ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

مرحله اول: تعیین اجزاء پدیده مورد مطالعه

اولین گام برای تحلیل با مشخص کردن اجزا و عناصر تشکیل دهنده آن آغاز می شود.

مثال یک:

میز از اجزای تشکیل شده است که شامل صفحه، پایه ها، میخ و …

مثال دو:

ثروت دارای اجزای به این صورت است.

در این مرحله، تلاش بر تشخیص اجزا و عناصر دقیق پدیده مورد تحلیل می باشد.

2- تعیین چگونگی رابطه بین اجزا و عناصر

رابطه بین اجزاست که پدیده مورد نظر را سامان می دهد و به وجود می آورد.

اگر روابط بین اجزا در نظر گرفته نشود، درواقع معلوم نیست که ما به تحلیل چه امریی مشغول هستیم.

چنان که در مثال «میز» بسیاری از اشیای دیگر ( از جمله صندلی) نیز همین اجزا را دارند.

پس، روابط بین اجزاست که مشخص می کند پدیده یا موضوع مورد نظر چیست و چگونه است.

جامعه شناس با اتکا به مکاتب جامعه شناسی و چشم انداز نظری که متکی به آن است به تعیین روابط بین اجزا می پردازد و سپس آن را با واقعیت موجود می سنجد.

در مثال ثروت، چهار جزء به اشکال گوناگون می توانند در ارتباط با یکدیگر در نظر آیند که به ذکر دو نمونه می پردازیم.

باید توجه داشت که در اینجا قصد توضیح و شرح مکاتب نیست، برای همین بیان یک نکته کوتاه از مکتب آمده است.

الف- مکتب مبادله:

در این مکتب مادیات عینی بیشتر در اولویت قرار دارند تا امور ذهنی و معنوی.

برای همین، چیدمان روابط براساس همین اولویت شکل می گیرد که به این صورت است:

ب- مکتب کنش متقابل نمادین:

در این مکتب یادگیری و آموزش در اولویت است و اجزای دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد.

پس، چیدمان روابط می تواند به قرار زیر باشد.

چنان که ملاحظه می گردد به حسب چشم انداز نظری، ترسیم روابط بین اجزای تفاوت می پذیرد و از یکدیگر متفاوت می باشد.

3– ارائه مدل:

ابتدا، از مثال میز شروع کنیم.

میز ناهارخوری، میز مطالعه و … نمونه هایی از مدل میز هستند که با توجه به نیاز و کارکرد طراحی شده اند.

به همین قیاس، جامعه شناس نیز لازم است به ارائه مدل بپردازد.

برخی بر این باورند که مدل همان بیان روابط بین اجزا می باشد.

این باور از وجهی درست است، چون برای ارائه مدل باید روابط بین اجزا مشخص باشد.

ولی، این باور از وجهی دیگر اشتباه یا ناقص است، چون ارائه مدل را نمی توان صرفاً در تعیین روابط خلاصه کرد.

برای روشن شدن موضوع از یک مثال خیاطی استفاده می کنم.

روابط بین آستین، یقه و تنه در تمام لباس ها مشخص است.

اما، مدل لباس شب، با مدل لباس کار یا مدل لباس راحتی در منزل، متفاوت است و نمی توان صرف تعیین روابط بین اجزا، به مدل لباس موردنظر رسید.

به این ترتیب، روابط بین اجزا فقط و فقط بخشی از مدل هستند و برای همین لازم است دقیق و با نکته سنجی لازم به ارائه مدل پرداخت که در جامعه شناسی این امر با توجه به رویکردهای گوناگون، انجام می گیرد.

ارائه مدل، کاملاً عملی تخصصی است که در هر شغل و حرفه ای فقط از عهده متخصص آن برمی آید.

با ارائه مدل است که می توان از چند و چون اثرگذاری و اثرپذیری آگاه شد.

با ارائه مدل است که می شود که چند و چون موقعیت و شرایط را دریافت.

با ارائه مدل است که می توان که کم و کیف واقعیت را دنبال کرد.

4- سنجش با واقعیت:

مرحله چهارم بسیار کلیدی است و مبنای اصلی ارزیابی و قضاوت است.

آنچه در مراحل به ترتیب به انجام رسیده است، صادق است یا خیر؟

سوالی است بسیار مهم که تمام ارزش و اهمیت تحلیل جامعه شناسی بر آن استوار است.

همانطور که گفته شد معرفت عامیانه نیز به دانسته هایی پی برده است و اطلاعاتی را شامل می شود، صرف نظر از این که قادر به ارائه مدل باشد و معلوم شود چگونه و کجا بتوان از آنها در واقعیت زندگی استفاده کرد.

وجه تمایز اصلی تر آن است که هرگز معیاری برای درستی و نادرستی ندارد.

هرگز با واقعیت مورد سنجش قرار نمی گیرد و در نتیجه درستی آن مورد راست آزمایی قرار ندارد.

اما، در تحلیل جامعه شناسی ملاک و معیار واقعیت است و آنچه به عنوان مدل ارائه شده است زمانی مقبول و قابل تایید است که از سنجش با واقعیت سربلند بیرون آمده باشد.

اگر سنجش با واقعیت را کنار بگذاریم، هر آنچه بیان شده است را می توان نظر شخصی دانست که همچون سایر عقاید شخصی در هاله ای از درست و نادرست پیچیده شده است و نمی تواند مبنای برای آشکار شدن واقعیت و سپس برنامه ریزی و اقدام قرار گیرد.

مثال:

برای ثروت به طور مثال، مدل کارکردی در نظر گرفته شده است.

حالا سوال این است: مدل آیا نشان دهنده کارکرد ثروت در واقعیت است؟

چنان که وقتی این مدل با ملاک واقعیت سنجیده می شود، در می یابیم که «رضایت از خود» و «تصور از خود» از قلم افتاده است و مدل منطبق با واقعیت نیست.

کافی بود که از این مرحله چهارم صرف نظر شود تا تحلیلی نادرست شکل گیرد که نتیجه آن بی ثمر بودن «برنامه ریزی مبتنی بر آن تحلیل» است.

امری که در واقعیت با آن آشنا هستیم.

برنامه ها با هزینه های کلان مالی، انسانی و غیره شکل می گیرند و به اجرا گذاشته می شوند، ولی نتیجه ای ندارند یا از نتیجه مورد انتظار بسیار دور هستند.

این در حالی است که همه آنچه در تحقیقات و سپس تحلیل آنها انجام می گیرد برای برنامه ریزی و به سامان شدن امور است.

نتیجه کلام:

به طور معمول، برای تحلیل به مرحله اول و دوم اکتفا می شود و صرفاً تحلیل، برشماری تعدادی علل و دلایل است که چون واقعیت را آشکار نمی کنند، اقدامی را نیز برای رفع یا بهیود ایجاد نخواهند کرد.

به این ترتیب، اینک شما دلیل اصلی را دریافته اید که تحلیل ها چرا به مانند صحبت های روزمره هستند که فقط گفت و شنود می شوند.

این در حالی است که جامعه شناس حرفه ای؛

اولاً تحلیل را بر منبای مراحل چهارگانه پیش می برد

ثانیاً مدل های گوناگون تحلیل را برای مقایسه مراحل چهارگانه نیز به کار می گیرد تا بتواند با اطمینان و یقین کامل،

ثالثاً برنامه ها و دستورالعمل های لازم را در اختیار بگذارد که هیچ گونه شک و تردیدی در دستیابی به اهداف آنها نیست.


موضوعات مرتبط: تحلیل شناسی
برچسب‌ها: جامعه شناس حرفه ای, روش تحقیق
[ شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب