
آخرت شناسی در ادیان بزرگ
چكيده
بي ترديد، مسأله حيات پس از مرگ، يكي از دغدغه هاي اصيل و ديرين بشري است كه عمري به درازاي عمر بشر دارد؛ چه، هر انساني به تجربه دريافته كه مرگ واقعيّتي است كه گريز و گزيري از آن نيست، و به ناچار بايد آن را پذيرفت و با آن كنار آمد. از اين رو، اين مسأله از دير باز يكي از دل مشغولي هاي عموم انسان ها، خاصّه متفكّران، بوده است.از همين رو متفكران به قدر وسع كوشيده اند تا گرهي از كار فروبسته اين مسأله بگشايند و به اين پرسش مهمّ و سرنوشت ساز پاسخ دهند كه آيا واقعاً از پسِ امروز، فردايي در كار هست يا نه؟
و اگر احياناً هست، كيفيّت آن به چه صورت است و چه سرنوشت محتومي در انتظار آدمي است؟ از آنجا كه بقاي پس از مرگ يكي از آموزه هاي ديني و از اجزا و عناصر مهمّ و مشترك نظام اعتقادي بسياري از اديان جهان است، در اين مجال و مقال مي كوشيم تا در حدّ توان، ضمن اشاره به سابقه اين عقيده در ميان اقوام و ملل ابتدايي، نظر اديان بزرگ جهان، خاصّه دين اسلام، را در اين باب به تصوير بكشيم.
آخرت شناسي اقوام و ملل گذشته
آنچه از مطالعه و تحقيق در تاريخ زندگاني ملل و اقوام گذشته و نيز از كاوش هاي باستان شناسان و پژوهش هاي مردم شناسان به دست مي آيد، اين است كه حيات پس از مرگ دغدغه اي همگاني بوده است و اغلبِ انسان ها به نحو اسرارآميزي معتقد بوده اند كه از پس امروز، فردايي هست كه بايد در آن محكمه عدالت حاضر شوند و پاسخگوي اعمال و كردار خود باشند.
عقيده به حيات پس از مرگ در ميان ملل گذشته سبب شده بود كه آنان براي جلوگيري از بازگشت مردگان يا رفع برخي از نيازهاي آنان تدابيري اتّخاذ كنند كه برخي از آنها عبارتند از: قرار دادن انبوهي از سنگ بر روي جسد مرده، بستن بدن مُرده با طناب هاي محكم، فرو بردن چوبي نوك تيز در سينه مرده و دوختن جسد او به زمين، تقديم هدايا به مُرده پس از دفن جسد، كاشتن خار در اطراف قبر و در خط مسير گورها، دفن خوراكي ها، جواهرات و انواع وسايل دفاعي به همراه جسدِ مرده و زنده به گور كردن زنان و خدمتگزاران ميّت با او.1
آخرت شناسي آيين هندو
آيين هندو يا هندوئيسم از اديان بسيار كهن جهان است. اين آيين شكل تحوّل يافته آيين برهمايي است كه آيين قوم آريايي هندوستان بوده، و خودِ آيين برهمايي شكل تكامل يافته آنيميسم (جانگرايي) است كه آيين باستاني بسياري از اقوام گذشته بوده است. براساس اين آيين، همه مظاهر طبيعت روح دارند و با تقديم قرباني و نيز با نيايش و ستايش مي توان آنها را بر سر مهر آورد و مورد بهره برداري قرار داد.2
آيين هندو، همانند ساير اديان، آموزه حيات پس از مرگ و فناناپذيري و جاودانگي روح را مي پذيرد و آن را در قالب نظريه تناسخ يا تولّد دوباره ـ كه وجه مشخّصه اين آيين است ـ عرضه مي كند. تناسخ بدين معناست كه روح پس از مرگ بدن كنوني، بر حسب اعمال گذشته خود، در قالب جديدي حلول مي كند.
به نظر برخي از معتقدان به تناسخ، تولّد دوباره يا بازگشت مجدّد انسان ها به اين جهان بر حسب نوع اعمال گذشته شان ممكن است به يكي از چهار صورت زير باشد: 1. حلول روح شخص متوفّي در جمادات (رسخ)؛ 2. حلول روح شخص متوفّي در نباتات (فسخ) 3. حلول روح شخص متوفّي در حيوانات (مسخ) 4. حلول روح شخص متوفّي در انسان ها (نسخ يا تناسخ).
طبق نظر هندوان، گردونه تناسخ و تولّدهاي مكرّر در جهانِ پر از رنج و محنت تا زمان دستيابي به موكشَه يعني "رهايي" كه مرتبه روحاني كمال محض است، همواره ادامه خواهد داشت. به تعبير دقيقتر، موكشه زندگي ابدي است كه در آن روح از همه آلام و رنج هاي دنيوي، آزاد مي شود و ماهيّت روحاني پاك و اصلي خود را باز مي يابد. رسيدن به موكشه يا مرحله رهايي به يكي از سه طريق معرفت، عدم دلبستگي يا عدم تعلّق (راه عمل) و بندگي خدا (راه عشق و ايثار) ميسّر است.
شايسته ذكر است كه عقيده به تولّد دوباره يا تناسخ را در وداها (به معناي دانش ها)، خصوصاً در ريگ ودا (يعني، وداي ستايش) كه از متون مقدّس بسيار كهن هندوان است، نمي توان يافت. وداها عقيده به بهشت و دوزخ را پذيرفته بودند و انسان ها را بر حسب اعمال نيك يا بدشان در زندگي زميني مستحقّ بهشت يا مستوجب دوزخ مي دانستند. البتّه، وداها به بهشت بيش از دوزخ تأكيد داشته و لذّت هاي بهشتي را معمولاً به صورت مادّي تصور كرده و از بدنِ ظريف تر و جديد روح، شادي و شعف، نسيم ملايم و لطيف، آب گوارا و جوي هاي پر از شير و غيره سخن به ميان آورده اند. امّا، فقط در اوپانيشادها (كه نوشته هايي فلسفي ـ عرفاني اند) ـ با مسأله تولّد دوباره مواجه مي شويم كه نقش اساسي و محوري در دين هندويي ايفامي كنند.3
آخرت شناسي آيين بودا
آيين بودا شاخه اي از آيين هندو است كه در مخالفت با تعصّب هاي برهمنان به وجود آمده است. اين آيين كه آييني انسان گرايانه است، اصلي ترين مسأله اش، رهايي آدمي از رنج است. به عبارت ديگر، يگانه وظيفه ديني انسان نجات از درد و رنج دنيوي است، به اين ترتيب كه به چهار حقيقت شريف معرفت بيابد كه عبارتند از: الف) در هر جاي دنيا رنج وجود دارد؛ ب) رنج، معلول علت هايي خاصّ است؛ ج) از بين بردن رنج امكان پذير است؛ د) راه هاي مشخّصي براي از بين بردن رنج وجود دارد، همچنين به قواعد هشتگانه كه راهي ميانه بين رياضت شاقّ و افراط در لذّاتند عمل كند. راه هاي هشتگانه يا هشت قانون بزرگ زندگي عبارتند از: ديدگاه درست؛ انديشه درست؛ سخن درست؛ رفتار درست؛ معاش درست؛ كوشش درست؛ توجّه درست و تأمّل درست.
آخرت شناسي اين آيين، شبيه آخرت شناسي آيين هندو است. براساس تعاليم بودا، زندگي آدمي با مرگ جسماني پايان نمي پذيرد، بلكه بر حسب اعمال گذشته خود در زندگي، در قالب بدن ديگري در همين دنيا به حيات خود ادامه مي دهد،4 با اين توضيح كه اگر كسي عملي را از روي دلبستگي انجام دهد، سبب به وجود آمدن نيروهايي در زندگي خواهد شد كه آن نيز موجب تولّد دوباره (تناسخ) مي شود. اين گردونه تناسخ تا تصفيه كامل و رسيدن آدمي به مقام "نيروانا" ادامه پيدا مي كند؛ اما، در اثر اعمالي كه بدون وابستگي انجام گيرد، از تولّد دوباره جلوگيري مي شود و مانند دانه هاي سرخ شده، گياهي از آن نمي رويد وآدمي بلافاصله به مقام نيرو انا نايل مي شود.
گفتني است كه گرچه اين آيين اهميّت فوق العاده اي براي مقام نيرو انا قايل است، ماهيّت و حقيقت آن در هاله اي از ابهام فرورفته است. فقط گاهي از آن به پايان وجود، جزيره منفرد و اقليم آسايش ياد مي كنند. به تعبير ديگر، مي گويند كه نيروانا، مقام يا مرتبه اي از وجود است كه كاملاً روحاني و آزاد از انواع رنج هاي زندگاني جسماني است.5
گرچه تناسخ به معنايي كه در آيين هندو و بودا آمده باطل مي باشد و فيلسوفان و متكلمان مسلمان ادله متعددي در رد آن آورده اند.6 ولي اصل اين اعتقاد نشان از باور به حيات پس از مرگ دارد.
آخرت شناسي آيين زرتشت
آيين زرتشت، از آيين هاي ايران باستان، يعني ايران پيش از اسلام، است. مؤسّس يا پيامبر اين آيين، زردشت (دارنده شتر زرد) نام دارد كه بنابر قول مشهور قدمت آن به 660 قبل از ميلاد مي رسد. اين آيين، امروزه پيروان زيادي ندارد و بيشتر آنان در هندوستان ـ كه به پارسيان هندي معروف اند ـ و برخي شهرهاي ايران مانند تهران، كرمان، يزد و شيراز زندگي مي كنند.
اين آيين نيز مانند ساير اديان، حيات پس از مرگ و بقاي روح انسان و در نتيجه روز جزا و اجراي عدالت در سراي ديگر را مي پذيرد. براساس آموزه هاي اين آيين، روح انسان پس از كوچ از اين دنيا، مراحلي را طي مي كند كه عبارتند از: جدايي روح از تن (مرگ)، داوري انفرادي، عبور از پل، بهشت، دوزخ و برزخ، روز قيامت، تن پسين، داوري نهايي و جمعي، گذشتن از آزمايش ايزدي، فرشگرد (عمل تازه و نو كردن كل هستي).
تفصيل مطلب اينكه بر اساس تعاليم زرتشت انساني كه دچار مرگ جسماني شده است، روحش از تن جدا مي شود و به مدّت سه روز در اطراف جسد باقي مي ماند و درباره اعمال گذشته اش مي انديشد. بامداد روز چهارم، روح انسان جسد را به كلّي ترك مي كند و راهيِ جهان ديگر مي شود. در اين سفر روحاني، اعمال افراد به صورت دختري زيبا يا پير زني فرتوت و ترشرو بر او ظاهر مي شوند و او را تا رسيدن به مقصد همراهي مي كنند.
ارواح مردگان پس از ورود به عالم ديگر، براي قضاوت و داوري انفرادي در محضر عدل اهورامزدايي حاضر مي شوند. در اين مرحله ايزد رَشن با ترازوي خويش اعمال نيك و بد انسان را كه قبلاً توسّط موكلانش در طول زندگي مادي ثبت و ضبط شده اند، مي سنجد.
پس از داوري انفرادي، نوبت به عبور از پلي به نام "چينوات" كه براي جداسازي نيكان و بدان به وجود آمده است، مي رسد. همه افراد براي رسيدن به بهشت و دوزخ بايد از اين پل عبور كنند. كساني كه ثوابشان بيشتر و سنگين تر باشد، پل زير پايشان گسترده و پهن مي شود و به راحتي و به سلامت از آن مي گذرند و وارد بهشت مي شوند، ولي افرادي كه گناهشان سنگيني بكند، پل زير پايشان بسان شمشير برّان در مي آيد و نمي توانند از آن عبور كنند و در نتيجه به دوزخ كه زير پل است، سرنگون مي شوند. امّا آنان كه گناه و ثوابشان برابر باشد تا روز رستاخيز در محلّي به نام "هميستگان (برزخ)" به سر مي برند و معذّب مي شوند. زماني رستاخيز مي شود كه آخرين موعود زرتشتي به نام "سوشيانس" ظهور مي كند و دوران نه هزار ساله گيتي به پايان مي رسد.
در روز رستاخيز، ارواح مردگان به همراه بدن هايشان مجدّداً براي قضاوت عمومي و كلّي در محضر عدل اهورايي حاضر مي شوند. پس از اين قضاوت و داوري، نيكان و بدان با تن و جسم خود وارد دوزخ و بهشت مي شوند. مجرمان به مدّت سه روز مجازات مي شوند. مجازات بدكاران چنان سخت است كه به نظر آنان نه هزار سال جلوه مي كند. پس از پايان سه روز نهايي، شهابي از آسمان فروميافتد و زمين و مافيها را ذوب مي كند و سيلي سوزان از فلزّات گداخته بر روي زمين جاري مي شود و نيكان و بدان هر دو بايد از اين سيل بگذرند. عبور از اين سيل "آزمايش ايزدي" خوانده مي شود و گنهكاران، با عبور از آن، گناهانشان زايل مي شود و از آن به بعد نيك و بد يكي مي شود و همه از پارسايان به شمار مي روند، با اين تفاوت كه شادي پارسايانِ واقعي به مراتب زيادتر از شادي گناهكاراني است كه به سبب مجازات و عقوبت پاك شده اند.
سرانجام، اهورامزدا پس از انجام آزمايش ايزدي به كمك روان هاي نيكان و موجودات اهورايي كه اعمال رستاخيز را بر عهده دارند، اهريمن را در نبرد نهايي شكست مي دهد و از بين مي برد. با از بين رفتن اهريمن و ابزارهايش، جهان خلقت اهورايي و آن گاه عمل فرشگرد آغاز مي شود، به اين معنا كه عالم فراخ و همه جا بهشت مي شود. از آن روز به بعد، مردمان به دور از پيري، بيماري و درد و مرگ در اين سرزمين فرشگردي، جاودانه خواهند زيست.7
شايان ذكر است كه زرتشتيان رستگاري در هر دو جهان را از آن كساني مي دانند كه با انديشه، گفتار و كردار نيك زيسته اند. يعني هر كس با ابزارهاي اهورايي كه براي شناسايي خوب و بد در اختيار دارد، مي تواند با انتخاب انديشه، گفتار و كردار نيك در اين جهان، سرنوشت روانش را در زندگي بعدي رقم بزند. به عبارت ديگر، زرتشتيان معتقدند كه "هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت".8
سخن آخر در باب آخرت شناسي زرتشتيان اين است كه پيروان آيين زرتشت، جسد مرده را به آب، خاك و آتش نمي سپارند، چون آنها را مقدس مي دانند، بلكه آنان تا چندي پيش اجساد را به دور از مردم بر بالاي كوه در جاهايي كه آنها را "برج خاموشان" مي گفتند قرار مي دادند تا طعمه عقابان و كركسان و ساير لاشخوران گردد. پس از مدّتي استخوانهاي مردگان را گرد آورده در چاهي كه آن را "استودان (استخواندان)" گويند مي ريختند و آن استخوانها در آنجا مي ماندند و مي پوسيدند. ولي اكنون آنان مردگان خود را در برج خاموشان يا در دخمه نمي گذارند، بلكه بالغ بر چهل سال است كه مردگان را در اطاقهاي كوچك ساخته شده از سيمان در محلي به نام "قصر فيروزه" در شرق تهران مي گذارند.9
موضوعات مرتبط:
معاد شناسی
برچسبها:
معاد شناسی