|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
قدرت، شرط دوم اختیار و انتخاب(1)گفتیم ویژگی آشكار انسان، اختیار اوست كه از یك سو به مسئولیت او میانجامد و از سوی دیگر زمینة كرامت اكتسابی او را فراهم میآورد. این اختیار بر پایة «دانش» و «قدرت» بنا شده است؛ هم شناخت راه برای انتخاب لازم است و هم قدرت بر انجام آنچه اختیار كرده است. دربارة دانش، به اختصار بحث شد. اینك دربارة قدرت نیز مطالبی بیان میكنیم. قدرت انسان را از یك دید به چهار قسم میتوان بخش كرد: 1. قدرت طبیعی یا فیزیكی: كه با به كار گرفتن آنها، انسان میتواند تنها به اتكای نیروی بدنی تصرفاتی در خارج از وجود خود انجام دهد. 2. قدرت تكنیكی: كه به كمك ابزارهای صنعتی و با بهرهگیری از شناخت قوانین حاكم بر طبیعت، در بخش دیگری از طبیعت تصرف میکند. 3. قدرت اجتماعی: كه با بهرهگیری از اوضاع اجتماعی و مایههای روانی حاصل میآید و بر اساس آن از انسانهای دیگر استفاده میشود. 4. قدرت متافیزیكی: كه از همة قدرتهای دیگر، متمایز است و از روح و عنصر ماورای طبیعی انسان ناشی میشود و در طبیعت یا غیرطبیعت تأثیراتی میگذارد. قدرت فیزیكی قدرت فیزیكی انسان، خود برحسب مورد، به سه دسته تقسیم میشود: 1. ر.ك: محمدتقی مصباح یزدی، خودشناسی برای خودسازی، ص 31. الف) قدرت طبیعی كه انسان در طبیعت اعمال میکند: أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم ما فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً؛(1)و (2)«آیا نمیبینید كه خداوند هرچه را در آسمانها و زمین است برای شما مسخر گردانیده و نعمتهای پنهان و آشكار خویش را بر شما فرو ریخته است؟» وَبَوَّأَكُمْ فِی الأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُیُوتاً؛(3)«خداوند شما را در زمین جایگزین ساخته است تا در سرزمینهای هموار آن، خانههای وسیع برگزینید و از (صخرة) كوههای آن، محل سكونت بتراشید». این آیه از قول حضرت صالح(علیه السلام) و خطاب به قوم ثمود است، اما شامل سایر انسانها نیز میشود. وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْماً طَرِیّاً وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا؛(4)«خدا آن کسی است كه دریاها را مسخر شما کرده تا از آن گوشت تازه خورید و از آن وسایل زینتی به دست آورید و بر تن کنید». ب) اِعمال نیروی انسان بر جانداران: وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِیهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ...؛(5)«و چارپایان را برای شما آفرید. در آنها برایتان گرمای مطلوب و فوایدی است». لحن آیه توحیدی است؛ یعنی خدا برای شما، چهارپایان را كه در آنها گرمی و سودمندی است، آفریده است؛ ولی ضمناً انسان با قدرتی كه خدا به او داده است از این سودمندی استفاده میكند. 1. لقمان (31)، 20. 2. ر.ك: حسین الخزاعی النیشابوری، روض الجنان و روح الجنان، ج 15، ص 295؛ عبد علی العروسی الحویزی، نور الثقلین، ج 4، ص 212؛ محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج 16، ص 240. 3. اعراف (7)، 74. 4. نحل (16)، 14. 5. نحل (16)، 5. وَلَكُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ * وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِیهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ * وَالْخَیْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِیرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِینَةً وَیَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ؛(1)«و در آنها زیبایی است، آنگاه كه (آنها را) از چراگاه برمیگردانید و هنگامی كه به چراگاه میپرید؛ و بارهای سنگین شما را به شهری حمل میكنند كه جز با مشقت زیاد، به آن نمیتوانستید برسید. همانا خدای شما مهربان و بخشنده است؛ و اسبها و استرها و الاغها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و زینت شما باشد، و چیزهایی میآفریند كه نمیدانید». اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ؛(2)«خداست كه چهارپایان را برایتان آفرید تا سوار برخی از آنها شوید و از (گوشت برخی از) آنها بخورید». ... وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُیُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا یَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَیَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثاً وَمَتَاعاً إِلَى حِین؛(3)«و از پوست حیوانات برایتان خانههایی فراهم آورد آسانیاب در سفر و حضر، و نیز از پشم و كرك و موی آنها وسایل و كالاهایی بهنگام، (یا: هر یك به هنگام خویش یا: تا هنگامی معیّن) آفرید».
1. نحل (16)، 6 ـ 8. 2. غافر (40)، 79. 3. نحل (16)، 80. 4. نحل (16)، 81.
و در آیة بعد میفرماید: ... وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِیلَ تَقِیكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِیلَ تَقِیكُم بَأْسَكُمْ؛(4) «(و از آنها)برایتان تنپوشهایی آفرید كه شما را از گرما حفظ میکند، و نیز لباسهایی كه شما را از سختیها حفظ میکند (مانند لباسهای جنگی)». ج) استفاده از سایر انسانها: این نوع نیز، تا آنجا كه مربوط به قوای بدنی و نیروهای فیزیكی است، در همین قسم دستهبندی میشود. انسان تصرفاتی در انسانهای دیگر میکند كه گاهی برای بهرهگیری، یا برای كمك یا تصرف به زور و ستم است. قدرت تكنیكی در این نوع، قدرت انسان نه بیواسطه، بلكه با به كارگیری بخشی از طبیعت در بخش دیگر اِعمال میشود كه میتوان آن را به دو بخش تقسیم كرد: الف) تصرفات به كمك علوم تجربی و عادی كه در دسترس همه است: وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ؛(1)«و كشتی را در اختیارتان درآورد تا در دریا به امر خدا جریان یابد». باید قوانین موجود در طبیعت را كشف كرد تا با كمك آن توانست كشتی چوبی یا فولادی را بر آب راند. وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّكُمْ لِتُحْصِنَكُم مِّن بَأْسِكُمْ؛(2)«زرهسازی را به داوود آموختیم تا شما را در جنگ محفوظ سازد». و نیز آهن را در كف او نرم ساخت (و از روایات استفاده میشود كه به صورت اعجاز انجام میداد): وَلَقَدْ آتَیْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلاً یَا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَالطَّیْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ؛(3) 1. ابراهیم (14)، 32. 2. انبیاء (21)، 80. 3. سبأ (34)، 10. «داوود از سوی ما برتری یافت؛ ای كوهها با او همنوا شوید و ای پرندگان شما هم، نیز ما آهن را در كف او نرم كردیم». ب) تصرفات به كمك علوم غیرعادی: در قرآن مسئلة سحر در موارد بسیاری ذكر و اثرگذاری آن كم و بیش پذیرفته شده است؛ اما اینكه چند نوع است و چگونه تأثیری دارد، روشن نیست. ما نیز آن را تا حدی كه قرآن فرموده است، میپذیریم؛ زیرا دلیل قطعی نداریم كه آیا تأثیرات آن حقیقی است یا آنكه تصرف در حس و خیال و تأثیر در نفوس است. از مواردی كه مكرر در قرآن آمده، ساحران فرعون است كه از قبیل چشمبندی و تأثیر در روان دیگران بود: سَحَرُواْ أَعْیُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ؛(1)«چشمان مردم را مسحور كردند و آنان را ترساندند». یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى؛(2)«از سحر ساحران برایش چنین گمان میشد كه (ریسمانهایشان مارهایی هستند كه) میجنبند». قدرت اجتماعی انسان انسان با مایههای فطری كه خدا بدو داده است، میتواند در انسانهای دیگر تأثیر عادی بگذارد و آنها را به نفع خود به كار گیرد. این نیز دو نوع است: نامطلوب و مطلوب. مطلوب، یعنی از نوع تعاون و همكاری.
1. اعراف (7)، 116. 2. طه (20)، 66. 3. بقره (2)، 258. آیات دستة اول: أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِی حَآجَّ إِبْرَاهِیمَ فِی رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْك...؛(3) «آیا نمینگری به آن كه با ابراهیم درباره پروردگارش كلنجار میكرد كه خدا به او پادشاهی داده بود».زبان خدا در قرآن، زبان توحید است و خداوند همه چیز را به خود نسبت میدهد و میفرماید: به نمرود هم خدا قدرت داده بود (اینجا در مقام بحث از مشروعیت یا عدم مشروعیت آن نیستیم)؛ سپس با زبانی طعنآمیز میفرماید: نمرود به پاس آنكه خدا به او نعمت پادشاهی داده بود در مقام مُحاجّه با ابراهیم برآمد! وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیّاً؛(1)«برخی را بر برخی دیگر به رتبهها برتری دادهایم تا یكدیگر را مورد تسخیر قرار دهند». برخی قدرت بدنی بیشتر، برخی هوش بیشتر، برخی تدبیر بیشتر و... دارند و این به مقتضای حكمت الاهی است و تفاوتها باعث میشود كه به هم نیازمند یا مشتاق گردند و در نتیجه زندگی اجتماعی با همبستگیهای گوناگون به وجود آید. این شاید اصیلترین نكتة جامعهشناسانه است كه قرآن بدان اشاره میکند؛ یعنی سرّ پیدایش جامعه همین است كه انسانها به یكدیگر نیاز دارند. موضوعات مرتبط: انسان شناسی برچسبها: انسان شناسی [ سه شنبه هشتم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||