مورد توجه به مرگ خوب و بد می فرمایند:

ما رفتنی هستیم، آقا این یک مسئله واضحی است. .. کوشش کنید که آن وقت که ملک موت می آید و مشاهده می کنید او را، آن با شما به یک صورت رحمانیت عمل کند؛ شما را که می برد به یک صورت خوب ببرد؛ کوشش کنید که آن جا که باب رحمت است بسته نشود و باب غضب باز نشود.

4. مرگ گاهی از بیرون و در اثر حوادث بر انسان غلبه می کند که برج های محکم ممکن است جلوی آن را بگیرد، اما معمولًا از درون بر انسان چیره می شود؛ چون استعداد دستگاه های بدن محدود است و روزی به پایان می رسد، یا بیماری ها بر او غلبه می کند؛ از این رو قلعه های استوار هم نمی تواند جلوی مرگ طبیعی را بگیرد.

سرت گر بساید بر ابر سیاه

سرانجام خاک است ازو جایگاه

(فردوسی)

5. حال که مرگ انسان حتمی است، عاقلانه نیست که انسان برای چند روز زندگی بیش تر در این دنیا خود را از صحنه ی جهاد کنار بکشد و از افتخار شهادت و پاداش های مجاهدان محروم شود و در خانه و در میان بستر بمیرد.

6. برخی افراد سطحی نگر می کوشیدند رهبر اسلام را بدنام کنند و تمام بدی ها و شکست ها را از او می دانستند و از خود سلب مسئولیت می کردند.

آنان تفکر عمیق نمی کردند، و گرنه متوجه می شدند که علت اصلی همه ی امور خداست که آنها را آفریده است و بر اساس حکمت خویش و برای انسان ها آزمایش قرار داده است.

آموزه ها و پیام ها:

1. همه ی نعمت ها و پیروزی ها و حوادث تلخ و شیرین زندگی از مقدّرات حکیمانه ی خداست.

2. قانون مرگ حتمی است و موانع مادی چاره ساز آن نیست.

3. نظام هستی را دو پاره ندانید، که امور جهان دو خالق ندارد.

4. در سخنان عمیقاً بیندیشید.

5. خدا مدافع پیامبر خویش است (پس شما نیز مدافع رهبر الهی باشید).

منبع: تفسیر قرآن مهر ج 4 210


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره نور
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 9:15 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب