
تصويرسازي زيباي قرآنكريم دربارهمعاد
خُشَّعــاً أَبْصــارُهُمْ يَخْـرُجُـونَ مِـنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ.(2)
در حالي كه چشمان آنان [از شدت ترس] فرو افتاده، از گورها سر برون ميآورند، چنــانكه گــويي ملخهايي پراكندهاند؛
1- تفسيربيان 30 جلدي، دكترمحمدبيستوني، انتشارات فراهاني، جلد 26 صفحه 321 تا 326 .
2- 7 / قمر .«» (27)
اَجْداث: جمع «جَدَث» به مفهوم گور آمده و «جَدَف» نيز به همين معنا ميباشد.
در اين فراز بدان دليل از چشمها به فرو افتادگي و خضوع و خشوع وصف ميگردد، كه نشان عزت و سرفرازي و يا ذلت و خواري انسان را ميتوان در نگاه او ديــد و دريــافت كـه درون او چــه خبـــر اســت.
يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ
از گورهاي خويش سر بر ميآورند؛ چنان كه گويي ملخهايي كه پراكندهاند، بــــدون هــــدف بـــه هـــر ســـــو ميدونــــد.
به بيان روشنتر منظور آيه اين است كه: آنان در روز رستاخيز در حالي كه چشمهايشان از شدت هراس و وحشتِ رويدادهاي سهمگين رستاخيز فرو افتاده است، از گورهاي خويش سر بر ميآورند و به صورت درهم و برهم و پراكنده و موجآسا و بدون هدف به هر سمت و سو ميدوند.(28) «»
از آيه شريفه اين نكته ظريف دريافت ميگردد كه انگيزش انسان در روز رستاخيز با همين جسم و اين پيكر خواهد بود، نه به صورت انگيزش روحها و جانها؛ چرا كه در گورها همين جسمها خفتهاند و زماني كه قرآن روشنگري ميكند كه آنان ملخوار از گورهاي خويش سر بر ميآورند، نشان ميدهد كه رستاخيز و معاد جسماني خواهد بود، نه روحاني.(1)
پرتوي از شاهكار خدا در آفرينش
«قَتادَة» ميگويد: آيا مــا زميــن را بــراي زنــدگي شمــا گستـــرش نبخشيديم؟
1- تفسيربيان 30 جلدي، دكترمحمدبيستوني، انتشارات فراهاني، جلد 27 صفحه 146 تا 147 .«» (29)
وَ الْجِبـــــــالَ أَوْتــــــاداً (1)
و كوهها را [بسان] ميخهايي [براي زمين نگردانيديم]؟!
وَتَد: اين واژه به معنــي ميخ بسيار سخت آمــده است.
وَ خَلَقْنـــــاكُـــمْ أَزْواجـــاً (2)
و شما را [به صورت] جفت آفريديم.
و آيا كوههاي بلند و سر به آسمان كشيده را، بسان ميخهايي براي كنترل حركت و لـــــــــرزش آن نگــــــــردانيـــديـم؟
ممكن است منظور اين باشد كه: آيا شما انسانها را به صورت شكلهاي
1- 7 / نباء .
2- 8 / نباء .(30) «»
گوناگون نيافريديم؟ امّا به باور پارهاي: ما شما را به صورت نر و ماده و يا مرد و زن آفــريديم تا ضمــن بهرهوري از زندگي و وجود يكديگر، نسل شما نيز تداوم يابد.
و از ديدگاه برخي ديگر منظور اين است كه: ما شما را به صورت سياه و سفيد و كـوچك و بزرگ و زرد و سرخ و گوناگون آفريديم.
وَ جَعَلْنــــــا نَــوْمَكُـــمْ سُبـــاتــــاً (1)
و خوابتان را [مايه] آسايش [و آرامش] گردانيديم.
سُبات: اين واژه از ريشه «سَبَتَ»، در اصل به معني قطع نمودن آمده، و به همين تناسب در تعطيل ساختن كار و تلاش براي آسايش و استراحت به كار ميرود. و نامگذاري روز شنبه به عنوان «يَوْمُ السَّبْت» در ميانيهود ـ براي تعطيل ساختن تلاش و كـــار روزانه ـ از هميــن ريشه است. در تفسير اين آيه آن ديدگاهها متفاوت است:
1- 9 / نباء .«» (31)
1 ـ به باور پارهاي منظور اين است كه: ما خواب را مايه آسايش بدن و آرامش خــــاطر شمــــا قـــــــرار داديـــــم.
2 ـ امّا به باور «ابن انباري» منظور اين است كه: ما خواب را وسيله وانهادن كار و تــلاش براي استــراحت گــــردانيديم.
3 ـ و از ديدگاه برخي ما خواب را برايتان حالتي ميان مرگ و زندگي قرار داديم.
وَ جَعَلْنـــَا اللَّيــْلَ لِبــاســاً (1)
و شب را [برايتان] پوششي ساختيم.
و شب را پرده و پوششي قرار داديم كه با سايهگستر شدن خود همه چيز را فــراميگيــرد و در آرامش فــرو ميبرد.
1- 10 / نباء .(32) «»
وَ جَعَلْنـــَا النَّهارَ مَعاشاً (1)
و روز را براي گذران [و اداره] زندگــي قرار داديم.
و موهبت «روز» را براي گذران و اداره زندگي و فراهم آوردن امكانات و وســايل مــورد نيـاز براي ادامــه حيــات آفـــريديم.
وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً (2)
و بر فراز [سر] شما هفت آسمان استوار بنا نموديم.
وَ جَعَلْنا سِــراجاً وَهّاجـاً (3)
و چراغي درخشان پديد آورديم.
وَهّاج: از ريشه «وَهَجْ» به معني روشنايي و شعله و حرارت آتش و آفتاب ميبــاشد كه از فــاصلــهاي دور هــويداست(1).
1- 11 / نباء .
2- 12 / نباء .
3- 13 / نباء .«» (33)
«مُقاتِل» ميگويد: خورشيد را پديد آورنده هستي به صورت كانوني از نور و حرارت آفريده است؛ چرا كه واژه «وَهجْ» به معنــي نور و حــرارتي است كه از آتـــش بــرافـروختـــــه زبـــانـــــه ميكشــــد.
وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِــراتِ ماءً ثَجّاجاً (2)
و از ابرهاي بارانزا، آبي ريزان فرود آورديم؛
موضوعات مرتبط:
معاد شناسی
برچسبها:
معادشناسی