|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
4 انقلاب اسلامی و تحولات ساختاری در ایرانالف) ارکان انقلاب اسلامی 1 مردم؛ در توضیح عامل «مردم» به عنوان یکی از عوامل متشکله انقلاب و موثر در پیروزی آن باید به چند نکته توجه کرد: انقلاب های بزرگ، انقلاب های اجتماعی اند و لذا خصایص اجتماعی دارند؛ اولا انفرادی نیستند بلکه اشتراکی و جمعی اند. ثانیا در بردارنده همزیستی وهمکاری متقابل حول منافع و اهداف مشترکی هستند. ثالثا به دلیل عمومی بودن، خالص نیستند و بیشتر، ترکیبی هستند از سلایق و نظرها که عمدتا در موضوع فروپاشی نظام مستقر اتفاق نظر دارند. رابعا هر چند در یک تقسیم بندی می توان بین رهبران و توده مردم تفکیک قائل شد، اما باید پذیرفت که انقلاب های اجتماعی وسعت و عظمتشان قابل دستکاری نیستند؛ لذا همواره انقلاب هابه دلیل نتایج، آسیب پذیر بوده اند. چالمرز جانسون در کتابش به نقل از آرتور بادتر (یکی از محققان دانشگاه پاریس در آغاز قرن بیستم) آورده است: «انقلاب ها عبارتند از تلاش های موفق یا ناموفق که به منظور ایجاد تغییراتی در بافت جامعه از طریق اعمال خشونت انجام می گیرند.»(16) بنابراین باید گفت، یک خواست عمومی و همگانی است که هر چند رهبران در برپایی و جهت دهی به آن نقش دارند، لیکن مردم انقلاب ساز هستند و عملی شدن خواست های انقلابی، به عملکردهای آتی آنها بعد از انقلاب وابسته است. عواملی از جمله: روند رو به رشد آگاهی برای تماس با کشورهای دیگر، رواج اندیشه های جدید وسیطره تدریجی استعمار انگلیس و روس و پس از آن امریکا بر ایران، خودکامگی روز افزون شاهان با تکیه بر بیگانگان و قوه نوظهور ارتش خصوصا در دوره رضاشاه و محمدرضا شاه، ایرانی ها را در قبال پایمال شدن حقوقشان حساس تر کرده بود؛ اما تجربه های موفق ایران برای دادخواهی، همواره مقطعی بود و بعضا نیز ناکام می ماند. وجود راه های گوناگون از قبیل تحصن، تلگراف زدن، اعتراض های گسترده، ترور و برخورد نظامی، باعث شدند یکپارچگی در قبال موضوعات مساله ساز برای مردم حاصل شود؛ بنابراین گروه های مختلف، با اعتقاد به راه های مورد قبولشان فعالیت می کردند. همچنین رواج اندیشه های نو، هر چند در رشد آگاهی های عمومی موثر بود، اما به همان اندازه سبب تفرق می شد؛ گذر سال هاو ناکامی راه ها و ایدئولوژی های غیراسلامی برای حل ریشه ای مشکلات، زمینه را برای ظهور به اسلام به مثابه دینی اجتماعی سیاسی اقتصادی فراهم آورد. تا پیش از آن باور به اسلام وجود داشت، اما اسلام به عنوان دین نظام ساز شناخته نشده بود. تا این که امام خمینی (ره) به تدریج حقانیت پیوند دیانت و سیاست را با توجه به قرآن و سیره رسول اکرم (ص) به اثبات رساند و خواست ملت ایران برای مقابله با استبداد و استعمار از پایگاه دین اسلام مطرح شد و به نتیجه رسید. انقلابی شدن مردم ایران حول محور دین اسلام، تحولی ریشه ای است که در زمانه سلطه تفکر جدایی دین از سیاست، عجیب به نظر می رسد؛ اما واقعیتی است که متاسفانه به ندرت مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است. میشل فوکو فیلسوف فرانسوی که در آن زمان به ایران انقلابی سفر کرده بود، از جمله معدود اندیشمندان خارجی است که به این نکته توجه کرده، هر چند می داند حتی هموطنانش هم حرف های او را نخواهند پذیرفت، چرا که سلطه فکری عقیم بودن دین برای اجتماع، اجازه تفکری بدیع را در این خصوص از آنها سلب کرده است. او در کتاب «ایرانی ها چه رویایی در سر دارند؟» می نویسد: «برای مردمی که روی این خاک زندگی می کنند، جست وجوی چیزی که ما غربی ها امکان آن را پس از رنسانس و بحران بزرگ مسیحیت از دست داده ایم چه معنی دارد. جست وجوی معنویت سیاسی؟ هم اکنون صدای صدها فرانسوی را می شنوم، اما من می دانم که اشتباه می کنند. من که آگاهی ام از ایران بسیار ناچیز است.»(17) نکته دیگری که در مورد نقش مردم در پیروزی انقلاب اسلامی ایران اهمیت اساسی دارد، تبلور واقعی این مفهوم (مردم) در عرصه عمل و انقلاب است. در انقلاب اسلامی ایران، همه افراد و گروه ها شرکت فعال و مستمر داشتند. تمسک به دین اسلام، قرائت انسان ساز و جامعه ساز آن، همانند چتری بود که توانست همه افراد و گروه ها را پوشش دهد و جذب کند. این موضوع سبب تجدیدنظر ساختارگرایانه تِدا اسکاچ پل شد؛ نظریه ای که در قرن بیستم از اعتبار بالایی برخوردار بود. 2 مکتب (ایدئولوژی) و 3 رهبری به نظر نگارنده، برای درک بهتر تاثیرات دو عامل یاد شده در انقلاب اسلامی، باید آنها را همزمان با هم مطرح کرد. رهبری، همان مکتب ناطق و تجسم دستورات ایدئولوژی است و نهایت استفاده را از ظرفیت های مکتب برای رسیدن به اهداف که متخذ از مکتب هستند می برد. ب: تحولات سیاسی اجتماعی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران اگر بپذیریم که انقلاب همچون زلزله ای قوی، بنیان های قبلی جامعه و دولت را به لرزه در می آورد، نمی توان توقع داشت که پس از پیروزی یکباره متوقف شود. به عبارت دیگر، عواملی که در انگیزه دادن به یک ملت موثر بوده اند، کمابیش در دوام این حرکت تاثیرگذار خواهند بود و تزلزل و شکست ساختارها وبنیادها همچنان اثرات خود را بعد از پیروزی انقلاب خواهند داشت؛ اما تحولات از حالت تهاجمی و سلبی به حالت تدافعی و اثباتی تغییر ماهیت می دهند و تلاش های انقلابی که تا پیش از پیروزی معطوف به برهم زدن و اختلال در نظم جامعه بودند، به صورت حافظ نظم درمی آیند و حرکت ها و فعالیت ها برای سازندگی حول محورهای مطرح انقلابی، سازماندهی می شوند. در انقلاب اسلامی نیز پس از پیروزی، روند تحولات این گونه بوده، البته نه به این سادگی که گفته شد؛ چرا که این انقلاب در جهان دوقطبی صورت گرفت که فضای تنفس هر بلوک به صورت مرزبندی شده و مشخص درآمده بود و چنین نظامی طاقت هضم و پذیرش یک انقلاب آن هم از نوع دینی آن را نداشت. لذا توان بین المللی برای مهار آن به کار گرفته شد. با این حال موج توفنده انقلاب اسلامی ادامه پیدا کرد و اکنون بیست و چهار سال از عمر آن می گذرد. برای مطالعه اجمالی تحولات سیاسی اجتماعی پس از پیروزی انقلاب، آن را براساس دهه ها تقسیم می کنیم و دهه اول و دهه دوم را مورد بحث قرار می دهیم، اما دهه سوم از آنجا که هنوز به پایان نرسیده، امکان قضاوت را از ما می ستاند. 1 دهه اول، دهه حراست و حفاظت فیزیکی و ظاهری (1367 1357) طبیعی است که پس از پیروزی، روند معمول نظم بخشی و سازماندهی عمومی جامعه بر هم خورده و قانون، اعتبار خود را از دست داده و هنوز «انقلابی» به کسی گفته می شود که مخالف «قانون» باشد؛ زیرا قانون حافظ نظم و وضعیت موجود است. بنابراین پس از سقوط رژیم قبلی و پیروزی انقلاب، مدتی زمان می برد که این معنا تغییر یابد و جایگاه ها و نقش ها مجددا مشخص شوند. در 12 فروردین 1358 یعنی پنجاه روز پس از انقلاب، نظام جمهوری اسلامی با کسب اکثریت قاطع آراء برگزیده شد. در تاریخ 12 مرداد 1358، انتخابات مجلس خبرگان برای بررسی و اصلاح پیش نویس قانون اساسی برگزار شد. پس از بحث و تبادل نظر در مجلس خبرگانِ قانون اساسی، تدوین قانون اساسی به پایان رسید و همه پرسی آن در 12/9/1358 برگزار شد سپس اولین انتخابات ریاست جمهوری، انجام شد و حدود پنجاه روز بعد (24/12/1358) نیز انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شد. به این ترتیب، اولین مجلس شورای اسلامی کار خود را در هفتم خرداد 1359 آغاز کرد و مردم که انقلاب را صورت داده بودند وبرای پیروزی اش جانفشانی ها و فداکاری ها کرده بودند، نهاد قانونی تاثیرگذار در قدرت و سیاست را ایجاد کردند و نمایندگان خود را به مجلس (خانه ملت) فرستادند. در واقع خواسته «جمهوری اسلامی» به صورت قانونی درآمد؛ به این صورت که از یک سو مجلس به عنوان تبلور حضور مردم در سیاست و محل بیان خواست ها و نظارت های مردم تشکیل شد و از سوی دیگر «ولایت فقیه»، به عنوان یک اصل در قانون اساسی جای گرفت و تبلور روح دینی نظام سیاسی جدیدالتاسیس شد. اسلامی شدن مجلس شورا و مردم دوستی ولی فقیه، سبب شد تا ترکیب غریب جمهوری اسلامی، به صورت عینی نمود پیدا کند و ثمرات خود را به بار آورد. این همه تکاپو و شیرینی های بی نظیر، در غبار فتنه ها و نفاق های داخلی و خارجی صورت می گرفت. پس از سر و سامان یافتن نسبی نظام سیاسی به صورت شبه قانونی و تعیین موفقیت آمیز نوع حکومت جدید (جمهوری اسلامی)، نگاه های معاندان به صورت متمرکزتری درآمد و به سمت حامیان نظام جدید یعنی پشتوانه های فکری آن معطوف شد؛ زیرا انقلابی که ماهیتا فکری فرهنگی است در صورتی که حامیان فکری خود را با ترور از دست بدهد، زیان جبران ناپذیری را متحمل می شود؛ امری که برای انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. هر چند همه ترورها موفقیت آمیز نبود، اما توانست نیروهای مهمی را از میان بردارد. مرتضی مطهری فیلسوف و متفکر برجسته در دوازده اردیبهشت 1358 ترور شد و به این ترتیب یکی از مهمترین ایدئولوگ های انقلاب اسلامی حذف شد. از جمله ترورهای خسارت بار دیگر، انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی در هفت تیرماه 1360 بود که در آن آیت الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی که در سازماندهی امور، خصوصا پس از انقلاب نقش بسیار موثری ایفا کرده بود، به همراه 72 نفر از مسوولان نظام به شهادت رسیدند. در تاریخ هشت شهریور 1360 نیز منافقین موفق شدند رئیس جمهور (محمدعلی رجایی) و نخست وزیر (محمدجواد باهنر) را ترور کنند. رویارویی مردم که انقلاب را به پیروزی رسانده بودند با مشکلات ابعاد گسترده تری می یافت. حال که شاه و رژیم شاهنشاهی سقوط کرده بود، حامیان آنها (مخالفان فکر و فرهنگ پشتیبان انقلاب اسلامی) به مقابله با انقلاب پرداختند و این رویارویی نیز نیاز به مهیا شدن داشت، همان چیزی که در شعارهای به هم وابسته استقلال و آزادی مطرح شده بود. برای تحقق این شعارها، از همان آغاز پیروزی شاهد شکل گیری یک سری نهادهای انقلابی هستیم. یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 23/12/1357 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در 27/3/1358 جهادسازندگی، در 5/9/1358 بسیج مستضعفین، در 7/10/1358 نهضت سوادآموزی، در 23/12/1358 بنیاد شهید و در 2/4/1360، سازمان تبلیغات اسلامی به فرمان امام(ره) تشکیل شد. به این ترتیب شور و شوق انقلابی برای سازندگی کشور سازماندهی شد و کاروان های سازندگی به اقصی نقاط کشور گسیل شدند. اولین نماز جمعه در دانشگاه تهران، روز پنجم مرداد ماه 1358 به امامت آیت الله طالقانی برگزار شد. او شخصیتی بزرگوار و زحمتکش بود و در تاریخ 19/6/1358 درگذشت. فضای انقلابی از آنجا که ماهیت اسلامی داشت، نمی توانست فقط جنبه ملی و داخلی داشته باشد، دغدغه وضعیت مسلمانان هم به شدت وجود داشت، کما این که سال هاپیش امام خمینی(ره) در مورد اسرائیل هشدار داده بود.ایشان در 16/5/1358 آخرین جمعه ماه مبارک رمضان هر سال را به عنوان روز جهانی قدس اعلام کردند. به این ترتیب از همان آغاز علاوه بر توجه به وضعیت سیاست های داخلی، سیاست خارجی نیز با شعار محوری نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی به دنبال وحدت جهان اسلام بود. حال چگونه این پیام اتحاد مسلمین به گوش مسلمانان و جهانیان می رسید؟ چه تدبیری می بایست اندیشیده شود؟ پاسخ این سوال «صدور انقلاب» بود. از گفته های امام خمینی(ره) در این مورد است که: مکتبمان را گسترش خواهیم داد به همه ممالک اسلامی، بلکه در همه جا که مستضعفین هستند و ما رو به اعتلا هستیم و بشر را رو به اعتلا می خواهیم ببریم...(18) مقصد این است که اسلام، احکام اسلام، احکام جهانگیر اسلام زنده بشود و پیاده بشود و همه در رفاه باشند و همه آزاد باشند، همه مستقل باشند...(19) ما که می گوییم اسلام را می خواهیم صادر کنیم، معنایش این نیست که ما سوار طیاره بشویم و بریزیم به ممالک دیگر. یک همچو چیزی نه ما گفتیم و نه ما می توانیم. اما آن که ما می توانیم این است که می توانیم به وسیله دستگاه هایی که داریم، به وسیله همین صدا و سیما، به وسیله مطبوعات، به وسیله گروه هایی که در خارج می روند، اسلام را آن طوری که هست، معرفی کنیم. اگر آن طوری که هست معرفی بشود، مورد قبول همه خواهد شد.»(20) اتفاق مهم دیگری که در سال 1358 افتاد، اشغال سفارت امریکا بود که در روند تکمیل پاکسازی طبیعی درون جامعه از بیگانگان صورت گرفت امام خمینی(ره) تسخیر لانه جاسوسی را انقلاب دوم نامید. دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان استعفا کرد و قراردادهای همکاری با امریکا لغو و پس از مدتی، دارایی های ایران هم در امریکا مسدود شد. امریکا تلاش های گسترده ای را برای آزادی گروگان ها انجام داد، از جمله اجرای عملیات نظامی در صحرای طبس در تاریخ 5/3/1359 که به شکست انجامید، نیروهای امریکایی در طوفان شن گرفتار شدند و ضمن متحمل شدن تلفات و خسارات فراوان، مجبور به عقب نشینی شدند. و بالاخره با پذیرش موافقتنامه الجزایر که با واسطه دولت الجزایر تهیه شده بود، این موضوع پس از گذشت 444 روز خاتمه یافت. پایانی تلخ برای ایالات متحده همراه با رسوایی و شکستن هیبتی که تا پیش از آن در جهان داشت. «شیطان بزرگ» معرفی شد و «مرگ بر امریکا»(21) شعاری دائمی شد؛ چرا که امریکا بر خوی استکباری تاکید فراوان داشت و البته هنوز هم دارد. برای استقرار کامل و دوام انقلاب اسلامی، تغییرات انقلابی می بایست بتوانند به نحو ریشه دار در فرهنگ تاثیر بگذارند و فرهنگ اصلاح شود. از همین رو «انقلاب فرهنگی» به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر مطرح شد. بحث ضرورت اصلاح و پی ریزی طرح های تازه برای دانشگاه ها و خصوصا علوم انسانی درگیرودار حوادث پس از پیروزی، جسته و گریخته دنبال می شد تا زمان تعطیلی دانشگاه ها. متاسفانه به دلیل حضور و تمرکز نیروهای ضدانقلاب در دانشگاه ها و سوء استفاده از این محیط علمی، به تدریج روند تحولات به سمتی رفت که به ناچار برای پاکسازی و زمینه سازی انقلاب فرهنگی، دانشگاه ها تعطیل شدند تا امکان تضعیف پایه های انقلاب که هنوز قوام کافی نیافته بودند، از گروه های ضدانقلاب اسلامی گرفته شود. تعطیلی دانشگاه ها در تاریخ 15/3/1359 صورت گرفت. «برای اسلامی کردن درس های دانشگاهی، دو سازمان به دستور رهبر فقید انقلاب به وجود آمد: یکی ستاد انقلاب فرهنگی و دیگری دفتر همکاری حوزه و دانشگاه. ستاد انقلاب فرهنگی پس از آماده کردن مقدمات کار به تدریج گروه های برنامه ریزی رشته های مختلف را جهت تهیه و تدوین برنامه های آموزشی با نیازهای جامعه ایران تشکیل داد... و سرانجام در آذر 1363 به فرمان امام نام آن به شورای عالی انقلاب فرهنگی» تغییر یافت و ریاست آن بر عهده مقام ریاست جمهوری گذارده شد.»(22) پس از گذشت دو سال از تعطیلی، دانشگاه ها مجددا بازگشایی و نوگشایی شدند دانشگاه تازه ای نیز با نام «دانشگاه آزاد اسلامی» به منظور رشد آموزش عالی و فراهم کردن امکان و عرصه ای بیشتر و بهتر، تاسیس شد. اقداماتی از این قبیل منجر به رشد تحصیلات از نظر کمی و کیفی در کشور شد و این در حالی بود که در زمان پیروزی انقلاب اسلامی، درصد بالایی از افراد بی سواد بودند و نهضت سوادآموزی برای رفع این نقیصه بزرگ ایجاد شد و شعار «ایران را مدرسه کنیم» بر سر زبان ها افتاد؛ اما خوشبختانه با تمهیداتی که ذکر شد نمودار سواد، رشد صعودی به خود گرفته است. به عنوان مثال بین سال های 1365 تا 1375، پنج برابر رشد داشته ایم و در مدتی حدود 10 سال، تعداد دانشجویان از حدود 250 هزار نفر به یک میلیون و دویست هزار نفر رسیده است.(23) 2 گذر زمان به نفع انقلاب اسلامیزمان می گذشت و با وجود فشارهای گوناگون، انقلاب در قالب جمهوری اسلامی به صورت «نظام» درآمده بود و روزبه روز پایه های خود را تقویت می کرد؛ روند رو به پیشرفت انقلاب و عدم توانایی دشمنان انقلاب در تضعیف امام خمینی(ره) که به معنای جدی بودن خطر از دست دادن ایران و منابع نفتی اش بود، در اتخاذ نوع اقدام ها و لحن موضع گیری های امریکایی ها تاثیر بسیاری گذاشت. در اسناد لانه جاسوسی امریکا در تهران می خوانیم: ما چیزی که با آن [امام] خمینی را تهدید کنیم نداریم مخصوصا در سیاست خاورمیانه، [امام] خمینی نیرویی خواهد شد که ما ناچاریم آن را به حساب آوریم.(24) دفاع مقدسخیزش انقلاب اسلامی از یک سو و ناتوانی دشمنان داخلی و خارجی از مهار و محو آن، منجر به وقوع جنگ شد. جنگی که تحمیلی و نابرابر بود. این معارضه خونین در تاریخ 31/6/1359 آغاز شد اما مقدمات آن از پیشتر آماده شده بود. برافروختن آتش جنگ تحمیلی نیازمند تجهیز عراق و تبلیغات دروغین رسانه های غربی علیه انقلاب اسلامی بود. جنگ تحمیلی که تصور می شد به خاطر وضعیت انقلابی در ایران و پیامدهای ناشی از آن ظرف چند روز به خوبی تمام شود و تهران به تصرف ارتش عراق درآید، به صورتی فرسایشی و طولانی، هشت سال طول کشید. مجله ایت دیز در 11/ اکتبر/ 1980 نوشت: به نظر پنتاگون، ارتش ایران به دلیل نبود منبع تهیه تسلیحات نابود خواهد شد و نیروی هوایی آن نیز به علت نبود ذخایر سوخت جت بعد از ویرانی پالایشگاه آبادان، متلاشی می شود.(25) کسینجر نیز در تاریخ 7/6/1359 پیش بینی کرد ظرف 10 روز عراق در جنگ پیروز می شود.(26) این دوران هشت ساله در ایران از آنجا که به عرصه پرورش و بروز حیات خالصانه و مومنانه ایرانیان شد، دوران «دفاع مقدس» نامیده شده است. حمله عراق به صورت گسترده ای آغاز شد و ناتوانی طبیعی اولیه ارتش ایران، باعث شد دشمن بتواند بخش گسترده ای از ایران را تصرف کند. اما به تدریج وضعیت به نفع ایران تغییر یافت و نیروهای مردمی در قالب بسیج به صورت گسترده ای برای دفاع به جبهه ها اعزام شدند و رفته رفته سازماندهی آنها به اشکال بهتر و مفیدتری انجام می شد. اما آغاز جنگ شهرها توسط عراق و استفاده از بمب های شیمیائی جنگ ایران و عراق را از چهارچوب های متعارف خارج ساخت و زمینه های بروز فجایع بزرگ انسانی را فراهم نمود. بازپس گیری فاو، شلمچه و جزایر مجنون که با تجهیز فوق العاده عراق از سوی امریکا و شوروی و کشورهای اروپائی صورت گرفت سرنوشت جنگ را دگرگون می ساخت و آن را به ورطه های ناجوانمردانه و غیرانسانی از سوی عراق فرو می برد. با پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 27/4/1367 نهایتا در روز 29/5/1367 آتش بس رسمی به وسیله دبیرکل سازمان ملل اعلام شد.»(27) گفتنی است ناتوانایی های عراق در کسب برتری قطعی بر سپاه ایران، منجر به ورود مستقیم نیروهای نظامی امریکا برای ختم جنگ تحمیلی شد. ختم جنگ تحمیلی دو نتیجه داشت: 1 خرابی های فراوان 2 تولد فرهنگ بسیجی نتیجه اول نیاز به برنامه های بازسازی داشت؛ اما نتیجه دوم، نتیجه اصلی بود که از جنگ تحمیلی حاصل شده بود و مانع از دستیابی دشمنان به اهداف پلیدشان شد. فرهنگ بسیجی علاوه بر دارا بودن عناصر پویای هر فعالیت با نشاط و اتکای انسانی از قوه ایمان و عشق به الله بهره مند بود و همین تمایل توانسته بود «جنگ تحمیلی» را به «دفاع مقدس» تبدیل کند. پی نوشت ها: 1- نک به: Skoc Pol, Theda, States and Social Revolution: A Comparative Analysis of France, Russia and China (Comb. dgel Cumbtidge University Press, 1979) 2- رک به: آلوین استانفورد، تئوری های انقلاب. ترجمه: علیرضا طیب. تهران: نشر تومس، چاپ سوم 1372، ص 45. 3- نک به: Fisher, Micheal, Friom Religious Dispute to Revolution (Cambtidge MA: Harrard University Press, 1980) 4- در این باره رک به: نیکی کدی، ریشه های انقلاب ایران، ترجمه: عبدالرحیم گواهی، تهران: نشر قلم، 1369. 5- صحیفه نور، جلد 19، صص 269و 270. 6- همان، جلد 8، ص 151. 7- ارزش ها از نگاه شهید بهشتی، انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی، چاپ سوم، 1378، صص 111 و 112. 8- دکتر محمدجواد باهنر، مباحثی پیرامون فرهنگ انقلاب اسلامی، دفتر نشر فرهنگ انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1371، صص 89و 91. 9- نک به: Foran, John. A Century of Revolution (Boulder . West View Press, 1993) 10- نک به: حسین کچوییان، «انقلاب دینی، چالشی در نظریه پردازی کلاسیک» در آخرین انقلاب قرن، گفت وگو، تنظیم، تدوین: عباس زارع، انتشارات معارف، چاپ اول، 1379، ص 89. 11- پرواند، آبراهمیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی و محمدابراهیم فتاحی، نشر نی، چاپ دوم، 1377، ص 542. 12- تاس، اچ، مک نئود، برنامه ریزی در ایران، ترجمه علی اعظم محمدبیگی، نشر نی، چاپ اول، 1377، صص 124و 123. 13- فرامرز، رفیع پور، توسعه و تضاد، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، چاپ اول 1376، ص 81. 14- مازوین، زونیس، شکست شاهانه، ترجمه اسمعیل زند و بتول سعیدی، نشر نور، چاپ اول، 1370، صص 432، 434 و 456. 15- پرواند،آبراهامیان، همان، صص 537 535. 16- چالمرز، جانسون، تحول انقلابی (بررسی نظری پدیده انقلاب) ترجمه حمید الیاسی، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، 1363، ص 17. 17- میشل، فوکو. ایرانی ها چه رویایی در سر دارند؟ ترجمه حسین معصومی همدانی. انتشارات هرمس، چاپ دوم، 1377. 18- صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینی(ره)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چاپ دوم، 1376، ص 26. 19- همان، ص 31. 20- همان، صص 60 و 61. 21- ایالات متحده امریکا به عنوان استکبار و زورگویی 22- دکتر علیرضا ازغندی. علم سیاست در ایران. انتشارات باز. چاپ اول، 1378، صص 94 و 95. 23- رک به: دکتر رضا منصوری، ایرن 1427،(عزم ملی برای توسعه علمی و فرهنگی)، طرح نو، چاپ اول، 1377، ص 144. 24- دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. گذری بر دو سال جنگ (به مناسبت دومین سالگرد جنگ تحمیلی)، ص 202. 25- همان. ص 21. 26- محسن رشید، آشنایی با جنگ (جلد اول) مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1378، ص 14. 27- همان، صص 76 الی 79. موضوعات مرتبط: انقلاب شناسی برچسبها: انقلاب, انقلاب اسلامی, انقلاب اسلامی ایران, اسلام [ دوشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 10:13 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||