ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

قرآن در کلام رهبری – سوره نور آیه 50

منبع : پایگاه حوزه نت

متن آیه:

أَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ یخافُونَ أَنْ یحیفَ اللَّهُ عَلَیهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِک هُمُ الظَّالِمُون

ترجمه:

آیا در دلهای آنان بیماری است، یا شک و تردید دارند، یا می ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم کنند؟! نه، بلکه آنها خودشان ستمگرند!

موضوع:

افراد بیمار دل، در پی خراب کردن فضای جامعه

کلام رهبر1:

امروز ملت ما به کار و تلاش پیگیر و مستمر برای سازندگی احتیاج دارد. مطلبی که فرماندار محترم ورامین راجع به این شهر در این جا بیان کردند، ما همین مسائل یا شبیه آن را در بسیاری از مناطق کشور داریم. اینها احتیاج دارد به این که مسؤولان با جدّیت بنشینند برنامه ریزی کنند - که مشغول هم هستند - قانون بگذرانند، پیگیری کنند، مدیریّت کنند، اجرا کنند و کسانی را که از روشهای قانونی تخلّف می کنند، مورد تعقیب قرار دهند. اینها وظایف مسؤولان کشور است؛ این احتیاج به محیط امن و امان و آرام دارد.

کسانی هستند که می خواهند محیط را متشنّج و فضا را مغشوش کنند، می خواهند این کارها نشود، می خواهند کشور ساخته نشود، می خواهند برنامه ریزان و مدیران کشور موفق نشوند؛ چهار نفر آدم «فی قلوبهم مرض»هم این گوشه و آن گوشه و احیاناً در بخشی از دستگاههای نظام لانه کرده، صدا به صدای بیگانه بدهند، فضا را خراب کنند و مانع از کار شوند.

موضوع:

ناتوانی بیماردلان در اقدام علیه مصالح ملت ایران

کلام رهبر2:

این را هم عرض کنم که عدّه ای عناصر سوءِ استفاده چی و فرصت طلب، در این جنجال چند روزه(*)، به خیال این که حالا وزارت اطّلاعات قدرت و توانی ندارد؛ شیر بی یال و دُم و اشکمی شده و مورد تهمت قرار گرفته است، سعی می کنند که فضای کشور را از چتر امنیتی خالی فرض کنند. من به آنها هم نصیحت می کنم که این اشتباه را نکنند. اشتباه نکنید؛ این انقلاب آسان به دست نیامده است. این امنیتی که در این کشور هست، آسان به دست نیامده است. این حکومت مردمی، به قیمت خون صدها هزار نفر از این مردم به دست آمده است.

مفسدین، افراد شریر، آدمهای ماجراجو، آدمهای فرصت طلب، آدمهای بددلِ «الّذین فی قلوبهم مرض» خیال نکنند که حالا دیگر این کشور اطّلاعاتی ندارد، خبری ندارد، کسی را ندارد و می توانند علیه مصالح این ملت هر کاری دلشان بخواهد، بکنند؛ نخیر، این طور نیست. این انقلاب، انقلابی است که به خاطر اقتدارش، در سخت ترین توطئه ها ایستاد؛ امروز هم به فضل پروردگار از همان اقتدار برخوردار است. درست است که ملت ایران مظلوم واقع شده است؛ درست است که این انقلاب مظلوم واقع شده است؛ اما این انقلاب و ملت ایران هم مثل مولای خودشان امیرالمؤمنین، مظلوم ودرعین حال مقتدرند و به فضل پروردگار مثل امیرالمؤمنین در همه ی صحنه ها پیروز هم خواهند بود.

موضوع:

وعده پیروزی الهی در صورت ایستادگی در مبارزه

کلام رهبر3:

آری؛ وقتی که قدرت الهی، قدرت اسلام، قدرت قرآن، قدرت معنویت، در یک جا عَلَم برمی افرازد، کسانی که مخالف معنویتند، دشمنی می کنند؛ کسانی که اهل ظلمند، دشمنی می کنند؛ کسانی که اهل فسادند، دشمنی می کنند؛ کسانی که به هر جهتی معنویت و دین را برنمی تابند، دشمنی می کنند. «و لما رأی المؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنااللَّه و رسوله و صدق اللَّه و رسوله». وقتی در جنگ احزاب، قریش از یک طرف، یهود از یک طرف، سقیف از یک طرف و انواع و اقسام دشمنان از اطراف حمله کردند و مدینه را محاصره نمودند، در آن جا مردم دو دسته شدند؛ مؤمنین یک طور، غیرمؤمنین و کسانی که «فی قلوبهم مرض» بود، یک طور دیگر. آنهایی که در دلشان مرض بود می گفتند: «ما وعدنااللَّه و رسوله الا غرورا»؛ ما فریب خوردیم؛ اسلام نتوانست به ما عزّت و امنیت دهد و ما را نجات بخشد. ببینید؛ اطراف مؤمنین را محاصره کرده بودند. این حزبها و گروههای دشمن، شرقی اش، غربی اش، همسایه اش، دوردستش، همه دست به دست هم داده بودند، سر به هم آورده بودند و به دولت اسلامی حمله کرده بودند؛ اما مؤمنین می گفتند: «هذا ما وعدنا اللَّه و رسوله»؛ ما تعجّب نمی کنیم.

این همان چیزی است که خدا و پیامبر به ما وعده کرده بودند. وعده ی خدا و پیامبر این است که «الّذین امنوا یقاتلون فی سبیل اللَّه والّذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت». شما که مؤمنید، در راه خدا مبارزه می کنید. آنهایی که با خدا میانه ای ندارند، در راه طاغوت مبارزه می کنند. آری؛ آنها هم مبارزه می کنند؛ ولی «فقاتلوا اولیاء الشیطان ان کید الشیطان کان ضعیفا». اگر مبارزه کردید، اگر ایستادید، اگر صبر و ثبات خودتان را از دست ندادید، شما پیروزید؛ اما اگر رها کردید، احساس ضعف کردید، احساس نومیدی کردید، عقبگرد کردید، نه. پس، حضور دشمن و حمله ی دشمن، مایه ی تعجّب نیست؛ «هذا ما وعدنا اللَّه و رسوله و صدق اللَّه و رسوله و مازادهم الا ایمانا و تسلیما». بنابراین، وعده ی الهی مسلّم است؛ یعنی هم در صورت مبارزه، در صورت صبر و در صورت ایستادگی، پیروزی به دست می آید و هم در صورتی که شما صادق باشید، دشمنیها به سمت شما توجّه پیدا می کند.

موضوع:

کناره گرفتن از میدان خطر، ویژگی منافقان

کلام رهبر4:

عزیزان من! در صدر اسلام - در زمان طلوع اسلام - قرآن از کسانی یاد می کند که به بعضی از آنها منافق می گوید: «فی قلوبهم مرض». اینها در هنگام سختیها وقتی با دشمن مواجه می شوند، بی کاره اند، ترسو، کناره گزین و عافیت طلبند، وقتی که یک ملت در شداید و سختیها قرار می گیرد، از اینها هیچ اثری نیست! «فاذا جاء الخوف رأیتهم ینظرون الیک»، مثل کسی که مرگ در مقابل او قرار گرفته است، به تو نگاه می کنند؛ از مرگ می ترسند! چرا؟ چون خطر را احساس کرده اند.

اما وقتی که خطر برطرف می شود، وقتی که دیگر میدانِ نشان دادن گوهر حقیقی انسان نیست، وقتی که میدان فرصت طلبانه است: «فاذا ذهب الخوف سلقوکم بالسنة حداد اشحة علی الخیر»! اینها کسانی هستند که وقتی میدان، میدان نشان دادن گوهر مردانگی است، نشان دادن جهاد و فداکاری است، نشان دادن مجاهدت است، اصلاً پیدایشان نیست! اما وقتی که میدان، میدانی است که خطری - علی الظّاهر - آن را تهدید نمی کند، می بینید که زبانشان بر روی مؤمنان دراز است، زبانشان روی جوانان بسیجی و روی خانواده های شهدا دراز است. اینها آن نقاطی نیستند که قرآن با چشم تحسین نگاهشان کند.

تفسیر:

در آیه مورد بحث ریشه های اصلی و انگیزه های عدم تسلیم در برابر داوری پیامبر ص را در سه جمله بیان می کند و می گوید:" آیا در دلهای آنها بیماری است" (بیماری نفاق) (أَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ).این یکی از صفات منافقان است که اظهار ایمان می کنند اما بخاطر انحرافی که در دل از اصل توحید دارند هرگز تسلیم داوری خدا و پیامبر ص نیستند یا اگر بیماری نفاق بر دلهای آنها چیره نشده" به راستی در شک و تردیدند"؟(أَمِ ارْتابُوا).

و طبیعی است شخصی که در پذیرش یک آئین مردد است تسلیم لوازم آن نخواهد بود.یا اینکه اگر نه آن است و نه این و از مؤمنانند" آیا براستی می ترسیدند که خدا و رسولش بر آنها ظلم و ستم کند"؟! (أَمْ یخافُونَ أَنْ یحِیفَ اللَّهُ عَلَیهِمْ وَ رَسُولُهُ ).

در حالی که این تناقض آشکاری است کسی که پیامبر اسلام ص را فرستاده خدا و بیانگر رسالت او می داند و حکمش را حکم خدا می شمرد ممکن نیست احتمال ظلم و ستم درباره او دهد، مگر امکان دارد خدا به کسی ستم کند؟ مگر ظلم زائیده جهل یا نیاز یا خود خواهی نیست؟ ساحت مقدس خداوند از همه اینها پاک است." بلکه در واقع خود اینها ظالم و ستمگرند" (بَلْ أُولئِک هُمُ الظَّالِمُونَ ).

آنها نمی خواهند به حق خودشان قانع باشند، و چون می دانند پیامبر اسلام ص چیزی از حق دیگران به آنها نخواهد داد تسلیم داوری او نمی شوند. به گفته نویسنده تفسیر" فی ظلال": این سه تعبیر در واقع هر کدام در شکل خاصی عرضه شده است: اولی برای اثبات است، دومی برای تعجب، و سومی برای انکار.در جمله اول می خواهد علت حقیقی را که بیماری نفاق است روشن کند، و در جمله دوم، هدف بیان تعجب از تردید آنها در عدالت پیامبر است و صحت داوری او با این که مدعی ایمانند، و جمله سوم اشاره به تناقض روشنی است که میان ادعای ایمان و عملشان دیده می شود.

تنها ایرادی که به گفته این مفسر در این سخن متوجه می شود این است که او جمله" ام ارتابوا" را به معنی شک در عدالت و صحت داوری پیامبر ص گرفته، در حالی که ظاهر این است که شک در اصل نبوت را می گوید همانگونه که بسیاری از مفسران پذیرفته اند.

بیماری نفاق

این نخستین بار نیست که در قرآن مجید به تعبیر" مرض" در مورد نفاق بر خورد می کنیم، قبل از آن در اوائل سوره بقره، ضمن بیان صفات منافقان، چنین آمده بود: فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً:" در دلهای آنها یک نوع بیماری است، و خداوند هم بر بیماری آنها می افزاید"! همانگونه که در جلد اول ذیل آیه مزبور گفتیم، نفاق در حقیقت بیماری و انحراف است، انسان سالم، یک چهره بیشتر ندارد، روح و جسم او هماهنگ است، اگر مؤمن است تمام وجودش فریاد ایمان می کشد، و اگر منحرف است ظاهر و باطنش بیانگر انحراف است، اما اینکه ظاهرش دم از ایمان بزند و باطنش بوی کفر دهد، این یک نوع بیماری است.و از آنجا که این گونه افراد بر اثر لجاجت و پافشاری در برنامه هایشان مستحق لطف و هدایت خدایی نیستند، خداوند آنان را به حال خود می گذارد تا این بیماریشان افزون گردد.

و براستی خطرناکترین افراد در یک جامعه همین منافقانند، چرا که تکلیف انسان در برابر آنها روشن نیست، نه واقعا دوستند و نه ظاهرا دشمن!، از امکانات مؤمنین استفاده می کنند و از مجازات کفار ظاهرا مصونند، ولی اعمالشان از اعمال کفار بدتر. و چنان که می دانیم چون این ناهماهنگی ظاهر و باطن برای همیشه قابل ادامه نیست سر انجام پرده ها کنار می رود و باطن آلوده آنان ظاهر می شود، چنان که در آیات مورد بحث و شان نزول آن ملاحظه کردیم که پیش آمدن یک صحنه داوری، مشت آنها را باز کرد و خبث درونشان را آشکار ساخت.

منبع: تفسیر نمونه، ج 14، ص: 515


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن, کلام رهبر, قرآن در کلام رهبری, سوره نور
[ سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب