ترنم وحی
قرآنی ، اعتقادی ، دینی ، مذهبی ، تربیتی
لینک های مفید

«۳۵۰۱ نفر» آمار شهدای روحانی دوران دفاع مقدس

دفاع مقدس

نویسنده : محمّدتقی عارفیان

تأثیر پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر منطقه

با پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمن سال 1357، پرچم 2500 ساله شاهنشاهی به زیر کشیده شد و نظام جمهوری اسلامی به رهبری قائد فرزانه، حضرت امام خمینی رحمه الله به بار نشست. انقلاب اسلامی ایران، تأثیر عظیمی در مردم جهان به جای گذاشت و نور امید را در دل مستضعفان سرتاسر گیتی تاباند. این انقلاب راه پیروزی مردم را علیه استعمارگران و طاغوت هموار کرد و این امر موجب شد تا استکبار جهانی و در رأس آن آمریکای جنایت کار، صهیونیسم بین المللی و همین طور دولت های مرتجع و دست نشانده منطقه برای درهم کوبیدن انقلاب اسلامی با همه قوا وارد عمل شوند.

شروع تجاوزات عراق

وقتی در تیرماه سال 1358 صدام حسین را پس از برکناری حسن البکر رئیس جمهور عراق شد وی تحت تأثیر استکبار جهانی در همین سال به بهانه های واهی 84 بار مرزهای ایران اسلامی را مورد تعرّض قرار می دهد. در اوّلین تعرض، نیروهای بعثی عراق به دو دهکده در سردشت یورش برده و شش نفر را به قتل رساندند. پس از تسخیر لانه جاسوسی، در آبان ماه 1358 نیروهای عراقی پاسگاه های مرزی ایران در پیشگان، تلخاب و کانی شیخ را مورد حمله قرار دادند. هم چنین در تیرماه سال 1359 آشکار شد که دولت عراق مشوّق یک توطئه کودتای نظامی به رهبری شاپور بختیار بوده است. علاوه بر این دولت عراق به منظور وارد ساختن فشار بیشتر به ایران دست به اخراج دسته جمعی ایرانیان مقیم آن کشور زد. هم چنین بررسی ها نشان می دهد که در شش ماه اول سال 1359، نیروهای عراق حدود 552 بار به مرزهای مقدس جمهوری اسلامی تجاوز کردند.

آغاز جنگ تحمیلی

دولت عراق در 26 شهریورماه 1359، عهدنامه مرزی 1975 الجزایر را به طور یک جانبه لغو کرد و پنج روز بعد از آن، یعنی در 31 شهریورماه 1359، پس از کسب موافقت واشنگتن تهاجم گسترده ای را از طریق زمین و هوا و دریا به خاک مقدّس جمهوری اسلامی ایران آغاز نمود. در این روز صدام در مقابل دوربین های تلویزیونی جهان قرارداد 1975 را مغرورانه پاره کرد و با توطئه ای مشترک و از پیش برنامه ریزی شده به جنگ با ایران برخاست.

اهداف عراق از لغو عهدنامه مرزی 1975 م

دولت عراق بر اساس این باور که توان نظامی به نفع این کشور تغییر نموده است و تمامی عوامل از جمله اوضاع ایران، وضعیت منطقه و مناسبات بین المللی به یاری آنان خواهد آمد با سه هدف عمده تهاجم به خاک ایران را آغاز کردند. این سه هدف عبارت بودند از: 1. براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران؛ 2. حاکمیت بر اروندرود؛ 3. جداسازی استان نفت خیز خوزستان و الحاق آن به عراق.

اهداف عراق از تهاجم به ایران از دید کارشناس آمریکایی

«ادوارد وود لاک»، یکی از کارشناسان مسائل دفاعی آمریکا، تنها چهار روز پس از آغاز تجاوز عراق بیان کرد:

«احتمالاً عراق در جنگ با ایران سه هدف را در نظر داشت: اولین هدف عراقی ها تسلط بر اروندرود و کنترل این شاه راه آبی دهانه خلیج فارس است. هدف دوم عراقی ها استان خوزستان و سومین هدفشان، سرنگونی رژیم [امام] خمینی است». وی در مورد مکانیزم تحقق اهداف عراق، به صورت مرحله ای می نویسد: «پس از نیل به اولین هدف، یعنی برقراری سلطه و برتری عراق به اروندرود، جنگ را برای رسیدن به دومین هدف، یعنی خوزستان ادامه داده، آن گاه برای نیل به هدف سوم، پافشاری می کند».

براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران

دولت عراق هیچ گاه تمایل خود را مبنی به سرنگون ساختن دولت ایران یا تضعیف انقلاب اسلامی پنهان نکرد. طه یاسین رمضان معاون اول نخست وزیر و فرمانده ارتش خلق عراق، در مصاحبه اختصاصی با روزنامه رسمی حزب بعث در ژانویه 1980 م اظهار داشت: «ما بر این نکته تأکید می کنیم که جنگ به پایان نخواهد رسید مگر این که نظام حاکم بر ایران به کلی منهدم شود».

حاکمیت بر اروندرود

رهبران عراق در سخنان خود بارها خواستار برقراری حاکمیت مطلق آن کشور بر اروندرود شدند. صدام نیز در سخنان خود در جلسه فوق العاده مجلس ملی عراق در 17 سپتامبر 1980 در این مورد اظهار داشت: «من در برابر شما اعلام می کنم که موافقت نامه 6 مارس 1975 از نظر ما خاتمه یافته تلقی می شود. بنابراین وضع حقوقی شط العرب باید به وضع قبل از مارس 1975 باز گردد. این رودخانه با تمام حقوقی که از حاکمیت مطلق عراق بر آن ناشی می شود، جزو عراق است، همان طور که در سراسر تاریخ در نام و در واقعیت چنین بوده است». منظور دولت عراق از بازگشت به وضعیت قبل از قرارداد 1975، نظام حقوقی اروندرود مطابق عهدنامه 1937 بود. جالب این که طبق این قرارداد هم عراق حق حاکمیت مطلق بر اروند را ندارد و ایران در اداره این رود با عراق شریک است.

جداسازی خوزستان از ایران

دولت عراق پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تلاش های گسترده ای برای تجزیه استان جنوبی ایران (خوزستان) آغاز کرد و بغداد به صورت پایگاه جنبش های تجزیه طلبانه خوزستان درآمد. عدم کنترل دقیق مرزها در اوایل انقلاب موجب شد تا مقادیر زیادی اسلحه از عراق وارد خوزستان شود. صدام در فروردین 1359 طی سخنانی خواستار به رسمیت شناختن خوزستان (که آن را عربستان نامید) به عنوان یک منطقه عربی شد و اظهار داشت: «هیچ وقت رسالت خود و مفهوم آن را از یاد نبرده ایم. ما فریاد زنان عربی را که در عربستان (خوزستان) به سر می برند، از یاد نخواهیم برد». تلاش دولت عراق برای تغییر اسامی تاریخی و جغرافیایی سرزمین ایران مانند شیوه نظام غاصب اسرائیل بود. اسرائیل طی چهل سال گذشته، ابتدا اسامی تاریخی سرزمین های عربی را تغییر داد، سپس آنها را اشغال و بعد از مدتی ضمیمه خاک خود کرد.

ادعا در مورد جزایر سه گانه ایرانی

همان طور که اشاره شد مقامات مسئول عراقی بارها در سخنان خود خواستار استرداد جزایر سه گانه ایرانی در خلیج فارس شده بودند. این اظهارات شش ماه قبل از آغاز تجاوز عراق به ایران روند فزاینده ای به خود گرفت. صدام در تیرماه 1359 اظهار داشت: «اکنون توان بازپس گرفتن جزایر را داریم؛ پس چه دلیلی وجود دارد که سکوت کنیم؟»

اشغال قسمتی از اراضی ایران

مطامع توسعه طلبانه عراق در حاکمیت مطلق بر اروندرود خلاصه نمی شد. دولت عراق علاوه بر خوزستان به قسمت های شمالی مرز ایران و عراق نیز چشم دوخته بود. دولت عراق آن قسمت از اراضی را که ادعا می کرد برطبق موافقت نامه 1975 الجزایر باید به آن دولت مسترد می شد، با توسّل به زور به اشغال خود درآورد. البته این ادعا هیچ مبنای قانونی نداشت و تنها ناشی از سیاست های توسعه طلبانه عراق بود. پس از اشغال اراضی سیف سعد، زین القوس و میمک، ژنرال عدنان خیراللّه وزیر دفاع عراق اعلام کرد که نیروهای مسلح عراق به مرزهای بین المللی رسیده اند و گفت: «ما تمام سرزمین هایی را که ایران با زورتصرّف کرده بود، دوباره پس گرفتیم و اختلافات خود را با ایران در مورد سرزمین های مذکور حل کردیم».

ایفای نقش ژاندارم منطقه

سقوط شاه که ژاندارم غرب در خلیج فارس بود و رمز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تعادل قوا را در منطقه به نفع عراق تغییر داد. عراق قصد داشت تا از ضعف نظامی ایران استفاده کرده، خود را به صورت قدرت رهبری کننده و مسلّط در خلیج فارس درآورد و به عنوان ژاندارم خلیج فارس مطرح گردد. صدام تجاوز عراق به ایران را دفاع از ملت عرب و کشورهای خلیج فارس و حفظ ویژگی عربی خلیج بیان می کرد. وی در این مورد اظهار داشت: «این جنگ تنها برای ما نیست، بلکه برای تمام اعراب و هم چنین ویژگی عربی خلیج است». وی اضافه کرد: «عراق از طرف ملت عرب و شهروندان خلیج می جنگد».

رویای رهبری جهان عرب

صدام تنها در فکر تسلط بر خلیج فارس نبود، بلکه طبق ایدئولوژی حزب بعث، داعیه رهبری جهان عرب را داشت. شعار حزب بعث «اُمّة عَربیة واحِدَة، ذاتَ رسالَة خالِدَة» است یعنی: ملت واحد عرب با رسالتی جاوید. از نظر حزب بعث مرزهای بین کشورهای عربی باید برداشته شود و اعراب مجددا ملت واحدی را تشکیل دهند. صدام بارها در سخنان خود اظهار کرده بود که از جانب اعراب، برپا خاسته تا حقوق از دست رفته آنها را دوباره به دست آورد. صدام می خواست خود را قهرمان جهان عرب معرفی کند. بنابراین به یک پیروزی سریع بر ایران نیاز داشت. وی می کوشید تا در این مورد پیروزی در جنگ قادسیه را به یاد اعراب بیاورد. از این رو جنگ خود را با ایران «قادسیه دوم» یا «قادسیه صدام» می نامید. وی خطاب به عرب ها گفته بود: «ما که برادران شما هستیم، به نمایندگی از سوی شما، دفاع از سرزمین اعراب را ـ آن گونه که شایسته است ـ بر عهده خواهیم گرفت».

توجیه تجاوز

صدام در 6 مهرماه 1359 برای توجیه تجاوز خود به ایران، خطاب به مردم عراق گفت: «ما باید شمشیرهای علی علیه السلام ، خالد و سعدبن ابی وقاص را برای مبارزه با این گروه ستمگر و آموختن درس های جدید تاریخی به آنها ـ همانند نبرد باشکوه قادسیه ـ از نیام درآوریم. نبرد با شکوه قادسیه خودخواهی خسروپرویز را نابود کرد و موانع اسلام را از میان برداشت و بی دینی و نادانی و تجاوز را در این منطقه ریشه کن کرد. ارتش دلیر ما نیز در زین القوس و سیف سعد همین کار را انجام داد».

شهریور 59، ماه بحران

حکومت عراق در شهریورماه 1359 اقدامات نظامی خود را علیه جمهوری اسلامی ایران گسترش داد و شهرهای بسیاری از جمله قصر شیرین، سومار، مهران، خرمشهر و آبادان را زیر آتش سلاح های سبک و سنگین قرار داد. در 13 شهریور، چندین نقطه قصرشیرین را بمباران کرد و به بیش از صد خانه مسکونی آسیب رساند که طی آن 105 ایرانی بی گناه کشته یا مجروح شدند. در 16 و 19 شهریور نیز به ارتفاعات میمک حمله کرد و حدود 210 کیلومترمربع از خاک ایران اسلامی را به اشغال خود درآورد. سرانجام صدام با تحریک و حمایت اربابان خود، به ویژه آمریکای جهان خوار، تهاجم سراسری خود را به ایران آغاز نمود و موجب به وقوع پیوستن جنایات بسیاری شد که هشت سال به طول انجامید.

چرا جنگ را به وجود آورند؟

مقام معظّم رهبری(مدّظلّه العالی) درباره به وجود آمدن جنگ می فرمایند: «این هم امر روشنی است؛ جنگ را به وجود آوردند تا نظام اسلامی را از بین ببرند یا وادار به تسلیم کنند. برای آنها فرقی نمی کرد. می خواستند یا جمهوری اسلامی به خاطر اشغال و گرفتاری های جنگ ساقط بشود، یا اگر ساقط نمی شود، همان طوری که بیشتر کشورهایی که به این مصیبت ها دچار می شوند و بالاخره رو به یک قدرتمند می کنند و پیش او دست دراز می کنند، شاید ملت ایران و امام عظیم الشأن این ملت هم مجبور بشوند در مقابل دشمنان تسلیم بشوند، دست دراز کنند و بگویند خیلی خوب، ما تسلیم هستیم، نگذارید دیگر عراق این قدر ما را بکوبد. بدون تردید هدفشان این بود؛ اما این آرزو هم به دلشان ماند».

توان ایران در آغاز جنگ

عراق تجاوز خود به ایران را در حالی آغاز کرد که جمهوری اسلامی ایران در پی وقوع انقلاب، هیچ گونه آمادگی برای جنگ نداشت. پیشروی اولیه عراق تا عمق 120 کیلومتری داخلی خاک ایران، خود دلیل این امر است. سپاه پاسداران در حال شکل گیری بود و تجربه کافی برای جنگ نداشت و بسیج در اوایل کار بود. ارتش نیز وضع آشفته ای داشت. در حدود 140 هزار نفر پرسنل رسمی ارتش از خدمت فرار کرده بودند. شمار نیروهای مسلح از 260 هزار نفر به 110 هزار نفر کاهش یافته بود و مدت خدمت نظام وظیفه نیز از دو سال به یک سال تبدیل شده بود. گذشته از آن بحران های عمده سیاسی، اقتصادی و نظامی گریبان گیر کشور بود. از دیگر سو، اوضاع سیاسی بین المللی نیز کاملاً علیه ایران بود؛ زیرا جهان غرب و استکبار به ویژه آمریکای جنایت کار پس از ضربه خوردن از انقلاب اسلامی، با محاصره اقتصادی، مصادره دارایی های ایران در خارج، کمک به گروه های ضد انقلاب در د اخل و ایجاد درگیری های قومی در نقاط مختلف ایران، زمینه های تضعیف نظام را به وجود آورده بودند.

آغاز جنگ از نگاه شهید چمران

عارف و مجاهد بیدار، شهید چمران، درباره حمله عراق به ایران می گوید: «... به خیال آن که رژیم جدید در معرض سقوط است، عراق حمله ای همه جانبه به ایران آغاز کرد. در ساعت 2 بعداز ظهر روز 31 شهریور 1359 هواپیماهای عراقی فرودگاه تهران و فرودگاه های اغلب شهرها را بمباران کردند و دوازده لشگر عراقی که از مدت ها قبل در پشت مرزها به صورت آماده باش درآمده بودند، در طول 800 کیلومتر از شمال قصرشیرین تا خرمشهر و آبادان حمله سرتاسری خود را شروع کردند. درحالی که ارتش ایران در مشکلات داخلی خود دست و پا می زد. افسران قدرت فرماندهی نداشتند و زیردستان از فرماندهان اطاعت نمی کردند. بنابراین هنگام شروع حمله دشمن، فقط دو لشگرِ 92 اهواز و 81 کرمانشاه حرکتی از خود نشان دادند».

تجهیزات و آمادگی عملیاتی عراق

استعداد زمینی عراق در آغاز تهاجم، بالغ بر 48 یگان می شد که عبارت بود از دوازده لشگر (شامل پنج لشگر پیاده و پنج لشگر زرهی و دو لشکر مکانیزه) و هم چنین پانزده تیپ مستقل (شامل ده تیپ پیاده، یک تیپ زرهی، یک تیپ مکانیزه و سه تیپ نیروی مخصوص)، به اضافه تیپ ده گارد ریاست جمهوری و نیز نیروهای گارد مرزی که شامل بیست تیپ مرزی می شد. توان نظامی عراق با بهره مندی کامل از تجهیزاتی شامل 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانک و نفربر، 400 قبضه توپ ضدهوایی، 366 فروند هواپیما و 400 فروند هلی کوپتر، از آمادگی عملیاتی مناسبی برخوردار بود. نیروهای هوایی ارتش عراق، متشکل بود از بیست اسکادران هواپیمای جنگنده و بمب افکن که در نه پایگاه هوایی موجود در این کشور مستقر شده بود. نیروی دریایی عراق نیز از دو پایگاه اصلی تشکیل می شد. در پایگاه دریایی بصره، تیپ 77، متشکّل از مین روب و چهار کشتی کوچک پیاده کننده نیرو، مستقر شده بود.

پیام حضرت امام خمینی رحمه الله در زمان شروع جنگ

حضرت امام رحمه الله پس از حمله متجاوزانه عراق به خاک ایران پیامی صادر کردند که بخشی از آن چنین است: «گمان نکند ملت ما، که دولت ایران و ارتش ایران عاجز از این است که جواب به اینها بدهد. یک چیزی آوردند و یک بمبی اینجا انداختند و فرار کردند، رفتند. یک دزدی آمده، سنگی انداخته و فرار کرده است. ارتش ایران و قوای مسلّح، پاسداران عزیز، قادر به این معنا هستند؛ لکن تا مسئله جدّی نشود، آنها جدّا عمل نمی کنند. آن روزی که مسئله جدّی شد، به تمام این ها به طور جدی امر می کنیم که عمل بکنند و عراق را سر جای خودشان بنشانند. ارتش عراق باید بداند که این جنگ، جنگ با اسلام به هواداری کفر [است] و یک همچو جنگی بر خلاف رضای خداست. ما حرفمان این است که با آمریکا مخالف هستیم. این جرمی است که پیش صدام بخشودنی نیست.

خیال خام

روزنامه کریستین ساینس مانیتور چاپ آمریکا در تاریخ 5 مرداد 1369 نوشت: «صدام حسین جنگ با ایران را با این نیّت آغاز کرد که به سرعت به پیروزی دست یابد. امّا زمانی که گرفتار رکود شد، ناگزیر گردید که به طور روزافزون به کمک های مالی اعراب، کویت و سایر کشورهای غنی از نفت متّکی گردد. وی تقاضاهای کمک اقتصادی را این طور توجیه می کند که او از جانب تمام کشورهای عرب، با ایران درگیر جنگ بوده است».

نظر شهید صیّاد شیرازی درباره جنگ ایران و عراق

«جنگی که بر ما تحمیل شد اختلاف فاحش در ماهیت فکری و ایدئولوژیکی با سایر نبردها یا جنگ هایی که در سطح بین الملل رخ داد، دارد. در واقع نمی توانیم نبردی را پیدا کنیم که یک طرف آن [دارای] موضع کاملاً حق الهی و نشأت گرفته از مکتب مبین الهی اسلام باشد و طرف دیگر، کاملاً موضع[اش]، موضع شیطان و با پشتوانه جهان استکبار».

روحیه شهادت طلبی و مقاومت مردم

دشمن در محاسبات سیاسی نظامی خویش هیچ گاه سهم به سزایی برای مقاومت مردمی در نظر نگرفته بود؛ ولی در عرصه نبرد، حضور گسترده و بی سابقه مردم و روحیه شهادت طلبی آنان معادلات استکبار جنایت کار و صدام را در هم شکست.

حماسه خرمشهر از دید شهید چمران

«صدام، بر اساس محاسبات نیروهای ارتش عراق و ایران، به تحریک حسابگران غربی، تصوّر می کرد که در عرض سه روز نظام اسلامی ایران را واژگون کند، و با پیروزی بر ایران عقده های شکست اعراب را در جنگ های علیه اسرائیل جبران نماید و خود به عنوان فاتح قادسیه جدید، رهبری کشورهای عربی را به دست آورد که سال ها در آرزوی آن می سوخت. حمله شروع شد، نیروهای صدامی به سرعت پیش می آمدند و مطابق محاسبات نظامی و ریاضی، نیروهای ضعیف ارتش جمهوری اسلامی ایران را در هم می کوبیدند تا به نزدیکی شهرهای بزرگ رسیدند؛ ولی در این جا مردم وارد میدان شدند و جلوی آنها را سد کردند و حماسه ها به وجود آوردند و خرمشهر قهرمان با قربان کردن بهترین فرزندان خود و زدن سخت ترین ضربات به دشمن آن چنان حماسه ای از شجاعت و فداکاری و شهادت خلق کرد که خرمشهر به شهر خون و مقاومت معروف شد و به عنوان اسطوره ای از مقاومت مردمی و عشق به انقلاب در دل تاریخ فرو رفت».

سال اول جنگ بدون پیروزی نظامی

جمهوری اسلامی ایران پس از متوقّف کردن دشمن با مقاومت و دفاع همه جانبه مردمی، در مرحله جدید لزوما می بایست متجاوزان را از سرزمین های اشغالی عقب می راند. در این مرحله با هدف آزادسازی مناطق اشغالی چهار عملیات طرح ریزی و اجرا شد. اما متأسفانه به دلیل بی کفایتی بنی صدر در فرماندهی، و خیانت های وی این عملیات ها با شکست و ناکامی روبه رو شد. این عملیات ها عبارت بودند از: 1. عملیات نیروهای ارتش در 23 مهر 1359 با هدف آزادسازی غرب رودخانه کرخه؛ 2. عملیات 3 آبان 1359 برای شکستن محاصره آبادان؛ 3. عملیات نصر در 16 دی ماه 1359 که بعدها به عملیات هویزه مشهور شد و با هدف آزادسازی خرمشهر به انجام رسید؛ 4. عملیات «توکل» در 20 دی ماه 1359 با هدف شکستن محاصره آبادان و آزادسازی خرمشهر.

عملیات نیروی دریایی و هوایی ارتش در آغاز جنگ

به دنبال تهاجم سراسری عراق، نیروهای نظامی به رغم ضعف ها و کاستی ها، با حداقل امکانات به مقاومت پرداختند. نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، تنها پس از چندروز از حمله سراسری دشمن، به دو سکوی نفتی «العمیه» و «البکر» حمله، و آن را منهدم کرد. بدین ترتیب، صادرات نفتی عراق از خلیج فارس با معضل اساسی روبه رو شد. نیروی هوایی ارتش نیز با به پرواز درآوردن 140 فروند هواپیما، مراکز حساس و راه بردی عراق را مورد تهاجم قرار داد.

زمین گیر کردن عراق

اواخر پاییز 1359 ارتش عراق از سه طرف آبادان را محاصره کرد و از رودخانه بهمن شیر گذشت؛ اما پس از رسیدن به منطقه «ذوالفقاریه» و روبه رو شدن با مقاومت نیروهای نظامی و مردمی مجبور به عقب نشینی شد. در این مرحله، یعنی از زمستان 59 تا اول تابستان 60، نیروهای اسلام توانستند با دفاع دلیرانه خود، ارتش عراق را شش ماه متوقف و زمین گیر کنند.

سازماندهی و ارتقای توان نظامی سپاه و ارتش

پس از زمین گیر نمودن دشمن، ارتش جمهوری اسلامی ایران در طول سال اول جنگ توانست با بازسازی سریع و ارتقای توان رزمی خود، خسارات شدیدی به ارتش عراق وارد آورد و مواضع خود را برای عملیات آتی بهبود بخشد. این استراتژی در وصول به اهداف خود موفق بود و ارتش توانست سازمان و نظم عملیاتی را در سراسر جبهه ها به نحو مطلوب برقرار سازد. در این مرحله نیروهای سپاه پاسداران نیز با کسب تجربه و آموزش های عملیاتی به نحو فعّال تری در کنار ارتش وارد عمل شد. شایان ذکر است که مقاومت و پشتیبانی مردم غیور و شهادت طلب نیز تأثیر روانی شگرفی در افزایش روحیه رزمندگان داشت. اما به رغم روحیه ایثارگرانه، به علت فقدان آموزش های رزمی کافی نیروی مردمی نمی توانست به نحو مؤثّری به کارگرفته شود.

تغییر استراتژی

تلاش های بنی صدر برای آزادسازی مناطق اشغالی به علت تکیه بر نیروها و روش های کلاسیک، ناکام ماند. به دست نیامدن نتیجه موفقیت آمیز برای ایران، این باور را برای دشمن به همراه داشت که ایران فاقد توانایی لازم برای طراحی و اجرای عملیات اساسی می باشد. شهید والامقام حسن باقری، در فروردین 1360 پس از بحث با برخی از مسئولان سپاه در مورد ضرورت تغییر استراتژی جنگ می گوید: «باید به خود جرأت داد که این نوع جنگیدن به درد نمی خورد و لازم است استراتژی جنگ عوض شود». سردار رضایی در این زمینه می گوید: «استراتژی نظامی به طور کلی در ایران از هم پاشید. در این جا استراتژی جدید نیروهای حزب اللّه آغاز شد. نیروهای حزب اللّهی آمدند و جنگ انقلابی را تدوین کردند و بر اساس آن یک سری عملیات های محدود انجام شد». مشخصه مرحله جدید دست یابی به روش های جدید برای شکستن خطوط دفاعی دشمن با اتکا به نیروهای بسیج و سپاه بود. نتایج این عملیات ها علاوه بر نمایاندن ضعف های دشمن و قابلیت های نیروهای انقلابی، درستی استراتژی جدید را نشان داد.

اولین قدم

عملیات غیرکلاسیک محدود با تکیه بر ایمان و فرهنگ انقلاب و نیز اتّکا به سپاه و بسیج آغاز شد و اولین قدم در تاریخ 26 اسفندماه 59 برداشته شد. طبق طرحی که طرح «امام مهدی(عج)» نام گرفت، برادران سپاه با استعداد دویست نیروی رزمنده و سلاح های سبک و آرپی جی، از چهار محور به دشمن، در غرب سوسنگرد، یورش بردند و یک گردان مکانیزه دشمن را منهدم کردند. این عملیات با آتش توپخانه ارتش پشتیبانی شد. در اواخر بهار 1360، با حذف بنی صدرخائن از فرماندهی کل قوا و ریاست جمهوری ـ که عامل اصلی اختلاف بین نیروهای مسلح بود ـ اولین عملیات مشترک ارتش و سپاه به نام «فرماندهی کل قوا، خمینی روح خدا» در منطقه عمومی دارخوین، بین اهواز و آبادان صورت گرفت. در این عملیات سه کیلومتر از خاک ایران از دشمن غاصب بازپس گرفته شد.

طولانی شدن زمان اشغال

از زمان تجاوز و سرانجام زمین گیر شدن دشمن در مناطق اشغالی، تا آغاز تهاجم گسترده رزمندگان اسلامی یک سال ونیم طول کشید. این امر باعث شد که دشمن جمهوری اسلامی را در بیرون راندن آنها از مناطق اشغالی ناتوان بداند. سردار سرتیپ غلام علی رشید، مسئول معاونت اطلاعات و عملیات ستاد کل نیروهای مسلح، در این زمینه می گوید: «دشمن یک سال در خاک ما به سر می برد، بدون این که ما حرکت آفندی گسترده و موفقی علیه او انجام دهیم. این مسئله دشمن را به این نتیجه رساند که ما فاقد توان آفندی بوده و قادر نیستیم که زمین های اشغالی را از دشمن بازپس بگیریم».

همکاری سپاه و ارتش

با حذف بنی صدرخائن، مقدمات همکاری جدّی ارتش و سپاه فراهم شد. سپاه توانست توان خود را افزایش داده، با به کارگیری متمرکز نیروهای مردمی از این عامل اساسی برای پیشبرد اهداف نظامی استفاده کند. سپاه ظرف مدت کوتاهی چهارتیپ سازمانی تشکیل داد که هرکدام دارای هشت تا دوازده گردان عملیاتی بودند. همکاری ارتش و سپاه در جوّی سرشار از تفاهم، به رفع بسیاری از توهّمات و تبلیغات سوء گذشته انجامید. در نتیجه این همکاری و با تلاش شهیدان کلاهدوز و نامجو بود که عملیات ثامن الائمه علیه السلام طراحی و اجرا شد.


موضوعات مرتبط: دفاع مقدس شناسی
برچسب‌ها: دفاع مقدس شناسی
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 6:0 ] [ اکبر احمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

باسلام این وبلا برای بالا بردن بینش وآگاهی عزیزان در زمینه های مختلف راه اندازی شده است
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب