
بررسی مقاله «کشاورزی و گیاهان در قرآن» دیوید وینز
حسن رضایی هفتادر
مهدی همتیان
چکیده
نوشتار حاضر به بررسی و نقد مدخل «كشاورزی و گیاهان» در دایرة المعارف قرآن لیدن میپردازد. نویسنده ضمن بررسی مفصل كشاورزی و گیاهان در قرآن به معرفی كتبی میپردازد كه در زمینه كشاورزی و گیاهان به رشته تحریر درآمده و یا از زبانهای غیرعربی به عربی ترجمه شدهاند.
ذخیره محصولات كشاورزی، نظامهای آبیاری زیرزمینی، باد سرد و سوزان، مزارع سرسبز آخرت، دو باغ سرسبز و پر آب، گیاهان روئیده در جهنم مواردی است که در نوشتار حاضر آسیبشناسی شده و مورد بررسی و نقد قرار گرفته است.
کلید واژگان:
قرآن، علم، زیستشناسی، كشاورزی، گیاهان، دایرة المعارف قرآن لیدن، دیوید وینز.
مقدمه
قرآنکریم کتاب هدایت بشر به سوی خدای متعال است که در راستای اهداف هدایتی خود از شیوههای گوناگون برهان، موعظه، جدل به روش نیکو و اشارههای علمی استفاده کرده است. در این کتاب بیش از هزار آیه به مطالب علمی اشاره دارد که برخی در حد اعجاز علمی قرآن به شمار میآید؛ از اینرو آیات فراوانی در ارتباط با گیاهان و مسائل مربوط وجود دارد که حاکی از اهمیت این موضوع میباشد. تمام گیاهانی که از زمین میرویند از هر نظر مهم و آیت روشنی از عظمت خداوند میباشند. گیاهانی که در قرآن کریم از آنها نام برده شده هم از نظر خواص و کاربرد و هم از نظر اشاره به رویدادها و اتفاقاتی که همراه با نام این گیاهان آمده نیز از اهمیت ویژهای برخوردارند؛ چون نام این گیاهان با کلام الهی آمیخته شدهاند، به نوعی ارزشمند و مهم جلوه میکنند.
قرآن، بشر را از چهارده قرن پیش به اهمیت و ارزش منابع طبیعی در زندگی انسان توجه داده است. خداوند در آیات مختلف به كشاورزی تشویق و هرگونه فسادی در این باره را سرزنش نموده است. این كلام جاودانه برای نخستین بار، از نقش جریان بادها و اقسام آن در كشاورزی سخن به میان آورده است؛ به دیگر سخن، قرآن اولین كتابی است كه به اطلاعات هواشناسی و تغییرات جوی كه رابطه نزدیكی با كشاورزی دارد، توجه داده است.
هدف قرآن از بیان این مطالب در درجه اول همانا بیدار كردن اندیشه انسان و توجه دادن به توحید و صفات الهی و بیدار ساختن وجدان انسان هاست، اما تفكر عمیق در این آیات میتواند ما را در بهبود كشاورزی یاری دهد. به سبب نقش حیاتی كشاورزی و گیاهان در زندگی انسانها، قرآن پژوهان به بررسی مسئله كشاورزی و گیاهان در قرآن پرداختهاند؛ از جمله این افراد دیوید وینز(David Waines) است که حاصل پژوهش خود را در این باره در قالب مقالهای با عنوان «كشاورزی و گیاهان» (Agrigulture and Vegetation) در دایرةالمعارف قرآن لیدن ارایه كرده است. بررسی و نقد مقاله مذكور موضوع پژوهش حاضر را تشكیل میدهد.
دیوید وینز
برای آشنایی با نویسندة مقالة «كشاورزی و گیاهان»، درآغاز اطلاعاتی دربارة زندگینامة علمی او ارایه میشود.
معرفی نویسنده
دیوید وینز استاد گروه دینپژوهی دانشگاه لنكستر(Lancaster) انگلستان است. پیاده روی، دوچرخه سواری، شنا، ظروف آشپزی خاورمیانه قرون وسطی، موسیقی و تئاتر اسپانیای باستان اموری هستند كه وی به آنها علاقهمند است.
زمینههای پژوهشی مورد توجه وی تاریخ اسلام در سدههای میانه؛ علم تغذیه در طب اسلامی سدههای میانه؛ اندیشه دینی و سیاسی اسلام معاصر؛ نهضتهای اسلامی نوظهور میباشد. وی مقالاتی درباره طب در قرون وسطی و اندیشه اسلامی جدید به رشته تحریر درآورده است. مهمترین آثار او بدین قرار است:
- An Introduction to Islam (1995).«درآمدی بر اسلام »
-«Agrigulture and Vegetation», in Encyclopaedia of The Qurān, (Leiden, Brill, 2001). «كشاورزی و گیاهان»
-Ibn Mammātī’s rules for the ministries.Translation with commentary of the Qawānīn al-dawāwīn, (Berkeley 1973).
ترجمه ]از عربی به انگلیسی[ و شرح كتاب قوانین الدواوین ابن مَمّاتی
-«Cereals, bread and society. An essay on the staff of life in medieval Iraq», in jesho 30⁄3 (1987), 255-85.
«غلات، نان و جامعه؛ پژوهشی درباره نان در عراق قرون وسطی»
- «Carrion», in Encyclopaedia of The Qurān, (Leiden, Brill, 2001).«مردار»
-«Date Palm», in Encyclopaedia of The Qurān, (Leiden, Brill, 2001).«نخل»
-«Famine», in Encyclopaedia of The Qurān, (Leiden, Brill, 2002).«قحطی»
-«Food and Drink», in Encyclopaedia of The Qurān, (Leiden, Brill, 2002).
«خوراك و نوشیدنی»
-«Grasses», in Encyclopaedia of The Qurān, (Leiden, Brill, 2002).«گندمیان»
-«Honey», in Encyclopaedia of The Qurān, (Leiden, Brill, 2002).«عسل»
-«Milk», in Encyclopaedia of The Qurān, (Leiden, Brill, 2003).«شیر»
-«Sustenance», in Encyclopaedia of The Qurān, (Leiden, Brill, 2006).«رزق»
-«Tree(s)», in Encyclopaedia of The Qurān, (Leiden, Brill, 2006).«درخت»
-«Weather», in Encyclopaedia of The Qurān, (Leiden, Brill, 2006).«آب و هوا»
(Waines, «Agrigulture and Vegetation», 1/40-49; Ibid., 49; Id., «Carrion», 1/291-292; Id., «Date Palm», 1/494-495; Id., «Famine», 2/177-178; Id., «Food and Drink», 2/216-223; Id., «Grasses», 2/369; Id., «Honey», 2/445-447; Id., «Milk», 3/391-392; Id., «Sustenance», 5/178-179; Id., «Tree(s)», 5/358-362; Id., «Weather», 5/470-471; Mir, «Bread»,1/256).
خلاصه مقاله «كشاورزی و گیاهان»
خلاصهای از مطالب مدخل «كشاورزی و گیاهان» در ذیل بیان میشود:
تعریف کشاورزی
آقای وینز مقالهاش را با تعریف کشاورزی آغاز میکند و اینگونه مینویسد: به طور كلی به تولید محصولات و گیاهان، كشاورزی گفته میشود. كشاورزی و نباتات حضور چشمگیری در قرآن دارد كه حاكی از اهمیت آنها در محیط نزول این كتاب است. ریشه عربی «ف ل ح» واجد معنای اصلی «دو نیم كردن» یا «شكافتن» است. این واژه در اطلاق به زمین، به معنای «شیار كردن»، «كِشتن» یا «شخم زدن» است؛ بنابراین فِلاحه، هنر شخم زدن و كاشتن است و در عناوینِ رسالههای عربی قرون وسطی درباره رشته زراعت در معنای كلی «كشاورزی» به كار رفته است. دیگر ریشههایی كه در قرآن به معنای كاشتن بهكار میروند، «ز ر ع» و «ح ر ث» هستند كه هر دو با هم در آیات 63 ـ64 سوره واقعه به كار رفتهاند. فعل «اَثارَ» به معنای «كِشتن» در آیه 9 سوره روم به كار رفته است. عامترین عبارت برای «گیاه»، نبات است كه در آیات 45 سوره كهف و 17 سوره نوح دیده میشود. ادوارد لین، نبات را «به هر چیزی كه به مشیت خداوند در زمین میروید، سبز میشود یا جوانه میزند» ترجمه میكند (Waines, «Agrigulture and Vegetation», 1/40).
کشاورزی در قرآن
نویسنده در ارتباط با مباحث مربوط به کشاورزی میگوید: به رغم اشاره آیه 37 سوره ابراهیم به ابراهیم كه فرزند خویش اسماعیل، «جَدّ اعراب»، را در «درهای بی حاصل» در كنار خانه مقدس كعبه اسكان داد و به رغم ارجاعات احتمالی به قحطی، ارجاعات مستقیم و غیرمستقیم فراوانی به مفاهیم كلی كشاورزی و نباتات در قرآن وجود دارد. تعیین میزان نیاز مكه و نواحی پیرامون آن درخلال كمبودهای فصلی یا دورهای مواد غذایی، غیرممكن است. اگرچه در مكه و مناطق اطراف آن، كمبودهای مواد غذایی همانند بسیاری از دیگر مناطق خاورمیانه، بخشی از ضرباهنگ زندگی روزمره به شمار میرفته است، اما عبارات قرآنی حاكی از رنج كمتری است (Ibid).
ذخیره سازی
آقای وینز درباره ذخیره سازی اظهار میدارد: ذخیره غلات از بیم سالهای قحطی كه در قصه یوسف هم به آن اشاره شده (یوسف/47) به خوبی شناخته شده بوده است. مردم غلات رسیده از قبیل جو را میتوانستند در مرحله سنبلهای ذخیره كنند؛ زیرا پوستة سخت بیرونی، آنها را در برابر آفات و حشرات محافظت میكند. بنابراین، راهبردهای ذخیرهسازی را باید به عنوان بخشی از تصویركلی اقتصادی جزیرة العرب در قرن شش و هفت میلادی به حساب آورد. سپس نویسنده به آیة 136 سوره انعام اشاره میکند و آن را شاهدی قرآنی برای ذخیره سازی غلات معرفی میکند (Ibid., 40-41).
قدرت خداوند
نویسنده معتقد است: برخی از اصطلاحات مرتبط با كشاورزی و گیاهان كه در قرآن به كار رفته، حاكی از قدرت نمایی خداوند است. وی در این باره میگوید: در قرآن بسیاری از اصطلاحات مرتبط با كشاورزی و گیاهان در بافتهایی به كار میروند كه حاكی از قدرت مطلق خداوند است؛ مثلاً كلمة حَصید (یونس/24) به معنای «كاه بُن» برای توصیف مزارع سابقاً حاصلخیزی به كار میرود كه از سوی خدا ویران شدهاند تا خیالات باطل صاحبان آنها مبنی بر قادر بودن بر آن مزارع، مجازات گردد. در آیات 65 سوره واقعه و20 سوره حدید، واژة حُطام به معنای «پوشال خشك» به عملی اشاره میكند كه خداوند میتواند بر مزارع اعمال كند كه مشابه مثال فوق است (Ibid., 42).
باغها و زمینهای زراعی
آقای وینز توجهش را به بستر کشاورزی یعنی زمین و باغها معطوف میکند و مینویسد: در آیة 32 سوره كهف، دو باغ از تاكهای انگور ترسیم میشود كه با نخلهای خرما احاطه شدهاند و مابین آنها، مزارع حاصلخیز قرار گرفته است. یكی از اسمهایی كه به زمینهای كاشته شده اشاره دارد، كلمة جَنَّه (جمع آن جنّات) است (إسراء/91؛ انعام/99 و141). البته این كلمه در كاربردهای پرشمار خود در قرآن، صرفاً برای اشاره به باغ بهشتی بهكار نمیرود. یكی از نشانههای نظام اقتصادی الهی احیای زمینهای مرده با باغهایی از خرما و انگور بود كه از چشمههای جاری آبیاری میشدند و برای خوراك انسان، میوه (ثَمَر) به بار میآوردند. (یس/5 ـ33). در قرآن به باغهای سرسبز (حدائق) نیز اشاره میشود (نمل/60 ؛ عبس/30). چمنزارهای طبیعی (روضَه، جمع آن روضات) به عنوان پاداشهای جهان آخرت ذكر میشوند (روم/15؛ شوری/22)، اما مراتع (مرعی) بر روی زمین آفریده میشوند تا خوراك گلهها را تأمین كنند (اعلی/4؛ نازعات/31) (Ibid., 41).
آب در قرآن
نویسنده راجع به آب كه یکی از مهمترین ارکان کشاورزی است، مینویسد: در قرآن متداولترین كلمه برای بیان مفهوم آب همان واژة «آب» (ماء) است كه در عبارتِ مكرر«[خداوند] آب را از آسمان فرو فرستاد» (وَأَنْزَلَ مِنَ الْسَّمَاءِ مَاءً) به كار رفته است. این عبارت 26 بار در قرآن تكرار میشود و كلمة «آب» 9 بار دیگر در عبارات مشابهی به كار رفته است.
وی سپس به كلمات و عبارات متعدد مربوط به آب در قالب آیات متعدد اشاره میکند و مینویسد: كلمات و عبارات متعددی كه به آب، این ماده حیاتی، اشاره میكنند، شایان توجه هستند. برای آب باران اصطلاحاتِ غَیث (حدید/20؛ شوری/ 28؛ لقمان/34)، وابِل (بقره/265) و وَدق (نور/43؛ روم/48) به كار رفته است.
«بادهای باروركننده» (الرِّیاحَ لَوَاقِحَ)؛ (حجر/22) به این دلیل چنین لقبی دارند كه بادهای ابرآور هستند و بارش باران را باعث میشوند. آیة 99 سوره انعام را میتوان فرازی كلیدی به حساب آورد كه در آن تعدادی از اصطلاحات گیاهی به كار رفته است:
«و هم اوست خدایی كه از آسمان باران فرو بارید تا بدان هر نبات برویانیم و سبزهها را از زمین بیرون آریم و در آن سبزهها، دانههای روی هم چیده شده پدید آریم و از نخل خرمای روینده خوشههای به هم پیوسته و باغهای انگور و زیتون و انار كه برخی شبیه و برخی نامشابه است، خلق كنیم. و هنگامی كه میوة آن باغها پدید آید و برسد، در آنها به چشم تعقل بنگرید كه در آن آیات، قدرت خدا برای اهل ایمان هویداست».
اهمیت دینی فرازهای قرآنی نظیر قطعۀ فوق، در این است كه چرخههای زندگی جهان طبیعت، گیاهان و جانوران تحت تأثیر موهبت الهی آب قرار دارد و انسانی كه به همین اندازه به آب نیازمند است، باید مراتب قدرشناسی خود را به جای آورد (سبأ / 15) (Ibid., 42-43).
براهین وجود، قدرت و كرم الهی
آقای وینز با اشاره به تفسیر چند آیه در صدد است وجه مشترکی برای تفسیر مفسران در ارتباط با آن آیات بیابد. وی میگوید:
طبری در تفسیر آیه 99 سوره انعام كه با جملة «هم اوست خدایی كه آب را از آسمان فرو فرستاد» آغاز میشود، چنین مینویسد: «با آبی كه ما از آسمانها فروفرستادیم، برای گلهها، چهارپایان، پرندگان و جانوارن وحشی خوراك و برای انسان غذا و رزق آفریدیم». طبری نتیجه میگیرد كه در خلقت خداوند شواهد، نشانهها و بیناتی هست برای كسانی كه یگانگی خداوند را باور دارند و او را قادر مطلق میدانند.
ابن كثیر (وفات 774ق / 1372م)، مفسر قرن هشتم هجری به لُب كلام طبری درخصوص این آیه چیز جدیدی اضافه نمیكند. وحدت خداوند، قدرت و رحمت الهی (چه آشكار و چه پنهان) همه و همه در آیات 21 و 22 سوره بقره و 99 سوره انعام بیان میشوند. آنچه در آیة 22 سوره بقره توجه ابنكثیر را به خود جلب میكند، فرمانِ «هیچ كس را همتای خداوند قرار مَدهید» است كه وی برای این ممنوعیت، شواهد متعددی از مجامع روایی گردآوری میكند. روزی مردی به پیامبر(ص) گفت: «آنچه خداوند اراده كرده و آنچه تو اراده كردهای». پیامبر(ص) او را چنین نكوهش كرد: «آیا من را همتای خداوند قرار دادهای؟ بگو آنچه خداوند اراده میكند و دیگر هیچ مگوی». در حدیثی از ابن عباس، «شرك» از نظر پوشیدگی و پنهانی به «مورچهای میماند كه در سیاهی شب، بر سنگی سیاه میگذرد». در تفسیر ابنكثیر از یك طرف بر وحدانیت خداوند تأكید میشود؛ نكتهای كه بیشتر یهودیان، مسیحیان و حتی مسلمانان، به رغم اذعان كتابهای مقدس آنان بر وجود یك ذات الهی یگانه، در عمل آن را فراموش میكنند. از طرف دیگر، ابنكثیر با استفاده از قیاسی زمینی مبنی بر اینكه «دیدن سرگین [در صحرا] نشانة حضور شتر است»، تأكید میكند كه وحدت و وجود الهی در كثرت مخلوقات خداوند یا نشانههایی انعكاس مییابد كه شامل آسمانها و زمین است و هر آنچه از آنها پدید میآید؛ از قبیل باران حیاتبخش كه نگهدارندة گیاهان است و وجود انسانها و حیوانات نیز به همین گیاهان وابسته است. شایان ذكر است كه تفسیر طبری از آیة 99 سوره انعام و تفسیر ابنكثیر از آیة 21 سوره بقره، به جز پارهای تفاوتها در ارایة مطالب، در این دیدگاه متفق القولاند كه ذات خداوند در آفرینش مخلوقات نمایان و اثبات میگردد؛ بنابراین، تأكید قرآن بر مشاهدة آیات خداوند درجهان طبیعت به عنوان براهین وجود، وحدت، قدرت و كرم الهی، مورد تأیید مفسرانی قرار میگیرد كه به نوبة خود، ضرورت بهكارگیری خرد در جستجوی حقیقت را تأیید كردند. مثلاً بیضاوی (وفات 685ق / 1282م). در تفسیر آیة 164 سوره بقره كه نشانههای خداوند برای خردمندان را برمیشمارد، میگوید: این آیه دستورالعمل و نیز محركی برای تحقیق و تعلم است. در نمودار جان برتن به سه منبع تفسیر یعنی حدیث، عقل و كشف و شهود اشاره شده كه مجموعاً معنای آیات قرآنی را آشكار میسازند، اما یك روش تفسیرِ غیرمستقیم و عملی هم وجود داشت و آن، تحقیق و تدبّر در«نشانههای خداوند» برای تأیید حقایق قرآنی بود. در قرون اولیة اسلام، این امر، شور و شوقی را برای گردآوری و نشر اطلاعاتی درخصوص گیاهان بهطور اعم و كشاورزی بهطور اخص، بهراه انداخت. دل مشغولی فوق دركتب زراعی و در انقلاب سبزِ سدههای میانه انعكاس مییابد؛ انقلابی كه مطالعه گیاهان جدید و انتشار آنها به سوی غرب قلمرو اسلامی را باعث گردید (Ibid., 44-45).
كتابشناسی كشاورزی و گیاهان
نویسنده به معرفی كتبی میپردازد كه در زمینة كشاورزی و گیاهان به رشته تحریر درآمده و یا از زبانهای غیرعربی به عربی ترجمه شدهاند. وی در این باره مینویسد:
درخلالِ نهضت ترجمه در اوایل دوران عباسی (از اواخر قرن هشتم تا اواخر قرن دهم میلادی)، علاقة آشكاری به كتب زراعی و در واقع، كتب گیاهشناسی وجود داشت؛ از جمله كتب زراعی كهن كه اعراب با آن آشنا بودند، كتاب آپولونیوس تیانایی بود كه در سال 179/795 تحت عنوان كتاب الفِلاحه به عربی ترجمه شد. كتاب Georgica نوشته كاسیانوس باسوس ابتدا به زبان پهلوی و سپس در سال 212/827 با نام الفِلاحه الرومیه، به عربی ترجمه شد. اما، مهمترین رسالة كشاورزی در میان رسالات فوق، الفِلاحه النبطیه، منسوب به ابوبكربن وحشیه است. نویسنده كتاب كه هویتش همچنان موضوع مناقشه است، ادعا میكند كه این كتاب را در سال 291/903، از زبان «سریانی باستان» یعنی گویشِ آرامی قبایل عراقی كَسدان، به عربی ترجمه كرده و سپس در سال 318/930، ترجمة مذكور را به یكی از شاگردان خود دیكته كرده است. بهنظر میرسد كتاب مذكور در دورانی به رشته تحریر درآمده كه عرفان و یونانمداری اسكندریه همچنان رونق داشته است. بهعلاوه، كتاب الفِلاحه النبطیه ظاهراً هیچ ارتباطی با نوشتههای گیاهشناسی عرب كه قبل از ترجمة ابن وحشیه تألیف شده بودند، ندارد. در واقع، این كتاب طیفی از حیات نباتی را به نمایش میگذارد كه بسیار متنوعتر از منابع اَكَدی است. دركتاب یاد شده بیش از360 گیاه بررسی میشود و توجه خاصی به درخت زیتون، انگور و نخل خرما معطوف میگردد كه حاكی از جایگاه مهم آنها در فعالیتهای كشاورزی قبایل عراقی كَسدان است. كتاب الفِلاحه النبطیه در مقایسه با كتب زراعی یونانی، مبسوطتر است و به امور عملی و همچنین نظری كشاورزی میپردازد. بهطور خلاصه، این كتاب، یك نوع «فلسفة» رابطه انسان و خاك را به نمایش میگذارد. مصحح این كتاب، توفیق فَهد، عقیده دارد كه الفِلاحه النبطیه، تصویری از وضعیت دانشِ كشاورزی، گیاهشناسی و اقتصاد روستایی و داخلی عراق در اواخر دوران یونانمداری را ترسیم میكند.
فصول آغازینِ الفِلاحه النبطیه به درخت زیتون، منافع آن، بهترین مكانهای رشد آن و خواص قسمتهای مختلفِ آن از جمله برگها، ریشهها، روغن و هستههای میوه اختصاص دارد.
به علاوه، بخش اعظم كتاب به انواع و اقسام دیگرِ گیاهان خوراكی اختصاص مییابد كه مترجم، به علت نیافتن معادلهای عربی، بالاجبار به تلفظنگاری آنها روی آورده است.
پس از بحث زیتون، غلات، به عنوان گروه بعدی گیاهان مورد بحث قرار میگیرد. گندم و جو مفصلتر از بقیه بررسی میشوند؛ چراكه هر دو گیاه، به مدت چندین هزار سال در رژیم غذایی بینالنهرین نقش عمدهای را ایفا میكردند. برنج و ذرت نیز در میان دیگر غلات ذكر میشوند. جنبههای مختلف كاشت غلات بررسی میگردد: مكان مناسب برای رشد، شرایط فصلی و جوّی لازم برای محصول خوب، چگونگی درو، خرمنكوبی، باددادن خرمن و ذخیرة غلات و روشهای تشخیص شروع فساد در غلات.
كتاب قوانین الدواوینِ ابنمَمّاتی (وفات 606/1209) حاوی اطلاعاتی در خصوص رسوم كشاورزی در زادگاه او یعنی مصر است. در آغاز قرن هشتم قمری/ چهاردهم میلادی، جمال الدین محمد بن یحیی الوَطواط (وفات 718/1318) كتابی دربارة كشاورزی تألیف نمود كه در آن مكرراً از ابن وحشیه نقل قول میكند. اندكی بعد در همان قرن، سلاطینِ یمن، المالك الاشرف عُمَر (وفات 696/1296) و المالك الافضل العباس بن علی (وفات 778/1376) رسالههایی در باب كشاورزی نوشتند. كتاب دیگری در باب كشاورزی به برادر الاشرف، یعنی المالك المؤید داوود منسوب است كه درحال حاضر وجود خارجی ندارد. این سالنماها مبنای تغییر فعالیتهای كشاورزی در سراسر طول سال بودند. در سالنمای المالك الاشرف، حدود بیست و دو نوع مختلف از گونههای ذرت، عمدتاً براساس رنگ از یكدیگر متمایز میشوند و مشخص میگردد كه محصول عمدة یمن در آن دوران بوده است. اگرچه در این قرن كتاب مِفتاحَ الرَحا لاهل الفِلاحه (تصحیح م. صالحیه) به قلم نویسندهای گمنام (احتمالاً از اهالی شام) نوشته میشود، اما سنتِ نوشتار زراعی تنها در منتها الیه غربی قلمرو اسلام، یعنی اندولس، و با پشتكار و ابتكار نویسندگان آن دیار ادامه یافت.
در نیمة نخست قرن چهارم/ دهم، كتاب Meteria medica نوشته دیوس كوریدس در اندولس شهرت یافت كه علاقه به گیاهشناسی و داروشناسی را دامن زد.
در كتاب اَریب بن سعید (وفات 370/980) موسوم به سالنمای قُرطبه، اطلاعاتی درخصوص درختكاری و باغبانی وجود دارد كه حاكی از آداب و رسوم و دانش محلی است. میگویند كه اَریب رسالهای نیز در باب كشاورزی نوشته است كه اگر این ادعا صحت داشته باشد، كتاب مذكور در نوع خود نخستین كتاب در اندولس به شمار میرود. از قرن چهارم/ دهم، رسالهای زراعی از نویسندهای نامعلوم با عنوان كتاب فی ترتیب اوقاتِ الغِراسه و المَغروسات (تصحیح اِی. لوپز) به جای مانده كه محتویات آن مشابه سالنمای قُرطبه است، با این تفاوت كه در كتاب مذكور فصلی مبهم در باب كاشت گیاهان زینتی نیز وجود دارد. در اندولس توسعه دیگری نیز رخ داد و آن ایجاد باغهای گیاهشناسی آزمایشی بود كه معمولاً توسط حاكمان صورت میپذیرفت و در آنها گیاهان جدید میكاشتند و گونههای قدیمی را اصلاح میكردند.
ابن العَوّامِ سویلی كه از سال 512/1118 تا 663/1265 زندگی میكرد، مفصلترین كتاب از كتابهای اندولسی یعنی كتاب الفِلاحه را به یادگار گذاشت. محتوای این كتاب كه كشاورزی و دامداری را دربرمیگیرد، از متون شرقی و اندولسی انتخاب شده و تجارب شخصی نویسنده نیز بدان افزوده شده است. ابن لُیون آلمریایی (وفات 750/1349) و نیز شعری طویل در باب زراعت سرود (Ibid., 45-48).
موضوعات مرتبط:
گیاه شناسی
برچسبها:
زیستشناسی,
كشاورزی,
گیاهان,
دایرة المعارف قرآن لیدن