ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

قرآن در کلام رهبری – سوره نور آیه 49

قرآن در کلام رهبری – سوره نور آیه 49

منبع : پایگاه حوزه نت

متن آیه:

وَ إِنْ یکنْ لَهُمُ الْحَقُّ یأْتُوا إِلَیهِ مُذْعِنین

ترجمه:

ولی اگر حق داشته باشند (و داوری به نفع آنان شود) با سرعت و تسلیم بسوی او می آیند!

موضوع:

اهمیت مسئله قانون گرائی در انتخابات

کلام رهبر1:

در انتخابات، دو تا مسئله از همه مهمتر است: مسئله ی اول، حضور مردم، شرکت مردم - که بایستی وسیع و گسترده باشد - مسئله ی دوم، قانون گرائی در انتخابات، وفاداری به قانون، احترام به رأی مردم. اینجور نباشد که اگر چنانچه انتخابات بر طبق نظر و میل ما انجام گرفت، این را ما قبول داشته باشیم؛ اگر برخلاف نظر ما بود، «و ان یکن لهم الحقّ یأتوا الیه مذعنین». اگر حق را به ما دادند، آنی که ما میخواهیم، سر کار آمد، قانون را قبول داریم؛ اگر آنی که ما میخواهیم، سر کار نیامد، میزنیم زیر قانون؛ نه قانون را قبول داریم، نه رأی مردم را قبول داریم؛ این نمیشود.

فتنه ی 88 همین جور بود. ادعا کردند که قانون گرا هستند، بعد خب مردم به آنها رأی ندادند، اکثریت مردم به کس دیگری رأی دادند؛ اینها بنا کردند دعوا راه انداختن که چرا! کشور را، ملت را مدتی مضطرب کردند، دشمن را خوشحال کردند؛ البته آخرش هم در مقابل مردم دیگر تاب نیاوردند و عقب نشستند.گناه آتش افروزان فتنه ی 88 همین بود که به قانون تمکین نکردند، به رأی مردم تمکین نکردند. ممکن است کسی بعد از انتخابات اعتراض داشته باشد؛ خیلی خوب، این اعتراض ایرادی ندارد؛ اما راهِ قانونی دارد که چگونه باید این اعتراض را بیان و دنبال کرد. اگر قانون را قبول داریم، باید از آن راه برویم. این هم نکته ی اصلی است.

موضوع:

ناراضی بودن همیشگی عده ای از قوه قضاییه

کلام رهبر2:

من آن چیزی را که به عنوان توقع عرض میکنم - هم به جناب ایشان، هم به مسئولان قوه ی قضائیه - این است که نگاه کنید به خروجی قوه. ممکن است ما کار زیادی هم انجام بدهیم، اما محصول زیادی به دست نیاید. این معنایش چیست؟ معنایش این است که این کارِ ما، با اینکه به لحاظ کمیتِ مطلق زیاد است، اما به لحاظ کمیت نسبی کم است؛ بیشتر باید کار کرد. اگر کسی بگوید که من در هفته صد ساعت کار میکنم، این صد ساعت، نسبت به یک نفر خیلی زیاد است؛ اما نسبت به بعضی از کارها و بعضی از افراد، صد ساعت، زمان کمی است. باید کمیت نسبی را نگاه کرد.

راهش این است که به خروجیها نگاه کنید. ببینید آنچه انجام گرفته، مطلبی را که من در سالهای گذشته یکی دو مرتبه گفته ام، آن را تأمین کرده یا نه. و آن، این است که قوه ی قضائیه از نظر مردم به عنوان یک ملجأ و پناه، احساس بشود و دیده بشود؛ دلِ مردم این جوری گواهی بدهد. به هر کس ظلم شد، هر کس احساس کرد به او ظلم شده، به خودش، در دلش، به دیگران، بگوید میروم قوه ی قضائیه و مشکلم را حل میکنم؛ یک چنین نگاه امیدوارانه ای به قوه ی قضائیه باید در کل جامعه شکل بگیرد. این اگر شده باشد، شما به مقصودتان رسیده اید؛ اگر نشده باشد، پس باید هنوز کار کنید. به خروجیها نگاه کنید. باید کاری کنید که قوه ی قضائیه بشود ملجأ و پناه برای همه؛ از عالی و دانی.

شکی نیست که یک عده ای از قوه ی قضائیه همیشه ناراضی خواهند بود. «و ان یکن لهم الحقّ یأتوا الیه مذعنین» قرآن میگوید اگر در قضاوتی که پیش پیغمبر میکنند، حق به طرف آنها داده بشود، قبول میکنند؛ اگر حق به طرف مقابل داده بشود، نه؛ اعتراض میکنند! زیر بار نمیروند! همیشه همین جور است. لکن در کل جامعه، آن قوه ی قضائیه ای که قاطع، به قانون و وظائف خود عمل میکند و ملاحظه ی کسی را نمیکند و با متخلف به طور جدی برخورد میکند - مخصوصاً اگر متخلف در داخل خود قوه باشد، بشدت با آن برخورد میکند - با یک چنین قوه ی قضائیه ای، مردم دلشان و پشتشان گرم میشود. این را باید حاصل کرد؛ این را باید به دست آورد. البته این احتیاج دارد به تدابیر گوناگون.

موضوع:

لزوم کوتاه نیامدن قوه ی قضاییه در مقابل مجرمان وابسته به مجموعه های سیاسی

کلام رهبر3:

[شأن قوه قضاییّه این است که در هرگوشه از این کشور اگر به کسی ظلم شد، در دل او نور امیدی باشد که به دستگاه قضایی مراجعه می کند و احقاق حق می شود. همه باید احساس کنند که بدون هیچ ملاحظه ای، احقاق حق و ابطال باطل خواهد شد. شرط اوّل هم صلابت، استقلال قوّه قضاییّه، استقلال قاضی، عدم نفوذ جریانات سیاسی و عدم دخالت دستگاههای دیگر در قوّه قضاییه است.]

این غلط است که اگر مجرم به یک مجموعه سیاسی وابسته باشد، باید در مقابل او کوتاه آمد؛ آن هم با این دلیل غیر محکمه پسند که اگر مجرمیّت او مورد تأکید قوّه قضاییّه قرار گیرد، جنجال خواهد شد! قرآن کریم می فرماید «و ان یکن لهم الحقّ یأتوا الیه مذعنین»؛ اگر قضاوتی که می شود، برخلاف مصلحت آنها باشد، جنجال می کنند؛ اما اگر برطبق میل و نظر آنها باشد، آن وقت آن را می پذیرند. بعد می فرماید: «افی قلوبهم مرض». این قضاوت قرآن است.

تفسیر:

این آیه برای تاکید بیشتر و روشن شدن شرک و دنیاپرستی منافقان اضافه می کند:" اما اگر این داوری به نفع آنها بوده باشد با نهایت تسلیم به سوی او می آیند" (وَ إِنْ یکنْ لَهُمُ الْحَقُّ یأْتُوا إِلَیهِ مُذْعِنِینَ ).

قابل توجه اینکه در یک عبارت، سخن از دعوت به سوی خدا و پیامبر ص است ولی عبارت بعد یعنی جمله" لیحکم" به صورت مفرد آمده که تنها اشاره به داوری پیامبر ص می باشد، این به خاطر آن است که داوری پیامبر از داوری خدا جدا نیست و هر دو در حقیقت به امر واحدی باز می گردد. ضمنا باید توجه داشت که ضمیر" الیه" به شخص پیامبر ص یا داوری او باز می گردد.این نکته نیز باید مورد توجه قرار گیرد که در آیات فوق این تخلف و اعراض از داوری پیامبر ص تنها به گروهی از منافقان نسبت داده شده است، شاید به دلیل اینکه گروه دیگر تا این حد بی حیا و جسور نبودند، چرا که نفاق هم مانند ایمان دارای درجات مختلفی است.

منبع: تفسیر نمونه، ج 14، ص: 515


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره نور
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 19:35 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب