
معرفی سیّد کاظم رشتی
پرسش : سیّد کاظم رشتی که بود؟
پاسخ تفصیلی: "سیّد کاظم رشتی" در سال 1212ه. ق، در رشت به دنیا آمد و پس از طی تحصیلات مقدماتی، عازم یزد گردید و به درس "شیخ احمد" رفته و ملازم و همراه او شد؛ و طبق تصریح "آقا ابوالقاسم خان ابراهیمی" "شیخ احمد": «سید را امر به توطن کربلای معلی فرمودند».(1)
"حاج محمد کریم خان" در مورد جانشینی "سیّد کاظم رشتی"، عقیده ی شیخیه را چنین ابراز و اظهار می دارد:«شیخ جلیل فرموده اند که: سیّد کاظم یفهم و غیره ما یفهم و در میان ما معلوم و آشکار است که به شیخ عرض کردند که: اگر دست ما به شما نرسد، اخذ این علم را از که بکنیم؟ فرمود: بگیرند از سیّد کاظم؛ چرا که او از من، علم را مشافهةً آموخته است و من از ائمه خود مشافهةً آموخته ام و ایشان بی واسطه کسی، از خدا آموخته اند...».(2)
"حاج محمد کریم خان"، این وصیت و شایستگی در جانشینی را، چنین توصیف می کند که: «وقتی جلالت و حقیقت شیخ، به اجماع علمای شیعه که معاصر بوده اند معلوم شد، جلالت و حقیقت سیّد هم به نص، ثابت می شود. چنانکه نبّی بودن حضرت پیغمبر، به معجزه و وحی معلوم شد و بودن حضرت امیر (علیه السلام) وصی، به نص پیغمبر معلوم شد و بودن هر یک از ائمه وصی و امام عصر، به نص امام سابق معلوم شد...».(3)
نتیجه ی مستقیم چنین باوری، دشمنی خدا تلقّی کردن تمام علما و مراجع تقلید و مردم شیعه است که شیخی نشده اند! و این است معنی "شیخیه" و "شیخیه ی حاج محمد کریم خانی".
"میرزا محمد تنکابنی"، که خود در درس "سیّد کاظم" رفت و آمدی داشته است، می نویسد: «در زمانی که در مجلس درس حاجی سیّد کاظم حاضر می شدم و می خواستم از مذهب ایشان اطلاعی حاصل نمایم، غالباً مذمت از فقها می کردند و سخن درشت بلکه العیاذ بالله، به فقها شتم می نمودند».(4)کتاب "دلیل المتحیّرین" "سیّد کاظم"، کاملاً مؤیّد این معنی است. و به گفته ی "سیّد ابراهیم": «مناسب آن بود که این رساله را شتمیه نامند».(5)
"سید کاظم رشتی "به عنوان برجسته ترین شاگرد "احمد احسائی"، استاد هجویات و چرند بافی بود. هجویات "سید کاظم رشتی" در کتابی تحت عنوان "شرح القصیده" به چاپ رسیده و در آن مطالبی عنوان شده، که تنها شمه ای کوچک از آن برای پی بردن به کلیات کتاب، کفایت می کند. "سید کاظم" بنا به مطالبی که شنیده بود، در تفسیر «أنا مدینة العلم وعلی بابها» چنین می گوید:
(مدینة العلم شهری در آسمان است، که هزاران کوی می دارد و به هر کویی هزاران هزار کوچه می باشد. من نامهای همه این کوی ها وکوچه ها را می دانم؛ ولی چون برشمردن آنها دراز است، تنها به برخی از آن می پردازیم. عقد صاحبه رجل است اسمه شلحلون کوچه ای که دارنده اش مردی است به نام شلحلون، عقد صاحب کلب اسمه کلحلون کوچه ای است که دارنده اش سگی به نام کلحلون است...).(6)
"سید کاظم رشتی" با چنین سخنانی، آن چه را که "شیخ احمد احسائی" کاشته بود، آبیاری و آن را ریشه دار نمود. از آن طرف، ناآگاهی و فقدان فرهنگ هم به این گونه افراد، مجال مطلوب را می داد که هر چه می خواهند بکارند و بگویند، و هر آن چه را که مایلند بدروند.
سرانجام "سیّد کاظم" در سال 1259 ه. ق، پس از گذشت 17 سال از مرگ استادش "شیخ احمد احسائی"، از دنیا رفت. او برای پیروان خود، جانشینی تعیین نکرد؛ آنها پس از مرگ او حیران و سرگردان بودند؛ سرانجام چهار نفر ادّعای جانشینی "سیّد کاظم رشتی" را نمودند که عبارتند از:
1_ حاج کریم خان کرمانی.
2_ میرزا شفیع تبریزی.
3_ میرزا طاهر حکّاک اصفهانی.
4_ "میرزا علی محمّد شیرازی" معروف به "سیّد باب" مؤسس فرقه ی بابی گری.
اکثر پیروان "سیّد کاظم رشتی" به "حاج کریمخانی" معروف هستند؛ مرکز این گروه، کرمان است؛ و رهبرشان اکنون یکی از نوادگان "محمد کریم خان" می باشد.(7)
پی نوشت: (1). فهرست، ص 147.
(2). هدایة الطالبین، ص 71، رسالۀ تیر شهاب در ردّ باب، ص 177، مندرج در کتاب مجمع الرسائل.
(3). همان، ص 72.
(4). قصص العلماء، ص 58.
(5). همان، ص 56.
(6). تاریخ جامع بهائیت، بهرام افراسیابی، ص 4.
(7). گرد آوري از کتاب: بهائیان ، نجفی، محمد باقر ، نشر مشعر ، تهران ، ١٣٨٣ ، ج 1، ص 104؛ بابی گری و بهایی گری{مولود مدعیان دروغین نیابت خاص از امام زمام(عج )} ، محمدی اشتهاردی، محمد ، گلستان ادب ، قم ، ١٣٨3 ، ج 1، ص 36.
موضوعات مرتبط:
فرقه شناسی
برچسبها:
فرقه شناسی