ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

صدور گواهینامه ضمن خدمت کارکنان دولت ویژه آزمون

راه‏كار تفسيرى خاندان رسالت:

همان‏گونه كه قرآن كريم بيان خويش را خود عهده‏دار شده، به بيان رسول خدا(صلی الله علیه واله) نيز حجيت‏بخشيده و ايشان نيز به بيان ائمه اهل‏بيت: حجيت و اعتبار داده‏اند. [29] بنابراين، چنين نتيجه مى‏گيريم كه:
1- قرآن روشن است و در آياتش هرگز اختلافى نيست.
2- در صورت بروز اختلاف، در بيان فهم مقاصد آن، مرجع نهايى حل اختلاف، رسول خدا(صلی الله علیه واله) و اهل‏بيت عصمت: مى‏باشند؛ پيشوايانى كه در آموزش خود از خطا و نسيان و گناه معصوم و مصونند و قهرا روش تفسيرى آنان همان روش ارائه شده در قرآن است. ائمه دين: به پيروى از قرآن و رسول خاتم(صلی الله علیه واله) اين روش را در آموزش‏هاى خود به ياران خويش انتقال دادند.
رواياتى مانند «انما نزل القرآن ليصدق بعضه بعضا» و «ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض» [30] اين‏مطلب را تاييد مى‏نمايد و اين غير از تفسير به راى - كه ممنوع است - مى‏باشد؛ چرا كه در اين روش، مفسر نخست آيات مورد نظر را استنطاق مى‏كند و احاديث ائمه اهل بيت: را مى‏نگرد و پس از آشنايى به روش آنان، با استفاده از قرآن و سنت و عقل و تدبر، به تفسير آيات مى‏پردازد. [31] آنان كه درباره قرآن به انواع تناقض‏ها دچار آمده و در مورد آيات الهى به ناروا، سخن گفته‏اند و گاهى به تناقض برخى آيات با برخى ديگر و يا با سنت رسول خاتم(صلی الله علیه واله) حكم كرده و يا سنت را در ارتباط با خودش و يا با عينيت تاريخى دانسته‏اند، همه از بى‏اطلاعى و از عدم آشنايى آنان با روش تفسيرى خواندن وحى بوده است. قرآن كريم هرگونه اختلاف و تناقض را از دامن پاك خود دور دانسته و در مقام تحدى، براى اثبات‏اعجازبيانى‏و حقانيت‏خود، بدان استدلال مى‏فرمايد. [32]

راه‏حل تناقض‏هاى اسطوره‏اى

قرآن كتابى است دردآشنا و شفابخش؛ مانند داروخانه‏اى كه براى همه امراض دارويى ويژه دارد، اما بايد درد و دارو را شناخت تا درمان مؤثر واقع شود. در بيمارى‏هاى روحى و معنوى نيز چنين است. دواى هر دردى آيه‏اى خاص است؛ آيه‏اى متناسب بإ؛ ه‏ه آن درد. و شايد يكى از دلايل نزول تدريجى قرآن كريم در طول‏23 سال همين باشد و علت مراتب نزول و مراحل آن به صورت دفعى و تدريجى و به دو صورت مجمل و مفصل، [33] روح و حقيقت تعين نايافته قوانين جهاد و دفاع و قوانين مالى يا جنايى در ارتباط با گروه‏هاى گوناگون الحادى و مسلمان در طول‏23 سال نيز همين موضوع باشد.
گوناگونى‏استدلال‏هاو موضع‏گيرى قرآن در برابر كفار قريش، يهود و ملحدان، منافقان و بيماردلان نيز همين بود. بنابراين، هر جا كه آيه‏ها متناسب با نيازها و روحيه‏ها و زمان‏ها تلاوت گردند و در آن‏ها تدبر لازم بشود، هيچ‏گونه تناقضى در آن احساس نمى‏گردد.

تفاوت هدف به تفاوت روش

اگر هدف پژوهشگر تنها قرائت و روخوانى قرآن باشد با تسلط بر قواعد قرائت بدان نايل مى‏گردد. اگر هدف او بالاتر از اين و در حد فهم احكام و مفاهيم بلند قرآن باشد، در اين صورت، بايد با آموزش قواعد اصول الفقه مدار دلالت‏ها را از قبيل عام و خاص، مطلق و مقيد، ناسخ و منسوخ و... بازشناسد. [34] و اگر هدف او فقه اكبر و يك نطاق گسترده‏ترى باشد، بايد فراتر از مراحل سه‏گانه اصول الفقه (بحث دليليت، دلالت، و تعارض ادله) حركت كند و در سطح گسترده و كلان، مساله را مطرح نمايد تا با مطالعه نظام‏هاى اسلام، به صورت يك مجموعه به هم‏پيوسته و داراى روح واحد، روح واقعى اسلام را در پرتو مجموعه آيات و روايات كشف كرده، در حريم كبريايى قرآن و اسلام ماوا بگيرد و به درجه تفقه در دين نايل گردد. [35]
بنابر اين، اگر در انديشه فهم اغراض و اهداف قرآن و اسلام باشيم، بايد در جست و جوى اصول روشمند ديگرى باشيم و به كمك آن‏ها، به اغراض و مقاصد بلند كلام خدا پى ببريم؛ چرا كه قرآن و سنت در يك افق تاريخى ويژه، براى هدايت انسانيت تا ابد نزول يافته و شناخت افق تاريخى عصر نزول در فهم آن تعيين‏كننده است. از اين ره‏گذر است كه امام(علیه السلام) فقه متعالى را چنين توصيف مى‏نمايد: «انتم افقه الناس اذا عرفتم معانى كلامنا»؛ [36] شما فقيه‏ترين مردم هستيد، هرگاه معانى سخنان ما را دريابيد.

نقش عترت در تعيين مقاصد قرآن

با بررسى سيره معصومان: و واقعيات عينى روشن مى‏شود كه روش «تفسير قرآن با قرآن» كارسازترين راه فهم قرآن و كشف مقاصد آن است. البته اين روش دشوارى‏هاى فراوانى دارد كه اگر بر اساس اصول صحيح و قانونمند عمل نشود، موفقيتى نخواهد داشت؛ زيرا:
1- برخى از آيات تنها يك بار در قرآن نزول يافته و هم‏گونى ندارد.
2- فهم كامل و نهائى قرآن در انحصار راسخان در علم و ثقل كبير است. بايد با رجوع بدانان از آن بهره‏مند شد. پس صرف مقارنه آيات [37] نمى‏تواند كارساز باشد.
3- قرآن داراى ظهر و بطن است كه اين بطون در برخى روايات تا هفتاد مرتبه ذكر شده است: «ان للقرآن ظهرا و بطنا و لبطنه بطنا الى سبعة ابطن او سبعين.»؛ [38] به راستى، قرآن داراى ظاهر و باطنى است و باطن آن داراى بطنى ديگر تا هفت و يا هفتاد بطن.
4- با صرف نظر از روايات ظهر و بطن، عمق معانى قرآن با قلت لفظ (بليغ بودن) آن، غموض ويژه‏اى را بر آن افزوده است و آيات تدبر و تفكر و... نشانگر اين واقعيت است؛ چرا كه مقاصد قرآن كريم بسى دورتر و فراتر از افق فكرى انسان خاكى است؛ هرقدر پيش بتازد هنوز اندر خم يك كوچه است.

ترجمه و تفسير

به منظور دست‏يابى به مفاهيم آيات، رعايت اصول ذيل لازم است:
الف: جمع‏آورى آيات هم‏خانواده (نظاير و اشباه) از طريق معاجم قرآن؛
ب: تفسير آيات متناظر به كمك يكديگر؛
ج: عرضه متشابهات بر محكمات بر پايه «هن ام الكتاب» (آل‏عمران:7) [39] شده‏اند؛
د: استفاده بهينه از ظهور و سياق آيات در مجموع قرآن كه البته ذوق و سليقه و هوشيارى ويژه‏اى مى‏طلبد و بدون آن، حتى درك مفاهيم نيز مقدور نخواهد بود.

روش دست‏يابى به مقاصد قرآن (مصاديق)

با به كارگيرى اصول چهارگانه مزبور، تنها دست‏رسى به مفاهيم آيات امكان‏پذير است، اما به دست آوردن مقاصد نهائى خداوند و تعيين مصاديق آنها تنها از طريق رجوع به سنت و عترت، [40] كه عدل قرآن و قرين و ترجمان آنند، ميسر است. آنان به دليل رسوخ در علم، با مقاصد آيه‏ها آشنا بوده و اين پيوسته تا ابد ادامه خواهد داشت و براى هر نسلى آيه‏اى است كه آن را تلاوت مى‏نمايد و با مرگ مصداقى، مصداق ديگر به وجود مى‏آيد.
بنابر آن‏چه ذكر شد، مى‏توان گفت كه مراد از ظهر و بطن در اين دسته از روايات، همان مصاديق آشكار و نهان است كه چون شب و روز در تبادلند و منظور از راسخان در علم همان خاندان عصمت و طهارت: هستند كه بر دانش متشابهات و ظهر و بطن و تاويل و تنزيل آگاهند و ديگران از آن محروم. [41]

تاويل و تنزيل

در انديشه بيش‏تر مفسران، به ويژه پيشينيان، «تنزيل» ظواهر و «تاويل» خلاف آن و يا محكمات و متشابهات تلقى شده است. برخى از بزرگان «تاويل» را به واقعيت عينى آيات تفسير كرده‏اند و ديديم بر پايه احاديث ائمه اهل‏بيت:، قرآن داراى تنزيل است؛ يعنى، در مورد گروهى نزول يافته و تاويل دارد؛ يعنى، عده‏اى هستند كه اين آيه بدانان بازمى‏گردد. به عبارت ديگر، تعيين مصداق دانش ارجمند تاويل - هم‏چون دانش ظهر و بطن (باز گردانيدن مفاهيم به مصاديق تازه) - تنها كار را سخان در علم است. بنابراين مى‏توان گفت كه «تنزيل» يعنى، مصاديق گذشته و «تاويل» يعنى، مصاديق آينده. [42] و اين مطلب از قانون جرى و اطباق نيز استفاده مى‏گردد. [43]

ضرورت رجوع به عترت: در تفسير قرآن به قرآن

در راه‏كار تفسيرى قرآن به قرآن نيز رجوع به عترت رسول خدا(صلی الله علیه واله) از ضروريات است؛ زيرا:اولا، قرآن ظهر و بطن، تاويل و تنزيل و جرى و اطباق دارد و دانش آن در انحصار عترت پيامبر(صلی الله علیه واله) است كه روايات بر آن دلالت دارد. [44]
ثانيا، بنابر اين كه حقايق و تاويل و بطون قرآن را تنها «مطهرون» مى‏توانند مس نمايند [45] و «مطهرون» بر اساس آيه تطهير (احزاب:33) خاندان عصمت و طهارت: على و زهرا و فرزندان معصوم آنان‏اند، [46] بنابراين، رجوع به آنان در تفسير قرآن به قرآن، بديهى و الزامى است.
ثالثا، بيان قرآن بر پايه خود قرآن، به عهده رسول خدا و اهل بيت او: نهاده شده و رسول خدا(صلی الله علیه واله) اقوال اهل بيت: را حجيت و اعتبار بخشيده است. [47]
رابعا آياتى از قرآن منطق رسول خدا(صلی الله علیه واله) را منطق وحى و عين آن مى‏داند. «ما ينطق عن الهوى»(نجم:3) و آياتى، پيروى از رسول خدا(صلی الله علیه واله) و اولوالامر را واجب شمرده و در صورت اختلاف امت‏بدانان ارجاع داده شده است.(نساء:59)

ظهر و بطن قرآن

برخى ظهر و بطن قرآن را به «معانى و مفاهيم» توجيه و تفسير كرده‏اند. اما اين مستلزم دور و يا تسلسل باطل است؛ زيرا هر مفهومى را در نظر بگيريم، خود آن نيز ظهر و بطن خواهد داشت. بنابر اين، شايد مراد از ظهر مصاديق بارز و منظور از بطن، مصاديق نهان باشد. اين مطلب از پرسش فضيل بن يسار و خثيمه از امام باقر(علیه السلام) به خوبى روشن است كه امام(علیه السلام) بطن را به مصاديق نهفته و ظهر را به مصاديق ظهور يافته تفسير نمودند. [48] دليل اين مطلب آن است كه «تاويل» همان مصداق است و حديث «انت تقاتل على تاويله كما قاتلت على تنزيله» [49] درباره اميرمؤمنان(علیه السلام) هم به همين مصداق تفسير شده است؛ چه آن‏كه مسلمانان بر سر مفاهيم قرآن نزاعى نداشتند، بلكه نزاع آن‏ها بر سر مصاديق آن‏ها بوده است. از اين‏رو، در حديث فضيل فرمود: «مراد از ظهر و بطن همان تاويل (مصاديق) است كه برخى سپرى شده و ظهور يافته و برخى ديگر هنوز در خفا بوده و سر نرسيده است.»
و در حديث خثيمه، فرمود: قرآن در تمام ادوار بر همه اقوام شامل شده، جارى رجوع به سنت و عترت در تفسير قرآن و همان تفسير منطق وحى به كمك منطق ديگر وحى است؛ چرا كه فهم مصاديق و بطون قرآن نيازمند بيان رسول خدا(صلی الله علیه واله) از طريق ارجاع متشابهات به محكمات است و دانش اين ارجاع در انحصار او و خاندان گرامى ايشان مى‏باشد. اين مساله در تمام قرآن جريان دارد؛ زيرا اقرار و پذيرش آن در يك مورد، مستلزم پذيرش آن در همه آيات است و اهل‏بيت: مطمئن‏ترين راه وصول به نور و حقيقت قرآن، و مردم بر حسب تفاوت فكرى خود، نيازمند ابزارى مطمئن و صحيح مى‏باشند.


موضوعات مرتبط: مفهوم شناسی قرآن
برچسب‌ها: مفهوم شناسی قرآن
[ پنجشنبه سوم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب