|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
شخصیتطلبیاز دیگر خواستهای انسانی كه متعالیتر از خواستههای حیوانی است و معمولاً در جامعه تحقق مییابد، شخصیتطلبی است كه جلوههای گوناگونی دارد. شاید نخستین جوانههای آن در حالت استقلالطلبیِ نوجوان ظاهر شود. یادآور شویم كه میل چون رسوخ یابد، به صورت محبت درمیآید. در آیات گذشته، تعبیر «حبّ الشهوات» آمده بود. از بین این علاقهها برخی ریشه در غرایز دارند؛ مثل میل به جنس مخالف كه برخی چون فروید با افراط، همة كنشها و واكنشهای بشری را برآمده از آن میدانند و قرآن در سورة آل عمران آیة 14 كه پیشتر ذكر شد، بر میل به زن تكیه میکند؛ یكی از آن جهت كه مخاطب آیه مرد است و شاید نیز از آن جهت كه طبیعتاً كشش زنانه به سبب زیبایی و فریبندگی بسی بیشتر است و فیالواقع برخی از حوادث بزرگ تاریخ دارای همین منشأ میل و علاقه به زن بودهاند. باری، این علاقه و نیز علاقه به فرزندان ریشه در غرایز دارند؛ اما برخی مانند علاقه به مال و زراندوزی مستقیماً غریزی نیست. چنین نیست كه آدمی چون تولد یافت و به كمال رسید، در خود احساس علاقهمندی به زر و مال كند؛ بلكه چون وسیلة ارضای علایق غریزی است، مورد علاقه قرار میگیرد. 1. آل عمران (3)، 14. شخصیتطلبی را میتوان از میلهایی شمرد كه ریشة فطری دارد و غالباً نخستین تجلیات آن در سنین نوجوانی جلوه مییابد. در روانشناسی، بلوغْ نقطة عطف آدمی به شمار میرود. تا پیش از این زمان، كودك بیشتر مقلد بزرگترهاست. از این زمان، دلش میخواهد «خودش باشد»، حرف دیگران را گوش نكند، به هرچه خود میفهمد، عمل كند، و به امر و نهی حساسیت پیدا میکند. این حالت نیز به جای خود برای تكامل انسان مفید و مؤثر است، حكمت خداوند است و حقیقت آن، حب كمال است؛ ولی بر اثر نقص معرفت در شكلهای محدود جلوه میکند. این شخصیتطلبی در سنین بالاتر و در اجتماع، كمكم به صورت ریاستطلبی نمودار میگردد. شخص میخواهد فرمانروا شود و دیگران حرف او را گوش كنند و امتیاز یابد. این نیز شكلهای گوناگون دارد: شهرتطلبی، ریاستطلبی، جاهطلبی و علاقه به محبوب شدن. دربارة این موارد، آیاتی در قرآن آمده است؛ اما آیة 110 از سورة فاطر هم به این خواست اشاره دارد و هم راه تعالی آن را نشان داده است: مَن كَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً؛(1)«كسی كه خواهان عزت است، تمام عزت از آنِ خداست». همه طالب عزتاند. قرآن اشاره میفرماید كه حتی برخی از بتپرستان به انگیزة جلب احترام و عزت، بت میپرستیدهاند. به هر حال، اصل جلب عزت و احترام و آبرو بد نیست؛ اما باید دانست عزت، تنها در عزتهای اعتباری موجود در جامعه خلاصه نمیشود. آیة پیشگفته در پیِ آن است كه به این خواست جهت بدهد و میگوید: میخواهید عزیز باشید؟ كاری انجام دهید كه نزد خداوند عزیز باشید. اگر میخواهی نزد انسانها كه خود فقیر و محتاجاند، عزیز باشی، چرا نمیخواهی نزد پروردگارِ غنی و متعال عزیز باشی؟! 1. فاطر (35)، 10. میل به بقامیل به بقا نیز از خواستهای فطری انسان است. آدمی هیچگاه نمیخواهد بمیرد؛ زیرا میاندیشد كه مردن، نابود شدن است. میخواهد عمری طولانی داشته باشد. قرآن از بنیاسرائیل نقل میکند كه میخواستند هزار سال عمر كنند: یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ؛(1)«هر یک از آنان (یهودیان) دوست دارد هزار سال عمر کند». هزار، نماد كثرت است؛ نه اینكه مثلاً هزار و یكسال نمیخواسته است. این خواست در همه، حتی در پدر همة ما حضرت آدم(علیه السلام) نیز وجود داشت و شیطان بر اساس همین خواست، او را فریفت: هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لاَّ یَبْلَى؛(2)«آیا میخواهی تو را به درختی جاودان و سلطنتی نافرسودنی رهنمون شوم؟» این آیه، هم به میل بقا و هم مقامطلبی انسان اشاره دارد. پس این خواست در همه هست و اصل آن بد نیست؛ منتها باید نقص شناخت را برطرف ساخت و توجه كرد به اینكه این جهان، پایدار نیست و ملك ابدی نزد خداست. انسان باید به جای دنیا، به آخرت علاقهمند شود؛ زیرا: وَالآخِرَةُ خَیْرٌ وَأَبْقَى؛(3)و (4)«در حالی كه آخرت بهتر و پایدارتر است». وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ؛(5)«و به راستی كه سرای آخرت زندگی واقعی است». 1. بقره (2)، 96. 2. طه (20)، 120. 3. ر.ك: ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی، مجمع البیان، ج 5، ص 473. 4. اعلی (87)، 17. 5. عنكبوت (29)، 64. میل به خداسرانجام و برتر از همة دلبستگیها، میلِ ویژه و نهان در ژرفای وجود انسان به خداست كه متأسفانه برای بسیاری از روانشناسان ناشناخته مانده است. این میل، نه از گونة احساس و نه از گونة عواطف، بلكه از این هر دو لطیفتر و پنهانتر است و از آنجا كه كمال نهایی انسان به آن وابسته است، شكوفا كردن آن نیز اختیاری و به دست خود انسان است. غرایز و میلهای طبیعی خودبهخود شكوفا میشوند؛ گرسنگی از لحظة تولد با طفل وجود دارد، غریزة جنسی به هنگام بلوغ خودشكوفا میگردد و آدمی راه ارضای آن را نیز تشخیص میدهد. اما كمالات معنوی، اولاً، خودشكوفا نمیشوند و باید آن را شكوفاند؛ ثانیاً، پس از شناخت متعلق و موضوع و مورد آن باید اِعمال اختیار كرد؛ یعنی اندكاندك چون میلی در شخص پیدا شد، درصدد برآید كه قدمی جلوتر رود تا به مراحل نهایی نزدیك گردد. آیات مربوط به داستان حضرت ابراهیم در این زمینه راهگشاست. ابراهیم(علیه السلام) پس از غروب ستاره فرمود: لا أُحِبُّ الآفِلِینَ؛(1)«من غروبكنندگان را دوست ندارم». یعنی همة انسانها به سوی موجودی غروبنكردنی كشیده میشوند. خواست و میل پرستش باید به چیزی تعلق گیرد كه همیشه حاضر باشد. محبوبی باشد كه بتوان هماره در كنار او بود و او جز الله نیست. به دنبال محبت به خدا آنچه مربوط به خداست محبوب انسان میشود: وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْكُمُ الإِیمَانَ؛(2)«ولی خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده است». 1. انعام (6)، 76. 2. حجرات (49)، 7. ایمان به خدا هم محبوب انسان میشود؛ چون راهی به سوی خداست، و به جایی میتوان رسید كه انسان در زندگی هیچ خواستی نداشته باشد: إِلاَّ ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الأَعْلَى؛(1)«بلكه تنها برای جلب خرسندی پروردگارش كه بسی برتر است (انفاق میکند)». 1. لیل (92)، 20. خلاصه* قدرت انسان را میتوان به چهار قسم تقسیم كرد: 1. قدرت طبیعی یا فیزیكی؛ 2. قدرت تكنیكی؛ 3. قدرت اجتماعی؛ 4. قدرت متافیزیكی. * قدرت فیزیكی انسان به حسب مورد به سه دسته تقسیم میشود: 1. قدرت طبیعی كه در طبیعت اعمال میكند؛ 2. قدرت طبیعی كه در مورد جانداران به كار میبرد؛ 3. قدرتی كه بر انسانهای دیگر اعمال میكند. * قدرت تكنیكی به دو صورت اعمال میگردد: 1. به كمك علوم تجربی و عادی؛ 2. به كمك علوم غیرعادی. * اراده، تبلور میل فطری است؛ یعنی هیچگاه ارادهای نمیكنیم مگر اینكه میلی برانگیخته شده باشد. * یكی از تقسیمات معروف در روانشناسی، میلهای باطنی را به چهار دسته تقسیم میكند: 1. غرایز، 2. عواطف، 3. انفعالات، 4. احساسات. * گزینش در جایی طرح میشود كه چند خواست متعارض در مقام ارضای وجود داشته باشد و انسان مجبور باشد یكی را ارضا و دیگری را ترك كند. * شخصیتطلبی، میل به بقا و میل به خدا از جمله میلهای فطری انسان هستند. پرسش1. معانى قدرت انسان و اقسام آن را بیان كنید. 2. اقسام قدرت فیزیكى انسان را توضیح دهید. 3. راههاى اِعمال قدرت تكنیكى را شرح دهید. 4. رابطة میان اراده و میل را به طور كامل روشن سازید. 5. اقسام میلهای باطنى را نام برده، دربارة هریك توضیح دهید. موضوعات مرتبط: انسان شناسی برچسبها: انسان شناسی [ سه شنبه هشتم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||