
فصل اول:پايههاي اساسي جامعه اسلامي
پايه اول: وحدت و توحيد كلمه
وحدت و توحيد كلمه
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعا وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ اِذْ كُنْتُمْ اَعْـدآءً فَـاَلَّـفَ بَيْـنَ قُلُوبِكُمْ فَاَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِاِخْــوانا وَ كُنْتُمْ عَلي شَفا حُفْـرَةٍ مِنَ النّارِ فَاَنْقَذَكُـمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ اياتِهِ لَعَلَّكُــــمْ تَهْتَــدُونَ»
«و همگي به وسيله حبل خدا خويشتن را حفظ كنيد و متفرق نشويد و نعمت خدا بر خويشتن را بياد آريد، بياد آريد كه با يكديگر دشمن بوديد و او بين دلهايتان الفت برقرار كرد و در نتيجه نعمت او برادر شديد، و در حالي كه بر لبه پرتگاه آتش بوديد، او شما را از آن پرتگاه نجات داد، خداي تعالـي ايــن چنيــن آيـات خود را برايتان بيان مـيكنــد تــا شــايــد راه پيــدا كنيــد.» (103 / آلعمران)
اسلام براي تأمين سعادت دنيا و آخرت بشر اصلاحات خود را از دعوت به توحيد شروع كرد، تا تمامي افراد بشر يك خدا را بپرستند، و آنگاه قوانين خود را بر همين اساس تشـريع نمـود و تنهـا به تعـديل خواستهـا و اعمـال اكتفـا نكـرد، بلكه آن را بـا قوانينـي عبادي تكميـل نمـود و نيـز معـارفي حقـه و اخلاق فاضلـه رابرآن اضافه كرد .
آنگاه ضمانت اجرا را در درجه اول به عهده حكومت اسلامي و در درجه دوم بــه عهــده جـامعـه نهـاد، تـا تمـامي افـراد جـامعـه بـا تربيــت صـالحــه علمـي و عملـي و بـا داشتـن حـق امـــر بـه معـروف و نهـي از منكـر در كــار حكـومت نظـارت كننــد.
و از مهمترين مزايا كه در اين دين به چشم ميخورد ارتباط تمامي اجزاي اجتماع به يكديگر است، ارتباطي كه باعث وحدت كامل بين آنان ميشود، به اين معنا كه روح توحيد در فضائل اخلاقي كه اين آئين بدان دعوت ميكند ساري و روح اخلاق نامبرده در
(18) جامعهشناسي
اعمالي كه مردم را بدان تكليف فرموده جاري است، در نتيجه تمامي اجزاي دين اسلام بعد از تحليل به توحيد بر ميگردد و توحيدش بعد از تجزيه به صورت آن اخلاق و آن اعمال جلوه ميكند، همــان روح توحيــد اگـر در قـوس نـزول قـرار گيـرد، آن اخلاق و اعمـال ميشـود و اخـلاق و اعمـال نـامبـرده در قـوس صعـود همـان روح تـوحيـد ميشود، همچنـانكـه قرآن كريم فرمود:
«... اِلَيْـــهِ يَصْعَــدُالْكَلِــمُالطَّيِّـــبُ وَالْعَمَـــلُ الصّالِـــحُ يَرْفَــعُــهُ ...» (10 / فاطر)
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعا وَ لا تَفَرَّقُوا»
اعتصـام بـه خـدا و رسـول، اعتصام بِحَبْلِ اللّهِ است، يعني آن رابط و واسطهاي كه بين عبد و رب را به هم وصل ميكند، و آسمان را به زمين مرتبط ميسازد، چون اعتصام به خدا و رسول، اعتصـام به كتـاب خــدا است كه عبارت است از وحيي كه از آسمان به زمين ميرسد. و اگر خواستي، ميتواني اينطور بگوئي:حبلاللّه همان قرآن و
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعا وَ لا تَفَرَّقُوا (19)
رســول خــدا صلياللهعليهوآله اســت.
قرآن كريم، فرد را به حق تقوا و اسلام ثابت دعــوت ميكنـد و ميفرمايد: «اتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ...»(102 / آل عمران) اين آيه شريفه متعرض حكم تك،تكِ افراداستكه مراقب باشند حق تقوا را به دست آورده و جز با اسلام نميرند، ولي آيه مورد بحث متعرض حكم جماعت مجتمــع اســت و ميفرمايــد: «جَميعــا» و نيز ميفرمايــد: « وَ لا تَفَرَّقُوا!»
پس ايــن دو آيــه همـانطــور كـه فـرد را بـر تمسـك بـه كتـاب و سنـت سفــارش ميكنند به مجتمـع اسـلامـي نيـز دستـورمـيدهنـد كه به كتاب و سنت معتصم شونـد .
«... وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ اِذْ كُنْتُمْ اَعْدآءً فَاَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَاَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اِخْوانا ...» (103/آلعمران)
خداي تعالي در آيه شريفه، دو دليل بر لزوم «اعتصام به حبل اللّه و عدم تفرقه آورده يكي در جملــه « اِذْ كُنْتُــمْ اَعْــدآءً...،» و دوم در جملــه: « وَ كُنْتُمْ عَلي شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ...،» دليل اول مبتني است بر اصـل تجـربـه، و اينكـه خـود شمــا در ســابــق با
(20) جامعهشناسي
يكـديگـر دشمـن بـوديـد، و تلخــيهـاي دشمنـي را چشيـديـد، و خـدا شمـا را از آن نجــات داد، و دليـل دوم مبتنـي اســت بر بيــاني عقلــي كــه بـزودي خـواهــد آمــد.
و اگر در جمله « فَاَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِاِخْوانا...،» دوباره كلمه نعمت را ذكر كرد، براي اين بود كه به امتناني اشاره كرده باشد كه جمله: «اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُـــمْ...» بر آن دلالـت داشـت و مـــراد از نعمــت همــان الفتـي اســت كــه نـام بـرده، پـس مـراد بــه اخـــوتي هـــم كــه ايــن نعمــت آن را محقــق سـاختــه همـان تـألـف قلــوب اســت .
حديث ثقلين
و در اَلدُّرُالْمَنْثُور است كه طبراني از زيدبن ارقم روايت كردهكه گفت: رسول خدا صلياللهعليهوآله فرمود: من پيشرو شمايم، و قبل از شما از دنيا ميروم و شما بعدا بر لبه حوض بر من وارد ميشويد. پس مراقب باشيد، بعد از من چگونه با ثقلين رفتار كنيد. شخصي پرسيد: يا رسول اللّه ثقلين كدامند؟ فرمود: ثقل بزرگتر كتاب خداي عزوجل است كه
حديث ثقلين (21)
يك سرش به دست خدا و سر ديگرش به دست شما است، پس بعد از من به آن تمسك جوئيد كه اگر تمسك كنيد نه از بين ميرويد و نه گمراه ميشويد و ثقل كوچكتر عترت من است.
و اين دو ثقل هرگز از يكديگر جدا نميشوند تا در كنار حوض بر من درآيند و من اين معنا را براي آن دو از پروردگارم درخواست كردهام، پس مبادا از آن دو جلو بيفتيـد، كه اگر چنين كنيد هلاك خواهيد شد و مبادا به آن دو چيزي تعليم بدهيد كه آن دو از شما عـالم ترند.
مؤلف: حـديـث شـريـف ثقليـن از اخبـار متـواتـري اسـت كـه شيعـه و سنـي در نقل و روايت آن اتفاق دارند، و ما در اول سوره گفتيم كه بعضي از علماي حــديث عدد راويان آن را از ميان صحابه تــا ســي و پنج راوي - چه از مردان و چه از زنان - رســـانـده و جمعيـت كثيــري از راويــان و اهــل حـــديـث آن را روايـت كــردهانــد.
(22) جامعهشناسي
موضوعات مرتبط:
جامعه شناسی
برچسبها:
جامعه شناسی