ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

راهكارها و ابزارهاي فهم و تفسير قرآن

فهم-قرآن-با-شادی--تازه-ها

راهكارها و ابزارهاي فهم و تفسير قرآن

نويسنده:عزت‏الله مولايى

«قرآن مشعلى است كه نور آن هرگز خاموش نمى‏گردد، چشمه زاينده‏اى است كه واردان از آن نمى‏كاهند، نشانه‏هايى است كه روندگان بى‏آن‏ها راه نمى‏يابند، دليل كسى است كه به آن سخن گويد، فيروزى كسى است كه آن را حجت آورد، نگه‏دارنده كسى است كه به آن عمل كند، سپر كسى است كه آن را دربرگيرد، دانايى كسى است كه آن را در گوش دارد. همانا قرآن كان ايمان و كانون آن، سنگ‏هاى بناى اسلام و پايه آن، ميدان‏هاى حق و راه‏هاى آن است.» [1]

ضرورت شناخت قرآن و شناخت پذيرى آن

نخست دلايل ضرورت شناخت قرآن و امكان بررسى، تدبر و تفكر درباره آن را با دقت‏بررسى مى‏كنيم، سپس به پژوهش و جست وجوى راه كارها و ابزارهاى فهم صحيح اين كتاب با عظمت مى‏پردازيم.
دلايل ضرورت شناخت و شناخت‏پذيرى قرآن و جست و جوى راه‏كارهاى تفسير و تحصيل مقاصد خداوندى را در يك نگاه كلى، مى‏توان موارد ذيل دانست:
1- قرآن كريم، تنها معجزه جاويدان و سند حقانيت اسلام و گواه صدق رسول خاتم(ص) است كه طى آياتى، جن و انس را به هماوردى فراخوانده، [2] عدم امكان آن را اعلام داشته است و ضرورت آشنايى با موارد ياد شده، لزوم شناخت قرآن و امكان شناخت آن را ضرورى مى‏نمايد.
2- قرآن خود را برابر نواميس فطرت معرفى كرده(روم:30) و بشر را به شناخت آن فرامى‏خواند. جست و جوى فطرت ضرورت شناخت قرآن را لازم و امكان‏پذيرى آن را آشكار مى‏سازد.
3- با توجه به اينكه راه‏كارهاى شناخت‏بشرى (حس، تجربه، عقل، شهود و...) در عرصه جهان‏شناسى و حقايق نهفته در آن ناتوان است، تنها راه‏كار مطمئن و دقيق، روزنه حقيقت‏نماى وحى است كه انسان را بدان رهنمون مى‏گردد. [3]
4- با توجه به خدشه‏دار شدن سنت رسول خدا(صلی الله علیه واله) در جريان نامبارك سقيفه، [4] اين تنها قرآن است كه از صدر اسلام تاكنون و تا ابد، از گزند تحريف مصون بوده و آيينه تمام‏نماى اسلام است. از اين‏رو، شناخت آن ضرورى مى‏باشد.
5- از آن‏جا كه قرآن كريم در تمام عرصه‏هاى زندگى بشرى، قوانين جاويدان حياتى عرضه كرده، [5] شناخت كامل آن ضرورى است.
6- قرآن كريم داراى اعجاز بيانى است و از اين ره‏گذر، عقول و دل‏هاى بزرگ و والا را چون نيروى مغناطيسى مجذوب خويش مى‏سازد. از اين‏رو، براى فراهم آوردن زمينه چنين جذبه و گرايشى براى عشاق انوار ربوبى، شناخت قرآن ضرورى مى‏نمايد. [6]
7- از آنجا كه انسان همواره براى نيل به جوار قرب حق در حركت‏بوده [7] و حركت نيز به شناخت ژرف و دقيق نيازمنداست [8] و از سوى ديگر، قرآن كريم در ضمن آيه‏هايى، همگان را به تدبر و تفكر و انديشه در آيات خود دعوت كرده، [9] بى‏توجهى بدان را گناه شمرده و غافلان از آن را مورد نكوهش قرار داده، همچنين قرآن خود را «تبيان كل شى‏ء» معرفى كرده و همه اهل عالم را بدان نيازمند مى‏داند، [10] اين موارد، شناخت آن را ضرورى و لازم مى‏گرداند.
8- قرآن كريم از سوى پروردگار بى‏نياز فرود آمده و از هر نوع كلام بشرى بى‏نياز بوده و ديگر دانش‏هاى بشرى بدان نيازمند است. بنابر اين، شناخت قرآن از نيازهاى ضرورى و اصيل بشرى است. [11] از يك‏سو، در حوزه اسلامى، ارزيابى هرانديشه‏اى، حتى سنت رسول خدا(صلی الله علیه واله)، به قرآن واگذار شده و اين خود مساله شناخت قرآن را ضرورى مى‏نمايد. [12] از سوى ديگر، در قرآن كريم به فرض نزولش بر مردگان و جمادات بى‏روح، از تسليم‏پذيرى آنان سخن گفته، در مقام نكوهش انسان برآمده و از سرپيچى و تمرد وى شكوه نموده است. بنابراين، بر اساس عقل، كتاب، سنت، تاريخ، تجربه، حس و فطرت سليم بشرى، شناخت قرآن لازم بوده و هيچ‏كس در هيچ زمان و هيچ شرايطى، از آن بى‏نياز نيست.

قرآن در آيينه قرآن

قرآن كريم در يك فراخوانى عمومى، جن و انس را به مطالعه و فهم خود دعوت كرده و خود را شناخت‏پذير و قابل فهم معرفى مى‏نمايد، چنان كه در آياتى خود را چنين معرفى مى‏كند:
راهنماى مردمان؛ [13] خودنما و ديگر نما؛ [14] روشنگر مردمان؛ [15] داور ميان متخاصمان؛ [16] نشانه بزرگ حق؛ روشنى‏بخش جامعه؛ [17] فرقان و فاصل حق و باطل؛ [18] مايه بيدارى و هوشيارى مردم؛ [19] مايه تفكر و شكوفايى عقل؛ [20] زمينه تدبر ژرف؛ مايه تذكر و پندآموزى بشر؛ [21] راهى استوار به سوى حق، تقواپيشگى و حيات معقول معنوى؛ [22] نورى روشنگر از سوى پروردگار عالم و پيام ربوبى [23] معرفى كرده و براى اثبات دعوى خود، اقامه برهان مى‏نمايد؛ و تبيان همه اشيا و حقايق، بيان كننده هر خشك و تر و جامع همه مفاهيم حقوقى در گستره خود.
قرآن اصول تفسير خود را در سه اصل اساسى مى‏داند: قرآن با قرآن، قرآن با عقل، و تدبر و تفكر و بررسى. [24]

راه‏كار تفسيرى از ديدگاه قرآن

قرآن كريم راه‏كار تفسيرى خود را طى آياتى، چنين بيان كرده است: «ان علينا جمعه وقرآنه فاذا قراناه فاتبع قرآنه ثم ان علينا بيانه» (قيامت:17-19)؛ به راستى، گردآورى و تلاوت قرآن برعهده ماست. پس هنگامى كه آن را مى‏خوانيم تو قرائت ما را پيروى كن، آن‏گاه در بيان مقاصد و مفاهيم آن، از ما پيروى نما. [25]
بر پايه اين آيه، تفسير قرآنى را خود خداوند به عهده گرفته و در آيات ديگرى، آن را برعهده رسول الله(صلی الله علیه واله) نهاده است. آيه‏هاى 44 و 64 سوره نحل و آيه‏هاى 15 و19 سوره مائده بر اين مطلب صادق‏اند؛ چرا كه بر اساس اين آيات و آيه 2 سوره جمعه،129 و 151 سوره بقره، 164 آل‏عمران و ديگر آيات مشابه، بيان مقاصد قرآن كريم به عنوان يكى از مهم‏ترين، بزرگ‏ترين و بنيادى‏ترين وظايف رسالت تلقى شده است؛ يعنى، تلاوت، بيان مقاصد، تعليم آن و تزكيه مسلمانان همراه با آموزش حكمت اساس رسالت، بلكه تمام آن مطرح گرديده و كوتاهى در بيان آنچه نزول يافته، هم‏چون عدم ابلاغ آن [26] تلقى گرديده است. واضح است كه ميان اين دو ملازمه عقلى حاكم است؛ زيرا از سويى، بيان مقاصد و حقايق قرآن را خود ذات اقدس ربوبى برعهده گرفته و از سوى ديگر، بيان آن را به طور كامل، به عهده رسول خاتم(صلی الله علیه واله) نهاده و براى آن بزرگوار تفصيل داده است. بنابراين، آياتى از قرآن، آيات ديگر را تفسير مى‏نمايد و يكى از منابع اساسى و بنيادين تفسير قرآن خود قرآن است.
دومين منبع تفسيرى قرآن، رسول خاتم(صلی الله علیه واله) است، چنان كه در آيات 44 و 64 سوره نحل،129 و 151 سوره بقره، 164 آل‏عمران، 15 و19 مائده و ديگر آيات آمده است.
از نظرگاه تاريخى نيز شواهد فراوانى در دست است كه رسول خدا(صلی الله علیه واله) به دنبال قرائت آيات، تفسير و مقاصد آن‏ها را نيز براى صحابه و به‏ويژه اميرالمؤمنين(علیه السلام)، بيان مى‏فرمود. روايت عبدالرحمن السلمى (ت 72 ه.ق) از برخى صحابه هم‏چون عثمان و ابن مسعود و ديگران - مبنى بر اين‏كه ياران پيامبر(صلی الله علیه واله) هنگام آموزش قرآن، همين كه ده آيه فرامى‏گرفتند، به آموختن تفسير آن از رسول‏خدا(صلی الله علیه واله) مى‏پرداختند، آن گاه به سراغ فراگيرى آيات ديگر مى‏رفتند- [27] مؤيد اين مدعاست.
سيوطى نيز به گزارش از ابونعيم اصفهانى از قول اميرالمؤمنين(علیه السلام) مى‏گويد: به خدا سوگند، آيه‏اى بر محمد(صلی الله علیه واله) فرود نيامد، مگر آن‏كه من فهميدم كه در مورد چه كسانى و در كجا فرود يافته است؛ چرا كه خداوند به من دلى خردمند و زبانى مسؤول عنايت فرموده است. [28]
گزارش ابن مسعود درباره آيه «الذين آمنوا ولم يلبسوا ايمانهم بظلم»، (انعام:82) - كه صحابه را نااميد مى‏گردانيد و رسول خدا(صلی الله علیه واله) «ظلم» را به شرك تفسير فرمود - نيز دليل بر اين مطلب است.
بنابراين، راه‏كار خود قرآن در تفسير خويش، همان تفسير آيه با استفاده از تدبر در آيات و استنطاق آن‏ها از مجموع آيات مربوط به موضوع و بيانات رسول خدا(صلی الله علیه واله) است.


موضوعات مرتبط: مفهوم شناسی قرآن
برچسب‌ها: مفهوم شناسی قرآن
[ پنجشنبه سوم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب