
اهميّت معاد در اسلام
مسأله حيات پس از مرگ يا معاد يكي از اصول و اركان دين اسلام17 است و منكر آن خارج از دين اسلام است. از 6666 آيه قرآن مجيد، 1400 آيه آن به اين امر مهم اختصاص يافته18 و از اصل توحيد كه بگذريم، بيش از هر اصل ديگري از جهات گوناگون مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است كه بيانگر اهميّت فوق العاده آن است.
قرآن كريم از روز واپسين با اسامي مختلفي ياد كرده است كه هر كدام ويژگي و وجهي از وجوه و بُعدي از ابعاد آن را تبيين مي كند، از جمله: يوم الدّين (= روز جزا)، يوم القيامه (= روز برخاستن)، يوم الحساب (= روز محاسبه)، يوم الجمع (= روز جمع شدن)، يوم الفصل (= روز جدايي حق از باطل)، يوم الحسره (= روز اندوه و حسرت)، يوم الخروج (= روز خارج شدن از قبور)، يوم البعث (= روز برانگيخته شدن)، يوم الآزفه (= روز بسيار نزديك)، يوم الاخر (= روز پايان) و يوم الخلود (= روز جاودانگي) و.19
افزون بر اين، قرآن كريم در مقام مجادله با منكران معاد با به ياد آوردن قدرت بيكران الهي،20 از راه توجّه به آفرينش نخستين،21 با ذكر نمونه هاي معاد در طبيعت،22 با نقل نمونه هاي تاريخي معاد23 و اينكه انكار معاد فاقد دليل است24، امكان وقوع معاد را خاطر نشان مي كند و نيز در پاره اي از آيات خود كه عمدتاً بر يكي از اوصاف الهي مانند حكمت الهي25 و عدالت الهي26 تأكيد مي كند، بر ضرورت وقوع معاد صحّه مي گذارد.
مرگ از نگاه اسلام
از ديدگاه اسلام، هر جنبنده اي، از جمله انسان، چشنده مرگ است و فقط تا مدّت معيّني مي تواند در اين دنيا باقي بماند. با فرا رسيدن زمان مرگ، خدا يا ملك الموت يا دستياران او روح آدمي را به تمامي مي ستانند. البتّه، مرگ به معناي انعدام نيست، بلكه بازگشت به سوي خداست كه با انتقال از نشئه دنيا وورود به نشئه ديگر (آخرت) تحقّق مي يابد.27
قبر و عالم برزخ
پس از آنكه آدمي به عللي دچار مرگ جسماني مي شود، جسد او ـ در صورتي كه در دسترس باشد ـ با آداب و تشريفات ويژه اي در حفره اي به نام قبر نهاده مي شود. براساس اعتقادات اسلامي، روح انسان پس از جدايي از بدن در قالب بدن مثالي (برزخي)، كه محصول اعمال و رفتار خود انسان است، قرار مي گيرد و تا روز رستاخيز در عالمي به نام عالم برزخ28 (قيامت صغري) به سر مي برد.
ورود به عالم برزخ به سبب قطع تعلّق از دنيا و عدم انس با عالم برزخ با سختي فراوان همراه است كه به صورت فشار شديدي براي انسان جلوه مي كند و از اين فشار به شب اوّل قبر يا عذاب قبر تعبير مي شود.
پس از ورود به عالم برزخ، دو فرشته به نامهاي نكير و منكر مؤمنان خالص و كفّار محض را براي تثبيت اصول عقيدتي شان مورد سؤال قرار مي دهند. آنگاه هر كسي، كم و بيش متناسب با اعمالش متنعّم يا معذّب مي شود29.
نشانه هاي رستاخيز
طبق آيات قرآن، هنگامي كه در آستانه روز رستاخيز قرار مي گيريم، يك سلسله حوادث عظيم و دگرگوني و تغيير و تحوّل ناگهاني رخ مي دهد كه از نشانه هاي برپايي قيامت به حساب مي آيند. اينك به نمونه هايي از آنها اشاره مي شود. در آن روز آسمان به شدّت به حركت درمي آيد، از هم مي شكافد، سست مي شود، فرو مي ريزد و به صورت فلزّ گداخته در مي آيد و چون روغن مذاب گلگون مي شود. خورشيد خاموش و ماه بي نور مي گردند و نهايتاً به هم مي پيوندند و ستارگان محو و تاريك مي گردند. خلاصه اينكه، در آن روز آسمان چون طوماري در هم مي پيچد.30
امّا زمين تكان مي خورد و به لرزه درمي آيد. كوهها از جاي خود كنده شده به حركت درمي آيند و سپس منهدم مي شوند و به تودهاي از شن متراكم و پشمِ زده شده تبديل مي شوند. پس از آن، به صورت غبار درمي آيند و متفرّق مي گردند و نهايتاً از ميان مي روند و زمين صاف و هموار مي شود. همچنين، درياها شكافته مي گردند و شعله ور مي شوند و.... 31
نفخ صور
يكي ديگر از نشانه هاي پيدايش رستاخيز، دميدن در صور يا شيپور است كه از آن به "نفخ صور" تعبير مي شود. قرآن كريم در آيات متعدد با عناوين مختلفي مانند صيحه، زجره، صاخّه و نقر به اين حادثه تصريح كرده است. از نظر قرآن، دو بار در نفخ صور دميده مي شود كه در نفخ اوّل، هر كه در آسمان و زمين است جز آنكه خدا خواهد، بي هوش مي شود. به عبارت ديگر، در اين مرحله وضع كنوني اين عالم برچيده مي شود كه به آن "نفخ موت" نيز مي گويند. وقتي بار ديگر در صور دميده مي شود، همه آدميان بر مي خيزند و گذشتگان و آيندگان به هم مي پ يوندند و براي محاسبه اعمالشان آماده مي شوند. از نفخ دوم با "نفخ بعث" ياد كرده اند.32
رستاخيز عمومي
طبق آيات قرآن كريم، پس از نفخ دوم، همه مردگان از قبرهايشان برانگيخته مي شوند و براي محاكمه و رسيدگي به اعمالشان در محكمه عدل الهي حاضر مي شوند.33 سپس، خداي متعال در حضور شاهدان و گواهان، از جمله پيامبران الهي، فرشتگان، زمين، اعضاي بدن و پوست بدن،34 بر اساس قسط و عدل داوري مي كند35 و نامه هر كسي به دستش داده مي شود و به آنچه كرده است آگاه مي گردد.36 به تعبير ديگر، هر كسي نتيجه سعي و كوشش خودش را مي يابد.37
پس از صدور و اعلام حكم الهي،38 نيكوكاران و بد كاران از يكديگر جدا مي شوند.39 آنگاه، هر كدام براي رسيدن به جايگاه خاصّ خود، از روي پلي به نام "صراط" عبور مي كنند. مؤمنان، روسفيد و شاد و خندان و به سلامت و آساني از روي آن عبور مي كند و به بهشت روانه مي گردند40 و كافران و منافقان، رو سياه و اندوهگين و با ذلّت و خواري از روي آن پل به ورطه دوزخ سقوط مي كنند.41
بهشت با همه نعمت ها و لذّات جاودانه اش جايگاه مؤمنان و نيكوكاران است.42 دوزخ با رنج و عذاب ابديش جايگاه كافران و منافقاني است كه هيچ نور ايماني در دل هايشان وجود ندارد.43
نتيجه گيري
از مجموع آنچه گفته شد چنين بر مي آيد كه مسأله حيات پس از مرگ از جمله دغدغه هاي اصيل و ديرين بشري و از اجزا و عناصر مهم و مشترك نظام اعتقادي بسياري از اديان است و اكثر آنها بقاي روح پس از مرگ را پذيرفته اند، با اين تفاوت كه ادياني چون آيين هندو و بودا معتقد به بقاي روح در اين جهان، آن هم در كالبد هاي گوناگون اند و به جهان آخرت باور ندارند، ولي آيين زرتشت، يهوديت، مسيحيت و اسلام بر اين باورند كه در وراي اين عالم، عالمي وجود دارد كه روح پس از جدايي از تن در آن سكني خواهد گزيد.
گفتني است كه آخرت شناسي در كتاب مقدّس يهوديان بسيار ضعيف است و فقط در كتاب تلمود اشاراتي به آن شده است. در مقابل، دين مسيحيت به مسأله آخرت زياد تأكيد كرده، ولي چندان به جزئيات مسأله نپرداخته است. در اين ميان، آيين زرتشت و دين اسلام با جزئيات بيشتري به اين دغدغه اصيل بشري پرداخته اند. با وجود اين، آخرت شناسي دين اسلام در قياس با ساير اديان، روشن، ساده و شفّاف است.
نویسنده: حبيب كاظم خاني
پی نوشت:
1 . ناس، جان بي.؛ تاريخ جامع اديان؛ ترجمه علي اصغرحكمت، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ سيزدهم، 1382، صص 23-25.
2 . توفيقي، حسين؛ آشنايي با اديان بزرگ؛ قم - تهران: سمت - مؤسسه فرهنگي طه - مركز جهاني علوم اسلامي، چاپ هفتم، 1384 صص 13، 14، 24، و 25.
3 . همان، ص34؛ تيواري، كدارنات؛ دين شناسي تطبيقي؛ ترجمه مرضيّه (لوئيز) شنكايي، تهران: سمت، چاپ اول، 1381، صص17 و 31-35.
4 . از آنجا كه آيين بودا به نظريه گذرا بودن امور معتقد است و هر چيزي را فاني و زودگذر مي داند و به چيزي دائمي باور ندارد، لذا از ديدگاه اين آيين، روح به عنوان جوهري دائمي و ثابت وجود ندارد. روح چيزي جز سيلان لحظات متغير آگاهي نيست.
5 . همان ، صص52 و 68-70 ؛ قرباني ، زين العابدين ؛ بسوي جهان ابدي ؛ قم : انتشارات شفق ، چاپ سوم ، 1372 ، صص 35 - 41 .
6 . براي نمونه مي توانيد به الاشارات و التنبيهات، ابن سينا، ج 3، ص 356 و المبدأ و المعاد، صدرالدين محمد بن ابراهيم شيرازي با مقدمه و تصحيح جلال الدين آشتياني، ص 324 مراجعه نماييد.
7 . باقري، مهري؛ دين هاي ايراني پيش از اسلام؛ تبريز: انتشارات دانشگاه تبريز، چاپ اول، 1376، صص 57-54.
8 . مهر، فرهنگ؛ ديدي نو از ديني كهن (فلسفه زرتشت)؛ تهران: نشر جامي، چاپ اول، 1374، صص 96 - 94.
9 . بني حسين، محمد صادق؛ اديان و مذاهب جهان؛ جلد دوم، قم: مولف، چاپ اول، 1372، ص 894.
10 . "تَنَخ" از سه حرف "ت" = تورات، "ن" = انبياء و "خ" = مكتوبات تشكيل يافته و شامل 39 كتاب است كه از نظر موضوع به سه بخشِ 1) بخش تاريخي؛ 2) حكمت، مناجات و شعر؛ و 3) پيشگوييهاي انبيا تقسيم شده است. تَنَخ در نزد مسيحيان به "عهد عتيق" معروف است.
11 . "تلمود" در لغت به معناي آموزش است و در اصطلاح به كتابي بسيار بزرگ اطلاق مي شود كه احاديث و احكام يهود را دربر دارد. اين كتاب، در واقع، تفسير و تأويل تورات است و گاهي از آن به"تورات شفاهي" نيز ياد مي شود.
12 . بسوي جهان ابدي، صص 50 و 51.
13 . گنجينه اي از تلمود، صص 391- 351.
14 . كتاب مقدّس به دو بخش نامساوي تقسيم مي شود: "عهد عتيق" و "عهد جديد". عهد عتيق را مي توان كتاب مقدّس يهوديان نيز محسوب كرد و داراي 46 كتاب است (در نسخه هاي يهودي و پروتستاني تنها 39 كتاب يافت مي شود). "عهد جديد" به مسيحيان اختصاص دارد و داراي 27 كتاب است (توماس ميشل؛ كلام مسيحي؛ ترجمه حسين توفيقي، ص 21) و از نظر موضوع به چهار بخش تقسيم مي شود: 1- اناجيل (متّي، مرقس، لوقا، يوحنّا)؛ 2 - اعمال رسولان؛ 3- نامه هاي رسولان؛ 4 - مكاشفه يوحنّا.
15 . كتاب مقدس؛ انجيل يوحنّا: 6/ 39، 44، 54؛ انجيل لوقا: 14/ 14؛ انجيل متّي: 12/ 36؛ انجيل مرقس: 3/ 28؛ انجيل لوقا: 22/ 29، 30؛ انجيل متّي: 19/ 16 و 17؛ انجيل متّي: 16/18.
16 . دين شنا سي تطبيقي؛ صص 167- 165.
17 . "يؤمنون بالله و اليوم الاخر...". (آل عمران/ 114)
18 . بسوي جهان ابدي، ص 74.
19 . به ترتيب: فاتحه/ 4؛ نساء/ 141؛ ص/ 26؛ شوري/ 7؛ دخان/ 40؛ مريم/ 39؛ ق/ 42؛ روم/ 56؛ غافر/ 18؛ توبه/ 18؛ ق/ 34.
20 . احقاف/ 32؛ و نيز بنگريد به: يس/ 83-81؛ زمر/ 67.
21 . روم/ 27؛ و نيز بنگريد به: يس/ 80-78؛ انبياء/ 104.
22 . اعراف/ 57؛ و نيز بنگريد به: حج/ 5 و 6؛ ق/ 11؛ فاطر/ 9؛ روم/ 19.
23 . بقره/ 73، 243 و 259؛ و نيز بنگريد به: آل عمران/ 49؛ مائده/ 11.
24 . جاثيه/ 24 و 25.
25 . مومنون/ 115 و 116؛ و نيز بنگريد به: دخان/ 40 - 38؛ حجر/ 85.
26 . قلم/ 35 و 36؛ و نيز بنگريد به: جاثيه/ 21 و 22.
27 . روم/ 8؛ سبأ/ 30؛ عنكبوت/ 5؛ آل عمران/ 185؛ نساء/ 78.
28 . مؤمنون/ 100.
29 . سوزنچي، حسين؛ آفتاب انديشه؛ زندگي پس از مرگ (جلد چهارم از مجموعه پرسشها و پاسخهاي ديني)؛ تهران: دفتر كمك آموزشي رشد، 1384، صص 105- 66.
30 . انبياء/ 104؛ طور/ 9؛ حاقه/ 16؛ معارج/ 8؛ رحمن/ 37؛ تكوير/ 1 و 2؛ قيامه/ 9-7؛ مرسلات/ 8؛ و...
31 . مزمل/ 14؛ حاقه/ 14؛ طور/ 10؛ واقعه/ 5 و 6؛ قارعه/ 5؛ طه/ 105 و 106؛ انفطار/ 3؛ تكوير/ 6 و...
32 . بسوي جهان ابدي، صص 296 و 297؛ نمل/ 87؛ زمر/ 68؛ يس/ 53؛ نازعات/ 13- 14؛ عبس/ 33- 34؛ مدّثر/ 8-10.
33 . يس/ 51.
34 . به ترتيب: نحل/ 89؛ احزاب/ 45؛ ق/ 21؛ زلزال/ 4؛ نور/ 24؛ فصلت/ 21-19.
35 . يونس/ 45و 93.
36 . آل عمران/ 3؛ تكوير/ 14.
37 . نجم/ 40و 41.
38 . اعراف/ 44.
39 . انفال/ 37؛ يس/ 59.
40 . زمر/ 73؛ آل عمران/ 107.
41 . زمر/ 60- 70؛ آل عمران/ 106.
42 . آل عمران/ 15 و 133؛ حاقه/ 23؛ بقره/ 25 و 82؛ محمد (ص)/ 15؛ نحل/ 31 و 8؛ ق/ 35؛ كهف/ 31؛ اعراف/ 43 و 35؛ صافات/ 45- 47؛ ص/ 51؛ سجده/ 17؛ ابراهيم/ 23؛ مريم/ 62؛ دهر/ 13؛ نبأ/ 35؛ واقعه/ 17.
43 . ابراهيم/ 23؛ حجر/ 48؛ كهف/ 3 و 108؛ طه/ 76؛ انبياء/ 102؛ مؤمنون/
منبع اصلی:
سایت معارف قرآن ،تاریخ بازبینی
موضوعات مرتبط:
ادیان شناسی
برچسبها:
ادیان شناسی