|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
پی آمدهای زیان بار ربا اشاره پی آمدهای زیان بار ربا زیر فصل ها الف) آثار فردی ب) آثار زیان بار اجتماعی الف) آثار فردی اشاره الف) آثار فردی خداوند منّان نیروهایی مانند قوه شهوت، غضب، مال دوستی و... در نهاد بشر قرارداده است که هریک نقش به سزایی در ادامه حیات نسل بشر ایفا می کند. چنان که اگر انسان قوه شهوت نداشته باشد، نسل او رو به نابودی می گذارد و نبودقوّه غضب نیز، انسان را به بی تفاوتی در برابر دشمنان وا می دارد. هم چنین نبود قوّه مال دوستی انسان ها را از فعّالیّت های اقتصادی و گذران زندگی باز داشته و نظام زندگی انسانی را دچار بحران می سازد. بی گمان، هر یک از این نیروهایی نفسانی، نقش مهمّی در تکامل انسان دارند. البتّه به شرطی که زیر نظر قوّه عقل و فطرت خداجوی انسان قرار گیرند؛ یعنی از آموزه های آسمانی انبیا که برای بیداری فطرت خداجوی انسان آمده اند، سر باز نزنند. به یقین، خطر افراط در این نیروها از تفریط آن کم تر نیست؛ زیرا زیاده روی در این زمینه، دین و دنیای انسان را با خطر روبه رو می سازد. خداوند متعال برای کنترل این غریزه ها، قانون هایی را وضع کرده است که با به کار بستن آن ها، سعادت دنیا و آخرت انسان فراهم می شود. فلسفه برخی از این امر و نهی ها را خداوند بیان داشته است و حکمت برخی را نیز عقل انسان در می یابد؛ هرچند فلسفه برخی احکام دیگر بر ما روشن نیست، ولی انسان خداپرست و خداجو می داند که خداوند سبحان جز خیر و صلاح بندگانش را نمی خواهد و قوانین آسمانی همگی برای پیش برد هدف های کمال جویانه انسان است. به هر روی، مسأله ربا از جمله مسایلی است که خداوند به فلسفه آن، یعنی ظالمانه بودن اشاره کرده و پی آمدهای ناشی از آن را در قرآن بیان فرموده است (تخبّط؛ یعنی خارج شدن نیروهای نفسانی انسان از مرز اعتدال). در روایات نیز پیشوایان معصوم علیهم السلام نکاتی را یادآور شده اند. برخورد شدید قرآن و روایات با رباخواری، عالمان فقه و اقتصاد و دیگران را بر آن داشته است تا جنبه های گوناگون این مسأله را بررسی و زیان های فردی و اجتماعی آن را گوشزد کنند. در نگاه نخستین، چنین می نماید که خسارت هایاساسی ربا به ویرانی اجتماع باز می گردد؛ زیرا ستم و ترک کار خیر (قرض الحسنه) و... به اختلاف جامعه انسانی می انجامد، ولی نمی توان از زیان های فردی ربا غافل ماند؛ زیرا افزون بر این که حرام بودن آن از سوی شارع یک نوع فشار روحی برای دین داران ایجاد می کند، محکومیّت جهانی و نفرت عمومی از این کار، از غیر طبیعی بودن ربا حکایت دارد و همین امر به ایجاد زیان های گوناگون در هر دو طرف می انجامد. دکتر عبدالعزیز اسماعیل پاشا، در این زمینه می نویسد: هنگام نبود توانایی پرداخت ربا از سوی بدهکار، وی دچار اضطراب های عصبی می شود. درباره این گونه افراد، حالت هایی را دیده ایم که به بروز مرض قند و زیادی فشار خون و سکته ناقص و حتّی بی خونی جنون آور انجامیده است؛ زیرا اضطراب عصبی در این هنگام «آدرنالین» را در جسم زیاد می کند و این امر، سبب فشار خون و ترشّحات «پانکراس» می گردد. بحران اخیر دنیا برای ما روشن ساخت که زیان بستانکار کم تر از بدهکار نیست. اشخاصی، بدون زحمت در زمان کمی، ثروت هنگفتی می اندوزند و مسلّم است که خسارت های ثروتمند شدن سریع بیش تر از مصیبت ها در اعصاب تأثیر می گذارد؛ زیرا انسان هنگام روی دادن هر مصیبتی، می تواند به امید از میان رفتن تدریجی یا پاداش آخرتی آن دل خوش باشد و این حکمت الهی است که انسان را در برابر زیان ها نگاه می دارد، ولی انفعال های نفسانی که در نتیجه پیشرفت های آتی، روی می دهد، تحمّل پذیر نیست؛ زیرا افراد زوال آن را تصور نمی کنند که اگر چنان کنند، سعادتش سپری شده و خوشحالی اش از میان می رود. بیش تر مرض های عصبی روحی از این گونه حالت ها برمی خیزد، ولی چون به دست آوردن درآمد حلال تدریجی است و کاسب هر روز انتظار سود و زیان دارد، این انفعال های پی در پی و لحظه ای، او را برای تاب آوردن زیان ها آماده می سازد.(1) رباخواری، افزون بر زیان های جسمی، بیماری های روحی را نیز در پی دارد؛ زیرا خداوند نفس انسانی را به گونه ای آفریده است که هر رفتار زشت یا زیبایی، افزون بر اثر شرعی که برای بازداشتن از کردارهای زشت یا تشویق به کارهای شایسته قرار داده است، اثر وضعی در روح انسان بر جای می گذارد. برای نمونه، شراب خواری یک اثر شرعی دارد که در دنیا باید شراب خوار را شلاّق بزنند و در آخرت نیز باید عذاب آن را بچشد، ولی این کار زشت یک اثر وضعی نیز در پی دارد که مستی و نابودی عقل است و ممکن است بر اثر این مستی،ا نسان دودمانی را به آتش بکشد و دستور قتل یا کشتاری را صادر کند. کارهای دیگر انسان نیز به همین گونه است، ولی اثر برخی از کارها بر همه کس روشن نیست و برخی دیگر نیز تنها بر کارشناسان مانند روانشناسان یا اقتصاددانان روشن است و ممکن است پی آمدهای برخی از کارها نیز بر هیچ انسان معمولی روشن نباشد، بلکه پیشوایان دینی هستند که به کمک نیروی الهی بر این پی آمدها آگاهی می یابند. 1- عبدالعزیز اسماعیل پاشا، اسلام و طبّ جدید، برگردان: سیدغلام رضا سعیدی، چاپ آموزش و پرورش، 1346، ص 64. با ویرایش که انسان به هر چیزی که _ خوب یا بد _ علاقه بیش تری احساس کند، برای به دست آوردن آن بیش تر می کوشد؛ به گونه ای که ممکن است دیگر چیزها را از یاد ببرد یا حتّی فدای آن گرداند.(1) مال دوستی و مال اندوزی نیز از این قاعده جدا نیست؛ به ویژه اگر این کار از راه غیر طبیعی و نامشروع مثل رباخواری به دست آید. تجربه نشان می دهد از این رو، با این که اسلام سفارش زیادی به کار و کوشش کرده است و بهترین غذاها را غذایی می داند که انسان با دست خودش و با کار و کوشش به دست آورد.(2) با این حال، انسان را از دل بستگی شدید به دنیا باز داشته و وی را از مال اندوزی نهی کرده است؛(3) زیرا هنگامی که دوستی مال، در دل انسان جای گرفت، برای به دست آوردن آن از هیچ کوششی فروگذار نخواهدکرد و حتّی به راه های حرامی مانند رباخواری نیز کشیده خواهد شد و این مسأله پی آمدهایی مانند سنگدلی، کینه توزی و... را در پی خواهد داشت. دین اسلام در پی آن است تا فطرت خداجوی و حق طلب انسان را برانگیزد و او را در مسیر راستی و درستی قرار دهد تا او با انجام دستورهای الهی، راه کمال را در پیش گیرد. چنان که خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله دستور می دهد که از سرمایه مؤمنان صدقه برگیرد تا آن ها را پاک ساخته و تزکیه شان کند. (توبه: 103) 1- در حدیث آمده است: «حُبُّکَ للشّیئی یُعمی و یصمّ»، میزان الحکمه، ج 1، ص 498. 2- میزان الحکمه، مکتب الاعلام الاسلامی، چ دوم، 1367، چ 2، ج 8 ، ص 385. 3- در آیاتی مانند: «الهیکم التّکاثر حتّی زرتم المقابر» تکاثر: 1 و 2 که در نکوهش مال اندوزی است و «والذّین یکنزون الذّهب و الفضّه». (توبه: 34). به گفته علامّه طباطبایی انسان در زندگی اش، راه راستی دارد که نباید از آن به کج راهه افتد؛ چون او نیز در زندگی اش، بر اساس محیطی که در آن به سر برده است، رفتارهایی دارد که دارای نظام ویژه است که آن نظام را بینش عقلایی انسان ها تعیین می کند و هر فردی، رفتارهای فردی و اجتماعی خود را با آن نظام تطبیق می کند؛ برای نمونه، انسان وقتی گرسنه شد، تصمیم می گیرد تا غذا بخورد و چون تشنه شد، در پی نوشیدن آب بر می آید و... همه این رفتارهایی که از انسان سر می زند، از باورهایی ریشه می گیرد که همه به هم وابسته اند و به گونه ای با هم سازگارند و تناقض با هم ندراند. مجموعه این رفتارها، زندگی بشر نام می گیرد.این حالت انسان معمولی است، ولی انسانی که در اختیار شیطان قرار گرفته است و نیروی تشخیص اورا ناتوان ساخته است، نمی تواند خوب و بد، سود و زیان و خیر شرّ را از هم تشخیص دهد. ازاین رو، زشتی را زیبایی و زیبایی را زشتی می پندارند.(1) 1- سید محمدباقر موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1363، ج 2، ص 629. شخص رباخوار نیز که مالی را می دهد و در برابر، مال دیگری مانند آن و مقداری افزون بر آن می گیرد، همین گونه است؛ زیرا آن چه فطرت با آن فرا می خواند و اساس زندگی اجتماعی انسان بر آن استوار است، این است که مردم اموال خود را با هم عوض کنند؛ یعنی شخص، مقداری از مال خودرا که بدان نیازمند نیست، به دیگری بدهد و در مقابل، مال دیگری را که بدان نیاز دارد بگیرد،ولی قرض دادن مال و گرفتن مالی برابر با آن به اضافه مقداری افزون بر آن، با حکم فطرت مخالف است و موجب فروپاشی نظام زندگانی است؛ زیرا این کار سبب می شود که سرمایه، رفته رفته از دست بدهکار ربوده شده و نزد بستانکار جمع و متراکم گردد؛ یعنی اموالی که باید عادلانه در میان افراد دست به دست شود، از دست برخی بیرون آید و به دسته دیگری انتقال یابد و از سوی دیگر، برنیاز مدیون افزوده گردد که این امر زندگی وی را تباه می سازد.(1) خداوند ربا را در برابر صدقه آورده است. به گفته مفسران(2) میان آن دو رابطه تضاد وجود دارد؛ یعنی همان گونه که صدقه سبب امنیّت، محبّت، حسن تفاهم و هم دلی است، ربا در مقابل، سبب خسارت، سنگ دلی ،د شمنی و بدگمانی و ناامنیمی شود و انسان ها را به انتقام جویی برمی انگیزد و به اختلاف و پراکندگی فرا می خواند.(3) سرّ این ها این است که انفاق و ربا با زندگانی نیازمندان و زحمت کشان سر و کار دارد و چون احساسات باطنی این طبقه، به واسطه نیاز ضروری پیوسته در هیجان است و چون تحقیر و خوار شمرده شده اند، برای دفاع از حقوق اساسی خود و برای دست یابی به برابری [و نشان دادن واکنش] به هر قیمتی که باشد، تلاش می کنند.(4) 1- محمدتقی مصباح یزدی، ترجمه تفسیر المیزان، تهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، 1370، چ 5، ج 2، ص 572. 2- محمدتقی مصباح یزدی، ترجمه تفسیر المیزان، تهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، 1370، چ 5، ج 2، ص 570. 3- محمدتقی مصباح یزدی، ترجمه تفسیر المیزان، تهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، 1370، چ 5، ج 2، ص 583. 4- محمدتقی مصباح یزدی، ترجمه تفسیر المیزان، تهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، 1370، چ 5، ج 2، ص 583. چنان که گفته شد انسان رباخوار آشفته حال است و امور را واژگونه می نگرد و باآن که ربا حقّ او نیست، آن را حق خود می پندارد و برای ستاندن حقّ خود، از هیچ گونه کوششی فروگذار نیست و چون ربا دهندگان، همواره انسان های تهی دست و بیچاره هستند، فرد رباخوار مجبور است برای بازستاندن به اصطلاح حقّ خود، غریزه های انسانی و عاطفی خود را زیر پا بگذارد. هرچند این امر نخست برای او دشوار است، ولی وقتی به آن عادت کرد، این مسأله سبب سنگ دلی قلب او می گردد. چنان این کار برای او عادی می شود که حاضر می شود شخصی بدهکار یا فردی از خانواده او را به بردگی بگیرد. هم چنان که این امر در ملّت های گذشته، به صورت امری عادی درآمده بود.(1) 1. کینه جویی فشار روزافزون بر طبقه فقیر وام گیر و روبه رو شدن آنان با رفتارهای خشونت آمیز و بی رحمانه ثروتمندان و سودپرستان که سبب می شود فرد وام گیرزندگی و آبرو و جان خود را در خطر ببیند، حس انتقامجویی او را بر می انگیزد تا به هرگونه ای که شده است، انتقام خود را بگیرد. هرکس که آینده رباخواران را پی گرفته باشد، سرانجام شوم آنان را خواهد فهمید.(2) گزارش هایی از این دست در مطبوعات فراوان است و داستان تاجر تفنگ (merchant of venice) اثر شکسپیر و نیز رمان جنایت و مکافات، شاهکار داستایوسکی بر همین اساس نوشته شده است. نویسنده تفسیر پرتویی از قرآن می نویسد: 1- میرزا مسلم ملکوتی، الرّبا فی التشریع الاسلامی، قم، مهر، 1395 ه . ق، چ 1، ج 1، ص 67 . 2- ترجمه تفسیر المیزان، ج 2، ص 583. آن چنان خوی سودجویی فکر و حواس او را می گیرد که اندیشه و پروانه خیالش جز در محور آن نمی چرخد و در نظر گاه او مقیاس همه ارزش ها همین سود می شود. می کوشد که همه مواهب عقلی و انسانی و قوانین کار و تولید را برای سودبری خود به کار گیرد و چون روش و منش او با سنت های طبیعی و مصالح مردم تضاد دارد و دشمنی قربانی شدگان و ستم زدگان را نسبت به خود احساس می کند؛ خوی کینه جویی و بداندیشی نسبت به مردم در او ملکه می شود. از ترکیب خوی سودجویی و کینه توزی بی پایان، خوی درّندگی و حسد و چاپلوسی و عقده خودکوچک بینی و خود بزرگ بینی در درونش ریشه می گیرد.(1) موضوعات مرتبط: گناه شناسی برچسبها: گناه شناسی [ پنجشنبه سوم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||