
2ـ هماهنگی متقابل پرنده برای شناور ماندن در جو
از سوی دیگر خود این جو می تواند مشکل ساز باشد که پرنده باید توان دست و پنجه نرم کردن با آن را داشته باشد. تأثیرات جوی بر جِرم پرنده، مستقیماً علمی به نام آیرودینامیک را پدید آورده است و غیرمستقیم نیز با دو علم دیگر از چهار علم پایة پرواز، یعنی: «میکانیک پرواز» و «سازه های هوا فضایی» در ارتباط است. حرکت هوا، کم و زیاد شدن فشار آن، تند و کند شدن سرعت باد، جریانات پیچیده و گردآبی، برش باد و انفجار رو به پایین هوای سردِ چگال، عواملی است که جسم پرنده و خصوصیت آیرودینامیکی آن باید پاسخ مناسب را به تغییرات آن بدهد.
ظرافت ادبی که در این فراز از آیه به کار رفته است قابل تأمّل می باشد (صَافَّاتٍ وَیَقْبِضْنَ)، چرا که «صف» به حالتی گفته می شود که پرنده بال های خود را باز نگه می دارد و پرواز می کند. «یقبضن» به حالت دیگر پرواز یعنی «بال زدن» اشاره دارد. 45 «صافات» اسم فاعل یا صفت مشبهه است که ثبات را می رساند و با حالت صاف نگه داشتن بال ها تناسب دارد، زیرا حالت پرنده در آن هنگام ثابت و یکنواخت است، اما «یقبضن» به صورت فعل مضارع آمده که استمرار را می رساند و با بال زدن پرنده که یکی پس از دیگری اتفاق می افتد و استمرار دارد هم خوان است.
(مَا یُمْسِکُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمنُ)؛ «که جز (خداى) گسترده مهر آنها را نگاه نمى دارد» این همه نعمت جلوه ای است از رحمت بی انتهای الهی که او (إِنَّهُ بِکُلِّ شَی ءٍ بَصِیرٌ)؛ «(چرا) که او به هر چیزى بیناست».
پنجم. زنبور عسل و شگفتی های آن
در این بخش به بررسی آیات 68 و 69 سوره نحل و اعجازها و شگفتی های آن می پردازیم، این آیات دارای فرازهای ذیل می باشد.
(وَ أَوْحى)؛ از بررسی کتاب های مختلف لغت این نتیجه به دست می آید که معنای وحی «فهماندن مخفیانه» است به هر روش که باشد (اشاره، الهام، کلام خفی...) و می توان به حسب مورد، مفاهیمی چون سرعت را نیز در آن دخیل دانست.
بر اساس این معنا از وحی، معنای آیه این می شود که خداوند به گونه ای که از دیگران مخفی است به زنبور عسل فهماند که چگونه خانه بسازد و ... .
اگر قرار باشد معنای «مخفیانه» ای که در واژه «وحی» نهفته است همیشگی باشد آن وقت باید از یافتن مکانیزمی که این امور را در زنبور سازماندهی می کند ناامید شد، اما اگر «وحی» را به سایر حیوانات تعمیم دهیم و زنبور عسل را به عنوان یک مثال در نظر بگیریم آن وقت می توان آن را به صفات ژنتیکی نهفته در DNA موجودات تفسیر کرد، اما ظهور عبارت (وَأَوْحَى رَبُّکَ...) نوعی تمایز همراه با برجستگی را ـ نسبت به سایر حیوانات ـ نشان می دهد.
(رَبُّکَ)؛ چرا خداوند به جای «الله»، «رب» را انتخاب نمود؟
از میان اسمای حسنای الهی تناسب این اسم که به معنای پرورش دهنده و تربیت کننده است با مهندسی ای که در ساخت خانه زنبور عسل و یا تهیه عسل می آید روشن است، اما علاوه بر این، نکات دیگری وجود دارد که به آن ها پرداخته می شود.
«رب» از اسماء فعلیه است که رابطه میان ربّ و مربوب را نشان می دهد. برای هر موجود درجه ای از درجات ربوبیت الهی تجلی پیدا می کند. گاهی ربوبیت عام «رب العالمین» است و گاه خاص «رب الناس». در بین انسان ها هم متقین تحت تربیت و ربوبیتی خاص از جانب خدا قرار دارند (أُولئِکَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِم) که بالاترین آن ویژه پیامبر اعظم(ص) است؛ (وَ أَنَّ إِلى رَبِّکَ الْمُنْتَهى ). شاید به جرأت بتوان گفت که این همان ربوبیّتی است که ثمره آن وحیی شد که در پرتو آن قرآنی فرود آمد که (شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُور) است، همان «رب» در حد ظرفیت طبیعت به کامل ترین وجه عمل نمود و وحیی فرستاد که در پرتو آن غذایی درست شود که موجب شفای جسم آدمیان است (فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاس).
شاید نوعی مقایسه معقول به محسوس در این آیات شکل گرفته باشد یعنی همان گونه که نتیجه وحی الهی در عالم طبیعت غذایی شیرین، گوارا و شفا بخش است در عالم جان نیز همین نتیجه را به همراه دارد. (إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذی)؛ کلمه «نحل» از نظر صرفی اسم جنس جمعی است که مثل «نخل» هم می تواند مذکر باشد و هم مونث 46
این که قرآن کریم مفرد مونث را برای خطاب انتخاب کرد اگر معجزه نباشد از شگفتی های علمی قرآن است، زیرا تمام وظایف و فعالیت های کندو توسط جنس ماده انجام می شود و نرها فقط نقش بارور کردن ملکه را به عهده دارند آن هم از چندین نری که به وجود می آید یکی از آن ها کافی است، اما محوریت این اجتماع با ملکه می باشد و به خصوص اینکه کارگران که در این آیه جهت خانه سازی و تولید عسل مستقیماً مورد خطاب واقع شده اند از نظر جنسیت ماده، اما عقیم هستند، بنابراین گرچه ممکن است مردم اعصار گذشته، از ماده بودن ملکه به خاطر تخم گذاری آگاهی داشته باشند، اما بعید به نظر می رسد ماده بودن زنبوران کارگر روشن بوده باشد. 47.
(مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ): یکی از فوائدی که لفظ «مِن» دارد این است که زنبور خانه های خود را هم در شکاف کوه ها و هم سوراخ درختان می سازد و هم آویزان به زیر صخره ها، در نتیجه واژه «من» شامل هر دو قسمت می شود، از این رو از واژه «فی» استفاده نکرد، چرا که «فی» قسمت دوم را در بر نمی گرفت.48
ترتیبی که در آیه آمده این نکته را می رساند که زنبور عسل قبل از انسان آفریده شده است، زیرا خانه ای که او برای زنبور می سازد در آخر آمده است. 49 یافته های علمی نیز همین را می رساند.
با فاصله افتادن «بیوت» بین کوه و دو نوع دیگر، شاید این نکته فهمیده شود که زنبورهای درختی را ممکن است بتوان اهلی کرد، اما زنبوران کوه را نمی توان. (چه این که تلاش برای اهلی کردن دو نوع زنبور بزرگ (کوهی) و کوتوله ناکام مانده و فقط نوع هندی و غربی آن در کندوها سکونت پیدا کرده اند و به همین دلیل عده ای برآنند تا این دو را تحت یک نوع بگنجانند). 50
(وَمِمَّا یَعْرِشُونَ)؛ این عبارت را معمولاً تفاسیر قدما به داربست ها و سقف های خانه هایی معنا کرده اند که انسان ها می سازند. این تفسیر هر چند درست است اما با گذشت زمان و تولید کندوهای عسل معنای کامل تری از آن رخ نشان می دهد. آیا اگر خداوند به زنبور دستور نداده بود که در کندوها سکونت کند انسان می توانست آن را به این راحتی در اختیار گیرد و کنترل کند؟ نگاهی به سایر حشرات و دو نوع دیگر زنبور که اهلی نمی شوند اهمیت این خطاب را روشن می کند.
(ثُمَّ کُلی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ، فَاسْلُکی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً)؛ منظور از «سبل ربک» و پیمودن راه های پروردگار چیست؟ نظرات مختلفی در این رابطه داده شده که مجال بررسی آن ها نیست، این نظرات عبارتند از:
1ـ راه های خانه تا گل ها؛ 2ـ گل ها تا خانه؛ 3ـ هر دو؛ 4ـ ... 51 اما آنچه به نظر نویسنده صحیح تر است این است که نباید تصور کرد راه های پروردگار الزاماً مسیرهایی در خارج باشد یا رونده آن متحرک باشد بلکه هر کاری که بر طبق رضایت خدا صورت گیرد راه او است که پیموده می شود و انجام دهنده آن، سالک این راه است هرچند ساکت یا ساکن باشد، بنابر این، این دستور چیز سومی در کنار دو دستور قبلی نیست بلکه سفارشی است از جانب خدا که دو دستور قبلی را در بر می گیرد و نکته ای که وجود دارد ارتباط ظریفی است که در این فراز و فراز آخر همین سوره می باشد آن جا که به پیامبرش(صلی الله علیه و آله) می فرماید: (ادْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة...)؛ با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما... . (نحل/125) در این جا نیز خود خدا پس از دستوراتی، با (حکمت یا) موعظه ای حسن و با لحنی نرم و ملایم به زنبور می فرماید: «راه های پروردگارت را مطیعانه بپیما».
(ذُلُلاً)؛ ذُلُلا یعنی نهایت اطاعت. زنبور نیز آن چنان سرا پا به این فرمان گوش می دهد که پاهای آویزان او در بازگشت به خانه نمادی است از تواضع و فروتنی در برابر دستور خدا.
(یَخْرُجُ)؛ در این جا التفات از خطاب به غیبت صورت گرفته و دیگر زنبور مخاطب نیست. انعکاس این التفات را در جهان خارج و رفتار زنبور می توان مشاهده کرد. خوب است مقایسه شود با عبارت (وَمِمَّا یَعْرِشُون) جایی که خطاب به او می فرماید از بناهایی که انسان می سازد خانه بگیر، او نیز به راحتی چنین می کند.
(مِنْ بُطُونِها)؛ در منطقه مکه نه گل و گیاهى وجود دارد و نه زنبور عسل، ولى قرآن با قاطعیت از درون شکم زنبور خبر می دهد و عسل را محصول درون بدن زنبور می داند نه فقط فضای دهانش و یا تغییراتی که پس از تخلیه در کندو در آن صورت گیرد و این را کسی نمی دانسته جز خالق او. اگر گفته شود منظور قرآن از شراب فقط عسل نیست بلکه همه مایعاتی است که از بدن زنبور ترشح می شود چه عسل و چه موم و چه زهر و... همان طور که علم امروز هم خواص درمانی سایر فرآورده های زنبوری را تأیید می کند، 52 آنگاه جمع آوردن کلمه «بطون» اعجازی است فوق مطلب یاد شده و همان طور که قبلاً گفته شد به کارگیری ضمیر مفرد مؤنث در این جا نیز تأکیدی است بر اعجاز گذشته.
(شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُه)؛این عبارت در عین کوتاهی حاوی اعجاز و شگفتی های گوناگونی است. اول مفرد و نکره آوردن شراب، که دلالت می کند مایع واحدی است که به صورت های گوناگون از قسمت های مختلف بدن او خارج می شود، گاه به شکل عسل، گاه موم، بره موم، ژله شاهانه، زهر و... . زنبور از همین شهد و گرده تغذیه می کند و آن را تبدیل به فرآورده های مختلف می کند، پس مایع واحدی است که با صورت های گوناگون از قسمت های مختلف بدن زنبور خارج می شود.
نکته دیگر، احتمالات گوناگون ـ و درست ـ در عبارت (مُخْتَلِفٌ أَلْوانُه) است که عبارتند از:
1ـ رنگ های عسل مختلف است؛
2ـ این اختلاف نسبت به ماده اولیه ای می باشد که زنبور خورده است، یعنی خارج می شود از او شرابی که رنگش ( یا حالتش) با ماده اولیه اش (شهد) مختلف است و فرق دارد.
3ـ درون بدن زنبور شراب واحدی است، اما به صورت گوناگون و رنگارنگ از قسمت های مختلف بدنش خارج می شود که عبارت باشند از عسل، موم و... .
4ـ مزه و بوی هر نوع عسل با دیگری متفاوت است.
5 ـ ترکیبات هر نوع عسل با دیگری متفاوت است.
(فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاس)؛ حداقل چهار لایه شگفتی و اعجاز را می توان برای این فراز از بر شمرد؛
اولاً: از دیر باز عسل یا خود به تنهایی درمان بعضی بیماری ها بوده و یا در ترکیب بسیاری از داروهای گیاهی دخیل بوده است؛ ثانیاً: گفته شد علاوه بر عسل از سایر فرآورده های زنبوری نیز استفاده های غذایی ـ دارویی می شود که کلمه (شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ) گویای آن بود؛ ثالثاً: از این که بعد از عبارت (مُخْتَلِفٌ أَلْوانُه) می فرماید: (فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاس) می توان فهمید این اختلاف رنگ (یا حالت) در خاصیت درمانی عسل نقش داشته باشد. 53 و از این که مرجع این اختلاف رنگ، گیاهان گوناگون است کلید گنجینه ای را به دست می دهد که با پرورش زنبور بر روی گیاهان مختلف به صورت تخصصی عسل با خواص دارویی و بدون عوارض، تولید کنیم. 54؛ رابعاً: قرآن نمی گوید عسل (یا آن مایع) شفا است بلکه می فرماید «در آن شفا است» وقتی گفته می شود در نفت همه چیز هست منظور این نیست که نفت به همین شکل عادی همه چیز را دارد بلکه با انجام فرایندهای شیمیایی مواد بسیاری را می توان از آن استخراج کرد. این نکته قرآنی نیز می تواند این چنین مورد استفاده قرار گیرد که عسل یا فرآورده های زنبوری می توانند مواد خامی باشند که داروهای شفا بخش زیادی را از آن به دست آورد.
نتیجه
آیاتی که گذشت سرشار از اعجازها و شگفتی هایی است که گاه یک کلمه یا فراز کوتاه آن، از چند زاویه می تواند مجموعه ای از آنان را در برداشته باشد و حتی گاه، برخی نکات آن در ارتباط با یک دیگر خود را نشان می دهند.
گستره اعجاز علمی قرآن را می توان در تنوع موضوعاتی که در قرآن منعکس شده است را یافت به عنوان نمونه: آن جا که خداوند از آب به عنوان عامل حیات نام برده و یا از پرواز پرندگان و... سخن به میان اورده است هر یک نمودی از جنبه های علمی را فرا روی بشر نهاده است که توانسته است پس از قرن ها به لایه هایی از این اعجاز و یا شگفتی علمی دست یابد. این همه تکثر مطالب علمی در لایه ها و بطن آیات که هدف اولیه اش هدایتگری است، چیزی جز هماهنگی کتاب تشریع و تکوین خداوند نمی باشد که کتاب تشریع ـ قرآن ـ ، قرن ها قبل و با زبانی ساده برای بشر برخی از کتاب تکوین ـ طبیعت ـ پرده برداشته است.
پینوشتها
1. آثار زیادی، واژه «اعجاز» را در معنایی عام تر و شامل آن چه ما شگفتی می نامیم به کار برده اند. به تفاوت این دو، در بخش مفهوم شناسی توجه شود. لیستی از این کتب به نام «منبع شناسی اعجاز علمی» در پایان جلد هفتم مجله تخصصی قرآن و علم به چاپ رسیده است و نیز منابعی که در پایان همین مقاله می آید راهنمای دیگری است که می تواند بر غنای معرفتی محققین در این عرصه بیفزاید.
2. (ج1، ص 111).
3. (فیض کاشانی، ملامحسن، م 1091ق، تفسیر صافی)، (عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، م1112ق، نورالثقلین)
4. (طبرسی، م560ق)
5. (ج6، ص572، ذیل آیه 66 نحل)
6. (همان، ص573، ذیل آیه 68 سوره نحل)
7. (همان، 7/ 233، ذیل آیه 45 سوره نور)
8. (همان/ 335، ذیل آیات 16 تا 28 سوره نمل).
9. (ر.ک: رضایی اصفهانی، تفسیر مهر، 1/ 99)
10. (ر.ک: رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر1/ 94).
11. (علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیرالقرآن، 14/279؛ مولف الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، 3/113؛ قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، 11/284)
12. (حمیدی کلیجی، سعید، قرآن و طبیعت «پدیده های شگفت انگیز عالم آفرینش»/ 29)
13. (همان/ 32)
14. (همان/ 36)
15. «ظرفیت گرمایی ویژه»، مقدار حرارتی است که یک ماده می گیرد تا دمای یک گرم از آن یک درجه سانتی گراد افزایش یابد و واحد آن کالری بر سانتی گراد است.
16. (بیضون، لبیب، الإعجاز العلمی فی القرآن/ 170ـ171)
17. «انرژی حرارتی» مقدار انرژی که یک گرم از جسم می گیرد تا [در نقطه ذوب ] در همان درجه از حالت جامد به حالت مایع در آید.
18. «چگالی» مقدار جرم موجود در واحد حجم ماده است که آن را با علامت اختصاری p نشان می دهند که از رابطه p=m/V یا D=m/V به دست می آید. در این رابطه D یا p چگالی ماده،m جرم جسم و V حجم اشغال شده توسط آن ماده می باشد.
19. (بیضون، لبیب، الإعجاز العلمی فی القرآن/ 172ـ174)
20. (بیضون، لبیب، الإعجاز العلمی فی القرآن/ 175)
21. (بیضون، لبیب، الاعجاز العلمی فی القرآن/ 177)
22. (آیات الکون واسرار الطبیعة فی القرآن الکریم/ 187)
23. (بیضون، لبیب، الإعجاز العلمی فی القرآن/ 176)
24. آیه 29 شوری (وَمِنْ ءَایَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِیهِمَا مِن دَابَّةٍ ...) که یکی از مهم ترین آیات در مورد وجود موجودات زنده در آسمان است به گونه ای است که گسترش حیات را در هر دو به صورت مستقل بیان می کند، زیرا می فرماید: «و از آیات اوست آفرینش آسمان ها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن ها منتشر نموده است...».
25. «پرتو فرا بنفش» یکی از عوامل موتان زا در موجودات زنده نیز می باشد. (رک: باکتری شناسی عمومی/ 478)
26. (زارع مایوان، حسن، زیست شناسی عمومی/ 178ـ180)
27. (زارع مایوان، حسن، زیست شناسی عمومی/ 182)
28. (زارع مایوان، حسن، زیست شناسی عمومی/ 180ـ182)
29. (قاموس قرآن، 1/161ـ أصل البَثِّ: التفریق وإثارة الشی ء کبث الریح التراب . المفردات/ 108)
30. (فراهیدی، العین، 8/ 220)
31. آن گونه که تفسیر «احسن الحدیث 5/ 467» انتخاب کرده است. از نظر نحوی شبیه همین ترکیب است سخن حضرت موسی که می فرماید: (... إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلاَّ نَفْسی وَأَخی ....) (مائده/ 25)، یعنی «واخی لایملک الا نفسه».
32. جذب مواد در روده با پدیده های انتشار و اسمز و انتقال فعال صورت می گیرد.
33. (ر.ک: هاردینگ، اف، شیر و کیفیت آن/ 11ـ13)
34. (ر.ک: حکمتی، مجید، اصول تهیه شیر/ 20ـ22)
35. (اصول تهیه شیر/ 27)
36. (عبدالرزاق نوفل، الله والعلم الحدیث/ 61)
37. (احمد فؤاد، رحیق العلم والإیمان/ 185)
38. (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، 11/340؛ بی آزار شیرازی، عبدالکریم، قرآن و طبیعت، پدیده های شگفت انگیز عالم آفرینش/ 122)
39. (کارم، السید غنیم، الاشارات العلمیة فی القرآن الکریم.../ 329؛ باشا، احمد فؤاد، رحیق العلم والإیمان/ 184)
40. (یوسف الحاج احمد، موسوعة الإعجاز العلمی فی القرآن والسنة، آیات الله فی الآفاق/ 378؛ بی آزار شیرازی، عبدالکریم، قرآن و طبیعت، پدیده های شگفت انگیز عالم آفرینش/ 123)
41. (هر پا = 48/30 سانتی متر)
42. (مستند شبکه قرآن، ساعت 30: 21، 21/ 2/ 1387)
43. (العین، 6/ 196؛ لسان العرب، 14/ 157؛ المفردات/ 213)
44. (کارم، السید غنیم، الاشارات العلمیة فی القرآن الکریم .../ 331).
45. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 24/ 344)
46. (طباطبایی، محمدرضا، صرف ساده، ص 248).
47. (ر.ک: بکر، رضا فضیل، وجوه الآعجاز فی آیات النحل/ 76)
48. (همان/ 81).
49. (همان/ 78)
50. (همان/ 77)
51. (ر.ک: حسینی شیرازی، سید محمد، تقریب القرآن إلی الأذهان، 3/ 236؛ تفسیرالمراغی، 14/ 105؛ ر.ک: المیزان، 12/ 293؛ اندلسی، ابو حیان محمد بن یوسف، بحر المحیط فی التفسیر، 6/ 560)
52. (به عنوان مثال ر.ک: مجموعه قرآن و طبیعت، قسمت دوم، زنبور عسل/ 18)
53. (ر.ک:بکر، رضا فضیل، همان/ 171)
54. (ر.ک: همان/ 168)
منبع: پایگاه تحقیقاتی القرآن
موضوعات مرتبط:
جانور شناسی
برچسبها:
جانور شناسی