|
ترنم وحی قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
| ||
|
آغاز دفاع مقدس نویسنده : محمدعلی روزبهانی ـ ما در جنگ، ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم ما در جنگ، ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم روایت هشت سال جنگ نابرابر در برابر رژیم بعث عراق و متحدان جهانی و منطقه ای آندنیا، وارونه است و این توفان انقلاب است که باید جهان را بالا و پایین و زیر و رو کند و آن گاه، دولت پایدار عدالت برقرار شود. دنیا وارونه است و دیوانه ها و قداره بندها بر آن حاکمیت دارند، اما چه غم که صالحین و مستضعفین، وارث زمین خواهند بود و طلیعه آن، از هم اکنون در انقلاب اسلامی ایران ظهور یافته است. انقلاب اسلامی ایران، جنت قدسی است که از آن، این نسیم حیات بخش، وزیدن گرفته است. شیطان از دریا و آسمان و زمین، بر ما تاخته و آنان که انقلاب کردند، خود، حراست و پاسداری از آن را بر عهده گرفته اند. ... آری، قسم به عصر! قسم به زمان! که انسان در خسران دایمی است؛ مگر آنان که ایمان آورده اند و از صالحین هستند. تاریخ به آن عصر موعود نزدیک و نزدیک تر می شود و طلیعه آن اکنون، از افق جبهه های کربلایی ما ظاهر است.1 در شامگاه روز بیست و ششم شهریور سال 1359، صدام، نمایندگان مجلس ملی عراق را برای تشکیل جلسسه ای فوق العاده دعوت کرد. پس از تشکیل جلسه، وی پشت تریبون رفت و در سخنرانی مفصلی گفت: «من در برابر شما اعلام می کنم که ما موافقت نامه ششم مارس الجزیره را به طور کامل ملغی می دانیم».2 پنج روز پس از لغو این قرارداد؛ یعنی در ساعت یک و سی دقیقه بعد از ظهر روز سی و یکم شهریور سال 1359، 192 هواپیمای جنگنده نیروی هوایی عراق، به خاک ایران حمله کردند، فرودگاه ها و پایگاه های دوازده شهر بزرگ ایران را هدف قرار دادند و جنگ در زمین، هوا و دریا آغاز شد. در آن روز، صدام به مرکز فرماندهی ارتش آمد تا در اتاق عملیات، از نزدیک در جریان جزئیات نخستین روز جنگ با ایران قرار گیرد؛ روزی که آن را «یوم الرعد»؛ روز صاعقه نامیده بود.3 در آن روز، صدام در حالی که چفیه قرمزرنگی به سر داشت و نوار فشنگی به دور کمرش بسته بود، وارد اتاق اصلی عملیات شد. عدنان خیرالله، وزیر دفاع عراق به او گفت: «سرورم! جوانان ما بیست دقیقه پیش به پرواز درآمدند.» صدام در پاسخ او گفت: «نیم ساعت دیگر، کمر ایران را خواهند شکست».4 پیش بینی صدام برای جنگ کوتاه مدت علیه ایران، درست نبود و جنگی را که او آغاز کرد، 2887 روز و در جبهه ای به طول 1200 و به عمق 80 کیلومتر در امتداد مرزهای دو کشور ادامه یافت. وضعیت داخلی جمهوری اسلامی ایران در آستانه جنگ تحمیلی جمعیت ایران در سال 1359، حدود 37 میلیون نفر برآورد شده بود. با افزایش انتظارات عمومی ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی، مهاجرت از روستاها به شهرها برای بهره مندی از امکانات رفاهی بهتر، بیشتر شد، چنان که در سال 1359، از کل جمعیت کشور، 19 میلیون نفر در شهرها و 18 میلیون نفر در روستاها زندگی می کردند.1 کل درآمدهای دولت در سال 1359 با 22 درصد کاهش در مقایسه با سال پیش، فقط 9/1325 میلیارد ریال بود. همچنین دریافت ها و درآمدهای ارزی کشور در این سال، حدود 38 درصد کاهش یافت و از 7/22 میلیارد دلار به حدود 9/13 میلیارد دلار رسید.2 دلیل کاهش درآمد ارزی کشور، تغییر سیاست کلی اقتصاد کشور مبنی بر کاهش صادرات نفت و کاهش تقاضای کشورهای غربی برای خرید نفت، در پی تحریم اقتصادی و وقوع جنگ تحمیلی بود. در سال 1359، دولت با کسری بودجه بسیاری روبه رو بود که تورم فراوانی در پی داشت. کاهش نسبی رشد اعتبارات بخش خصوصی و در نتیجه، کاهش سرمایه گذاری در این بخش، فشارهایی را از جانب بازار تقاضا بر سطح قیمت ها وارد می کرد. همچنین ادامه تحریم اقتصادی، صنایع وابسته کشور را با مشکلات بسیاری روبه رو کرد و از نظر تولید برخی کالاهای صنعتی، کمبودهایی به وجود آورد. این عوامل همراه با احتکار و سودجویی بسیاری از سرمایه داران و همچنین اختلال های موجود در توزیع کالاها، به ادامه تورم و افزایش قیمت ها در سال 1359 انجامید.3 اهداف سیاسی عراق از جنگ با ایران سال ها پس از جنگ تحمیلی، انتشار برخی اخبار درباره نشست های محرمانه سران دولت بعث عراق، تا حدودی، اهداف آنها را آشکار کرد. جلسه های محرمانه میان سران حزب بعث، به صدور بخش نامه ای انجامید که این بخش نامه، به دست محافل خبری در بیروت افتاد. روزنامه کریستین ساینس مانیتور، بر اساس اطلاعات به دست آمده از این جلسه های محرمانه می نویسد: «با فرو ریختن نظام شاهنشاهی و در هم پاشیدن ارتش و تأسیسات اصلی آن، ایران به اجرای نقشی که تاکنون به عهده داشت، قادر نخواهد بود. بنابراین، تنها کشوری که می تواند با استفاده از این موقعیت، خلأ ایجاد شده را پر کند و در مورد مسائل امنیت خلیج (فارس) نقش اساسی ایفا کند، عراق است و این کار باید با برنامه ریزی، دقت، سرعت و مداومت کامل انجام گیرد». این روزنامه در گزارش خود درباره حل مشکل ژئوپلیتیک عراق می نویسد: «به عقیده حزب بعث، برای ایجاد یک موقعیت ژئوپلیتیک جدید به وسیله عراق، زمینه از هر جهت فراهم است. لذا به منظور (تأمین) این موقعیت جدید توسط دنیای غرب، حمله نظامی علیه ایران، با وارد آمدن یک ضربه مؤثر که بنا به ارزیابی آنها به شکست ایران منتهی شود، لازم است».1 طارق عزیز نیز چهار ماه پیش از آغاز تهاجم عراق به ایران، در مقاله ای که در روزنامه کویتی الوطن به چاپ رسید، وضعیت حاکم بر ایران را چنین ترسیم کرد: «1. تشتت نیروهای نظامی؛ 2. تعدد مراکز تصمیم گیری و وجود اختلاف میان رهبران سیاسی و مذهبی که هر کدام به یکدیگر اتهاماتی نسبت می دهند؛ 3. کشمکش هایی میان اقلیت ها و رهبران حاکم و ناتوانی در حل مشکلات آنها؛ 4. وجود هرج و مرج و ناامنی؛ 5. توقف فعالیت کارخانه های تولیدی، تزلزل اقتصادی، افزایش افراد بی کار و نبود بسیاری از مواد غذایی در بازار؛ 6. آشفتگی سیاست خارجی ایران در روابط خود با کشورهای منطقه و جهان».2 موضع عراقی ها در این مقطع از جنگ، به دلیل شرایط منطقه ای و بین المللی و اوضاع سیاسی ـ نظامی حاکم بر ایران، به دو مرحله کلی تقسیم می شود: در مرحله نخست (فروردین 1359)، هم زمان با تشدید درگیری های سیاسی در داخل کشور و همچنین تشدید دشمنی میان ایران و امریکا و اعلام قطع رابطه امریکا با ایران، صدام بر آمادگی عراق برای حل تمام اختلاف های خود با ایران، با استفاده از زور تأکید کرد.3 عراقی ها همچنین با تأکید بر خروج ایران از جزایر سه گانه (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) و عربی بودن آنها، با مسلح کردن عناصر ضد انقلاب در خوزستان، مسئله تجزیه خوزستان را مطرح کردند. در این مرحله، به نظر می رسید دولت عراق، بیشتر در پی کسب موافقت و حمایت امریکا و ارتجاع منطقه برای تجاوز به ایران بود؛ چنان که در همین روند، عراقی ها در کودتای نوژه مشارکت کردند. در مرحله دوم (زمستان 1360)؛ درگیری های سیاسی در داخل ایران تشدید شد. ریاست جمهوری بنی صدر، حضور فعال منافقین و چپ های امریکایی که به درگیری نظامی همراه با انفجار مراکز حساس و ترور شخصیت های برجسته انقلاب و نیز آغاز روند آزادسازی مناطق اشغالی با اجرای عملیات ثامن الائمه علیه السلام و عملیات طریق القدس انجامید، از دلایل این درگیری ها و اختلاف ها بود. هم زمان با تشدید این درگیری ها، عراقی ها با نگرانی نسبت به روند جدید، به بهانه حمایت از خلق عرب و خلق بلوچ، بر تجزیه ایران به پنج منطقه، تأکید و آمادگی خود را برای پشتیبانی از گروهک های سیاسی و دادن پناهندگی به آنها اعلام کردند.4 با توجه به آنچه گفته شد، می توان نتیجه گرفت با پیروزی انقلاب اسلامی، پایه های استراتژی امریکا که بر دو ستون ایران و عربستان بنا شده بود، فرو ریخت. پی آمدهای فروپاشی این استراتژی برای امریکا و غرب، زیان آور و برای کشورهای منطقه موجب نگرانی و وحشت بود. عراق از این فرصت مناسب استفاده کرد تا با تشدید خصومت علیه ایران، فراهم کردن زمینه برای نابودی انقلاب اسلامی و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، افزون بر تأمین منافع امریکا، غرب و ارتجاع منطقه، مشکل ژئوپلیتیک خود را از راه توسعه سواحل دریایی در شمال خلیج فارس حل کند. عراق با موفقیت در این مرحله می توانست خلأ قدرت را در منطقه پر کند و با توجه به تسلط به ذخایر نفت منطقه و موقعیت برتر نظامی، رهبری جهان عرب را به دست گیرد.5 می توان گفت دولت عراق در اولویت نخست، به اشغال بخشی از خوزستان به ویژه مناطق نفت خیز آن و نیز لغو قرارداد 1975 میلادی الجزایر می اندیشید. رهبران عراق می پنداشتند با تجزیه استان خوزستان، براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی آسان خواهد شد. بنا بر شواهد موجود، عراق در آغاز سال 1359 (13 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی) آمادگی لازم برای حمله به ایران و تأمین مقاصد سیاسی خود را داشت، ولی برای این کار به موافقت امریکا نیاز بود که هنوز تأمین نشده بود. اجرای عملیات هوایی امریکا یی ها در صحرای طبس به قصد آزادی گروگان های سفارت خانه، عراقی ها را درباره تشدید دشمنی امریکا با ایران و احتمال اقدام نظامی علیه آن، به نتیجه رساند. شکست کودتای نوژه در تیر 1359 نیز انگیزه دیگری بود تا شمارش معکوس برای آغاز تهاجم عراق به ایران آغاز شود. گزارش نشریه فیگارو از دیدار برژینسکی و صدام برای توضیح میزان هم سویی امریکا و عراق و نقش امریکایی ها در حمایت و تشویق عراق برای تجاوز به ایران، در این زمینه بسیار گویاست. در این گزارش آمده است: «جریان جنگ ایران و عراق در واقع، از ژوئن گذشته (تیر 1359)، زمانی آغاز شد که برژینسکی به اردن سفر کرد و در مرز دو کشور اردن و عراق با شخص صدام ملاقات نمود و قول داد که از صدام حسین، کاملاً حمایت نماید و این امر را تفهیم نمود که امریکا با آرزوی عراق در مورد شط العرب (اروند رود) و احتمالاً برقراری یک جمهوری عربستان در این منطقه، مخالفتی نخواهد کرد و بالاخره کلیه اقدامات، به کشاندن عراق به جنگ علیه ایران منجر شد. پیش بینی ها چنین بود که اگر بغداد پیروز شود، ایران بی ثبات می شود و رژیم جمهوری اسلامی از میان می رود و یک دولت طرفدار غرب، جای آن به قدرت می رسد و در صورتی که عراق با شکست مواجه گردد، امریکا می تواند خود را به عنوان حامی و مدافع ایران قلمداد نماید».6 موضوعات مرتبط: دفاع مقدس شناسی برچسبها: عراق, جنگ, جمهوری اسلامی ایران, ایران [ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||